من یه گناهی انجام میدم خیلی توبه کردم شاید نزیک 50بار ولی دوباره میرم دنبالش نمیدونم چکار کنم از آخرتمم خیلی میترسم تو رو خدا کمکم کنین.حالا یه راه خوبی جلو پام بزارین تو رو خدا.

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
مبارزه با نفس و هواهای نفسانی سهل و ‌آسان نیست تا‌ آن را مسئله راحتی در نظر گیریم و به دنبال راه راحتی باشیم. این مسیری است که از آن به جهاد بزرگ یاد شده است . میدان این مبارزه برای یک روز و دو روز و محدود نیست و تا ‌آخر عمر انسان باید مراقب باشد.
البته همه این ها به معنای ناامیدی از مبارزه با هوای نفس نیست. چه بسا با لطف و عنایت الهی و با اراده محکم ، این راه بسیار آسان و هموار باشد که در روایات نیز به این نکته اشاره شده است.
بنابراین با توجه به نکاتی که بیان شد ، در این زمینه باید بعد از توبه چند چیز را دقیقاً و حتماً بدون سهل‏انگاری عمل نمایید:
1- تصمیم جدی و قاطع بر گناه نکردن؛
اساسی ترین و مشکل ترین گام در مسیر خود سازی جهت غلبه بر نفس « خواستن» و داشتن « عزم و اراده » قوی و استوار است . تا انسان عزم راسخ بر ترک گناه نداشته باشد، چندان توفیقی در عدم ارتکاب گناه به دست نمی‌آورد.کم ترین ثمره تصمیم برترک گناه ، حرکت در راستای رضایت پروردگار است . ذکر خدا در دل هم باعث تقویت بصیرت و بینش فرد می شود . چراغ نور و حکمت را در درونش روشن می کند. قدرت تشخیص حق و باطل به او می بخشد. باعث فزونی قدرت اراده و تصمیم گیری می گردد0در این صورت همیشه تابع خواست خداوند بوده و همواره در صدد انجام تکالیف الهی است0 هر قدمی که بر می‏دارد و هر سخنی که می‏گوید و هر برنامه‏ای که دارد ،نخست می بیند آیا رضای خداوند در آن هست .
تقید به نماز اول وقت به ویژه نماز صبح و مداومت به خواندن نماز شب ،تلاوت قرآن و تدبر در آن ،شما را در رسیدن به هدف ومقصد نهایی کمک می کند 0
2- ترک زمینه گناه:
پیشگیری از گناه آسان‌ترین راه مبارزه با گناه است. جوانی که می‌خواهد گناه نکند، باید خود را از صحنه‌های گناه دور نگه دارد.
این خود زیر مجموعه‏ای دارد که مهم ترین آن عبارت از است:
* کنترل چشم:
دقیقا باید مواظب چشم خود بود که مبادا به نامحرم و هر آنچه که شهوت‏انگیز است، نگاه شود. امام صادق(ع)می فرماید: «النظر سهم من سهام ابلیس مسموم و کم من نظرة اورثت حسرة طویلة؛(1) نظر دوختن تیری مسموم از تیرهای ابلیس است . چه بسا نگاهی که حسرت درازمدتی را (در دل) به ارث بگذارد».
تا حد امکان انسان از حضور در مجالس مختلط یا برخورد با نامحرم پرهیز نماید.
* کنترل گوش:
باید از شنیدنی‏هایی که ممکن است به حرام منجر شوند و زمینه‏ساز حرام هستند، پرهیز شود. مانند نوار موسیقی، صدای شهوت‏انگیز نامحرم و...
* ترک مصاحبت با دوستان ناباب:
دوستانی که باعث می‏شوند انسان مزة گناه را مزمزه کند، در واقع دشمن هستند و باید از آن ها دوري کرد.
حضرت سجاد(ع) از همراهی و سخن گفتن و رفیق بودن با پنج کس نهی فرموده: «دروغ‌گو، گناهکار، بخیل، احمق و کسی که قطع رحم کرده است». (2)
البته این ها از مهم ترین زمینه‏های گناه هستند که باید ترک شوند، ولی به طور کلی هر چیزی که زمینه گناه را فراهم می‏کند ،باید ترک شود.
3- ترک فکر گناه:
ترک زمینه گناه سهم بسزایی در ترک فکر گناه دارد. از این‏ رو هر چه بیش تر و دقیق تر زمینه گناه ترک شود ،فکر گناه کم تر به سراغ انسان می‏آید. فکر گناه است که شوق در انسان ایجاد می‏نماید .بعد از شوق اراده عمل سپس خود گناه محقق می‏شود، مسلّماً تا اراده و شوق و میل نسبت به کاری نباشد ،انسان مرتکب آن کار نمی‏گردد.
4- اشتغال به برنامه شبانه‏روزی:
باید شبانه‏روز خود را با برنامه‏ریزی صحیح و متناسب وضع روحی و جسمی خود پر کنید . هیچ ساعت بیکاری نداشته باشید تا نفس شما را مشغول کند. در اوقات بیکاری وسوسه‏های نفس و شیطان به سراغ انسان می‏آید . او را به فکر گناه و سپس به خود گناه می‏کشاند . امیرالمؤمنین علی(ع): «إنّ هذه النفس لامارة بالسوء، فمن أهملها، جمحت به إلی المآثم؛(3)
نفس (انسانی) پیوسته و مرتب به بدی امر می‏کند. در نتیجه هر کس آن را به خود واگذارد (و به کاری نگمارد) نفس او را به سمت گناهان می‏کشاند».
5- روزه گرفتن:
روزه گرفتن قوای حیوانی و شهوانی انسان را تضعیف می‏کند .اگر قوای شهوانی ضعیف گشت ، فکر گناه هم کم‏ رنگ می‏شود.
امام باقر فرمود(ع) قال: «اذا شبع البطن طغی؛(4) هرگاه شکم پر شود، طغیان می‏کند». مفهومش این است اگر شکم پر نشود ،طغیان نمی‏کند . بهترین گرسنگی روزه گرفتن است. البته روزه نباید برای بدن ضرری داشته باشد وگرنه شرعاً حرام است . نیز نباید برای کارهای روزمره مخل باشد. اگر نه مضر بود و نه مخل ،فقط روزهای دوشنبه و پنج‏شنبه باشد ،نه بیش تر، ولی اگر برای روزه گرفتن عذری است ،مورد بعدی یعنی ورزش دو برابر شود.
6- ورزش:
هر روز ورزش لازم است. البته ورزش‏هایی باشد که برای بدن ضرری ندارد، مثل نرم دویدن و نرم طناب زدن و انجام حرکت‏های کششی.
اگر برای روزه گرفتن عذری هست ،زمان ورزشی دو برابر شود ،مثلاً از بیست دقیقه به چهل دقیقه افزایش یابد.
7- فکر مرگ:
این یکی دیگر از چیزهای بسیار مفید است که فکر گناه را یا از بین می‏برد و یا کم می‏کند که به شدت و ضعف فرو رفتن در فکر مرگ بستگی دارد. اگر انسان با این واقعیت انس بگیرد و مردن را باور دل سازد ،نقشی سازنده و بالا برنده دارد. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: «اذکروا هادم اللذات و منغص الشهوات و داعی الشتات؛(5)
یاد کنید (مرگ را) درهم کوبنده لذات و تیره و تلخ کننده شهوات و دعوت کننده جدایی‏ها را».
یاد مرگ دل را از تعلق به شهوات جدا می‏سازد . انسان را از گناه و فکر گناه باز می‏دارد.
بسیار مهم است:
اولاً : این فکر هر روز و مستدام باشد. اگر شبانه‏روزی نیم ‏ساعت باشد، کافی است.
دوم: در مکان خلوتی باشد ،مخصوصا اگر آن مکان خلوت خود محیط قبرستان باشد .به هر گونه که فکر مرگ با جان عجین شود و باور دل گردد ،بسیار مطلوب است، مثلاً یکی از کیفیت‏های فکر مرگ را یکی از بزرگان چنین می‏فرمود:
تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشته را در حد امکان مثل یک فیلم از ذهن بگذراند . به خود بباوراند که همه این ها گذشت و چند روز باقی مانده عمر هم می‏گذرد.
لحظات جان دادن، وقتی که خویشان و نزدیکان را رها می‏سازد و از تمام تلخ و شیرینی‏ها وداع می‏کند و... همه را به خوبی تأمل کند تا دل بلرزند و چشم بگرید.
8- توجه کامل به این که خداوند در همه حالات آگاه و ناظر بر اعمال ما است
حتی بر خطورات قلبی ما (در دل می‌گذرد) احاطه دارد و از آن ها هم با خبر است. اگر انسان چنین یقینی داشته باشد، خجالت می‌کشد گناه کند و از دستورهای خالقش سرپیچی نماید. برای این که انسان به چنین توجهی موفق شود، همیشه به یاد خدا بودن بسیار سودمند است. این که گفته می‌شود انسان باید همیشه به یاد خدا باشد، بدین خاطر است که با یاد خدا انسان از مهلکات دور می‌شود .به عوامل سعادت نزدیک می‌گردد. علی(ع) فرمود:
«خدا را در همه جا یاد کنید، زیرا در همه جا با شما است». (6) حضرت در حدیث دیگر فرمود: «ذکر دو گونه است: یاد خدا به هنگام مصیبت و بهتر از آن یاد خدا در رویارویی با حرام . یاد خدا مانع از ارتکاب حرام می‌شود».(7) قرآن فرموده است: «آیا (او که اهل گناه و شرک است) ندانست که خدا می‌بیند».(8)
9- تفکر در عواقب زیان بار گناه:
اگر انسان توجه کامل داشته باشد که معصیت افزون بر آثار بد دنیوی، چه عذاب‌های غیر قابل تحمل اُخروی به دنبال دارد، مطمئناً از گناه دوری می‌جوید.
قرآن می‌فرماید: « هر کس به خدای خود با حالت گناه وارد شود، جزای او جهنمی است که در آن جا نه می‌میرد و نه زنده می‌ماند».(9) در آیه دیگر فرمود: «(در روز قیامت) گناهکار دوست دارد که فرزندان، زن، برادر، همه خویشان و همه اهل زمین را فدا می‌کرد تا از عذاب نجات می‌یافت، (ولی) چنین نیست، (بلکه) آن آتش شعله کش است و...».(10) در جای دیگر فرمود: «در روز قیامت کافر گوید: ای کاش خاک بودم».(11)
10- مقایسه بین بهشت و جهنم.
اگر انسان مطالعه اجمالی در آیات و روایات اهل بیت(ع) در مورد نعمت‌های بهشتی و عذاب‌های جهنمی داشته باشد، مطمئناً به بهشت شوق پیدا می‌کند و از جهنم می‌ترسد .در نتیجه مرتکب گناه نمی‌شود. در این زمینه مطالعه جلد شش کتاب پیام قرآن اثر آیت الله مکارم شیرازی بسیار مفید است. قرآن در مقایسه بین ثواب و عذاب اخروی می‌فرماید:
«وصف بهشتی که به پرهیزکاران وعده داده شده (چنین است) که در آن، جوی‌هایی از آب گوارا، و جوی‌هایی از شیری که مزه‌اش تغییر ناپذیر است، و جوی‌هایی از شراب لذت بخش برای آشامندگان، و جوی‌هایی از عسل پاکیزه (وجود دارد) و برای‌شان در آن جا همه گونه میوه هست، نیز آمرزشی از جانب پروردگارشان. (آیا چنین کسی) همانند کسی است که جاودانه در آتش است و به آنان آبی جوشان نوشانده می‌شود که دل و روده‌های‌شان را پاره پاره می‌کند؟!».(12)
امیرمؤمنان(ع) فرمود: «مغبون کسی است که بهشت عالی را به گناه پست بفروشد».(13)
11- باور کردن این که شیطان و نفس امّاره، دشمن انسانند؛
وقتی انسان یقین پیدا کرد که اینان دشمن اویند، به حرف آنان گوش نداده و گناه نمی‌کند. قرآن می‌فرماید: «ای بنی آدم، آیا با شما پیمان نبسته بودم که شیطان را نپرستید که او دشمن آشکار شما است؟!».(14)
در آیة دیگر فرمود: «نفس امّاره بسیار وادار کننده به بدی است».(15)
12- عمر انسان زودگذر است و در آینده بسیار نزدیک به نتایج اعمالش خواهد رسید؛
اگر انسان به این مسئله عنایت داشته باشد و فکر نکند که فعلاً خبری از سرای آخرت نیست، در عدم ارتکاب گناه مؤثر است، چرا که خیلی از افراد به خیال این که عواقب وخیم معصیت دیر به سراغ انسان می‌آید، مرتکب معصیت می‌گردند. قرآن فرموده: «آن ها (کافران) آن (روز عذاب را) دور می‌بینند، و ما آن را نزدیک می‌بینیم».(16)
13- زیاد سبحان الله گفتن، باعث می‌شود شیطان از انسان دور شود.وقتی شیطان از انسان دور شود، دیگر گناه نمی‌کند. امام صادق(ع) فرمود: «شیطان گفته است: پنج کس مرا بیچاره ساخته و راه به آن ها ندارم و بقیه مردم در اختیار منند:
کسی که با نیت صادق به خدا چنگ بزند و در تمام کارها به او توکل کند.
کسی که در شبانه روز زیاد تسبیح گوید.
کسی که هر چه برای خود می‌پسندد، برای برادر مؤمن خود نیز بپسندد.
کسی در وقت رویارویی با مصیبت ناله و فریاد نزند.
کسی که به آن چه خدا قسمتش کرده است ،راضی باشد».(17)
14- عقل گرایی؛
حضرت علی (ع) می‌فرماید: فکرک یهدیک الی الرشاد؛(18) افکار عاقلانه‌ات تو را به راه صواب و هدایت واقعی راهنمایی می‌کند.
15- شناخت زیان‌ها و مفاسد گناه؛
جهل منشأ بسیاری از لغزش‌ها است. علم به آثار و تبعات گناه انسان را ازارتکاب به آن باز می‌دارد.
16- تربیت صحیح؛
تربیت صحیح در محیط خانواده و نیز ادامه آن تحت نظر مربیان اخلاق در جامعه انسان را با عفت و حیا درست می‌کند، چنین فردی بر غریزه‌های خودش مسلط می شود.امام علی (ع) می‌فرماید: «کسی که به ادب‌آموزی وادار شود ،کار خلاف از او کم‌تر دیده می شود».(19)
17- نماز؛
نماز آدمی را از کارهای زشت و گناه باز می‌دارد.(20)
18- محاسبه و مراقبه ؛
کسی که خواهان رشد و تکامل معنوی است، باید مراقب اعمال خود باشد و هر روز خودش را محاسبه کند تا کاستی‌های خود را جبران و نقاط قوتش را تقویت کند.
مردی خدمت حضرت حسین(ع) رسیده و عرض کرد: گناهکارم و صبر بر معصیت (استقامت در برابر آن) ندارم، مرا موعظه فرما. حضرت فرمود: «پنج عمل انجام ده، آن گاه هر گونه که خواستی گناه کن:
1ـ روزی خدا را نخور و هر چه می‌خواهی گناه کن.
2ـ از ولایت خدا بیرون رو و هر چه خواستی گناه کن.
3ـ در جایی گناه کن که خدا تو را نبیند.
4ـ به هنگام مرگ نگذار حضرت عزرائیل جانت را بگیرد و هر چه خواستی گناه کن.
5ـ وقتی مالک دوزخ تو را به آتش می‌اندازد، داخل آتش نرو، آن وقت هر گناهی خواستی انجام ده».(21)
در این حدیث حضرت می‌خواهد بگوید: تو که بر هیچ یک از این پنج چیز قادر نیستی، پس چگونه گناه انجام می‌دهی و خود را بدبخت می‌کنی؟!

پی‌نوشت‌ها:
1. شیخ عباسی قمی، سفینة‏البحار، ماده نظر.
2. همان، ماده صحب.
3. غر ر الحکم ،ج2 ،ص 220.
4. المحجة‏البیضاء، ملا محسن فیض کاشانی، ج 5، ص 150.
5. غرر الحکم ،ج2 ،ص 270.
6. صادق احسان بخش، آثار الصادقین، ج 6، ص 295، شمارة 8567.
7. همان، ص 294، شمارة 8562.
8. علق (95) آیه 14.
9. طه (20) آیه 74.
10. معارج (70) آیه 11 ـ 15.
11. نبأ (78) آیه 40.
12. محمد (47) آیه 15.
13. غررالحکم، ج 1، ص 356.
14. یس (36) آیه 60.
15. یوسف (12) آیه 14.
16. معارج (70) آیه 6.
17. آثار الصادقین، ج 6، ص 290، شمارة 8543.
18. غررالحکم، ج 4 ص 415.
19. همان، ج 5 ص 263.
20. عنکبوت (29) آیه 45.
21. آثار الصادقین، ج 6 ص 349، شمارة 8789.