با سلام
پسر 10 ساله اي دارم كه بسيار باهوش و عاقل است .اخيرا مدام بنده را سوال پيچ مي كند كه :"بچه چگونه بوجود مي آيد و اگر خدا بچه را در دل مادران قرار مي دهد پس چرادر بعضي از فيلم هاي تلويزيون زن و شوهر به هم ايراد مي گيرند كه تو چرا نمي خواهي بچه دار شويم؟ بعلاوه چرا در من اينهمه مشخصات از پدرم است ؟حتما ارتباطي بين مادر و پدر بايد بوجود بيايد كه خصوصيات پدر هم در فرزند ديده مي شود "
.لطفا بنده را راهنمايي بفرماييد چه جوابي به او بدهم تا هم در حد عقل و هوش زياد او قانع كننده باشد هم عفت رعايت شود ..در ضمن همسرم هم به هيچ وجه حاضر نيست در اين زمينه مسئوليتي قبول كند و مي گويد اصلا نمي توانم در اين مسايل با پسرمون هم صحبت شوم و سوالاتش را جواب بدهم .
متشكرم

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
بر خلاف آن چه در غرب معمول است که همه اسرار جنسی و تولد فرزند را به سادگی در اختیار فرزندان قرار می دهند، در تربیت دینی منطبق با اسلام همیشه اصل اولی در ارایه پاسخ به فرزندان در زمینه مسایل جنسی آن است که اطلاعاتی زودتر از موعد مقرر در اختیار آنان قرار داده نشود!
وجود این دور اندیشی به دلیل آن است که یک زودآگاهی و آگاهی پیش از موعد مقرر می تواند فرزندان ما را با بلوغ زودرس روبرو کند. متأسفانه برخی والدین به دلیل وجود برخی منابع نامناسب مانند: شبکه اینترنت و شبکه های ماهواره ای اعتقاد دارند که باید پیش از ارایه هر گونه اطلاعات از سوی این منابع ، خود ، داوطلبانه اطلاعاتی را در اختیار قرار دهند.
چنین نگرشی نمی تواند مورد تأیید قرار گیرد. در این روش ما خود عملاً کودک را با اطلاعاتی روبرو می سازیم که می تواند بسته به عمق آن، خطرآفرین باشد.
همچنین توجه داشته باشید که متأسفانه گاهی والدین با توجه بیش از اندازه بر ابعاد جنسی مسأله ، عملاً فرزند خود را به این بعد مسایل سوق داده و موجب حساسیت بیش از اندازه کودک می شوند.
در واقع پاسخ ها و واکنش های این قبیل والدین عملاً فرزند را به متوجه وجود مسایل جنسی می کند؛ در حالی که ماهیت این دو مسأله مغایر با هم بوده و الزاماً منجر به یکدیگر نمی شوند.
در خصوص این مورد می توانید بگویید که بله حرف تو درست است و مادر و پدرها هم باید بخواهند درست مانند هر چیزی دیگر که آدم ها باید بخواهند. مثلاً خدا می تواند ما را سیر کند. اما ما هم باید بخواهیم و مانند درس خواندن خود شما که باید بخواهید که به یک کلاس بالاتر بروید؛ هر چند که خدا هم می تواند این کار را انجام دهد.
در بیشتر موارد ملاحظه خواهید فرمود که این اطلاعات ما است که ما را وادار می کند که مضطرب شویم که نکند به اطلاعات خاصی دست یابد و نکند که حدس هایی زده باشد. این حدس ما در غالب موارد نادرست بوده و صرفاً ناشی از وجود یک اضطراب است. همان اضطرابی که می تواند ما را به یک واکنش نامناسب اضافی وادار نماید و اطلاعاتی را مزید بر یک اطلاعات مهار کننده ارایه دهیم.
با وجود این ممکن است که کودک باز هم بخواهد پیش تر رفته و خواهان برخی مطالب بیشتر باشد که «خب فهمیدم که والدین باید بخواهند اما دقیقاً بگویید که چکار می کنند؟»؛ در این صورت او ممکن است با بسیاری از احتمالات روبرو باشد؛ اما چرا ما والدین فکر می کنیم که اگر او را به زمانی بالاتر ارجاع دهیم و از پاسخ واقعی خودداری نماییم، او حتماً به این گزینه دست خواهد یافت؟ در حقیقت، این احتمال که پدر و مادر باید در وضعیتی خاص برای فرزند دار شدن، اقدام نمایند، کاملا دور از ذهن کودک است و دست کم باید گفت که: دورترین احتمال است. در این موارد باید گفت که: «عجله نکن مامان جان برخی از مسایل فهمشان پیچیده و سخت است و مربوط به علم پزشکی است که بعضی از آن ها را حتی ما هم نمی دانیم و باید با درس خواندن و به کلاس بالاتر رفتن به آن ها دست بیابی!».
اما در سخت ترین موارد ممکن است کودک به برخی ابعاد پی برده باشد. چرا همیشه گمان می کنیم که ما باید یک پاسخ واقعی و جدی به پرسش های کودکان خود بدهیم؟ استفاده از برخی پاسخ های جهت دهنده به سوی علم پزشکی نیز می تواند در مواردی به والدین کمک کند. بنابراین می توانید صرفاً بر انتقال برخی ماده ها از مردان به زنان تکیه کنید ؛ ولی هرگز ملزم نیستید بر نحوه انتقال آن تکیه کنید.
اما گاهی آن که بدون هر گونه اطلاعی صرفاً خواستار دریافت جزییات کامل هستند؛ در این موارد، باز هم باید به برخی موارد ژنیتکی تمرکز و تکیه کنید و از آن نکته سریعاً بگذرید و به طور عمقی به مسایل دیگر بپردازید. در این بین گاهی والدین با کمرویی و نوعی تردید و اضطراب با فرزند خود به گفتگو می پردازند و همین موضوع باعث می شود که بچه ها گمان کنند که دارند آن ها را فریب می دهند. در این شرایط خود والدین نیز ممکن است چنین دیدگاهی را در قبال پاسخ خودشان داشته باشند و این به معنای بازنده بودن همین والدین است. در حالی که اگر والدین از این پاسخ خود خشنود بوده و ابراز رضایت نمایند و آن را مفید بدانند آن را با اشتیاق بیشتری بیان خواهند نمود.
اما در مواردی که بچه ها از طریق برخی رسانه ها یا دوستان به برخی مسایل پی برده باشند، صرفاً به توضیح آن ها بپردازید و نه بیشتر. در این قبیل شرایط در ابتدا اجازه دهید که صرفاً کودک به طور کامل تخلیه اطلاعاتی بشود و با وقوف کامل نسبت به آسیب های موجود، و جزییات اطلاعات او می توانید به یک نتیجه گیری و جمع بندی برسید.