اگر شما نمیدانید كه بعد از مرگ چه چیزی در انتظار شماست ترسیدن بی معناست چون به یقین نمیدانید بهشت و جهنم هم هست یا نه این صحبت شما خواسته یا ناخواسته یك برهان اثبات خداست نام دیگر این برهان قمار باز پاسكال است فرض کنید که خدایی که پس از مرگ تان با آن مواجه می شوید، بَعل [خدای باستانی کنعانیان] باشد و فرض کنید که بعل هم به همان حسودی رقیب قدیمی اش یهوه باشد. آیا بهتر نیست که پاسکال به جای شرط بندی روی یک خدای خاص، اصلاً روی هیچ خدایی شرط بندی نکند؟ آیا با توجه به شمار فراوان خدایانی که می توان رویشان شرط بندی کرد، کل منطق شرط بندی پاسکال زایل نمی شود؟ شاید پاسکال این برهان را به شوخی مطرح کرده باشد، همان طور که من آن را به شوخی رد می کنم. آیا نمی توان گونه ای ضدبرهان قمارباز پاسکال مطرح کرد؟ فرض کنید بپذیریم که واقعاً اندک بختی هست که خدا موجود باشد. با این حال، می توان گفت که اگر بر روی نبودن خدا شرط ببندید از زندگی سرشارتر و دلپذیرتری برخوردار می شوید، اما اگر بر روی وجود خدا شرط ببندید مجبورید وقت گرانبهایتان را برای عبادتاو، قربانی کردن به درگاهش، جنگیدن و مردن به خاطرش و غیره تلف کنید.

با سلام مدتی است كه اين سوال برايم ارسال شده ومن هر چه فكر ميكنم جواب دندان شكنی برايش پيدا نميكنم كمكم كنيد
باتشكر مهدوی

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
با توجه به براهيني كه در اثبات يقيني خداي متعال وجود دارد، واقعا جاي تعجب است شخصي چنين قاطعانه و جاهلانه در مقام رد خدا برآيد. كاش او نيم نگاهي به آنچه كه فلاسفه و بزرگان تاريخ از فيثاغورث حكيم گرفته تا ارسطو و افلاطون و سقراط و فارابي و ابن سينا و خواجه نصير الدين طوسي و ملاصدرا و هزاران هزار فيلسوف و دانشمند كه در تاريخ بشر برجسته و سرشناسند مي انداخت. چنين قاطعانه در مقام رد خدا مانند چيزي كه هيچ دليل و برهاني بر اثبات آن وجود ندارد بر نمي آمد.
اين ادعائي بسيار بي پايه است كه « كسي نمي داند بعد از مرگ چه چيزي در انتظار ما است. چون به يقين نمي داند بهشت و جهنم هم هست يا نه » ما و هر مومن به خدا ( اعم از يهودي و مسلمان و مسيحي ) يقين به وجود بهشت و وجود جهنم داريم. در بسياري از موارد حتي تفصيلات آن ها را يقين داريم، مانند نعمات بهشتي و عذاب هاي جهنمي كه در قرآن ذكر آن ها آمده . بلي ممكن است تصوري دقيق از نعمت ها و عذاب ها وجود نداشته باشد، ولي اين مساله ضرري به اعتقاد و يقين به اصل وجود عذاب و نعمت بعد از مرگ وارد نمي كند.
از ديدگاه اسلامي، مومن به خدا بايد از روي علم و يقين، اعتقاد به عالم آخرت داشته باشد. اين علم را بايد از روي دليل و استدلال عقلي بدون خدشه پذيري قبول كند و گرنه ايمانش فاسد است.
اين سخن كه زندگي پس از مرگ و بهشت و جهنم از امور مجهول هستند و اطلاعي از بودن يا نبودن آن ها در دست نيست، ادعائي پوچ و باطل است كه تعبير معروف« كافر همه را به كيش خود پندارد »در اين جا و بر مطلب وارد است. اين فرد چون اهل تحقيق و مطالعه نيست و به خاطر آن به ادله يقيني و عقلي اثبات وجود زندگي پس از مرگ و وجود بهشت و جهنم اطلاع حاصل نكرده، فكر كرده است كه چنين دليلي وجود ندارد. مانند انسان كوري كه چون آفتاب را نمي بيند ، نديدن خود را دليل بر نبودن آفتاب مي گيرد و مي گويد نمي بينم، پس آفتابي نيست.
اما موردي كه در مورد انكار وجود خدا و عدم وجود ادله كافي براي اثبات او و امكان وجود تمام احتمالاتي كه در مورد خداهاي گوناگون داده مي شود ، بيان كرده است، دو جواب دارد: يكي حلي و ديگري نقضي.
پاسخ مستقيم و حلي كه ريشه فاسد اين اعتقاد را روشن مي كند، اين است :
همان ادله كه در مورد زندگي پس از مرگ و وجود بهشت و جهنم گفتيم، در مورد اثبات وجود خدا نيز وجود دارد. يعني ادله فراواني كه در اثبات اصل وجود خدا و نيز اثبات صفات خداي متعال وجود دارد ،جاي انكاري در اين مورد باقي نمي گذارد . انكار خداي يكتا و كفر يا شرك به او ، با وجود فراواني ادله اثبات وجود خدا و نيز اثبات وحدانيت و ديگر صفات او ،‌ پرده بر روي حق انداختن است و پنجه بر آفتاب كشيدن.
آيا كسي مي تواند با وجود برهان نظم ، برهان حدوث ، برهان حركت ، برهان هدايت، برهان فطرت ،برهان امكان و وجوب ، برهان صديقين ، برهان امكان فقري ، برهان معجزه ، برهان تجربه ديني و براهين اخلاقي ، در اثبات وجود خدا و نيز با وجود برهان عدم تركب و برهان تمانع و برهان فرجه و برهان محدوديت و برهان وحدت حقيقت و ده ها برهان ديگر در اثبات يكتائي و بساطت و مجرد بودن از ماده و جسم ، جائي براي انكار وجود خدا و انكار يكتائي خدا و انكار تجرد او از ماده و جسم در انديشه خود ببيند ؟ خداي واحد و بسيط و لطيف و قادر و عالم و حي و مريد و فعال ما يشا را با خدايان چوبي و سنگي كنعانيان و بابليان و آشوريان و هندو ها و بودائي ها و شنتوئيسم ها و... مقايسه كند ؟ با وجود تمام آن ادله عقلي فلسفي باز بگويد : «‌ فرض كنيد خدائي كه پس از مرگ تان با او مواجه مي شويد ، بعل خدا باستاني كنعانيان باشد . فرض كنيد كه بعل هم به همان حسودي رقيب قديمي اش يهوه باشد ». آن ادله عقلي و فلسفي يقيني چنين فرض هائي را از اساس باطل مي سازد .چنين فرض هائي معلول ذهن هائي معلول و ناتوان از انديشه عقلي و فلسفي صحيح و متقن است كه در عالم خيال و وهم و فرض سير مي كنند . از عالم عقل و تحقيق و يقين ،به فاصله زمين تا آسمان و بلكه بيش تر فاصله دارند.
مانند اين است كه كسي بگويد فرض كنيد كه دو ضرب در دو چهار نشود . در اين صورت ما چند فرض بي معنا و بي قواره مي توانيم در مقابل دو ضرب در دو داشته باشيم ؟ بي نهايت.
اگر چنين فرضي بكنيد ، مي توانيد دو ضرب در دو پنج يا ده يا هشت يا هزار يا ميليارد يا 10 به توان n فرض داشته باشيد كه همه اش پوچ و بي معني است، چرا كه حق را كه
دو ضرب در دو مي شود ،چهار به دليل عقلي و رياضي انكار كرده و پوشانده ايد. بنا بر اين دريائي از ظلمت و پوچي خواهيد داشت كه نهايتي براي آن قابل تصور نيست.
اين شخص گمان كرده است كه حيطه عقل و فلسفه ، حيطه بازي و شرط بندي و قمار بازي و شوخي بازي و لودگي است كه با شوخي برهاني را بخواند و با شوخي آن را رد كند. البته تلقي هم از اين گونه مطالب جدي گرفته نمي شود و وقعي بدان ها نهاده نمي شود، همان گونه كه خداي متعال در مورد كافران فرموده است كه :
« ... قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في‏ خَوْضِهِمْ يَلْعَبُون‏ ؛ اي پيغمبر بگو: «خدا!» سپس آن ها را در گفتگوهاى لجاجت ‏آميزشان رها كن، تا بازى كنند.» (1)
پاسخ نقضي :
طبق همان شرط بندي كه اين شخص بيان كرده ، آيا انسان عاقل و دانا جانبي را انتخاب مي كند كه احتمال نفع آن جانب كم تر و احتمال ضرر آن بيش تر است يا بر عكس ؟
طبق شرط بندي گفته شده احتمال وجود خدا و توصيفاتي كه از جهنم و بهشت و ابدي بودن آن ها در جانب ايمان به خدا وجود دارد ،با احتمال نبودن خدا و بنا بر اين نبودن جهنم و بشهت مساوي است.
در حالي كه لوازم و تبعات هر كدام از دو احتمال مختلف مي باشد. به اين معنا كه در جانب احتمال وجود خدا ، بهشت و جهنم و زندگي ابدي و جاويدان حقيقت پيدا مي كنند . اگر انساني اين احتمال را انتخاب نكند و به آن معتقد نباشد ، نفعي كه به دست مي آورد، يك زندگي دنيائي با نهايت 100 سال با بيست سال كم تر يا بيش تر با انواع و اقسام لذت ها است كه البته لذت هاي صرف نيز نيستند . براي به دست آوردن كوچك ترين لذتي در آن بايد سختي هاي بسياري را تحمل كند. كسي كه مي خواهد يك لقمه لذيذ در دنيا به دست آورد و از خوردن آن لذت ببرد ،بايد زحمت كار و تلاش فراوان و طاقت فرسائي را تحمل كند و بعد از خوردن زحمت دفع آن را نيز بكشد. براي لذت بردن از يك ساحل زيبا بايد رنج سفر را بر جان بپذيرد ، براي به دست آوردن يك زيبا روي بايد ده ها مانع را از سر روي خود بردارد و بعد از رسيدن هم سعي فراوان كند تا آن چه را به دست آورده نگهدارد. البته نمي تواند چرا كه پيري و زشتي و فرسودگي و ناتواني در راه است . دير يا زود هداياي خود را به او تقديم خواهند كرد . از پس تمام اين ها مرگ است كه هر عيشي را به عزا تبديل مي كند .
همان گونه كه مي بينيد لذت در دنيا وجود دارد، ولي چنان دلكش نيست كه عقل از سر و هوش انسان عاقل بربايد.
اما آنچه كه از دست مي دهد چيست ؟ زندگي ابدي به همراه نعمت هاي ابدي و لذت هاي خالص و بدون كم ترين عذاب و رنج اخروي ابدي و جاويدان. در مقابل آنچه كه به دست مي آورد چيست ؟ زندگي ابدي به همراه انواع و اقسام عذاب هاي جهنمي خالص و بدون لحظه اي آسايش و ابدي و جاويدان اخروي كه از فوق آن ها بالاترين عذاب يعني غضب و سخط الهي است . مرگ و پاياني براي آن متصور نيست ،مثل آن عذاب هائي كه در دنيا براي عذاب هاي دنيوي متصور بود.
اما كسي كه جانب احتمال بودن خدا را انتخاب كند ، چه به دست مي آورد و چه از دست مي دهد ؟
دقيقا بر عكس آنچه كه منكر خدا به دست آورد و از دست داد. يعني نعمت آخرتي و آسايش ابدي را به دست مي آورد كه نهايتي براي آن نيست . تنها قسمتي از لذت هاي زندگي دنيوي را كه در مقابل نعمت هاي اخروي بسيار اندك و ناچيزند ،‌ از دست مي دهد.
اين كه گفتيم قسمتي از نعمت هاي دنيوي را از دست مي دهد، حقيقتي است كه در زندگي مومنان مي بينيم.
نه زندگي منكران خدا در دنيا سراسر لذت و خوشي است كه گاهي بدترين زندگي را دارند . بسيار اتفاق مي افتد كه به خاطر خوي حيواني كه كافر دارد ، در صدد بهره كشي از هم بر مي آيند . چه جنايت ها كه در حق يكديگر مرتكب نمي شوند . چه آسايش هائي كه از همين زندگي محدود چند ساله دنيوي شان به دست خود سلب نمي كنند.
نه زندگي مومنان به خدا سراسر بي لذتي و غم و اندوه و عذاب و رنج است. بسياري جوامع مومن بودند و هستند و از نعمت ها و لذت هاي بسياري كه خدا براي آن ها در دنيا فراهم كرده است، بهره مند مي شوند . اتفاقا از يك زندگي بسيار راحت تر و آسايشمند تري نسبت به زندگي بي خدا ، برخور دارند. چرا كه بي خدا خود را در دنيا در مقابل مشكلات تنها مي بيند، ولي يك انسان با خدا هميشه نقطه اميدي در مقابل خود دارد . هيچ وقت ياس و نااميدي او را از پاي در نمي آورد . با نگاهي كه به مشكل و رنج دنيا دارد ،آن را تبديل به نعمتي مي كند براي ارتقاي روح و روان و معنويت خود.
حال قضاوت كنيد عاقل كسي است كه احتمال برخورداري از يك زندگي محدود با لذت هاي محدود و مخلوط به انواع زحمت ها و رنج هاي دنيوي را انتخاب مي كند و از احتمال زندگي ابدي به همراه لذت هاي ابدي واقعي و حقيقي و اصيل و خالص از رنج و عذاب، چشم مي پوشد يا كسي كه برعكس او عمل كند؟

براي اطلاع از براهين مختلف اثبات وجود خدا و اثبات صفات او مي توانيد به كتاب هاي فلسفي و كلامي مانند
« آموزش عقائد » تاليف استاد مصباح يزدي ،‌
« توحيد » تاليف استاد شهيد مرتضي مطهري ،‌
« الالهيات » جلد 1 ، تاليف آيت الله سبحاني ،
« تبيين براهين اثبات وجود خدا » تاليف آيت الله جوادي آملي و ديگر كتب كلامي و فلسفي مراجعه كنيد.
براي اطلاع از براهين اثبات معاد مي توانيد به كتاب هاي كلامي مانند
« معاد » تاليف استاد شهيد مرتضي مطهري ،‌
« آموزش عقائد ج 3 » تاليف استاد مصباح يزدي ،‌
« معاد» تاليف آيت الله دستغيب ،
« به سوي جهان ابدي » تاليف زين العابدين قرباني ،‌
« معاد » تاليف آيت الله مكارم شيرازي ،
« كشف المراد » تاليف علامه حلي (ره) و ديگر كتب كلامي مراجعه كنيد.‌
پي نوشت:
1. انعام(6) ، آيه 91.