Salam
Man yek soale kheili fori dashtam ke kheili zehnam mashghool karde va kheili mamnoon misham agar javabmo bedid.
Mikhastam bedoonam vaghti ensan khabe badi mibine baraye inke ta'bir nashe va be kheir begzare che kar bayad bokone.
Az TV yek rahkar shenidam ke motasefane alan ghesmatish yadam rafte, shenidam ke agar khabe badi didim hamoon sob ke ke hanooz dar rakhte khab hastim rooye pahlooye nemidoonam chap a rast bar gardim va ye zekri ro begim.

Mamnoon misham ag dorostesho baram email konim, hamchenin rahkarhaye dige ee dar morde inke ba khabe bad bayad chekar kard ke tabir nashe.
Ba sepase faravan

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
از ذکری با آن چه نقل کرده اید اطلاعی نداریم. اما مرحوم سید عباس کاشانی در مصباح الجنان از عده الداعی نقل می کند:
بلافاصله پس از بیدار شدن از خواب بد ، سجده کن . تا می توانی خدا را ستایش کن . سپس بر محمد و آل محمد درود فرست . با ناله و زاری از خداوند بخواه که آن خواب را کفایت کند . فرجام بدش را از تو دور نماید. در این صورت با لطف خدا و مهر او از آن خواب در امان خواهی بود.(1)
عقل و ادراک بشر نسبت به تفسیر و تحلیل خواب عاجز است و خواب دیدن تفسیر مادی ندارد.
در عالم خواب ارتباط روح و جسم ضعیف می‏شود، در نتیجه روح حقایق بیش تری را درک و حتی حوادثی مربوط به آینده را کشف خواهد کرد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: "رؤیا بر سه قسم است:
1- گاهی بشارتی از ناحیه خداوند است.
2- گاه وسیله غم و اندوه از سوی شیطان.
3- گاه مسائلی است که انسان در فکر خود (در روزها و هنگام بیداری) می‏پروراند و آن ها را در خواب می‏بیند".(2)
بعضی از دانشمندان قسم چهارمی بر این خواب‏ها افزوده‏اند و آن خوابی است که نتیجه مستقیم وضع مزاجی و جسمانی انسان است؛ یعنی خوردن بعضی از غذاها و یا داشتن بعضی از صفت‏ها در چگونگی خواب اثر می‏گذارد.
فلاسفه تفسیر دیگری برای خواب دارند. آن‏ها می‏گویند: خواب و رؤیا بر چند قسم است:
1- خواب‏های مربوط به گذشته زندگی و امیال و آرزوها که بخش مهمی از خواب‏های انسان را تشکیل می‏دهد.
2- خواب‏های پریشان و نامفهوم که معلول فعالیت توهم و خیال است (اگر چه ممکن است انگیزه‏های روانی داشته باشد).
3- خواب هایی که مربوط به آینده است و از آن گواهی می‏دهد.
خواب‏های مربوط به زندگی گذشته و جان گرفتن و تجسم صحنه هایی که انسان در طول زندگی خود دیده است، تعبیر خاصی ندارند.
هم چنین خواب‏های پریشان و به اصطلاح "اضغاث احلام" که نتیجه افکار پریشان می‏باشد و همانند افکاری است که انسان در حال تب و هذیان پیدا می‏کند. نیز تعبیر خاصی نسبت به مسائل آینده زندگی نمی‏تواند داشته باشد.
اما خواب‏های مربوط به آینده دو گونه است:
قسمتی خواب‏های روشن می‏باشند که تعبیری نمی‏خواهند و گاهی بدون کم ترین تفاوتی در آینده تحقق می‏پذیرد.
دوّم خواب هایی است که در عین حکایت از حوادث آینده بر اثر عوامل خاص ذهنی و روحی تغییر شکل یافته و نیازمند به تعبیر است.(3)
تشخیص این که خواب از کدام قسم است، برای همه افراد آسان نیست. بر این اساس از نظر شرعی خواب حجیت ندارد . نمی‌توان بر اساس خواب تصمیم گیری کرد ؛ زیرا چه بسا خوابی که دیده شده، از افکار شیطانی یا خواب‌های معمولی باشد. برای تصمیم گیری باید به دو حجت درونی و بیرونی یعنی عقل و شرع استناد کرد.
غالباً انسان متوجه نمی‏شود. خوابی که دیده، از خواب‏های صادقانه است یا نه، به همین خاطر بسیاری از خواب هایی را که واقعی می‏پندارد، واقعی نیستند . از نوع تخیلات یا تفکرات و وقایع روزانه یا گذشته‏اند. اما گاهی انسان‏ها به واسطه حس درونی یا ضمیر نا خودآگاه متوجه می‏شوند که این نوع خواب با خواب های معمولی تفاوت داشته و به نوعی با حقیقت در ارتباط است. در چنین صورتی خصوصاً اگر ناگوار باشد، به جز نزد عالم دانا بیان نکند . خود یا دیگران که به علم تعبیر خواب شناخت ندارند، آن را تفسیر نکنند.
رسول خدا(ص) فرمود: "خواب مؤمن بین زمین و آسمان در بالای سر بیننده خواب معلق می‏ماند تا آن که تعبیر نماید یا این که به دیگری بگوید و او برایش تعبیر کند. زمانی که تعبیر شد، به کنار انسان فرود می‏آید و انجام می‏شود، پس خواب های تان را جز به افراد عاقل و دانا نگویید".(4)
در هر حال رؤیای صادقه در انسان اثر مثبت می‏گذارد . یکی از علائم آن این است که گویی انسان آن واقعه نیکو را در بیداری دیده یا از نوعی مکاشفه حکایت می‏کند. طبق گفته حدیث چنین خوابي با بشارت الهی همراه است.
انسان‏ها به دلیل دل مشغولی‏های دنیوی از دیدن رؤیای صادقه محرومند . بیش تر خواب‌هایی که می‏بینند، از اقسام دیگر است. البته اگر ناگوار باشد، آن را به کسی بازگو نکند و صدقه‏ای بدهد تا به آن حادثه یا مشابه آن مبتلا نشود.

پی‌نوشت‏ها:
1. مصباح الجنان ، ص 292.
2. بحارالانوار، ج 14، ص 441.
3. تفسیر نمونه، ج 9، ص 315، با تلخیص.
4. بحارالانوار، ج 58، ص 174، حدیث 33.