باسلام
بهائيت و وهابيت چه قدر قدمت دارند ؟ و چه عقايدي دارند؟
پرسش: وهابيت و بهائيت
شرح : وهابيت چه قدر قدمت دارند ؟ چه عقايدي دارند؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
در قرن هشتم هجری فردی موسوم به احمد بن تیمیه، به برخی از سنن و عقاید رایج مسلمانان اعتراض کرد و گرایش به آن ها را مایه شرک و دوری از توحید پنداشت، مانند آن كه مدعی شد که شفاعت اولیای الهی در روز رستاخیز، واقعیت دارد، ولی درخواست شفاعت از آنان در این جهان، شرک است.
احمد بن تیمیه نجدی در سال 661 هجری قمری، پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان که از توابع شام است، به دنیا آمد. تحصیلات اولیه را تا 17 سالگی در آن سرزمین به پایان برد.
تا سال 698 هـ. ق چیزی از احمد شنیده نشد، ولی از آغاز قرن هشتم افکار مخرّب وی ظهور و بروز یافت؛ خصوصاً زمانی که ساکنین حماه از وی خواستند آیه «الرحمن علی العرش استوی» را تفسیر کند. در تفسیر این آیه برای خداوند جایگاهی در فراز آسمانها که بر عرش و سریری متکی است ،تعیین کرد.
انتشار پاسخ ابن تیمیه در دمشق و اطراف آن غوغایی به راه انداخت، به طوری که علمایی همچون جلالالدین حنفی، قاضی وقت، محاکمه وی را خواستار شدند. قاضی او را احضار کرد، ولی او در محاکمه حاضر نشد. ابن تیمیه، پیوسته افکار عمومی را با نظریات خلاف مشهور و رایج خود متشنج و پریشان میکرد، تا این که بالاخره در سال 705 هـ. ق در دادگاه محکوم و به مصر تبعید شد. وی در سال 707 از زندان آزاد شد، ولی تا سال 712 به شام برگشت و در آن جا به نشر افکار و نظریات خود پرداخت، تا این که مجدداً در سال 721 محکوم به زندان شد و در سال 728 در زندان مرد.
برخي از دانشمندان اسلامي بیانیههایی در باره ابن تیمیه وافكار وي صادر کردهاند،
انتقادات مستمر دانشمندان وقت، موجب انزوای ابن تیمیه شد و مرامش به تدریج به فراموشی سپرده شد، چندان که دیگر کسی از افکار وی دم نمیزد، گویی در جهان چنین کسی نبوده و چنین افکاری را عرضه نکرده است. بر اثر مبارزات یاد شده، از مکتب ابن تیمیه جز در کتابهای شاگرد وی، ابن قیم جوزی (691 ـ 751) نامی باقی نماند. حتی خود ابن قیم نیز در کتاب «الروح» به چالش با استاد خود پرداخته است.
اکنون باید دید چگونه این مکتب بار دیگر در قرن 12 هجری از انزوا و گمنامی بدر آمد و برخی مجدداً به نشر و ترویج آن پرداختند؟
حدود پانصد سال بعد از ابن تیمیه، آرای وی توسط فردی موسوم به محمد بن عبدالوهاب از انزوا و گمنامی به در آمد . با ترویج آن به وسیله قدرت شمشیر، موجی نو از تفرقه و کشتار بین مسلمانان به راه افتاد. متأسفانه طرح مجدد افکار ابن تیمیه از سوی محمد بن عبدالوهاب در اوضاع تاریخی بسیار نامناسبی صورت گرفت. چنان که گویی اساساً وضع این افکار، برای ایجاد شکاف و اختلاف میان مسلمانان، آن هم در بدترین اوضاع تاریخی بود! ترویج آرای ابن تیمیه از سوی محمد بن عبدالوهاب (که عنوان مکتب وهابیت را به خود گرفت) و سپس حمله وهابیان با پشتیبانی سیاسی ـ نظامی شیوخ برخی از قبایل «نجد» به مناطق مسلمان نشین حجاز و عراق و شام و یمن، در دهههای نخست قرن 13 هجری صورت پذیرفت.
نکته بسیار عجیب و غیر قابل هضم ، جریان فتوای محمد بن عبدالوهاب (مثلاً به عنوان فقیه) به تکفیر مسلمانان جهان و تشویق و پیروان خویش به قتل و غارت فجیع آنان به اتهام شرک و بتپرستی است که صحنههای جانگدازی در طول دو قرن اخیر پیش آورده است. چنین فتوایی در بین پیروان ادیان الهی کمتر سابقه دارد.
وی در کتاب کشف الشبهات مینویسد: کسانی که فرشتگان و پیامبران و اولیاء الله را شفیع قرار داده، به وسیله آن نزد پروردگار تقرب میجویند، خونشان حلال و قتل آنان جایز است. (1)
خشونت و وحشیگری در ذات این مکتب نهفته است . مظاهر آن در حمله و کشتار بیسابقه مردم مظلوم کربلای معلی در سال 1343 هجری قمری دیده میشود که حدود 7000 نفر از علما، سادات و مردم را قلع و قمع کردند که بسیار دور از باور و انسانیت است. (2).
احياگر تفكرات ابن تيميه و پایهگذار وهابیت:
محمد بن عبدالوهاب در سال 1115 هـ. ق در شهر عُینیه از توابع نجد به دنیا آمد. پدر او عبدالوهاب قاضی شهر به شمار میرفت. محمد بن عبدالوهاب فقه حنبلی را در زادگاه خود آموخت. سپس برای تکمیل معلومات رهسپار مدینه منوره شد و در آن جا به تحصیل حدیث و فقه پرداخت.
تا زمانی که پدرش در قید حیات بود، کمتر سخن میگفت. تنها گاهی میان او و پدرش نزاعی در میگرفت. ولی پس از مرگ پدر به سال 1153هـ. ق، پرده از عقاید خود برداشت. تبلیغات محمد بن عبدالوهاب در شهر حُریمله افکار عمومی را برآشفت، به گونهای که ناچار شد این شهر را به قصد اقامت در زادگاهش ترک کند.
در زادگاهش (عینیه) با حاکم وقت، عثمان بن مَعمر، تماس گرفت و دعوت جدید خود را با او در میان نهاد و قرار شد که با پشتیبانی حاکم، آیین خود را تبلیغ کند، ولی طولی نکشید که فرمانروای احسا (که مقامی بالاتر از حاکم عییینه داشت) عمل عثمان را ناروا شمرد و دستور داد هر چه زودتر فرزند عبدالوهاب را از شهر بیرون کند.
محمد بن عبدالوهاب ناچار شد برای اقامت و تبلیغ مفاسدش محل دیگری را برای زندگی انتخاب کند، بنابراین به منطقهای به نام دِرعیه رفت. حاکم درعیه محمد بن سعود (جد آل سعود) بود. او دعوت خود را با حاکم در میان گذاشت و هر دو پیمان بستند که رشته دعوت از آن محمد بن عبدالوهاب و زمام حکومت در دست محمد بن سعود باشد. برای استحکام روابط ازدواجی نیز بین دو خانواده صورت گرفت.
محمد بن عبدالوهاب این بار تبلیغات مسمومش را در پرتوی قدرت حاکم آغاز نمود. به زودی هجوم به قبایل اطراف و شهرهای نزدیک شروع شد . سیل غنایم از اطراف و اکناف به شهر درعیه، که شهر فقیر و بدبختی بود، سرازیر گشت. این غنایم، چیزی جز اموال مسلمانان منطقه نجد نبود که با متهم شدن به شرک و بتپرستی، اموال و ثروت شان بر سپاه محمد بن عبدالوهاب حلال شده بود!
برخي از عقايد وهابيت :
-وهابی ها معتقدند که هیچ انسانی نه موحد است و نه مسلمان مگر این که اموری را ترک کنند، از جمله:
به وسیله هیچ یک از رسولان و اولیای پروردگار به خدا توسّل نجوید. هر کس اقدام به این کار کند، مشرک می باشد،(3) از این رو وهابیان زیارت قبر پیامبر و ائمه(ع) را جایز نمی دانند . باور دارند که هر کس از پیامبر(ص) طلب شفاعت کند، مانند این است که از بت ها شفاعت خواسته است.(4)
- از مسائل دیگری که وهابیان درباره آن حساسیت خاصی دارند، تعمیر قبور و ساختن بنا روی قبر پیامبر و اولیای الهی و صالحان است. برای نخستین بار این مسئله را "ابن تیمیه" و شاگرد معروف او "ابی القیم" عنوان کرد . بر تحریم ساختن بنا و لزوم ویرانی آن فتوا داده اند.(5)
بر همین اساس سعودی ها هنگامی که در سال 1344 هجری بر مکه و مدینه و اطراف آن تسلط پیدا کردند، به فکر افتادند که برای تخریب مشاهد و آثار خاندان رسالت و صحابه پیامبر مستمسکی به دست آورند و اقدام نمایند.(6)
- وهابیان بر این باورند که مسلمانان در طی قرون، از آیین اسلام منحرف شده و در دین خدا بدعت هایی نهاده اند که با شرع اسلام مخالف می باشد. بر این اساس باید از اصولی که پیامبر(ص) تعیین کرده است، پیروی نمود.
بنابر عقاید وهابیان، هیچ کس حق ندارد همان گونه که نمی تواند از پیامبر شفاعت بخواهد، به رسول خدا سوگند یاد کند و از الفاظی مانند: به حق محمد و ... استفاده نماید،(7) زیرا قسم خوردن به دیگران و درخواست حاجت از غیر خداوند با آیات قرآن منافات دارد: "فلا تدعوا مع الله احداً".(8)
-نیز معتقدند : تشییع جنازه و سوگواری حرام است؛ زیرا ارواح اموات کاری نمی توانند بکنند و در امور دنیوی و اخروی نمی توانند دخالت داشته باشند.(9)
- وهابیان معتقدند القابی را که بر عزت و احترام دلالت دارند، در مورد انسان ها نباید به کار برد و ناصواب است؛ زیرا احترام و تعظیم تنها شایسته خداوند است.
- وهابیون به جنگ با دیگر فرقه ها و مذاهب اسلامی معتقد هستند و مدعی اند یا باید به آیین وهابیت در آیند و یا جزیه دهند، از این رو همیشه با مسلمانان دیگر به جنگ می پردازند و آنان را به کفر متهم نموده و اموال و نوامیس بقیه را حلال می دانند. آنان باور دارند که هر کس مرتکب گناه کبیره شود، کافر است.(10)
جهت آگاهي بيش تر ر.ك: آيين وهابيت، آيه الله جعفر سبحاني ؛
سلفي گريزي و پاسخ به شبهات ، علي اصغر رضواني
پینوشتها:
1. کشف الشبهات، ص 58 ـ 87، چاپ : دارالقلم.
2. جعفر سبحانی، آیین وهابیت، ص 24 ـ 29 ،ناشر دفتر انتشارات اسلامي (جامعه مدرسين )سال چاپ 1376 ؛
كشف الارتياب في أتباع محمد بن عبد الوهاب ، سيد محسن أمين ، ص 77 ، ناشر : مكتبة الحرمين - قم
3. احمد مبلغی، تاریخ ادیان، ج 3، ص 1429. ناشر انتشارات منطق ، سال چاپ 1373
4. همان.
5. آیین وهابیت، ص 38؛
6. همان، ص 38.
7. احمد مبلغی، همان، ص 1430.
8. جن (72) آیه 8.
9. احمد مبلغی، همان، ص 1430.
10. همان، ص 1431.
پرسش: بهائيت چيست و چه قدر قدمت دارند ؟ چه عقايدي دارند؟
پاسخ:
مسلک بابیگری در قرن سیزدهم قمری (نوزدهم میلادی) توسط فردی به نام سید علی محمد پدید آمد. وی در اول محرم سال 1235 یا 1236 (1820 میلادی) در شیراز متولد شد. بعد از دوران کودکی مشغول کار و کسب شد سپس آن را رها کرد و برای کسب علم رهسپار عراق و حجاز گردید. در کربلا در زمره شاگردان سید محمد کاظم رشتی (1203- 1259 ق) در آمد.(1)
سید محمد کاظم رشتی از شاگردان شیخ احمد احسایی و از شیخیه بود که درباره ائمه طاهرین(ع) افکار و عقاید غلو آمیزی داشت. آنان را مظاهر تجسم یافته خدا یا خدایان مجسم میانگاشت و میگفت:
باید در هر زمانی یک نفر میان امام زمان (عج) و مردم باب و واسطه فیض روحانی باشد. این گونه عقاید توجه سید علی محمد را به خود جلب کرد، و از مریدان خاص وی گردید، از همان جا بود که فکر ادعای بابیت در ذهن او راه یافت.
پس از فوت سید کاظم رشتی، در سال 1260ق. سید علی محمد نخست ادعای بابیت و سپس ادعای مهدویت نمود. به تدریج ادعای نبوت و شارعیت کرد و مدعی وحی و دین جدید گردید، بالاخره این ادعا را به ادعای نهایی ربوبیت و حلول الوهیت در خود پایان داد.
فرقه بهاییه و ازلیه
میرزا حسینعلی موسس فرقه بهاییه در سال 1233 ق متولد شد.
تحصیلات مقدماتی و خواندن و نوشتن و مقداری عربی را- طبق سنت رایج زمان- آموخت. با ظهور باب، میرزا حسینعلی و برادر ناتنیاش یحیی صبح ازل و تنی چند از خاندانش به باب پیوستند، و پس از اعدام باب، یحیی صبح ازل دعوی جانشینی او را کرد. میرزا حسینعلی در آغاز تسلیم او شد. اما پس از مدتی، رقابتبا برادر را آغاز کرد. نخست ادعای «من یظهره اللهی» - که در سخنان باب آمده بود کرد. به تدریج بر ادعاهای خود افزود تا به ادعای رسالت و شارعیت و حلول خدا در او رسید. خود را الهیکل الاعلی نامید (انا الهیکل الاعلی) و مدعی شد که سید علی محمد باب زمینهساز و مبشر ظهور وی بوده است. (2)
سفارتخانههای خارجی- به خصوص روس- با صراحت از آنان حمایت میکردند. سرانجام در این کشمکش میرزا حسینعلی که بیش تر مورد حمایت ایادی استعمار بود، غلبه یافت و ازلیه به دست فراموشی سپرده شدند. (3)
عباس افندی و شوقی افندی
پس از مرگ میرزا حسینعلی همه چیز راه فراموشی و سکوت پیش گرفت. بابیها کم کم محو و فراموش شدند، و بهاییها در حالت صبر و انتظار به سر میبردند، تا این که پسر ارشد میرزا حسینعلی به نام عباس افندی(1844 - 1921 م. ) که عبد البهاء لقب گرفت، به تجدید آن پرداخت.
عباس افندی در محیط حکومت عثمانی و داخل ایران مجالی برای فعالیت خود نمییافت. بدین جهت در سال 1911 م. به اروپا مسافرت کرد. به جای روسیه با انگلستان و سپس آمریکا رابطه ویژهای برقرار کرد. در جریان جنگ جهانی اول (1914) خدمات زیادی برای انگلستان انجام داد. پس از پایان یافتن جنگ، به پاس این خدمات، طی مراسمی لقب سر (Sir) و نشان نایت هود (Knight Hood) که بزرگ ترین نشان خدمتگزاری به انگلیس است، به وی اعطا شد. بدین صورت بهائیگری به عنوان ستون پنجم و یکی از ابزار سیاست استعماری انگلیس- و نیز آمریکا- مبدل شد.
پس از مرگ عبد البهاء، رهبری بهائیان به دستشوقی افندی- نوه دختری میرزا حسینعلی- افتاد که تا سال 1957 م. ادامه یافت. پس از مرگ او، گروه نه نفری بیت العدل- که مرکز آن در حیفای اسراییل قرار دارد- بهائیان و بهائیگری را اداره میکند، هر چند در واقع دست های مرموز استعمار دست اندرکاران بهائیتاند. (4)
در میان نوشتههایی که از پراکندهگوییهای میرزا حسینعلی بهاء جمع آوری شده، برجسته ترين كتابهاي بهاء عبارت است از ايقان ،بديع ، مبين و اقدس.(5)
دعوی الوهیت میرزا حسینعلی
او در کتاب اقدس (ص 1) خود را منبع وحی و تجلی خدا معرفی کرده، مدعی شد که خداوند خلقت و تدبیر جهان را به او سپرده است.
در کتاب مبین (ص 229) میگوید: لا اله الا انا المسجون الفرید.
در کتاب ایام تسعه (ص 50) در باره روز تولد خود میگوید: «فیا حبذا هذا الفجر الذی فیه ولد من لم یلد و لم یولد»
در کتاب ادعیه محبوب (ص123) بهائیان در دعای سحر میخوانند: الهی تو را به حق ریش جنبانت قسم میدهم... !
ادعای نسخ شریعت اسلام
عقیده عمومی بهائیان این است که با ظهور باب و بهاء شریعت اسلام الغا گردید. دوره رسالت محمد مصطفی سپری شده، این دوره، دوران زمامداری جمال اقدس الهی و آیین اوست، ولی بعد از او نیز خداوند بارها بر زمین هبوط و تجلی خواهد کرد. به اعتقاد آنان پس از حضرت محمد نخستباب و پس از او حسینعلی بهاء به عنوان ظهور الهی به عالم آمدند. لا اقل تا هزار سال دیگر ظهور الهی در عالم نخواهد بود.
عبادت و احکام در مسلک بهائیه
1- نماز در آیین بهایی نه رکعت است که به صورت انفرادی در صبح و ظهر و شام بر هر بالغی واجب است.
قبله آن ها شهر عکا در فلسطین اشغالی است که قبر میرزا حسینعلی بهاء در آن واقع شده . برای نماز وضو نیز لازم است، ولی اگر کسی آب برای وضو نداشته باشد، به جای وضو پنجبار میگوید: «بسم الله الاطهر الاطهر». جز در نماز میت، نماز جماعت ندارند. (6)
2- روزه آنان یک ماه به مقدار نوزده روز است، زیرا در اصطلاح آنان هر ماه نوزده روز و هر سال نوزده ماه دارد. مجموع ایام سال 361 روز است. روزه آن ها مصادف با عید نوروز است. (7)
3- حج آن ها زیارت خانهای است که در شیراز که سید علی محمد باب در آن متولد شده، یا خانهای که میرزا حسین علی بهاء الله در مدت اقامت خود در عراق در آن زندگی میکرد، و برای آن وقتخاصی مقرر نشده است. (8)
4- هر مرد فقط میتواند یک زن داشته باشد. در کتاب اقدس ازدواج با دو زن با رعایت عدالت جایز دانسته شده ، ولی عبد البهاء در تفسیر آن گفته : چون شرط عدالت هیچ گاه تحقق نمییابد، در ازدواج تعدد راه ندارد. ازدواج با زن پدر حرام است. با دختر و خواهر و سایر اقربا جایز است. (9)
5 تمام اشیا پاک است، حتی امثال بول و غائط و سگ و خوک و. . . (10)
برای آگاهی بیش تر ر. ک :
- شخصیت و اندیشه های کاشف الغطاء (الآیات البینات ) آیت الله العظمی جعفر کاشف الغطاء، دکتر احمد بهشتی , نشر اندیشه های اسلامی.
بهائیت چگونه پدید آمد, نورالدین چهاردهی , انتشارات فتحی.
ارمغان استعمار, محمد محمدی اشتهاردی , انتشارات نسل جوان.
پي نوشت ها :
1. بابي گري وبهايي گري،محمد محمدی اشتهاردی ،ص 39، ناشرگلستان ادب ،1383.
2. محاكمه و بررسي باب و بهاء ، علامه سيدحسين مصطفوي، ج3 ،ص109 ناشر: مركز نشر آيتالله مصطفوي.
3. همان ،ج 1 ،ص 228 تا 233.
4. همان ،ج2 ،ص 17 ؛بابي گري وبهايي گري ،ص71 تا76.
5. بابي گري وبهايي گري، ص166.
6. همان ،ص202.
7. همان ،ص203.
8. همان، ص204.
9. همان، ص 198.
10.همان، ص196.






