پسری 35 ساله و مجرد هستم . واضح است که سن ازدواجم به تاخیر افتاده است . علیرغم اینکه شاغل هستم و خانه هم دارم . یکی از معیارهایم که سبب این موضوع شده چادری بودن همسر آینده ام است . متاسفانه چند دختر خانم شایسته و چادری را به دلیل نپسندیدن ظاهرشان از دست دادم . با چند مشاور هم مشاوره کردم و آنها به من گفتند لااقل باید یک علقه و خواستن اولیه به طرف داشته باشی . به عنوان مثال یک موردی برایم پیش آمد اما هر چه با خودم کلنجار رفتم دیدم اصلا میلی به ایشان ندارم و بود و نبودش برایم یکسان است و بناچار و با تاسف صرف نظر کردم . البته اینگونه نیست که نتوانم کسی را بپسندم . مواردی هم بوده اند که به لحاظ ظاهر مقبول بوده اند . منظورم این است که در پسند قیافه وسواس ندارم .
در انتخاب معیارها و صحبتها با طرفهای مقابل سعی داشتم که بر اساس مطالب روانشناسی و یا آیات و روایات قرآنی صحبت کنم و فکر می کردم خداپسندانه صحبت می کردم . اما دل غافل فهمیدم ، فکر می کردند من آدم خشک مذهب و سختگیری هستم . اما واقعیت ندارد . من فقط مایلم واجباتم را انجام بدهم و محرمات را ترک کنم . به مستحبات و مکروهات کاری ندارم .
اکنون دیگر این حساسیت را راجع به همسرم کمتر دارم . نهایت اینکه وظیفه خودم می بینم در خصوص مسائل شرعی چند باری تذکر بدهم . اگر خواست رعایت کند اگر هم نخواست گناهش به پای خودش است . به من چه مربوط که دهنم را درد بیاورم . در تربیت بچه هم سعی خودم را می کنم . نتیجه اش به من مربوط نیست .
البته این حرفها را می زنم اما ته دلم ناراحتم .
از خدا می پرسم اگر محبت یکی از این دخترهای محجبه و با شعور را به قلبم می انداختی چه می شد ؟ از دعا در این رابطه خسته شده ام . در حرم مطهر حضرت معصومه (س) حال خوشی پیداکردم و از ایشان همسر مناسبی طلب کردم . همچنین در حرم امام رضا (ع) . دعاهای مادر هم که کم نیست .
شکی ندارم که خدا بدی بنده اش را اراده نمی کند . اما در جواب این سوال مانده ام و نمی توانم هضمش کنم . شاید بفرمایید مصلحتی در میان بوده است . اما آیا بالارفتن سن و زمینه ساز شدن ناراحتی روحی مصلحت است ؟
حالا سوالم این است واقعا چه می شد اگر خدا محبت یکی از این موارد را به دلم می انداخت ؟ آیا نظم آفرینش به هم می خورد ؟
من که نیتم یک زندگی خداپسندانه بود . اما این نیت ازدواجم را عقب انداخت .

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
از عبارات نامه شما استفاده می شود مقداری اضطراب در وجود شما هست که باعث افراط و وسواس در معیار های انتخاب همسر برای شما شده است . اضطراب و و سواس موجب شده برای اینکه بتوانید خود را از جهت صحت معیار ها قانع کنید، بسیار کمال گرا بیندیشید.
در ابتدا توصیه می کنیم به کمک تکنیک‌های شناختی یا رفتاری و مشاوره با مشاوران ،سطح اضطراب تان را پایین بیاورید.
علاوه بر اینکه اگر چه بعضی ملاکات و معیار هایی را برای خود قطعی می دانید اما در عمل چنین نیست مثلا در ابتدا نوشته اید : " یکی از معیارهایم چادری بودن همسر آینده ام است " اما در انتهای نامه می نویسید : " من فقط مایلم وظایف شرعی خود را انجام دهم و این حساسیت را راجع به همسرم کم تر دارم . نهایت اینکه طبق وظیفه چند باری تذکر می دهم . اگر خواست رعایت کند. اگر هم نخواست گناهش به پای خودش است . به من چه مربوط که دهنم را درد بیاورم . "
دوست عزیز !این یک بام و دو هوا است . اگر تدین و دینداری را ملاک قرار می دهید و آن را قبول دارید، پس چرا از آن دست برمی دارید ؟ آیا به هر قیمتی حاضرید ازدواج کنید؟ آیا تاکنون به بعد ازدواج خود فکر کرده اید؟ آیا واقعا این جمله خود را قبول دارید که به من چه مربوط که در مقابل اشتباهات همسرم ذهنم را درد بیاورم ؟! البته نوشته اید که : " این حرف ها را می زنم اما ته دلم ناراحتم ."
یا در پایان نامه خود نوشته اید : "در پسند قیافه وسواس ندارم ." اما در عمل به گفته خودتان دختران با ایمان و شایسته و چادری را به دلیل نپسندیدن ظاهرشان از دست دادم ."
نوشته اید : " از دعا در این رابطه خسته شده ام . دعاهای مادر هم که کم نیست . "
این جملات حاصل کلافگی ناشی از افراط گرایی و کمال اندیشی در انتخاب همسر است . کمی منطقی و معتدل فکر کنید . قطعا نمی توانید همسری پیدا کنید که تمام معیار های شما را داشته باشد. توصیه می کنیم معیار ها و ملاکات را به خوبی برای خودتان معلوم کنید تا در تناقض رفتاری قرار نگیرید.
نوشته اید : " شکی ندارم که خدا بدی بنده اش را اراده نمی کند . اما در جواب این سوال مانده ام و نمی توانم هضمش کنم که آیا بالا رفتن سن و زمینه ساز شدن ناراحتی روحی مصلحت است ؟ "
تاخیر در ازدواج تان شاید به جهت مصلحتی بوده که در میان است. اما این تمام مطلب نیست . مشکلات متعددی امروزه در جامعه در راه جوانان قرار داده شده که برخی مشکل فرهنگی و برخی مصنوعی است ، نه واقعی . برخی از مشکلات باید توسط جوانان حل و فصل شود. دختر با کم کردن خواسته ها و تجملات و پرهیز از چشم و هم چشم بازی ها و پسر با تلاش و کوشش بیش تر برای فراهم آوردن مقدمات زندگی اولیه و رشد و ارتقای بلوغ فکری و اجتماعی و... می توانند بسیاری از مشکلات را حل کنند.
یکی از مهم ترین مشکلاتی که در راه ازدواج شما وجود دارد و در تاخیر ازدوج تان هم بی تاثیر نیست، کمال گرایی در انتخاب همسر است که ساخته تصورات خودتان است. توصیه می کنیم قدری از شرایط غیر ضروری دست بردارید. قطعا مشکل شما حل می شود.
با این همه نگران نباشید . به خداوندامید وار باشید . با توسل به اهل بیت از خداوند بخواهید مشکل را حل نماید. امیدوار به خدا باشید . این مشکل تنها شما نیست . بسیاری از جوانان با مشکل انتخاب همسر روبه رو هستند . سعی کنید این بحران به وجود آمده را مدیریت کنید . ناامیدی از خدا را از وجودتان دور کنید. قطعا دعاهای شما و مادرتان موثر است . به هدف اجابت می رسد، اگر چه ممکن است با تاخیر باشد. در ذیل مطالبی درباره ملاک های در انتخاب همسر آورده ایم .به آن ها توجه کنید و ملاکات روشنی را برای انتخاب همسر خود معین کنید .
ملاک هایى که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود دو نوع است:
الف. آن هایى که رکن و اساس اند و براى یک زندگى سعادتمندانه حتما لازم اند.
ب. آن هایى که شرط کمال هستند و براى بهتر و کامل تر شدن زندگى اند و بیش تر به سلیقه و موقعیت افراد بستگى دارد.
ملاک هاى دسته اول عبارتند از:
1. تدین و دیندار بودن فرد.
زیرا انسانى که دین ندارد هیچ ندارد. انسان بى دین در حقیقت مرده متحرک است . کسى که پاى بند به دین (که اصلى ترین مسأله زندگى است) نباشد، هیچ تضمینى وجود ندارد که پاى بند به رعایت حقوق همسر و زندگى مشترک باشد. انسان دیندار هرگز نمى تواند با همسر بى دین کنار بیاید و با هم زندگى سعادتمندانه اى داشته باشند.
نوشته اید : " در صحبت هایی که با طرف های مقابل می کردم ،فکر می کردند من آدم خشک مذهب و سختگیری هستم . اما واقعیت ندارد . من فقط مایلم واجباتم را انجام بدهم و محرمات را ترک کنم . به مستحبات و مکروهات کاری ندارم . اکنون دیگر این حساسیت را راجع به همسرم کم تر دارم . نهایت اینکه وظیفه خودم می بینم در خصوص مسائل شرعی چند باری تذکر بدهم . اگر خواست رعایت کند. اگر هم نخواست گناهش به پای خودش است . به من چه مربوط که دهنم را درد بیاورم . "
این سخن کاملا اشتباه است زیرا می خواهید با برداشتن این معیار راه را برای ازدواج خود هموار کنید، در حالی که با این کار از مهم‏ترین معیار انتخاب همسر در اسلام دست بر می دارید . این در آینده بیش ترین ضربه ها را به شما می زند. افرادی که در انتخاب همسر دین و ایمان و عمل صالح را مهم‏ترین معیار انتخاب قرار می‏دهند، سازگاری و آرامش را در زندگی برای خود فراهم می‏کنند. افراد با ایمان، به علت پیروی از دستورهای دین، تابع ارزش‏های مشخص و واحد و همچنین دارای بینش‏ها، خواسته ‏ها و سلیقه‏های کم‏ و بیش یکسانی هستند. از این رو، در زندگی مشترک تناسب فکری و روحی دارند. زن و شوهری که هر دو در سایه دین بزرگ شده‏اند، اگرچه ممکن است همدیگر را از قبل نشناسند. اما به علت برخورداری از تربیت واحد دینی، نقاط مشترک اساسی فراوانی با هم دارند . در مواردی که اختلاف نظری پیش آید، می‏توانند با مراجعه به تعالیم دینی ـ که مورد قبول هر دو است ـ به وحدت نظر برسند . این بهترین و مطمئن‏ترین وسیله برای تضمین سعادت در پیوند زناشویی است.
بی‏ایمانی، مهم‏ترین عامل عدم تفاهم در زندگی زناشویی و ازدواج بدفرجام است. به افراد بی‏ایمان که هدف و انگیزه مشخص و عالی برای زندگی خود ندارند ،نمی‏توان اعتماد کرد. تحقیقات و تجربیات نشان می‏دهد کسانی که فاقد تعهد ایمانی‏اند حتی اگر قبل از ازدواج مدت‏ها با هم آشنایی داشته باشند، پس از تشکیل زندگی مشترک، به دلیل نداشتن ارزش‏های ثابت و واحد و نیز به علت نداشتن پشتوانه محکم درونی، با کوچک‏ترین عاملی پیوندشان سست شده، چه بسا از هم بگسلد.
2. اخلاق نیک داشتن
منظور داشتن صفات و خلق و خوهاى پسندیده در نظر عقل و شرع است. در واقع اخلاق و دین دو ملاک و معیار اصل در ازدواج و انتخاب همسر است.
اگر بخواهیم نمونه هایى از اخلاق خوب و بد را اشاره کنیم ،مى توان این موارد را ذکر کرد. خوش زبانى و بدزبانى (زبان ترجمان و بیانگر احوال درون است . زبان دریچه اى است از محتویات درون فرد. زبان انسان، آینده دل اوست ) ، بزرگوارى ، حسادت ، خوش خلقى و کج خلقى ، حق پذیرى و لجاجت .
3. شرافت و اصالت خانوادگى
منظور نجابت و پاکى خانواده است زیرا ازدواج تنها پیوند و ترکیب دو فرد نیست ،بلکه پیوند دو خانواده است . نمى توان گفت :مى خواهم با این فرد ازدواج کنم و کارى به خانواده و فامیلش ندارم. زیرا این فرد شاخه اى است از این خانواده. صفات اخلاقی ،روحى ،عقلی و جسمى آن خانواده را از راه وراثت و محیط و عادات به این فرد منتقل کرده است.
4. عقل؛
باید زن و شوهر براى اداره زندگى و تربیت فرزندان از نیروى عقل و فهم مجهز برخوردار باشند . رشد عقلى کافى پیدا کرده باشند، همان طور که ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و کم عقل نهى فرموده اند.
5. تناسب همتایى و کفو همدیگر بودن
از حساس ترین نکاتى است که باید در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد. همتایى و تناسب از جنبه هاى مختلف مثل :
الف. تدین و میزان پاى بندى به دستور شرع .
ب. همتایى و هماهنگى فرهنگى و فکرى .
ج. همتایى اخلاقی و پاى بندى به آداب اخلاقی .
د. کفو همدیگر بودن از نظر تحصیلات علمى .
ه. تناسب در زیبایى .
و. تناسب سنى .
ز. تناسب مالى و سطح اقتصادى .
ملاک ها و معیار و مسائل دیگرى که بیش تر به سلیقه و موقعیت افراد بستگي دارد، در دسته دوم قرار مى گیرد . مى توان از آن صرف نظر کرد. ولى براى اینکه بتوان به یک تصمیم صحیح و عاقلانه اى رسید ،بهتر است با افراد مورد اعتماد مثل والدین، یا اقوام نزدیک دلسوز و عاقل و داراى تجربه مشورت کرده و با دقت کافى تصمیم مناسبى اتخاذ شود.
معیارهایی هم در احادیث برای همسر خوب ذکر شده ، معیارها نسبت به افراد نسبى هستند .نباید انتظار داشت که شخص مورد نظر از بالاترین حد آن برخوردار باشد.
توصیه می کنیم از کمال گرا فکر کردن در انتخاب همسر بکاهید . با رعایت معیار های بالا همسر مناسب خود را پیدا نمایید. ان شاءالله به زودی با همسر مناسب تان ازدواج می کنید.