سلام
در روایات از پیامبر اکرم (ص) امده است که مرگ موئن حتی اگر به اندازه تمام اهل زمین باشد کفاره گناهان او میشود و او پاک به دنیا دیگر وارد میشود . دراینصورت بگویید موئن از نظر پیامبر چه کسی است؟

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
رسول گرامى اسلام (ص) فرمود :
«یَا عَلِىُّ یَنْبَغِى أنُ یَکُونَ لِلْمُؤْمِنِ ثَمَانُ خِصَالٍ: وَقَارٌ عِنْدَ الهَزَاهِزِ وَ صَبْرٌ عِنْدَ البَلَاء وَ شُکْرٌ عِنْدَ الرَّخَاءِ وَ قُنُوعٌ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ لَایَظْلِمُ الأعْدَاءِ وَ لَایَتَحَامِلُ لِلْأصْدِقَاءِ بَدَنُهُ مِنْهُ فِى تَعَبٍ وَالنَّاسُ مِنْهُ فِى رَاحَةٍ؛ (1)
اى على، سزاوار است مؤمن هشت صفت داشته باشد: در طوفان‏هاى حوادث باوقار ؛ در بلاها صبور ؛ در آرامش و آسایش شاکر ؛ به آنچه خدا به او داده، قانع ؛ به دشمنانش ظلم و بر دوستانش تحمیل نمى‏کند . بدنش در زحمت و مردم از دست او راحتند».
مطابق این حدیث پیامبر هشت صفت براى مؤمن بیان مى‏فرمایند که باید این نشانه ها را داشته باشد:
1- با وقار در مقابل طوفان هاى حوادث‏:
حوادث سیاسى، اقتصادى و یا اعتقادى ممکن است که انسان را به حرکت در آورد، ولى مؤمن در طوفان‏هاى حوادث با هر بادى به هر طرف متمایل نمى‏شود. وقار و سنگینى دارد. از شبهات فکرى، تحریکات اخلاقى و حوادث سیاسى تکان نمى‏خورد و مانند کوه است.
2- صبور در برابر بلاها:
هنگامى ‏که بلایى پیش مى‏آید، مؤمن صبور است. زندگى دنیا خالى از بلاهایى مانند زلزله، بیمارى و امراض، سیل و ... نیست. مؤمن کسى است که در زیر و بالاى زندگى تکان نخورده و صبور است . استقامت مى‏کند، که استقامت زاییده ایمان اوست.
3- شکر گذار در حال آرامش‏:
وقتى در آسایش و آرامش است ، همه چیز را فراموش نمى‏کند.
بعضى از افراد هستند که وقتى در شدّت امواج گرفتار مى‏شوند ،به یاد خدایند :
«فَإِذَا رَکِبُوا فِى الفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَّمَا نَجَّاهُمْ إِلَى البَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکُونَ؛ هنگامى که سوار کشتى شوند ، خدا را با اخلاص مى‏خوانند (و غیر او را فراموش مى‏کنند). امّا هنگامى که خدا آن ها را به خشکى رساند و نجات داد، باز مشرک مى‏شوند» و یا وقتى گرفتار زندان است ،مشغول دعا، نماز و زیارت عاشورا است، ولى وقتى از زندان خلاص شد، همه چیز را فراموش مى‏کند.
4- قانع به روزى خدا:
مؤمن قانع است و حریص نیست . به بالا دست خودش نگاه نمى‏کند، بلکه به پایین دست خود نگاه مى‏کند که ببیند آن ها در چه وضعیّتى هستند. تلاش مى‏کند، ولى حرص ندارد، قانع است ، ولى تلاش هم مى‏کند. در روایات داریم که غناى واقعى قناعت است که در واقع غناى درون است.
5- عدالت در برابر دشمن‏:
حضرت نمى‏فرماید مؤمن به مسلمانان و یا مردم ظلم نمى‏کند، یعنى معلوم است که به مسلمان ظلم نمى‏کند. بلکه به دشمن خود هم ظلم نمى‏کند . مصداق «وَ لایَجْرِمَنَّکُمْ شَنَئَانُ قَوْمٍ عَلَى ألَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى؛ دشمنى با جمعیّتى، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند، عدالت کنید که به پرهیزگاران نزدیک تر است» (2) مى‏باشد. مبادا در مقام داورى خورده حساب‏ها و دشمنى‏ها باعث شود که درباره دشمنان داورى به ظلم کنید؛ وقتى در مقام قضاوت، بزرگ ترین دشمن و نزدیک ترین دوست را براى قضاوت بیاورند، اگر حق با دشمن هم باشد، مؤمن ظلم نمى‏کند، حتّى در حقّ دشمن خود.
6- تحمیل نکردن به دوستان‏:
مؤمن درباره دوستانش تحمیل نمى‏کند. در جمعى که زندگى مى‏کند اگر بنشیند و دست به سیاه و سفید نزند و کمک نکند، تحمیل کردن است و صحیح نیست. در حدیث معروفى داریم که پیامبر در سفرى همراه دوستان و اطرافیانش به منزلگاهى رسیدند . گوسفندى همراه داشتند که بنا شد آن را ذبح کرده و غذا تهیّه کنند؛ یکى گفت ذبح گوسفند بر عهده من، دیگرى پوست کندنش را بر عهده گرفت، سوّمى آماده کردن براى طبخ را عهده دار شد، دیگرى‏ طبخش را و پیامبر هم جمع کردن هیزم و آتش روشن کردن را به عهده گرفتند؛ همراهان عرض کردند : ما در خدمت شما هستیم، حضرت فرمود: خداوند دوست ندارد که کسى در میان جمعى زندگى کند و منتظر بماند که دیگران به او خدمت کنند.
7 و 8- تحمّل زحمت و آسایش دیگران از دست او:
خودش در زحمت است ،ولی مردم از دست او راحتند، یعنى زحمات را تحمّل مى‏کند و فریاد نمى‏زند تا مردم ناراحت شوند . دردهایش درون خود اوست.
حال هریک از ما باید به خودش نمره دهد که هر یک از این اوصاف چه اندازه در خودش دارد و ببیند چه اندازه مؤمن است. ادّعاى ایمان آسان است ، ولى صفات مؤمن را در خود جمع کردن آسان نیست.(2)
پی نوشت ها:
1. بحارالانوار، علامه مجلسی ، ج64 ،ص 294.
2. مشکات هدایت ، ص 52-56 .