با سلام:
من برای نماز خواندن نمی توانم همیشه اینکار را بکنم چون تا نماز خواندن را شروع میکنم آدمهایی را میبینم که با نماز خود که مشخصا فقط ریاست دلسرد میشوم چون فکر میکنم و میبینم این نماز هیچ تاثیری در رفتار انها ندارد و همه کار میکنند ومن هم از آنها نفرت پیدا میکنم و میبینم نماز نخوانم حداقل کمتر به این مسایل حساس میشوم و حرص میخورم شاید این دلیل برای شما ساده یا مسخره باشد ولی برای من دلیل خوبی برای اینکه خیلی وقتها نماز نخوانم هست ضمن اینکه فکر نمیکنم با نماز خواندن و همان کارهای حرام یا گناه را انجام دادن کاری از پیش برود ونماز نخوانی و گناه نکنی بهتر است حداقل بقیه را زجر نمیدهی با رفتار 2 گانه و ریا کارانه ات..
لطفا راهنماییم کنید و بگویید چرا من باید نمازی که تاثیری در رفتارها ندارد بخوانم و از روی عادت خم و راست شوم آیا نماز نخوانی و کمتر گناه کنی و یا نکنی بهتر نیست در این شرایط...؟
اگر نه که میدانم میگویید نه دلیل قانع کننده بیاورید که من چطور به اصطلاح این جور نماز خوانها که کم هم نیستند رو ببینم و دلسرد نشم...؟
با تشکر

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
نوشته اید : تا نماز خواندن را شروع می کنم، آدم هایی را می بینم که با نماز خود که مشخصا فقط ریا است ،دلسرد می شوم ،چون فکر می کنم و می بینم این نماز هیچ تاثیری در رفتار آن ها ندارد.
پرسشگر گرامی
تنها در این بخش از نامه خود دو ادعای بدون دلیل نموده اید :
1- ادعای اینکه نماز افراد از روی ریا است :
از کجا این سخن را می گویید در حالی که ریا ویروسی است که درون افراد رخنه می کند و فقط خود فرد از آن مطلع است، نه دیگران ؟
2- عدم تاثیر نماز در آن ها را از کجا ادعا می کنید؟ متاسفانه نه نشانه ریایی بودن نماز آن ها و نه نشانه عدم تاثیر اعمال آن ها را برای ما ننوشته اید . چه بسا دچار سوء ظن و بدگمانی نسبت به دیگران شده باشید.
تحقیق و جستجو کردن، در آوردن و خبر گرفتن از کم و کیف عملکردها، نیت‌ها و انگیزه های افراد که مستقیماً به شما ارتباط پیدا نمی‌کند، نه تنها لازم نیست، بلکه گاهی حرام و گناه است. در چینن مواردی به جای حکم کردن به ریایی بودن اعمال آن ها باید حمل بر صحت کرد .
ممکن است بگویید : حرف‌ها و عمل‌های هر کسی نشان دهنده باطن اوست. هر چیزی ظاهری دارد (که قابل رؤیت است) و باطنی دارد که با چشم ظاهری آن را نمی‌توان دید، بلکه با آثاری که بروز می‌دهد، بر باطن می‌توان استدلال نمود.
پاسخ : آری درست است که ظاهر دلیل و راهنمای باطن است و از باطن گزارش می‌دهد، از این رو همان گونه که لازم است مؤمن طهارت قلبی و باطنی داشته باشد، باید از طهارت و صلاح ظاهری نیز برخوردار باشد. لباس ، آرایش، شیوه برخورد و راه رفتن، رفتار و گفتارش با مردم، هماهنگ با آموزه‌های دینی باشد. ولی همیشه و در همه افراد نمی‌توان گفت که ظاهر آنان گویای باطن آنان است. منافقان ظاهری آراسته دارند، حرف‌های خوب می‌زنند، کارکردهای مردم پسند دارند، ولی انگیزها و اهداف آنان چیز دیگری است. عکس آن نیز گاهی صادق است.
پس همیشه به ویژه در روزگار ما نمی‌توان ظاهر را تابلوی باطن دانست و بر آن اساس قضاوت و داوری کرد.
بنابراین توصیه می کنیم :
اولا : به جای قضاوت در مورد عملکردها، نیت‌ها و انگیزه های افراد، سعی کنید به عملکرد و نیت خود فکر کنید . درباره تاثیر نماز و سایر اعمال عبادی در خود فکر کنید.
دوم : چرا به جای این که در عملکرد کسانی که نماز در رفتار آن ها بی تاثیر است،فكر كنيد، در عملکرد کسانی که نماز در رفتار آن ها موثر بوده و آن ها را به سمت قرب الهی جهت داده، فکر نمی کنید؟ تا به جای اینکه به عدم تاثیر نماز فکر کنید ، به تاثیرات بالای آن دست یابید و به دنبال ایجاد آن ها در خود باشید.
در این زمینه مطالعه کتاب حكايات و داستان هايى از دانشمندان و فرزانگان ،تالیف على احمد پور تركمانى از مؤسسه فرهنگى انتشاراتى مشهور و نماز عشق ،تاليف و پژوهش آقای ابوالفضل دربانيان را توصیه می کنیم.
نوشته اید : چرا باید نمازی که تاثیری در رفتارها ندارد بخوانم و از روی عادت خم و راست شوم؟ آیا نماز نخوانی و کمتر گناه کنی و یا نکنی ،بهتر نیست ...؟
سخن شما نیز مدعای بی دلیل است ،زیرا اقامه نماز در همه حال موجب آرامش دل‌ها و قرب انسان به معبود می‌باشد. آثار و برکات نماز در همه ابعاد زندگی انسان جلوه می‌نماید، البته در مواقع بحرانی و موجهه با ناراحتی‌ها نماز موجب آرامش و اطمینان می‌شود، ولی این آرامش گذرا و موقت نیست و در وجود انسانی باقی می‌ماند.هیچ نمازی بی تاثیر نیست ،هر چند مراتب آن فرق می کند.
هرکس باید وظیفه خود را به خوبی انجام دهد .ما مسئول کار خود هستیم و باید تلاش کنیم . در سوره مائده آمده است:
"عليكم أنفسكم لا يضرّ كم من ضلّ إذا اهتديتم؛
به خويشتن بپردازيد. كسي كه گمراه شد،‌ به شما زيان نمي زند، اگر هدايت يافتيد".(1)
اگر قرار بود کسی با دیدن اعمال دیگران از دینش ناامید شود، باید پیامبر از عمل زشت کافران و منافقان و مسلمانان از ادامه رسالت خود مایوس می شد ، در حالی که تا آخر عمر در راه هدایت ثابت قدم و استوار بود. خداوند همواره به پیامبرش دلداری می دهد که حرف و عمل آن ها تو را محزون نکند.آن چه مانع دلسردی است، انجام کار برای خداست.
پي نوشت:
1.مائده (5) آيه‌105 .