نكات فيزيولوژيكي خواب كه در قرآناز آن سخن به ميان آمده
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
قرآن كريم كتابي است كه براي هدايت انسان ها به سوي سعادت نهايي نازل شده ؛ هر چيزي كه براي سعادت نهايي انسان لازم است ،به صورت تفصيلي يا اجمالي در آن بيان شده ؛ قرآن كريم كتاب فيزيك و زيست شناسي و رياضيات و ... نيست تا تمام مسائل فيزيولوژيكي و غيره در آن بيان شده باشد .
در مواردي كه مسائل مربوط به عالم ماده مطرح شده، برای عنایت به اعجاز علمي قرآن يا توجه به نقش آيه و نشانه بودن آن ها شده است.
درباره خواب هم گرچه اين مسئله همراه با فعل و انفعالات مادي شكل مي گيرد. اما وقتي در قرآن كريم مسئله خواب مطرح شده ، جنبه فيزيولوژيكي آن مطرح نبوده ، آنچه در قرآن مطرح شده، این است كه حقيقت خواب را منحصر در فعل و انفعالات مادي ندانسته ، همان طور كه از مرگ به «توفي» تعبير نموده ، درباره خواب هم عبارت «توفي» را استعمال نموده است. توفّى يعنى دريافت كردن و پس گرفتن. كسى كه طلبكار است، وقتى طلبش را پس گرفت، مىگويند توفى كرده است. در مورد خواب و مرگ هم يعنى جانى را كه خدا به بنده داده است، از او پس مىگيرد . گرفتن جان دو مرحله دارد:
1ـ مرحله ضعيف «در هنگام خوابيدن»
2ـ مرحله قوى «در هنگام مرگ».
در آيه 42 سوره زمر حقيقت و ماهيت خواب اين گونه بيان مي شود:
« اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حينَ مَوْتِها وَ الَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها؛
خداست كه در هنگام خواب جان ها را مي گيرد و آن كسي كه در هنگام خواب مرگش فرا نرسيده نيز روحش را مي گيرد».
به اين ترتيب « خواب » برادر « مرگ » است و شكل ضعيفي از آن ، چرا كه روابط روح و جسم به هنگام خواب به حداقل مي رسد . بسياري از پيوندهاي اين دو قطع مي شود.
ادامه آيه مي فرمايد:
« فَيُمْسِكُ الَّتي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُون؛
ارواح كساني را كه فرمان مرگ آن ها را صادر كرده نگه مي دارد ( به گونه اي كه هرگز از خواب بيدار نمي شوند) . ارواح ديگري را كه فرمان ادامه حيات شان داده ،به بدن هاي شان باز مي گردد تا مرگ حتمي آنان فرا رسد. آري در اين مسئله آيات و نشانه هاي روشني ( از قدرت خدا ) است براي كساني كه تفكر مي كنند».
از اين آيه برداشت مي شود كه:
انسان تركيبي است از روح و جسم . روح گوهري است غير مادي كه ارتباط آن با جسم ، مايه نور و حيات آن است. همچنين به هنگام مرگ و خواب ، خداوند اين رابطه را به عالم ارواح مي برد، اما قطع ارتباط روح و جسم هنگام خواب چنان نيست كه رابطه به كلي قطع شود. بنابراين ، روح نسبت به بدن داراي سه حالت است:
اول ارتباط تمام (حالت حيات و بيداري)،
دوم ارتباط ناقص (حالت خواب)
سوم، قطع ارتباط به طور كامل (حالت مرگ).
بعضي از ارواح هنگامي كه در عالم خواب رابطه آن ها با جسم ضعيف مي شود ، گاه به قطع كامل اين ارتباط مي انجامد، به طوري كه صاحبان آن ها هرگز بيدار نمي شوند. اما ارواح ديگر ، در حال خواب و بيداري در نوسانند تا فرمان الهي فرا رسد. توجه به اين حقيقت كه انسان همه شب به هنگام « خواب » در آستانه مرگ قرار مي گيرد ، درس عبرتي است كه اگر در آن بينديشند براي « بيداري » او كافي است.(1)
پي نوشت :
1. براي مطالعه تفصيلي درباره حقيقت خواب از ديدگاه آيات و روايات مراجعه شود به مقاله «خواب و رؤیا در قرآن» نوشته سيد حميد. هاشمي، منتشر شده در دو هفته نامه گلستان، شماره 152 از ص 14 تا ص 18.






