سلام
با توجه به این آیه"همانا اولیا الله نه ترسی بر آنان است و نه محزون می شوند، آنها کسانی هستند که ایمان اوردند و پرهیزکارند، برای آنها ست بشارت در زندگی دنیا واخرت .تبدیلی برای کلمات خدا نیست ، آن همان رستگاری عظیم است(سوره یونس آیات 62و63و64)"
اولا این آیه آیا مربوط به وضع اولیا الله در دنیا می باشد یا در آخرت؟
اگر در دنیا می باشد ، چرا پیامبر (ص) در فراق ابراهیم محزون گشته یا سایر معصومین در فراق عزیزان؟
آیا معنای حزن در این آیه چیز دیگری است؟یامعنای کلی دارد فقط؟
با توجه به این حدیث قدسی"خداوند در تورات فرموده:
((در شگفتم از کسی که به مرگ یقین دارد و می تواند خوشحالی نماید، به روز قیامت یقین دارد و می تواند گناه کند، به قوانین الهی یقین دارد و نگران روزی است، به آتش جهنم یقین دارد و شادی می کند، به نابودی دنیا یقین دارد و بر آن اطمینان می کند، و به پاداش اعمال نیک یقین دارد و عمل نیک انجام نمی دهد.))"
اولا آیا این حدیث معتبر است؟
ثانیا آیا این حدیث با آیه فوق در تناقض نمی باشد؟
آیا بر اساس این حدیث یعنی کسی که به مرگ اعتقاد داره نمی تونه خوشحال باشه؟
لطفا در این موارد توضیحات لازم و واضح را بدهید.
با تشکر
پرسش: شبهه
شرح : با توجه به این آیه"همانا اولیا الله نه ترسی بر آنان است و نه محزون می شوند، آن ها کسانی هستند که ایمان آوردند و پرهیزکارند، برای آن هاست بشارت در زندگی دنیا و آخرت .تبدیلی برای کلمات خدا نیست ، آن همان رستگاری عظیم است(سوره یونس، آیات 62و63و64)" اولا این آیه آیا مربوط به وضع اولیا الله در دنیا می باشد یا در آخرت؟ اگر در دنیا می باشد ، چرا پیامبر (ص) در فراق ابراهیم محزون گشته یا سایر معصومین در فراق عزیزان؟ آیا معنای حزن در این آیه چیز دیگری است یا معنای کلی دارد ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
پرسش شما شامل سه قسمت است :
1- با توجه به این آیات فهمیده می شود که آیات اشاره به وضع اولیاء الله در آخرت است که در آن جا دیگر ترس و غم و اندوهی برای شان وجود ندارد و رستگاری بزرگی برای شان وجود دارد .
2- مؤمنان صالح در قیامت، عاقبت ترسناک و غم آوری در انتظارشان نیست . جز شادی و سرور در پیش ندارند، ولی در زندگی دنیا، ترس و حزن و اندوه طبیعی است.
البته ترس گاهی از رذایل است که در مقابل آن شجاعت می باشد . اندوه منشا یاس است که مؤمن اندوه و ترسی ندارد ، زیرا خود را در محضر خدا و در پناه خدا می داند . با اتکال به خدا در مسیر انجام وظیفه پیش می رود . هر چه برایش مقدر شده باشد می پذیرد . ترس از سختی یا اندوه از دست دادن ندارد تا او را از انجام وظیفه باز دارد . چون همه جهان هستی را مقهور اراده خدا دانسته ، همه اتفاق های جهان را از خوب و بد، آزمایش های خدا می داند تا گوهر وجودی اش در شادی ها و غم ها خالص و ناب شود. برای او شادی و غم هر دو لذیذ است .
نه رسیدن به نعمت او را از جاده عدالت خارج می کند و نه رسیدن مصیبت او را بی تاب می گرداند و به اعتراض به قدر وا می دارد. تسلیم و رضا و خشنودی ثمره ایمان است. اما بالاخره در دنیا چون هم مصیبت می رسد و هم نعمت می آید و هم صحنه های خوف و خطر هست و... ، وجود خوف و حزن معقول و منطقی، پسندیده و نشان سلامت فکر و روح است.
کسی که از مشاهده یک حیوان درنده احساس ترس نکند و جانب احتیاط نگیرد، معلوم می شود که فکرش کار نمی کند و معنای درندگی را نمی فهمد . کسی که مصیبت مرگ فرزند، دلش را نشکند و اندوهناک نسازد، معلوم می شود فطرت انسانی اش را از دست داده است. اما مؤمن در این دو صحنه گر چه احساس ترس و اندوه می کند، ولی احساس ها را کنترل کرده ، با تفکر و تعقل منطقی راه صحیح مواجهه را می جوید . وظیفه خود را انجام می دهد . به تقدیر خدا -گوارا یا ناگوار- راضی است و همه را با رضایت دل می پذیرد.
پیامبر(ص) وقتی در فراق فرزندش ابراهیم گریه کرد و محزون شد، در جواب کسانی که به وی اعتراض کردند ،فرمود: من هم بشرى مثل شما هستم . چشم مىبیند و دل مىشکند و به درد مىآید و اشک جارى مىشود ، ولى چیزى که سبب غضب خداست، نمىگویم.
هنگامى که طاهر فرزند پیغمبر از دنیا رفت، چشم پیغمبر پر از اشک شد. عرض کردند: یا رسول اللَّه، گریه مىکنى؟ در جواب گفت: چشم مىگرید و اشک جارى مىشود، دل محزون مىشود، ولى به خدا معصیت نمىکنم- یعنى سخنى که سبب عصیان است، گفته نمىشود.(2).
3- پس حزن در این جا به معنای خود یعنی سختى اندوه است که مقابل آن سرور و خوشحالى است.(3 )
پی نوشت ها:
1. مسکن الفؤاد عند فقد الأحبة و الأولاد، ص 102.
2. همان، ص 104.
3. ترجمه تفسیر مجمع البیان،ج11، ص322
؛ ترجمه تفسیر المیزان، ج10، ص 132.
پرسش: با توجه به حدیث قدسی"خداوند در تورات فرموده: در شگفتم از کسی که به مرگ یقین دارد و می تواند خوشحالی نماید. به روز قیامت یقین دارد و می تواند گناه کند. به قوانین الهی یقین دارد و نگران روزی است. به آتش جهنم یقین دارد و شادی می کند. به نابودی دنیا یقین دارد و بر آن اطمینان می کند. به پاداش اعمال نیک یقین دارد و عمل نیک انجام نمی دهد، اولا آیا این حدیث معتبر است؟ ثانیا آیا این حدیث با آیات 62 تا 64 سوره یونس در تناقض نمی باشد؟ آیا بر اساس این حدیث یعنی کسی که به مرگ اعتقاد داره نمی تونه خوشحال باشه؟
پاسخ:
روايت را شيخ صدوق در كتاب خصال (1) و معاني الاخبار (2) نقل نموده و در آن جا از ابوذر غفاري نقل شده كه وي روزي پيامبر (ص) را در مسجد تنها يافت . فرصت را مناسب ديد و سؤالات متعددي را از حضرت پرسيد، از جمله اينكه درباره صحف موسي از حضرت سؤال نمود . حضرت در پاسخ فرمود:
همه اين صحف به زبان عبراني بوده و از جمله مطالبي كه در آن آمده بود اين است :« عجبت لمن أيقن بالموت كيف يفرح و لمن أيقن بالنار...».
شادى امرى فطري و مطلوب انسان است . مطلوبيت و ارزشش مورد تصديق قرآن است . چنان كه خداوند متعال يكي از نعمت هاي خود بر بهشتيان را سرور و شادماني آن ها معرفي مي نمايد . در وصف كساني كه به نذر خود وفا نموده و ايثار مخلصانه داشته اند مي فرمايد:
« فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُورًا؛(3)
به خاطر اين عقيده و عمل خداوند آنان را از شرّ آن روز نگه مى دارد و آن ها را مى پذيرد در حالى كه غرق شادى و سرورند».
از سوي ديگر در برخي از موارد قرآن به مذمت شادي پرداخته چنان كه درباره قارون مي فرمايد:
« قالَ لَهُ قَوْمُهُ لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحينَ ؛ (4)
به خاطر آوريد آن گاه كه قوم وى بدو[قارون] گفتند: شادى مكن كه خدا شادى كنندگان را دوست نمى دارد».
با توجه به اين آيه و رواياتي مثل آنچه شما نقل كرده ايد ،برخى تصور مى كنند كه از ديدگاه اسلام و قرآن، انسان بايد در دنيا غمگين و گرفتار و افسرده باشد، تا در آخرت شاد باشد . تصور مى كنند نظر اسلام اين است اما اين برداشت، نادرست است. اسلام هرگز نگفته كه در دنيا بايد غمگين باشيد تا در آخرت شاد باشيد بلكه نظر اسلام اين است كه شادى را بايد از مسير صحيح به دست آورد. اگر شادى از مسير صحيح به دست بيايد، هم در دنيا مطلوب است، هم در آخرت و هيچ مذمّتى ندارد.
در تكميل اين مطلب ذكر دو مسئله لازم مي باشد:
مسئله اول: آيا ارزش شادي مطلق است ؟
مسئله دوم : كسب شادي با هر وسيله اي جائز است ؟
شادي كه يكي از انفعالات روحي انسان مي باشد، همانند برخي از امور ديگر داراي ارزش مطلق نيست ، چنان كه حلم و بردباري داراي ارزش مسلّم است. اما اين گونه نيست كه در همه موارد و مسائل داراي ارزش بوده و مطلوب باشد، مثلا فرض كنيد كه در عراق، افغانستان، فلسطين و جاهاى ديگر روزى چندين نفر بى گناه را مى كشند. اگر كسى به نام حلم و بردباري خم به ابرو نياورد، نه نگران شود، نه غصه بخورد، نه خشم بگيرد، كار اين شخص مسلما مطلوب نيست. ارزش شادي همين طور است . نمي توان ارزش شادي را مطلق و همه جايي دانست . اموري وجود دارد كه انسان بايد نسبت به آن ها اندوهناك شود. البته اندوهي كه جنبه اصلاحي دارد ،نه اندوه منفي . آنچه در آياتي مانند آيه 62 سوره يونس از اولیاي الهی نفي شده، غم هاى مادى و ترس هاى دنيوى است، و گرنه دوستان خدا وجودشان از خوف او پر است. ترس از عدم انجام وظائف و مسئوليت ها، و اندوه بر آنچه از موفقيت ها از آنان فوت شده. اين ترس و اندوه جنبه معنوى دارد . مايه تكامل وجود انسان و ترقى او است، بر عكسِ ترس و اندوه هاى مادى كه مايه انحطاط و تنزل است.
گرچه شادي در محدوده خود ارزشمند مي باشد. اما انسان مجاز نيست كه از هر طريقي شادي را كسب كند. اسلام مي گويد كه شادى را بايد از مسير صحيح به دست بياوريد. مسير صحيح هم در همان محدوده احكام و قوانين الهي است . اگر شادى از مسير صحيح به دست بيايد، هم در دنيا مطلوب است، هم در آخرت . هيچ مذمّتى هم ندارد. چرا كه نعمتى است از جانب خدا. اما اگر انسان بخواهد از راه نامشروع شادي كسب كند ، شادي نه تنها بي ارزش بلكه مانع كمال انسان هم مي گردد.
در بعضى از آيات، قرآن از كسانى ياد مى كند كه در روز قيامت به آن ها گفته مى شود: وارد جهنم شويد و تا ابد در آن جا خواهيد ماند :
« ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فىِ الْأَرْضِ بِغَيرِْ الْحَقّ ِ وَ بِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُون ؛(5) عذاب ابدى شما به سبب شادى هاى ناحقى است كه در دنيا داشتيد». اگر فرح و شادي به غير حق باشد و انسان از راه ستم به ديگران شاد شود، از راه استعمال مخدّرات و مسكرات و امثال اين ها باشد، شادى نامطلوب و موجب ناشادى آخرت خواهد بود.
با توجه به توضيحات مذكور روشن مي شود كه اصل لزوم شادي امري فطري است كه ارزش آن مورد تاييد قرآن است. اما محدوده ارزش شادي و وسيله كسب شادي، مطلق نيست . انسان مجاز نيست همه جا و با هر وسيله اي شاد باشد. (6)
بنابراين حدیث مذكور در سؤال و احاديث مشابه آن نمي خواهند بگويند هر كس که به مرگ اعتقاد دارد. نبايد هيچ گونه خوشحالي داشته و بايد هميشه غمگين باشد. بلكه احاديث اين مطلب را مي رسانند : كسي كه به مرگ و حسابرسي در روز قيامت اعتقاد دارد، نبايد از هر راه و به هر وسيله اي خود را شاد كند . تحصيل شادي بايد از راه مشروع و صحيح انجام بگيرد.
همچنين آياتي مانند آيه 62 سوره يونس كه خوف و حزن را از اولياي الهي نفي مي كنند، نمي خواهند مطلق خوف و حزن را نفي كنند ،بلكه منظور غم هاى مادى و ترس هاى بيهوده دنيوى است.
پي نوشت ها:
1. خصال، ج 2، ص 523.
2. معانيالأخبار، ص 332.
3. انسان(76) آيه 11.
4. قصص (28) آيه 76.
5. غافر(40) آيه 75.
6. براي مطالعه تفصيلي مراجعه شود به مقاله شادي و غم در قرآن از استاد مصباح يزدي، منتشر شده در نشريه معرفت، آذرماه سال 1383.






