با سلام
من تو یه شرکتی کار می کنم
من شاهد روابط نامشروع دو تا از همکارام بودم
و آن ها را توی اطاق خلوت دیدم و چندین بار تکرار کردن
و و قتی که آن ها را در موقع ارتکاب دیدم قول دادن که تکرار نکنن اما
من بعد آن همیشه ازاب وجدان دارم که چرا اطلاع رسانی نکردم
البته این را هم بگم اون طرف خانم هم همسر دارد و هم بچه و مذکر این هم همسر دارد و نامزد
همسر این خانوم همکار سابقمون بوده
البته الان دیگه از اون کارها نکردن اما ......
لطفا کمکم کنید

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
در نامه شما دو مساله مطرح است :
1- نگرانی شما از ترک اطلاع رسانی به مسئولان :
تنها وظیفه ای که داشتید، این بود که آن دو نفر را نهی از منکر می کردید. با تذکر و تعهد آن ها به عدم تکرار به وظیفه خود عمل نموده اید. جای نگرانی نیست. البته اگر تکرار شد، باید برخورد کنید و مراتب را گزارش دهید.
2- نامه خود را با واژه اما... تمام کرده اید. مرادتان از جمله ناقص چیست ؟ آیا به معنای سوء ظن شما به همکاران تان است؟ یعنی احتمال می دهد آن ها در محلی دیگر به روابط خود ادامه می دهند؟
اگر چنین است بدانید:
در آيات و روايات از این که انسان بدون داشتن دليل شرعي قطعي، به دیگری سوء ظن داشته باشد، نهي شده است . قرآن مجيد در سوره حجرات به ساختن جامعه اسلامى بر اساس معيارهاى اخلاقى پرداخته و مى‏فرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى‏ أَنْ يَكُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى‏ أَنْ يَكُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ * يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِيمٌ ؛(1)
دستورهاى ششگانه‏اى كه در دو آيه فوق مطرح شده (ترک مسخره کردن ، عيبجويى نمودن ، صدا زدن افراد با القاب زشت، گمان بد به ديگران داشتن ، تجسس در زندگي افراد ، غيبت نمودن ) هر گاه به طور كامل در جامعه پياده شود، آبرو و حيثيت افراد جامعه را از هر نظر بيمه مى‏كند. نه كسى مى‏تواند به عنوان خود برتربينى ،ديگران را وسيله تفريح و مسخره قرار دهد، نه مى‏تواند زبان به عيبجويى اين و آن بگشايد، نه با القاب زشت‏ حرمت و شخصيت افراد را در هم بشكند. نه حق دارد. حتى گمان بد ببرد، نه در زندگى خصوصى افراد به جستجو پردازد، نه عيب پنهانى آن ها را براى ديگران فاش كند.
بروز این حالت در شما ناشی از تجسس و تمرکز کردن ذهن در کارها و زندگي و احوال دیگران است. بدگماني، شما را به سوي ناراحتي رواني و افسردگي روحي، در زندگي سوق مي‌دهد . ظلمت و سياهي را درون انسان پديد مي‌آورد. باعث مي‌شود که خداوند لطف و عنايت خويش را از بنده بردارد.
بدبيني از آن جا حاصل مي‏شود که قضاوت صحيح صورت نمي‏گيرد. ما حق نداریم درباره اشخاص گمان بد داشته باشيم . آن چه را كه با چشم خويش نديده يا مطلبي را با گوش خويش نشنيده اي يا از راه دليل قطعي ثابت نشده است، به آن ها نسبت دهیم . صرف گمان و احتمال ادامه داشتن رابطه مثلا ،با دید یک انسان آلوده به او نگاه کنیم.
توصیه می کنیم این مطلب را در ذهن خود پر رنگ کنید که متعهد شده اند و تکرار نمي شود . سعی کنید آنچه را دیده اید ،فراموش نمایید. مطمئن باشید به تدریج بر حالات بد گماني خويش غلبه می نمايید.

پي‌نوشت‌:
1. حجرات (49) آیه 11.