مدتي است(نزديك به 2 سال) علاقه ام به يك خانم كه مومنه و متعلقه مي باشد زياد شده و از طرف ايشان نيز همين علاقه نسبت به من وجود دارد(در محيط اداري همكار هستيم) ولي امكان زندگي با هم را در شرايط فعلي نداريم در واقع من متاهل هستم و5سال است ازدواج كرده ام البته فرزندي ندارم مي خواستم ببينم بايد چكار كنم از اين عمل پرهيز و دوري كنم ويا ازدواج موقت و يا دائم انجام بشود.
البته تاكنون به علت اينكه شك داشته ام با دعا و نيايش از خداوند متعال خواسته ام كه راه درست را پيش پايم بگذارد و هيچ عملي كه شبه ناك و آلوده به گناه باشد را در اين رابطه انجام نداده ام و تا حدودي به نتيجه هايي رسيده ام ولي كاملاً شفاف نمي دانم كه بلاخره بايد قيد اين عمل را زد و همه چيز را فراموش كردو يا مي توان زندگي جديدي را نيز شروع كرد. با تشكر از پاسخي كه مي فرماييد.
با سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
ازدواج دوم ( موقت و یا دایم) اشکالی ندارد.(1) مگر اینکه در ضمن عقد اول شرط شده باشد (که مرد برای ازدواج دوم باید از همسرش اجازه بگیرد ) در این صورت نیاز به اجازه می باشد.
اما اين مسأله داراي ابعاد روانشناختي نيز هست كه بايد به آن توجه نماييد:
شما فردي متأهل هستيد و ضرورتاً بايد به فكر پايدار نمودن زندگي مشترك خودتان باشيد و نه آنكه در تلاش باشيد تا با ايجاد رابطه با خانم ديگری زندگي خودتان را متزلزل نماييد.
ممكن است شما در زندگي مشترك خودتان با مشكلي روبر باشید و به هر دليل دچار نارضايتي در زندگي مشتركتان باشيد، اما هيچ يك از اين مسايل نميتواند توجيه كننده ی آن باشد كه شما برای حل مشکلات و نیازهای احتمالی خود، ازدواج موقت را روشی برای حل مسأله تان بدانید؛ در اين صورت اينكه اين خانم مومنه باشد يا آنكه مطلقه باشد، هيچ كدام نميتواند تأثيري در سرنوشت مسايل داشته باشد.
هر يك از ما ممكن است در زندگي مشترك خود با مشكلاتي روبر باشيم، اما راه منطقي آن است كه با مراجعه به مشاور و خانواده درمانگر به مسايل خود پايان دهيم. از طرفی: طرف مقابل شما نیاز به فردی دارد که در دسترس بوده و بتواند در صورت نیاز به ایشان تکیه کند و حمایت پایدار و همیشگی داشته باشد، در حالی که این وضعیت همیشه از دید همسرتان پنهان نمی ماند، معلوم نیست بعد از اطلاع همسر دایمی تان، بتوانید آن خانم مطلقه را حمایت عاطفی کنید و ممکن است باعث آسیب روحی و روانی در ایشان شوید.
هميشه بايد در صدد بر آييد تا مسايل خودتان را در زندگي اي كه همسر شما در آن مشاركت دارد و شما نسبت به يكديگر حقوقي داريد، شكل داده و به بهبودي دست يابيد.
شما بي ترديد نسبت به همسر خودتان حقوقي بر گردن داريد كه موظف به اداي آنها هستيد و اين در حالي است كه نسبت به اين خانم هيچ گونه تعهدي نداريد و احداث هر گونه رابطه ی جديد مستلزم از بين بردن حقوق همسر قانوني خودتان خواهد شد. شما نسبت به همسرتان پيمان بسته ايد و براي من جاي سوال است كه چه اتفاقي افتاده است كه نمي توانيد نسبت به آن دل خوش داشته باشید؟!
در نامه ی خودتان هم هرگز از رابطه ی بين خودتان و همسرتان چيزي ننوشته ايد و حال آنكه انتظار مي رفت كه توضيحاتي كامل ارايه دهيد تا راهنمايي لازم و مناسبي را دريافت داريد.
از طرفی: ما زنانی را در مشاوره های خود دیده ایم که به دلیل جذب شدن همسرشان به زنی دیگر، دچار گناه رابطه شده اند! زیرا شوهرشان به دلیل تخلیه ی روحی و هیجانی در کنار همسر موقت دوم، دیگر وقت و حوصله ی کافی برای ارتباط با همسر دایمی و قانونی نداشته اند.
موفق باشید!
پی نوشت :
1. امام خمینی، استفتائات، ج 3، تعدد زوجات.






