یعنی چرا زنان را جدا بحث کرده اما ممردان را خیر.مگر زن و مرد هر دو انسان نیستند!!!

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
گرچه زن و مرد در انسان بودن مشترک هستند اما دو صنف مختلف انسانی هستند. زن و مرد از ابعاد گوناگونی قابل مقایسه هستند مثلا از حیث نحوه خلقت و توانایی های جسمی و روحی و روانی، از حیث تکالیف و وظایفی که خداوند برای آن ها قرار داده ، از حیث ارزش گذاری و ...
تفاوت هایی که در آیات و روایات معتبر بیان شده ،مربوط به امور تکوینی (نحوه خلقت) و تشریعی (قوانین و وظایف الهی) است، نه بُعد ارزش گذاری . روایاتی که در مذمت ارزش زنان به آن ها استناد شده،از حیث دلالت و یا از حیث سند ضعیف هستند . از دیدگاه اسلام تنها ملاک ارزشمندی انسان ها اعم از زنان و مردان تقوا است ،چنان که خداوند متعال می فرماید:
« یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏ وَ جَعَلْناکُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ خَبیر؛(1)
اى مردم ! شما را از یک مرد و زن آفریدیم . شما را تیره‏ها و قبیله‏ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید .گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست .خداوند دانا و آگاه است».
طبق این آیه، ملاک برتری انسان ها، سیاه و سفیدی یا زن و مردی یا عجم و عرب بودن و سایر اختلافات تکوینی نیست بلکه ملاک ارزشمندی انسان ها نزد خداوند متعال تقوا است . هر کس تقوای بیش تری داشته باشد، نزد خداوند متعال ارزشمند تر است .
قرآن کریم در آیه 11و 12 سوره تحریم آسیه ،همسر فرعون و مریم ،مادر حضرت عیسی را به عنوان الگویی برای مؤمنان معرفی می نماید.
گرچه زن و مرد در ماهیت انسانی مشترک هستند اما این دو، دو صنف از ماهیت انسانی هستند . اگر چه از لحاظ خلقت، به سبب اشتراک در ماهیت انسانی، وجوه اشتراکی دارند اما به سبب اینکه دو صنف مختلف هستند ،وجوه افتراقی هم دارند که از جمله آن ها موارد زیر را می توان نام برد:
الف: از نظر اعضا و جوارح؛
ب: احساسات و عواطف و تمایلات و اخلاق؛
ج: فعالیت های خردمندانه و تفکر.
اعضا و جوارح:
ممکن است برخی تصور کنند که مرد و زن تنها در اعضایی که مربوط به جنسیت آن دو است، تفاوت دارند و در دیگر اعضا و جوارح تساوی و یکسانی حکمفرما است. در حالی که واقعیت جز این است. این دو جنس در تمامی اعضا و جوارح با یکدیگر اختلاف دارند، چه اعضا و جوارحی که به عضو جنسی و تولید مثل مربوط است و چه غیر آن. رویش مو در بدن زن و مرد، چربی زیر پوست، بافت ها، ظرافت و ضخامت پوست، شکل استخوان ها، وزن و حجم استخوان ها، مقدار مواد آلی و کانی در استخوان ها، درشتی عضلات، زور بازو، شکل هندسی و حجم و وزن مغز، وزن قلب، ضربان نبض، فشار خون، حرارت بدن، قد، وزن، ارتعاشات صوتی، زیر و بم صدا، جثه، ترشحات بدن، میزان گلبول های قرمز و سفید در خون، گنجایش و حجم ریه و الگوی رشد جسمانی در آغاز از دو جنس نرینه و مادینه. خلاصه این که همه چیز در زن و مرد متفاوت است.
ریشه تفاوت ها در فعالیت های غددی نهفته است. تفاوت فعالیت ها و ترشحات غدد درون ریز و هورمونی بین دو جنس نرینه و مادینه به قدری زیاد است که بدون استثنا تمامی اعضا و جوارح زن و مرد را از هم مجزا می کند، به گونه ای که آزمایشگاه به راحتی می تواند تشخیص دهد این خون، یا ادرار و یا دیگر ترشحاتی که از بدن یک نفر به دست آمده و حتی یک تار مو، مربوط به زن است یا مرد. (2)
احساسات، عواطف، تمایلات و اخلاق:
روانشناسان، محبت، رفتار انفعالی، رفتار عاطفی و حمایت کننده را از ویژگی های زنانه و در مقابل، پرخاشگری، استقلال، رقابت، سلطه و حاکمیت را از ویژگی های مردانه برشمرده اند. (3)
همچنین گفته اند که داشتن دلی پر مهر و عاطفه و احساساتی آتشین، جلوه گری، دلربایی، آرایش گری و دوستدار پارچه و لباس و طلا و امور زینتی از خصائص زنان است. (4)
زن برای این که نشان دهد که جلوه کردن و دلبری در انحصار غریزه او است، به زیور و آرایش علاقه نشان می دهد . در برابر مغازه های زرگری و لباس و پارچه فروشی، پاهایش شل می شود. (5)
زن در تقلید، مدپرستی، تجمل پرستی، خنده وگریه از مرد پیش قدم است. (6)
زنان به جهت این که از نیروی احساس و عاطفه بیش تری بهره مندند، از صحنه های احساسی و عاطفی بیش تر تحت تاثیر قرار می گیرند و به هیجان می آیند. (7)
فعالیت های خردمندانه و تفکر:
همان گونه که اگر کسی در مقام مقایسه، مرد را از نظر عاطفه، از زن ناقص یا کم تر بداند، خطا نکرده و گفتارش خلاف واقع نیست، همین طور در بعد عقلانی اگر زن را نسبت به مرد کم تر بداند، خطا نکرده و گفتارش خلاف واقع نیست، زیرا واقعیت این است که عقل حسابگری زنان در مقایسه با مردان کم تر است.
این از اختلاف تکوینی و نحوه خلقت زن و مرد؛
اما در مقام تشریع و قانون گذاری هم به سبب اینکه قوانین متناسب با نحوه خلقت انسان است و نشأت گرفته از مصالح و مفاسدی است که بر افعال انسان ها مترتب است ،بین قوانین و احکام مربوط به زن و مرد، نقاط اشتراک و افتراقی وجود دارد . نقاط اشتراک این احکام به سبب اشتراک زن و مرد در ماهیت انسانی و احکام مختص به سبب خصوصیات صنفی می باشد .در این مرحله هر کس اعم از زن و مرد وظایف خود را انجام دهد ،به اجر و مزد خود می رسد . از لحاظ پاداش و ارزش گذاری هیچ فرقی بین زن و مرد وجود ندارد :
« أَنِّی لا أُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْکُمْ مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى ؛(8) عمل هیچ عمل کننده اى از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد» .
در جای دیگر می فرماید:« مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُون ؛(9) هر کس کار شایسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که مؤمن است، او را به حیاتى پاک زنده مى داریم؛ پاداش آن ها را به بهترین اعمالى که انجام مى دادند، خواهیم داد»(10)
با توجه به مطالب مذکور روشن می شود : اختلافی که در برخی از احکام زنان و مردان وجود دارد ،به سبب ارزشمند نبودن زنان نیست ،بلکه به سبب اختلافی است که زنان و مردان در اصل خلقت دارند و تبصره ای وجود ندارد.
پی نوشت ها:
1. اعراف(7)آیه189.
2. دکتر سید رضا پاک نژاد، اولین دانشگاه و آخرین پیامبران، ج19، ص 280 - 293.
3. روانشناسی رشد، ج اول، ص 330، از انتشارات سمت.
4. اولین دانشگاه و آخرین پیامبران، ج19، ص 281.
5. همان، ص 294.
6. همان، ص 294 و 295.
7. فصلنامه کتاب نقد، شماره12، ص 59.
8. آل عمران(3) آیه 195.
9. نحل(16) آیه 97.
10. برای مطالعه تفصیلی درباره مسائل زن در اسلام می‌توانید به کتاب«نظام حقوق زن در اسلام» نوشته علامه شهید مرتضی مطهری و
«زن در آینه جلال و جمال» نوشته آیت‏اللّه جوادى آملى و همچنین جلد پنجم کتاب «پرسش‌ها و پاسخ‌ها» نوشته آیت الله مصباح یزدی مراجعه کنید.