با سلام
من یک سؤال داشتم . چرا ما اهل بیت پیامبر را امام میدانیم ؟ چگونه میتوان این را ثابت کرد که اهل بیت پیامبر امام هستند ؟ فرض کنید من میخواهم به یک سنی یا اهل کتاب جواب دهم .
با تشکر

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
پاسخ شما در چند محور بیان می شود :
1- اولا در مورد منظور دقیق از اهل بیت در آیه تطهیر(1) مباحث گوناگونی در بین اندیشمندان اسلامی مطرح شده که به ویژه در خصوص تبیین مصداقی این عده در ذیل همین آیه اکثر این مباحث بیان شده ، اما در تفکر شیعی به دلایل گوناگون مراد از این عده آل عبا هستند که شامل پیامبر و امام علی و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام می باشد .
تعریف ما از امام چیزی مستقل از این عده است و به روشنی پیداست که ما حضرت زهرا عليها سلام الله را محور آل عبا و اهل بیت می دانیم اما ایشان از امامان نیستند ؛ پس امامت چیزی جدا از اهل بیت در تعریف شناخته شده آن است .
2- امام دانستن افراد مساله ای است که در واقع به نوع نگرش ما از مساله امامت بر می گردد ؛ ابتدا باید دید که از نگاه ما امامت به چه معنا است ، آن گاه در مورد مصادیق و افراد آن به بررسی و تامل پرداخت ؛
عقیده شیعه در مورد امامت این است که این مقام مقامی است الهی که دنباله و ادامه دهنده امامت پیامبر است . زیرا پیامبر غیر از این که پیامبر بود, امام نیز بود; یعنی رهبری دینی که مجری احکام الهی (قرآن ) باشد. امام یعنی کسی که ادامه دهنده امامت پیامبر(ص)باشد . همان طور که امامت پیامبر از جانب خدا بود, ادامه آن هم باید از جانب خداباشد; بنابراین تعیین امام از جانب خدا است . به عقیده شیعه امام باید دارای مقام عصمت باشد، ولی اهل سنت بر چنین اعتقادی نیستند. شیعیان عقیده دارند علی (ع)و یازده نفر از فرزندانش از طرف خدا و بر زبان پیامبر مشخص شده و اینان انسان های پاک و مطهّری هستند که از نسل انبیا و پاکان روزگار بودند.بنابراین امامت مقامی است الهی و هم سنخ با نبوّت . کسی می تواند امام باشد که هم سنخ پیامبر باشد, اما اهل سنّت این مسئله را قبول ندارند و می گویند امام توسط مردم تعیین می شود.
فارغ از درستي يا نادرستي اين دو نظريه از ان جا كه ما حقيقت مقام امامت را امري در امتداد مسير نبوت مي دانيم ، داشتن برخي لوازم و ابزار احراز اين مسئوليت مانند عصمت و علم لدني و... را هم براي امام لازم و ضروري مي بينيم كه در نتيجه چون تنها خداوند از فرد داراي اين مقامات و لايق دريافت اين كمالات مطلع است ، پس تعيين اشخاص معيني كه به مقام امامت رسيدند هم امري منصوص و آسماني خواهد بود .
ما معتقديم كه امامان بعد از پيامبر هركه باشند بايد به توسط خداوند انتخاب شده و از مجراي وحياني به توده بشر منتقل گردند و بر همين اساس هر كس كه در شيعه امام خوانده مي شود داراي تصریح نقلي است .
ما بر اساس روايات معتبر و شواهد گوناگون نقلي معتقديم كه پیامبر(ص)به ولایت و امامت علی (ع)و ائمهء بعد از ایشان حتي با تصريح و تعیین نام آنان اشاره فرموده و دليل ما بر امامت اهل بيت پيامبر همين روايات است كه به برخي از ان ها اشاره مي كنيم :
البته تعداد اين روايات در منابع شيعي بسيار زياد استمثلاً در منايع شيعي نقل شده كه ابن عباس از رسول خدا پرسید:
« ‌امامان پس از شما چند نفرند؟ فرمود: به عدد حواریان عیسی و اسباط موسی و برگزیدگان بنی اسرائیل، امامان پس از من دوازده نفرند. نخستین آنان علی ابن ابی طالب است . پس از او دو سبط من حسن و حسین. پس از وفات حسین فرزندش علی . پس از وفات علی، فرزندش محمد، پس از او فرزندش محمد، سپس جعفر، بعد موسی و پس از او فرزندش علی، پس از او فرزند محمد،‌ سپس علی و پس از او فرزندش حسن و پس از او حجت.» (2)
اما اين روايات حتی در منابع متعدد اهل سنت آمده است به عنوان مثال در كتاب "فرائد" حمويني از علماي بزرگ اهل سنت آمده است که بعد از نزول آيه اكمال دين و اتمام نعمت در غدير ، ابوبکر و عمر از جا برخــاستند و از رســول خـــدا (ص) پرسیدند که آیا این ولایت مخصوص علی است ؟
حضرت فرمود : مخصوص علی و اوصیائ من تا روز قیامت است.
پرسیدند : اوصیائ شما چه کسانی هستند ؟ حضرت فرمودند : «علی اخی و وزیری و وارثی و وصیی و خلیفتی فی امتی و ولی کل موئمن من بعدی , ثــم ابنی الحسن , ثــم النی الحسین , ثــم تسع من ولد ابنی الحسین واحداً بعد واحد ... (3) علي برادرم و وزير و وصي و جانشينم در بين امتم و ولي هر مومني بعد از من است ، سپس فرزندم حسن و سپس فرزندم حسين و سپس نه نفر از فرزندان حسين يكي بعد از ديگري جانشينان من هستند ... » .
به علاوه روایات عدیده ای در منابع دست اول اهل سنت ذکر شده که رسول خدا عدد جانشینان خود را دوازده نفر ذکر فرموده(4) ، در حالی که هیچ یک از فرقه های اهل سنت تا کنون دوازده امام نداشته و نتوانسته اند منظور از این دوازده امام را توضیح بدهند. در نهایت گفته اند این از آن روایاتی است که منظور آن را نمی فهمیم ! ؛ علامه حلي در مجموعه اي از اين روايات را از منابع درجه اول اهل سنت نقل نموده است .(5)
به علاوه ما از ايات و روايات متعددي مي توانيم امامت و جانشيني اميرالمومنين علي عليه السلام را ثابت كنيم مانند آيه ولايت و مباهله و يا حديث ثقلين و سفينه كه توضيح هركدام و كيفيت اثبات اين امر نيازمند بحث مبسوطي است ؛ اما رواياتي كه در بالا مورد اشاره قرار گرفت براي اثبات همه ائمه بود و مدعاي ما را به روشني ثابت مي نمايد .
البته اين قبيل آيات و روايات براي اهل سنت به نوعي قابل استناد است اما براي غير مسلمانان روشن است كه كارايي كاملي ندارد ؛ اما در عين حال توجه به اين نكته عقلي بسيار مهم است كه تعيين فردي امامان و جانشينان پيامبر چيزي شبيه تعيين حواريون مسيح است كه اهل كتاب معتقدند كه عيسي خود اين افراد را برگزيده است ، يا انتخاب ده نفري كه اهل سنت معتقدند پيامبر به اين ده نفر - كه عشره مبشره- خوانده مي شوند وعده بهشت داده است و اثبات اين امور بر اساس منابع مورد اعتبار در خود آن مذهب و دين است و اين دلايل در منابع شيعي بسيارند ، به علاوه كه در منابع اهل سنت هم به شكل هاي گوناگون وجود دارد .
براي مطالعه بيشتر در خصوص مساله امامت امام علي عليه السلام و فرزندان او و دلايل اين امر مي توانيد به كتاب هاي زير مراجعه نماييد :
- آنگاه هدايت شدم ، دكتر تيجاني سماوي
- شب هاي پيشاور ، سلطان الواعظين شيرازي
- حق گو و حق شناس ؛ ترجمه المراجعات علامه شرف الدين

پی‌نوشت‌ها:
1. احزاب (33) آیه 33.
2. بحار الانوار، ج 36، ص 286،‌حدیث 107،‌نشر دار الاحیاء لتراث العربی، بیروت، 1403ق.
3. ر.ک. غایة المرام , سيف الدين آمدي ، باب ۵۸, حدیث ۴ به نقل از فرائد حموینی .
4.صحیح مسلم ،ج 9، باب الناس تبع لقریش و الخلافه فی قریش،ص355
مسند احمد،ج42،باب حدیث جابر بن سمره،ص356 .
5. نهج الحق و كشف الصدق‏، علامه حلى‏، دار الكتاب اللبناني‏ ، بيروت‏ 1982 م‏، ص 230.