به نام خدا. سلام. من پسری 17 ساله هستم که تقریبا 1 سال است که سوالاتی ذهن مرا مشغوا کرده است. اینکه مگر سرنوشت انسانها بدست خدا نیست!؟ خوب پس چرا خدا همه ی انسان هارا به راهی درست و عالی هدایت نمیکند؟ در کتابهای دینی مان خوانده ایم که خدا انسان هارا در این دنیا امتحان میکند تا در آخرت .... . وقتی که خدا میتوانست همه را مومن و پاک بیافریند پس چرا .... ؟ و اینکه چرا برخی افراد با بدبختی و بیچارگی و برخی با بی نیازی و خوشبختی دنیوی امتحان میشوند؟ آیا این فرق گذاری نیست؟ مثلا پدر یکی کارگر ساده و فقیر و دیگری ... و ثروتمند . هر دو در این دنیا امتحان میشوند یکی به خواسته های خویش در هر سنی میرسد ولی دیگری باید سعی و تلاش کند تا در آینده خواسته های خود را در آن زمان تامین کند. فقط همین. متشکرم

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
پاسخ در چند محور ارائه می‌شود:
1- سرنوشت انسان به دست خداوند است. اما اینکه چرا خداوند همه انسان ها را به راه درست هدایت نکرده باید گفت: خداوند در همه اعصار و زمان ها انسان ها را با دو حجت و راهنما به سوی صراط مستقیم هدایت کرده است، یکی از طریق عقل و دیگر از طریق فرستادن انبیا (ع) . در آموزه‌های دینی در این باب سخن بسیار آمده که به چند نمونه
اشاره می‌گردد .
در قرآن کریم فرمود: « ربنا الذی اعطی کل شیء خلقه ثم هدی(1)؛ پروردگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور اوست داده، پس آن را هدایت فرموده است » . از این آیه معلوم می‌شود که نه تنها انسان ها بلکه همه موجودات عالم بهره‌ای از هدایت الهی را دارند . هر نوعی از موجودات با سرمایه ویژه به کمال خود پیوسته در سیر و حرکت‌اند .
آدمی با اینکه در بهره‌مندی از این نوع هدایت الهی با سایر موجودات شریک است . فطرتا طالب خیر و کمال و سعادت و جویای حق و تعالی است . ویژگی‌ای به نام عقل و خرد دارد . فراتر از عقل از رهگذر وحی آسمانی نیز به سوی حق رهنمود می‌گردد .(2)
از این رو در قرآن کریم فرمود : « رسلا مبشرین و منذرین لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل ؛ (3) پیامبرانی بشارت‌دهنده و هشداردهنده به سوی مردم فرستاد تا برای مردم پس از فرستادن پیامبران در مقابل خدا بهانه و حجتی نباشد».
امیر مؤمنان (ع) در این باب می‌فرماید: « ان لله علی الناس حجتین، حجه ظاهره و حجه باطنه، فاما الظاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه ع و اما الباطنه فالعقول ؛ (4) خداوند بر مردم دو حجت دارد، حجت آشکار و حجت پنهان، حجت آشکار رسولان و پیامبران و امامان‌اند، حجت پنهان و باطنی عقل و خرد آدمیان».
بنابراین در اینکه همگان از فیض الهی در هدایت برخوردارند و خداوند همگان را با هدایت بیرونی و از طریق انبیا و هدایت‌های درونی و از طریق عقل و فطرت به سوی سعادت و راه رهنمون است ،جای تردید وجود ندارد.
2- اما آنچه درباره امتحان الهی در پرسش اشاره شده، متناسب با شرایط سن پرسشگر عزیز باید گفت: در مدرسه گاهی امتحان‌هایی برای دانش‌آموزان برگزار می‌شود که جنبه تقویت و بازپروری استعدادها و توان‌های نهفته در وجود دانش‌آموزان و نشان دادن کار و تلاش آن ها نسبت به درس هایی که تا آن زمان پشت سر گذاشته‌اند دارد . در این گونه امتحان‌ها شاگردان غیر از آگاهی از نتیجه کارهای شان در مدت زمانی که از سال تحصیلی آنان گذشته ،توان‌های فکری‌شان شکوفا و برای آماده شدن در امتحان نهائی و آخر سال تلاش بیش تر خواهند کرد.
خداوند متعال نیز گرچه امتحان‌هایش اسرار فراوان دارد، ولی یکی از اهداف آن شبیه همین نکته است که در مثال یاد شده آمده ؛ یعنی خداوند بندگان خود را امتحان می‌کند تا آنان را نسبت به عملکردشان متوجه ساخته ، میزان عمل شان را به آنان عینا نشان دهد . آن ها را در پیچ و خم امتحانات برای زندگی ابدی آماده سازد و توجه دهد که باید برای شکوفایی توانائی‌های وجودی‌شان بیش تر تلاش کنند.
قرآن کریم در این‌باره بیان دقیق و آموزنده‌ای دارد : « و تلک الایام نداولها بین الناس و لیعلم الله الذین امنوا ... و لیمحض الله الذین امنوا و یمحق الکافرین (5) ؛ این روزها را در میان مردم می‌گردانیم تا افراد با ایمان را خالص گرداند و ورزیده شوند و کافران را تدریجا نابود سازد ». در تفسیر این آیه گفته شده:
یکی از سنت‌های الهی در زندگی بشر رخداد حوادث تلخ و شیرین است که هیچ کدام پایدار نیست. شکست، پیروزی ها، قدرت ها، عظمت ها و ناتوانی‌ها همه در حال گذرند، این آزمون‌ها بین مردم ایجاد می‌شود تا سنت تکامل از لابلای این حوادث آشکار شود . افراد صالح و با ایمان از دیگران مشخص گردد . زمینه‌های شکوفایی بیش تر در آنان به وجود آید . کسانی که از روی عناد و خود بزرگ‌بینی از پذیرش حق تمرد می‌کنند، بیش تر دچار پیامد اعمال شان گردند. (6) پس امتحان الهی اسراری از این قبیل دارد.
3- چرا خداوند همه را صالح و خوب نیافریده؟
خداوند همگان را با فطرت پاک توحیدی خلق کرده . در روایتی آمده: « کل مولد یولد علی الفطره ، (7) هر کسی با فطرت درست و هدایت‌پذیر آفریده می‌‌شود »ولی از آن جا که انسان موجود مختار و با اراده است، از شرایط محیط خانوادگی و اجتماعی اثرپذیر است . هرگونه که بخواهد می‌تواند مسیر زندگی خود را برگزیند . برخی از راه نادرست حرکت می‌کنند . سنت الهی بر آن است که انسان ها از روی جبر بلکه با اختیار و اراده خود مسیر کمال شان را طی نمایند.
قرآن کریم در این‌باره جمله زیبایی دارد : « فلو شاء الله لهداکم اجمعین ؛ (8) اگر خداوند می‌خواست ،همه شما را به صورت جبری هدایت می‌کرد». این آیه می‌رساند که برای خدا امکان دارد همه انسان ها را اجبارا هدایت کند، آن گونه که هیچ کسی توان مخالفت نداشته باشد ،ولی در این صورت نه چنان ایمانی ارزش خواهد داشت و نه اعمالی که در آن است که راه هدایت و پرهیزکاری را پایان خود و به اراده و اختیار خویش بپیماید، پس چنین هدایتی جبرگونه بر خلاف حکمت و مصلحت الهی است. (9)
بنابراین مؤمن آفریده شدن همگان ممکن بود. اما کار حکیمانه ای نبوده و ایمان جبری به اندازه ایمان انتخابی ارزشمند نیست.
4- چرا هر کسی به نحوی خاصی امتحان می‌گردد ، برخی با درد و رنج و برخی دیگر با ثروت و قدرت ؟
باید گفت: اولا خداوند حکیم و علیم بهتر می‌داند که چه کسی با چه باید امتحان شود تا امتحان او برایش ثمربخش باشد، نظیر اینکه پزشک متخصص بهتر می‌داند که برای فلان مریض از فلان دارو استفاده کند. ممکن است دارویی برای مریضی مفید باشد و برای دیگری اثرگذار نباشد. تفاوت امتحان‌های الهی شبیه این مثال است. ممکن است ثروت برای برخی آزمون خوبی باشد ،ولی برخی دیگر از این طریق پاسخ ندهد و نیاز به آزمون درد و رنج باشد و رنج‌ها نیز برای هر کسی از راه خاص.
عامل فقر و ناداری همواره تنها ماده امتحانی الهی نیست.‌ بسیاری از عوامل فقر و نابسامانی‌های فردی و اجتماعی علل و عوامل خاص خود را دارد. مکمن است تن آسایی خود فرد سبب فقر او شده باشد، یا ممکن است. شرایط اجتماعی و محیطی عامل فقر باشد، همچنین ممکن است. بی‌عدالتی‌‌ها در توزیع ثروت ملی عامل فقر عده‌ای شده باشد و مانند آن، در هر صورت فقر و بیچارگی همواره به دلیل خواست خداوند نیست، بلکه ناشی از علل خاص خود است اما در عین حال وضعیت موجود هر فرد زمینه امتحان الهی برای اوست .

پی نوشت ها:
1. طه (20) آیه 50.
2. جلوه‌های قرآنی در نگاه امام خمینی ص 62 نشر مؤسسه آثار امام 1388 ش.
3. نساء (4) آیه 165.
4. اصول کافی ،ج 1 ،ص 16 نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران 1388ق.
5. آل عمران (3) آیه 140 و 141.
6. تفسیر نمونه ،ج 3 ،ص 111 نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران بی‌تا.
7. عوالی اللئالی، ج1 ،ص35 ،فصل 4 ،حدیث 18 ،نشر مطبعه سید الشهداء، قم 1403 ق.
8. انعام (6) آیه 149.
9. تفسیر نمونه، ج 6 ص 25 نشر پیشین.