به نام خداوند بخشنده مهربان
با سلام و عرض خداقوت
سوال:

(( ستایش خدای راست که حالی از او به حال دیگرش سبقت نگرفته است تا برای وجود و یا حال او آغازی پیش از پایانش بوده باشد و برای او ظاهری باشد پیش از آنکه باطنی گردد... )) / نهج البلاغه، ترجمه استاد محمدتقی جعفری، خطبه 65، در این خطبه مباحثی لطیف از علم الهی آمده است
چطور توی دعای جوشن کبیر(اگه اشتباه نکنم) میگن که رحمت خدا از غضبش پیشی و سبقت گرفته اما اینجا یه چیز دیگه گفته که!

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
فراز مورد اشاره از خطبه حضرت امیر به شرح زیر است:
الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِی لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالًا، فَیَکُونَ أَوَّلًا قَبْلَ أَنْ یَکُونَ آخِراً، وَ یَکُونَ ظَاهِراً قَبْلَ أَنْ یَکُونَ بَاطِنا؛
ستایش مخصوص خداوندى است که هیچ وصفى از او بر وصف دیگر پیشى نگرفته (تا بتوان گفت:) پیش از آن که آخر باشد، اوّل بوده و قبل از آن که باطن باشد، ظاهر بوده (او هم اوّل است و هم آخر و هم ظاهر است و هم باطن).
این فراز اشاره به وحدت ذاتی خدای یگانه است ،به این معنا که ذات خدا دارای اجزا نیست تا در بین اجزای خدا از حیث زمان وجود یافتن، تقدم و تاخر باشد و جزئی زمانی وجود داشته که جزء دیگر نبوده است.
ذات خدا بسیط است و جزء ندارد . این ذات، واجب الوجود و غنی و قائم بالذات است . وجود محض است و عدم در آن راه نداشته و ندارد . علم خدا بر قدرت خدا تقدم و تاخر ندارد. بلکه این صفات برداشت های ما موجودات محدود و مقید به زمان و مکان از ذات یگانه واجب فرا زمان و فرامکان است. وقتی خدا وحدت ذاتی دارد و یگانه جزء و تعدد ناپذیر است، پس صفات خدا عین هم اند و دیگر صفتی بر صفتی تقدم ندارد و صفتی از صفتی تأخر ندارد.
اما جمله ای که در دعاها درباره حق تعالی آمده، ناظر به تقدم رتبه ای و شمولی است . در آن عبارت آمده:
یا من سبقت رحمته غضبه ؛ ای کسی که رحمتش بر غضبش سبقت گرفته است.
معنای جمله این نیست که "رحمت خدا زمانی بوده که غضبش هنوز نبوده" تا با جمله اول منافات داشته باشد، بلکه منظور این است : ای خدایی که رحمتت بر غضبت از حیث شمول و رتبه تقدم دارد ، چون رحمت خدا همه چیز را در بر گرفته ، ولی غضب خدا فقط کافران ستیزه جو را شامل است:
عَذابی‏ أُصیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتی‏ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ء؛(1)
مجازاتم را به هر کس بخواهم مى‏رسانم و رحمتم همه چیز را فراگرفته‏ است.
پی نوشت :
1. اعراف(7)آیه156.