با سلام دو سوال داشتم
1.فرق بین نبی و رسول در چیست؟
2.در زمان میان حضرت عیسی و پیامبر اکرم حجت چه کسی بود؟

پرسش:
1.فرق بین نبی و رسول در چیست؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
واژه ((رسول)) به معناى ((پيام آور)) و واژه ((نبى)) ـ اگر از ماده ((نبا)) باشد ـ به معناى ((صاحب خبر مهم)) ـ و اگر از ماده ((نبو)) باشد ـ به معناى ((داراى مقام والا و برجسته)) است.
بعضى گمان كرده اند كه مفهوم نبى, اعم از مفهوم رسول است :
نبى يعنى كسى كه از طرف خداى متعال به او وحى شده باشد ،خواه مامور به ابلاغ به ديگران هم باشد و خواه نباشد, ولى رسول يعنى كسى كه ماموريت ابلاغ وحى را هم داشته باشد.
اما اين ادعا, صحيح نيست, زيرا در بعضى از آيات قرآن كريم, صفت ((نبى)) بعد از صفت ((رسول)) آمده است (1) در صورتى كه طبق بيان مزبور, بايد صفتى كه مفهوماً عام باشد، (نبى) قبل از صفت خاص (رسول) ذكر شود.
دیگر اینکه بر اساس آیه 52 سوره حج از فعل ارسال یعنی فرستادن برای رسول و نبی استفاده شده است. افزون بر اين, دليلى بر اختصاص ماموريت ابلاغ وحى, به رسولان نداريم.
در هر حال از ظاهر برخي آيات قرآن برمي‌آيد كه اختلافي ميان مصاديق اين دو مفهوم وجود دارد. مثلا فرمود:
« و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لانبي الا ... ؛ (2) پيش از تو هيچ رسول و پيامبري را نفرستاديم جز اينكه ... ». از اين آيه به دست مي‌آيد نسبت بين نبي و رسول تساوي نيست چون اگر رسول و نبي بر مصاديق واحدي دلالت كنند، تكرار موجود در آيه بي‌فايده خواهد بود. از اين رو از برخي روايات معلوم مي‌شود كه نبي به لحاظ مصداق اعم از رسول است.
هر رسولي نبي است، ولي عكس آن صادق نيست، همچنين خصوصياتي در برخي روايات براي آن دو ذكر شده كه در ديگري نيست . امام باقر (ع) فرمود:
« النبي الذي يري في منامه و يسمع الصوت و لايعاني الملك و الرسول الذي يسمع الصوت و يري في المنام و يعاني الملك ؛ نبي كسي است كه فرشته وحي را در خواب مي‌بيند و صداي وحي را مي‌شنود ،ولي فرشته وحي را مشاهده نمي‌كند. رسول كسي است كه صداي وحي را مي‌شنود و در خواب مي‌بيند و فرشته وحي را مشاهده مي‌كند».

بنابراین مقتضاى مقام نبوت اين است كه فرشته وحى را در حال خواب ببيند و در حال بيدارى, فقط صداى او را بشنود، در حالى كه صاحب مقام رسالت, فرشته وحى را در حال بيدارى هم مى بيند(3).
اما اين فرق را هم به حساب مفهوم لفظ نمى توان گذاشت. مى توان پذيرفت كه ((نبى)) ازنظر مصداق (و نه از نظر مفهوم)اعم از رسول است. يعنى همه پيامبران, داراى مقام نبوت بوده اند، ولى مقام رسالت, اختصاص به گروهى از ايشان داشته است . به حسب روايتى كه قبلاً اشاره شد، تعداد رسولان, سيصد و سيزده نفر مى باشد. طبعاً مقام ايشان بالاتر از مقام ساير انبيا خواهد بود, چنان كه خود رسولان هم از نظر مقام و فضيلت يكسان نبوده اند(4) . بعضى از ايشان به مقام ((امامت))(5) نيز مفتخر گرديده اند(6).
پی نوشت ها:
1- مريم (19) آيه 51, و 54.
2-حج (22) آیه52.
3- كافي ،ج1 ،ص 176 نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران 1388ق.
4- بقره (2)آيه 253, و اسرا (17)آيه 55.
5- بقره ـ آيه 124, انبيا (21) آيه 73, و سجده (32) آيه 24.
6-آموزش عقائد، محمد تقی مصباح یزدی،ج2.

پرسش: 2.در زمان میان حضرت عیسی و پیامبر اکرم حجت چه کسی بود؟

پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
فاصله بعد از حضرت عیسی(ع) تا ظهور حضرت محمد(ص) حدود ششصد سال بوده است.اما این به معنای بی رسول بودن تمام این مدت نیست ، قرآن می‏فرماید:
"یا اهل الکتاب قد جاءکم رسولنا یبیّن لکم علی فتره من الرّسل؛(1)
ای اهل کتاب! ، رسول ما- با فطرت و فاصله‏ای از بعثت رسولان - به سوی شما آمد تا حقایق را برای شما بیان نماید".
از این آیه روشن می‏شود فاصله اختصاص به فقدان حضرت عیسی ندارد بلکه هم زمان و بعد از حضرت مسیح پیامبران و رسولان دیگری بوده اند ؛ به عنوان نمونه حضرت یحیی و ذکریا معاصر حضرت عیسی بودند. حتي نام برخی از شاگردان و حواریون حضرت عیسی ، به عنوان پیامبر برده شده است. این‏ها و شاید ده‏ها پیامبر دیگر هادیان مردم بوده‏اند. بعضی مردم را به دین عیسی و برخی به آئین ابراهیم خلیل دعوت می‏کرده‏اند.
البته از این آیه روشن می شود که در مقطعی پیامبری بین مردم وجود نداشت اما نباید از یاد برد که حجت الهی غیر از پیامبران هستند . انبیا پس از خود اوصیا و جانشینانی را در بین مردم باقی می گذاشتند که حقیقت خالی نبودن زمین از حجت الهی در آن ها تجلی داشته باشد ؛ امام علی(ع) در نهج البلاغه می‏فرماید: هرگز زمین از حجت الهی خالی نیست ،خواه پنهان باشند و یا آشکار.(2)
از روایات متعدد هم این حقیقت به دست می آید که انبیا دارای اوصیا و جانشینانی پس از خود بوده اند،مثلا رسول خدا(ص) فرمود: آقا و سید پیامبران هستم . اوصیای من سید و آقای اوصیای پیامبران هستند.(3) .
همچنین فرمود: بعد از من به تعداد نقبا و وزرای حضرت موسی دوازده نقیب و رهبر خواهد آمد.(4) از این روایت معلوم می گردد که حضرت موسی هم اوصیایی داشتند که اتفاقا تعداد آن ها هم دوازده نفر بود.
بنابراین وصایت و خلافت ، در همه پیامبران الهی بوده ، یعنی هر پیامبری برای بعد از خود وصی تعیین کرده است، البته احتمال دارد تعداد اوصیای پیامبری با اوصیای پیامبر دیگر فرق داشته باشد. اما در مقطع زمانی بین حضرت عیسی و پیامبر لااقل اوصیای حضرت مسیح در بین مردم حضور داشته اند که یکی پس از دیگری در بین مردم به امامت رسیده، به انجام وظایف وصایت خویش مشغول بوده اند.
در متون اسلامی و کتاب مقدس مسیحیان آمده است که رهبری مسیحیان پس از حضرت عیسی(ع) بر عهده وصی حضرت، شمعون بن حمون (معروف به پطرس) بود. او که در رأس حواریون قرار داشت، مسئولیت های حضرت عیسی(ع) را بعد از او بر عهده گرفت. به نوشته انجیل "متی" حضرت عیسی به او گفت: کلیدهای ملکوت آسمان را به تو می‌سپارم.(5)
البته در روایات اسلامی تاکید شده : حضرت عیسی(ع) دوازده وصی داشت(6) که اولین آنان شمعون بن حمون بود . در برخی از روایات دیگر آمده است: «ذریب بن ثملا» یکی دیگر از اوصیای حضرت عیسی(ع) بود.(7) حضرت صادق(ع) نیز فرمود: آخرین وصی حضرت عیسی(ع) مردی بود به نام بالط.(8)
در مجموع از برخی شواهد به دست می آید که وصایت و هدایت خاص تا زمان رسول خدا ادامه داشت ،حتی قرائنی دلالت دلالت دارد که احتمالا سلمان فارسی که نام اصلیش روزبه بود، از اوصیای حضرت عیسی(ع) یا واسطه بین آخرین وصی حضرت مسیح با رسول خدا به شمار می‌ آید.(9)

پی نوشت‏ها:
1. مائده(5) آیه 19.
2. نهج البلاغه، کلمات قصار 147.
3. بحارالأنوار، ج 8، ص 22، نشر دارالاحیا ، بیروت 1403 ق .
4. همان، ج 36، ص 133 و 299.
5. انجیل متی، فصل 16.
6. کافی، ج 1، ص 532. دار الکتب الاسلامیه، تهران، بی تا .
7. کنز الفوائد، ج 1، ص 142. نشردار الز خایر ،قم 1410 ق.
8. بحار الانوار ،ج 17، ص 141.
9. روضه الواعظین، ج 2، ص 278. نشر رضی قم، بی تا ،چاپ اول.