با سلا م و عرض خسته نباشید
دختری 25-26 ساله هستم. با عقاید مذهبی و مقلد آیت الله بهجت
خاستگاری برایم آمده که حدودا 60 درصد معیارهایم را دارد. خانواده ای مذهبی و صمیمی دارد. خود ایشان فردی مومن، کاری و مسئولیت پذیر هستند. خانواده ام با این ازدواج کاملا موافق هستند. ایشان شرایط مالی معمولی و مناسبی دارند. ئر کل از لحاظ اجتماعی فردی سالم هستند.
مشکلی که هست اینه که ایشون 10 ماه از من کوچک ترند.
من آدم اجتماعی هستم و لی به نظر می رسه ایشون زیاد اجتماعی نباشند.
و مشکل اصلی اینه که به دل من ننشستند
هر کاری می کنم به دلم نمی شینند
لطفا منو راهنمایی کنید.می خوام بدونم این به دل نشستن برای یه دختر مذهبی چقدر تو جواب دادن مهمه؟
چیکار باید بکنم؟
امروز عصر باید جواب بدم.لطفا راهنماییم کنید.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
مسئله ازدواج از مهم‏ترين مسائل دوران جواني است كه نبايد آن را ساده انگاشت و نيازمند دقت و تحقيق است. اندكي سهل انگاري مساوي است. با يك عمر پشيماني و ندامت.
پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود: "اذا جاءكم من ترضون خلقه و دينه فزوّجوه؛ كسي كه اخلاق و دينش مورد پسند و رضايت باشد، با او ازدواج كنيد".(1)
دو مسئله مهم در اين روايت ذكر شده:
1- اخلاق خوب،
2- متديّن بودن.
اگر به اين دو مسئله مهم توجه و دقت شود ،براي ازدواج كافي است. البته اگر شرايط و مزاياي ديگري هم باشد، بهتر است، مثل زيبايي، ثروت، وجاهت و جایگاه اجتماعی و...
در روايت ديگر آمده: با كسي كه دلت مي‏پسندد و دوستش داري ازدواج كن ،نه آن که را که والدینت می پسندند.(2)
در انتخاب همسر بايد كاملاً دقت كرد . تمام كوشش خود را به خرج داد تا همسرى متناسب و هم سنخ برگزيد, اما بايد در نظر داشت هماهنگى و همفكرى كامل امكان ندارد . مقدارى فاصله و ناهماهنگى باقى خواهد ماند. بايد كوشيد فاصله و نا هماهنگى كم تر باشد . فاصله باقيمانده را با تفاهم و گذشت و محبّت و عشق و شكيبايى و بزرگوارى جبران كرد.
ملاک مندي و معيار مندي در انتخاب از ارکان ازدواج موفق است، ولي ملاک‌ها و معيارها نبايد به نحوي سختگيرانه باشد که در بازار کساد خواستگار، خواستگاران يکي پس از ديگري از ما جواب رد بگيرند.
بايد ملاک‌هاي تان را تا حد معقولي پايين بياوريد . از پر ملاکي به شدت پرهيز نماييد. اگر سطح توقع ما از شوهرمان در حد ضروريات شرعي و عقلي باشد، ازدواج امکانپذيرتر مي گردد . نبايد به صورت روياپردازانه و کمال گرايانه به فراضرورت ها انديشيد.
زيبايي و حسن ظاهر اگر چه يكي از صفات كاملاً لازم و اساسي براي انتخاب همسر است، ولي در عين حال تنها معيار ازدواج نيست.
از آن جا که فلسفه ازدواج رسيدن به آرامش رواني، کمال يافتن زن و مرد در کنار يکديگر و توليد نسل سالم و صالح براي اجتماع است ، اگر ملاک تصميم گيري و انتخاب، فقط زيبايي ظاهري بدون توجه به ديگر معيارها باشد و با تمرکز بر جاذبه هاي ظاهري و به دور از معيارهاي اصلي و اساسي دست به گزينش بزند، نمي توان تضميني براي ادامه زندگي مشترک داشت، زيرا پس از مدتي معمولا آن طراوت و جاذبه هاي ظاهري افت کرده، شور و شهوت اوليه نيز فروکش مي کند و تنها امتيازي که به خاطر زيبايي ازدواج صورت گرفته بود کمرنگ مي شود .آن گاه دلسردي ها و ناگواري ها، بهانه ها و ... شروع مي شود. چون از ديگر معيارهاي اساسي مثل تدين و ايمان، اخلاق و ارزش هاي اخلاقي و ... خبري نيست، زيربناي زندگي مشترک متزلزل مي شود . دلگرمي و انگيزه کافي براي زندگي سالم و با نشاط از بين مي رود.
اما اگر کسي معيارهاي اساسي در انتخاب همسر (تدين، اصالت خانوادگي، اخلاق) را مدنظر قرار داد و تناسب ظاهري و زيبايي را هم در کنار آن ملاک ها قرار داد، در زندگي مشترک دراز مدت به خاطر پاي بندي آن ها به اصول اخلاقي و ديني گرفتار نابساماني ها نخواهند شد . از لذت آرامش و کمال نيز بهره مند خواهد شد. با بروز برخي مشکلات در پرتو آموزه هاي ديني و اخلاقي به راحتي و به سادگي حل خواهد شد.
زيبايي ظاهري و تناسب ظاهري در حفظ و تقويت عفت و ايمان و مقابله با وسوسه هاي شيطاني تأثير دارد، زيرا اگر همسر از زيبايي همسرش (آن گونه که او مي پسندد) از حد نصاب کافي برخوردار باشد و او را پسنديده است، چشم و فکر و عملش متوجه ديگران نخواهد شد . حسرت زيبايان بيگانه را نخواهد خورد . در جامعه به دنبال بيگانگان نخواهد رفت و دچار خيانت به همسر نمي شود.
در اسلام نيز بر همين مطلب تأکيد شده، هم به مردان هنگام انتخاب همسر توصيه کرده به ويژگي هاي ظاهري دختر توجه کنند ؛ هم به مردان لزوم آراستگي را يادآور مي شود. به زنان نيز مي فرمايد خود را در برابر همسران خود بيارايند . به گونه اي آن ها را اشباع و ارضا کنند که دچار انحراف اخلاقي و جنسي نشوند.
به هر حال زيبايي يك امتياز است . در شيرينى و سعادت زندگى زناشويى تأثير به ‏سزايى دارد. به طورى كه لازم است دختر و پسر يكديگر را از نظر اندام و چهره و شكل ظاهرى دوست داشته باشند.
بايد بين زشت بودن و زيبا نبودن فرق بگذاريد . يعني نبايد با شخص زشت ازدواج بکنيد ، چون بايد يک عمر در کنار او زندگي و از وجودش لذت و بهره ببريد . اين اهداف مشروع با شخص زشت فراهم نمي شود اما اين که ميزان زيبايي چقدر است ، ديگر سليقه شما است که قضاوت مي کند .
اگر ايشان در چشم شما زشت مي نمايد ،ازدواج نکنيد، ولي اگر زشت نیست، ولي بهره ي وي از زيبايي کم است ،به سليقه خود تان بستگي دارد. چون زيبايى يك معيار و اندازه معين و قانون استاندارد ندارد، بلكه تا حدودى به سليقه افراد بستگى دارد. حتى ممكن است فردى در نظر كسى زيبا باشد و در نظر ديگرى زشت.
از این روی مى‏توان گفت زيبايى به اندازه‏اى بايد باشد كه دختر و پسر همديگر را بپسندند . جذابيت كافى براى همديگر داشته باشند . متناسب با ويژگى‏هاى خود، ديگرى را انتخاب كند. از نظر ظاهرى نيز بايد كفو همديگر باشند.
اگر انسانى قيافه ظاهرى و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد، ممكن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا كند . از او بهانه و ايراد بگيرد . زندگى را بر او تلخ نمايد. اگر اين ملاک برای شما اهميت دارد, پيشنهاد می کنيم ابتدا بين عدد يک تا بيست در زيبائی به خود نمره بدهيد .سپس همان عدد يا چند نمره بالاتر را برای همسر آينده در نظر بگيريد . با اين کار هم به يک خود شناسی نائل شده ايد و هم دچار خطای شناختی نشده ايد و هم انتظار متناسب را از همسر آينده خود خواهيد داشت.
در خاتمه نمی دانیم که ملاک نمره گذاری شما چی بوده است که فرمودید: "خواستگار من 60 درصد معیارهایم را دارد"؛ اگر نمره گذاری به شیوه صحیح و اصولی باشد ،معمولاً روانشناسان می گویند: در ازدواجی که حدود 70 درصد، دختر و پسر در معیار ها و ملاک های ازدواج باهم تطابق داشته باشند، می توانند ازدواج موفق و پایداری داشته و در زندگی با مشکلات کم تری مواجع خواهند شد.
برای پی بردن به خصوصیات اخلاقی همدیگر می توانید به مراکز مشاوره ازدواج مراجعه کنید . با اجرای تست شخصیت می توانید از میزان درون گرایی و برون گرایی همدیگر آشنا شوید؛ معمولاً اگر تفاوت در این زمینه زیاد نباشد، به دختر و پسر توصیه ازدواج می کنند.

پي نوشت‏ها:
1. فروع كافي، ج 5، ص 347.
2. بحارالانوار، ج 100، ص 225.