با سلام
1-مدتی خود را پسر جا زدم و مزاحم یکی از دوستانم که دختر است بودم.و یه ماه با هم دوست بودیم با این حال که من پسرم.ایا حق الناسی تعلق میگیرد به من
2-در حال صلوات فرستادن بودم که یک مهره از تسبیح شکست.ایا حق الناس تعلق میگیرد؟
3-ایا من حق دارم که شماره کسی که شماره ام را پخش کرده پخش کنم؟اگر این کار را انجام داده باشم حکمش چیست؟
4-ایا میتوانم شماره مزاحمین تلفنی را پخش کنم؟در صورتی که بسیار سیریش هستند
5-ایا میتوانم پسری رادوست بدارم؟
6-ایا با رعایت کامل مسائل شرعی و دینی و شرم و حیا میتوانم با پسری دوست بمانم؟
7-منظور قران از (برای گروهی که می اندیشند)چیست؟
پرسش 1:
...
شرح : مدتي خود را پسر جا زدم و مزاحم يکي از دوستانم که دختر است بودم. يه ماه با هم دوست بوديم .با اين حال که من پسرم، حق الناسي تعلق مي گيرد ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
پرسشگر گرامي! اين کار حرام است و بايد توبه کنيد . از خداوند بخواهيد که شما را ببخشد . براي توبه بايد سعي کنيد که ديگر مرتکب اين گناه نشويد ، ولي حق الناسي به گردن شما نيست . لازم نيست که از دوست تان حلاليت بطلبيد.(1)
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر (7836565-0251) آيت الله سيستاني .
پرسش 2:
در حال صلوات فرستادن بودم که يک مهره از تسبيح شکست. حق الناس تعلق مي گيرد؟
پاسخ:
در صورتي که تسبيح خودتان باشد، تکليفي به عهده شما نيست. همچنين اگر تسبيح کسي و يا وقف جايي باشد. در صورتي که در نگه داري آن کوتاهي نکرده باشيد، ضامن نيستيد .(1)
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر آيت الله سيستاني .
پرسش 3:
حق دارم که شماره کسي که شماره ام را پخش کرده پخش کنم؟اگر اين کار را انجام داده باشم حکمش چيست؟
پاسخ:
اين کار حرام است . جايز نيست که انسان گناه ديگران را با گناه تلافي کند. اگر انسان اين کار را انجام بدهد و ضرري به آن طرف وارد شود، بايد جبران کند و يا حلاليت بطلبد.(1)
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر آيت الله سيستاني .
پرسش 4:
مي توانم شماره مزاحمين تلفني را پخش کنم، در صورتي که بسيار سيريش هستند؟
پاسخ:
@@
اين کار حرام است . جايز نيست که انسان گناه ديگران را با گناه تلافي کند. اگر انسان اين کار را انجام بدهد و ضرري به آن طرف وارد شود، بايد جبران کند و يا حلاليت بطلبد.(1)
پي نوشت :
1. سوال تلفني از دفتر آيت الله سيستاني .
پرسش 5:
مي توانم پسري را دوست بدارم؟
پاسخ:
دوستي و ارتباط غير متعارف بين دو نامحرم مفسده دارد و حرام مي باشد. از نظر شرع، نگاه کردن مرد به بدن زن نامحرم و همچنين نگاه به موي آنان، چه با شهوت و چه بدون آن حرام است. نگاه کردن به صورت و دست هاي شان تا مچ اگر با شهوت يا با ترس از وقوع در حرام، باشد ،حرام است، بلکه احتياط مستحب آن است که بدون شهوت يا با ترس از وقوع در حرام هم به آن ها نگاه نکنند. نيز نگاه کردن زن به بدن مرد نامحرم با شهوت يا با ترس از وقوع در حرام، حرام مىباشد،بلکه احتياط واجب آن است که بدون شهوت نيز نگاه نکنند. (1)
اين گونه ارتباط جنبه حيواني و غريزه جنسي را در انسان تقويت مي کند . انسان را از خدا دور مي کند . فساد اخلاقي و جنسي را در جامعه گسترش مي دهد.
در حقيقت مهم ترين کمينگاه شيطان دوستي بين دو نامحرم است تا بدين وسيله انسان را به سوي گناه بکشاند.
دستور خداوند آن است که انسان در مقابل اوامر خداوند تسليم باشد . با مخالفت با شيطان و دوري از گناه ،مفاسد اجتماعي را ريشه کن نمايد. اما نتيجه اين گونه ارتباط ها در جامعه، تسليم شدن در برابر شيطان و هواي نفس است . براي انسان ها، موجب آسيبهاي فراوان روحي و رواني مي گردد . سلامت فرد و جامعه را به خطر مياندازد . منشأ فسادهاي زيادي در جامعه مي گردد.
در نتيجه اين نوع ارتباط و دوستي، با گسترش دادن فساد اخلاقي در جامعه، امنيت و اعتدال جامعه را از بين ميبرد. اعتبار خانوادگي لکه دار و محبت بين اعضاي خانواده نيز نابود مي گردد.
علاوه برگرفتاري ها و رنج و عذاب هاي دنيا، اين نوع افراد که موجب گسترش فتنه و فساد اجتماعي هستند، در عالم آخرت نيز مستحق دردناک ترين عذاب هاي الهي مي گردند.
پي نوشت:
1.آيت الله سيستاني، توضيح المسائل، مسأله 2392.
پرسش 6:
با رعايت کامل مسائل شرعي و ديني و شرم و حيا مي توانم با پسري دوست بمانم؟
پاسخ:
دوستي دختر و پسر نامحرم جايز نيست . ارتباط دوستانه با نامحرم بر خلاف مسائل شرعي است،
از نظر شرعي هر نوع ارتباط دوستانه بين دختر و پسر نامحرم و هم چنين صحبت کردن با قصد لذت يا نگاه با قصد لذت به نامحرم حرام است.(1)
ارتباط دوستانه بين دختر و پسر پي آمد منفي زيادي دارد . شيطان نيز در بين آن ها حضور دارد و آن ها را گام به گام به سوي گناه بيش تر مي کشاند تا جايي که قبح گناه در نظر آن ها از بين مي رود . درنتيجه شرم و حيا باقي نمي ماند.
پي نوشت:
1. آيت الله سيستاني، توضيح المسائل، مسأله 2392.
پرسش 7:
منظور قرآن از (براي گروهي که مي انديشند)چيست؟
پاسخ:
از نظر اسلام تفکر داراي ارزش و جايگاه بزرگي بوده ، تفکري که در احاديث اسلامي براي آن فضيلت بسيار وارد شده، تفکري است که در مسير تکامل معنوي انساني باشد . تفکري که انسان در باره مسائل مادي بدون هيچ گونه ارتباطي با مسائل معنوي داشته باشد، از آن خاصيت برخوردار نيست. مثلاً انسان بينديشد که هدف از آفرينش وي چيست و اين که خلقت او بيهوده نميباشد و ارزش او به چيست؟ اين تفکر که انسان را به هدف خلقت، که رشد آدمي و در بستر عبادت خدا است ، متوجه ميسازد و عبادت ارزشمند انسان در طول عمر ميتواند معلول چنين تفکري باشد. در قرآن به زيباترين شکل به جريان فکري مطلوب اشاره شده است:
«همانا در آفرينش آسمان ها و زمين و اختلاف شب و روز، نشانههايي براي خردمندان است، آنان که خدا را (در همه احوال) ايستاده، نشسته، و بر پهلو آرميده ياد ميکنند. همچنين در آفرينش زمين و آسمان انديشه ميکنند( که) خدايا ! تو اين ها را بيهوده نيافريدي....»(1)
پس تفکر حقيقي به ارتباط و عبوديت واقعي خداوند منتهي ميشود. اما عبادت بدون تفکر آن اهميت را نخواهد داشت.
خدا به انسان نيروي فکر و تعقل داد که ابتدا خود را بشناسد تا بعد از آن در احوال هستي تدبّر و تفکر کند، زيرا حاصل چنين تفکري، انسان ساز است . راه عبوديت و بندگي را به بهترين شکل مي نماياند. آن چه در آيات و روايات در باب برتري تفکر به چشم مي خورد، تفکري است که از ظلمت به نور رهنمون کند! تفکري که انسان را از حالت ايستايي باز ستاند و به حرکت و پويايي درآورد.
خداوند فرموده است:
« آيا پيش خود فکر نمي کنند که خدا آسمان ها و زمين و هر چه در بين آن ها است ، همه را جز به حق (و براي حکمت و مصلحت) و به وقت معيّن نيافريده است؟»(2)
تفکر در خلقت آسمان و زمين و نظم دقيق در آفرينش ، انسان را به عظمت خداوند و جايگاه خود در مجموعه عالم هستي آشنا مي کند. معرفت و شناخت، به تمام کارها و اعمال انسان معني و جهت مي دهد.عباداتي که بدون تفکر و معرفت باشد، ارزش چنداني ندارد و انسان را آن گونه که شايسته است، به کمال نمي رساند. امام علي (ع) در وصيت خود به امام حسن (ع) فرمود:
« هيچ عبادتي همانند انديشيدن در آفرينش خدا نيست».(3)انديشيدن در خلقت و آفرينش خدا انسان را به شگفتي وا مي دارد. پيامد چنين اعجابي ، فرو آوردن سر تسليم و اعتراف به حقارت و بندگي است! در نتيجه ارکان عبوديت تقويت شده، عابد به معبود مي پيوندد .انسان بايد تفکر بالنده داشته باشد تا ثمره اش تکامل باشد
اميرمؤمنان (ع) فرمود:
« عبادت مردم پاک نهاد و با اخلاص ، انديشيدن در ملکوت آسمان ها و زمين است» .(4)
انسان با انديشيدن در ملکوت آسمان ها و زمين ، جايگاه خويش را به دست مي آورد که چه اندازه حقير و ناتوان است. چنين اعترافي سازنده خواهد بود . ارکان توحيدي آدمي را قوي و بنيادين خواهد کرد . چه مطلوبي بهتر از اين از بنده نسبت به خدا؟!
تفکر در چيزهايي که قرآن به آن دعوت نموده عبارتند از:
1- تفکر و انديشه انسان در خويش که چگونه خلق شده ، خلقت او از چه دقايق و ظرافتي و از چه قوت و ضعفي بر خوردار است. قرآن مي فرمايد: « افلم يتفکروا في انفسهم ؛ آيا آنان در وجود خويش انديشه نميکنند؟»
2- تفکر در کرات فضا و آسمانها و خلقت ، گردش و فاصله آن ها و... انديشيدن در اين امور دانش و فرهنگ انسان را بالابرده و رشد مي دهد. اين امر را خداوند از صفات انسانهاي مؤمن مي شمارد:« الذين يذکرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفکرون في خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا؛
مؤمناني که در حال ايستاده و نشسته خدا را ياد مي کنند. حتي در زماني که به پهلو دراز کشيده اند. تفکر در آفرينش آسمانها و زمين مينمايند . بعد اذعان مي دارند و مي گويند:بارالها! تو اين ها را هرگز بيهوده نيافريدهاي...»
3- انديشيدن در مورد گذشتگان (جوامع و افراد موفق و يا شکست خورده) درسي فراموش نشدني و سازنده است. پرورگار به رسولش حکايت آنان را بيان ميکند و سپس اميد ايجاد تفکر در شنوندگان ايجاد مينمايد:« فاقصص القصص لعلهم يتفکرون ؛ حکايت کن داستان و قضاياي گذشتگان را، شايد به تفکر و انديشه بنشينند».
نگاه کنيد عاقبت دروغگويان چگونه است: « فانظروا کيف کان عاقبه المکذبين » . موارد بسيار ديگري در قرآن آمده است که بايد تفاسير را در اين زمينه مطالعه کرد.
پينوشتها:
1 . آل عمران(3) آيه 191-190.
2. روم(30) آيه 8.
3 . بحارالانوار، ج68، ص 324.
4 . جامع احاديث الشيعه، ج14، ص 310.






