سلام.ممنون از پاسخگوییتان ولی حیف که دیر جواب دادید.من از شمادر مورد رابطه دختر پسر پرسیدم و اینکه یه پسر با پیام اشتباهی که داد قصد داره بامن دوست بشه و اصرار داره به دیدن چیکار کنم و. . .نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه دیدمش ولی خیلی دوست داشتم ندیده بودمش چون در جوابم داده بودید که این امتحان خداست.راست میگید خودمم دوست داشتم که جوابشو میدادم ولی تو این مدت واقعا دوستش داشتم دوست داشتنی تدیده و نشناخته همش به فکرش بودم.قرار گذاشتیم همدیگه رو ببینیم.شب قبل یک جز قرآن خوندم به این امید که ازش خوشم نیاد و اگه اینطور شد یک جز دیگه بخونم توی یه پیام بهش گفتم امیدوارم این عشق به نفرت تبدیل بشه.راستی یک هفته قبلش امتحانش کردم به یه دوستام گفتم بهش زنگ بزنه و بعد یه جوری بگه اشتباه گرفتم میخواستم ببینم سهیل چیکار میکنه که تو امتحان پیروز شد.دیدمش ولی فهمیدم پسر درستی نیست خیلی بد نگاه میکرد. بهش گفتم دیگه پیام نده.یک ساعت بعد از خداحافظی دوستم پیام داد که سهیل زنگ میزنه و پیام میده واقعا فهمیدم کارش اینه و خوشحال که ازش متنفر شدم.چند روز بعد بازم پیام داد ولی دیگه جواب ندادم.یک ماه اخیر یکی از پسرای دانشگاه شماره ی منو با واسطه گیر آورده بودو پیام میداد ولی کم و بیش نه کامل خودمو کنترل کردم و جوابشو نمیدادم یک بار توی دانشگاه هرچی پیام داد که بیا باهم حرف بزنیم جواب ندادم و بخاطر مزاحمتاش یک بار شمارشو گرفتمو دادم به بابا و اون دیگه مزاحم نشد.چرا2تا پسر؟سرنوشت من تویه امتحان؟برنده:بازنده:تجدیدی؟آیا خدا منو میبخشه؟بخدا امتحاناش خیلی سخت بود برای یه دختر به نظر شما سخت نبود؟خیلی احساس گناه دارم چیکار کنم؟نوع حجاب من چادره و به گفته ی دوستام نسبت به پسراخیلی مغرورم.آرایش من فقط در حد ضدآفتابه ولی توی دانشگاه یا خیابون خیلی مزاحم دارم چرا؟چیکارکنم؟می ترسم که ازراه به نظر خودم راست(شایدم به نظر شما راسته راست نباشه)منحرف بشم.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
توجه شما را به نكات ذيل جلب مي‌نمايم:
1. همه ما نيك مي‌دانيم كه مزاحمت خياباني يكي از مزاحمت‌هاي رايج در جامعه نيمه رشد يافته ماست . اساساً رشد شما به عنوان يك دختر مؤمن در گذر از وادي‌هاي آزمايش‌گون دنياست. نمي‌توان بدون كمترين آزمايشي به جايگاه واقعي خود در نزد خداوند دست يافت. ما نبايد نگران آزمايش شدن باشيم . بلكه صرفاً بايد نگران سربلندي يا عدم سربلندي در آزمايش‌هاي ريز و درشت الهي باشيم.
2. در جامعه ما مثل ساير جوامع ديگر ، پسران هرزه و بوالهوس به وفور يافت مي‌شوند و ما بايد با يك خودنگري و خودپايي به چيزهايي مسلح شويم كه ما را از شر ايشان در امان نگه دارد. مثلاً شما شاید با يك خودنگري متوجه ‌شويد كه چهره جذابي داريد يا نوع عينك يا چادر يا ...، بر جذابيت چهره شما مي‌افزايد يا حتي نوع نگاه كردن شما يا زبان بدن شما، چشمان خائن را به خود فرا مي‌خواند.
من مي‌شناسم دختران پاك‌دامني كه براي كاستن از جذابيت چهره خود در بيرون از خانه و مدرسه از عینک های بسيار ناموزون (مانند عينك پير زنان و پير مردان) استفاده مي‌كردند . اين گونه دختران براي عفاف و پاك‌دامني خود بسيار ارزش قائلند و برايشان رضايت خداوند از هر گونه به به و چه چه نامحرمان بالاتر است . بدیهی است اين گونه دختران به لطف الهی سر آخر با پسران پاك‌دامن‌تر از خود ازدواج می کنند.
اشتباه نكنيد منظور من به هيچ وجه توصیه به این گونه رفتارها نیست؛ چرا كه بسياري از دختران از عهده چنين محروميتی بر نمي‌ آيند و بايد به تناسب روحيات خودشان به خود مراقبتي بپردازند.
3. متأسفانه امروزه بسياري از شرها و بدی ها در يك محفظه چند سانتي‌متر مکعبی به نام تلفن همراه جمع شده است و بسياري از دختران و پسران پاکدامن از همين ره‌گذر به وادي شياطين جني و انسي پا مي‌گذارند.
به نظر من دختران مي‌توانند به جاي خط‌هاي دائمي و گران‌قيمت از خط‌هاي موقتي و ارزان ‌قيمت استفاده كنند تا در مواقع لزوم در كسري از ثانيه به تعويض شماره خود بپردازند . بر كسي پوشيده نيست كه پرداخت 5000 يا 7000 تومان براي تعويض خط به يك ثانيه مزاحمت آسيب‌زاي پسران غير خويشتن‌دار مي‌ارزد.
4. خويشتن‌داري مثل شتر سواري دولا دولا نمي‌شه و بايد براي آن حساب ويژه‌اي باز كرد. خويشتن‌داري به عزم راسخ يك دختر مؤمن نيازمند است و خويشتن‌داري به مدد تلاوت يك جزء قرآن نیز صورت مي‌پذيرد . ولي از آن بالاتر به خويشتن‌داري فيزيكي و پالايش محيطي نیاز است . نمي‌شود وسيله تحريك‌زايي مانند موبايل را از محيط حذف نكرد و صرفا با ذكر و دعا و قرآن به جنگ آلودگي‌هاي عاطفي و ارتباطی رفت.
5. بحث تفاوت‌هاي جنسيتي در خود كنترلي و خويشتن‌داري بسيار جدي است و شما بايد متوجه نقاط ضعف زنانه خود باشيد . زنان بسيار عاطفي‌تر از آن هستند كه خطرات يك پسر شهوت‌ران و بوالهوس را حس كنند . شهوت‌راني پسران در بسياري موارد به عشق و عاطفه مثبت تفسير مي‌گردد حال آن كه واقعيت چيز ديگري است.