دلیل اینکه از نعمت های بهشتی یا خود بهشت زده نمیشویم چیست؟چون بالاخره هر کسی روزی از نعمت هایی که دارد خسته میشود یا حد اقل جذابیت روز اول را برایش ندارد!

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
در پاسخ بايد به چند نكته توجه داشته باشيد :
نبايد با معيارهاي اين جهان درباره آخرت قضاوت كنيم. درست است كه در دنيا بسياري از مسائل در صورت تكرار ،جذابيت و لذت بخشي خود را از دست مي دهند، ولي اي بسا اين حالت رواني كه در اين جهان وجود دارد كه با تكرار ،خسته و ملول و بي اعتنا مي­شويم، در آن جا بر عكس باشد . هر چه بيش تر انسان مي­بيند، شوقش بيش تر مي­گردد . هر قدر تكرار مي­كند، لذتش افزون تر مي­شود. به اين ترتيب تكرارها مايه تشديد لذات مي­گردد. چه دليلي داريم كه وضع روحي انسان در آن جا و در اين­جا از اين جهت يكي است؟
دوم: در همين جهان نيز نعمت­هايي وجود دارد كه هيچ گاه انسان از آن سير نمي­شود و ملال آور نيست. ما هر قدر هواي تازه و پر اكسيژن را استنشاق كنيم، از آن خسته و ملول نخواهيم شد، بلكه دائماً از آن لذت مي­بريم و براي ما مايه نشاط است. آب يك نوشيدني كاملاً ساده و يكنواخت است. ما اگر صدها سال عمر كنيم، نوشيدن آب گوارا به هنگام تشنگي، از همه چيز براي ما لذت بخش­تر است، و همان است كه مي­گوييم آب مايه حيات است. نه خسته مي­شويم و نه بي اعتنا، بلكه آب گوارا هميشه براي تشنگان فوق العاده جالب و جذاب است. چه مانعي دارد در آن جا نيز خداوند حالتي بر انسان مسلط كند و به خاطر آن دائماً از نعمت هاي بهشت، فوق العاده درك لذت كند؟
اگر با دقت نگاه كنيم مي بينيم عامل اصلي ملال آور شدن و از دست دادن لذت در برخي نعمات دنيا به خود ما بر مي گردد ؛ در واقع اين ماييم كه داراي ظرفيت كمي هستيم و تحمل درك يك لذت را در محدوده مشخصي داريم ، البته كمبود ظرفيت گاهي به محدوديت هاي جسماني ما برمي گردد و گاهي كاستي هاي روحي ما .
در شرايط گرسنگي تنها ظرفيت و ميل خوردن حجم معيني از غذا را داريم . در صورت تكميل ظرفيت حتي بهترين غذاها ميل ما را بر نمي انگيزاند. حتي ممكن است مورد نفرت ما قرار بگيرد و يا ممكن است در پي رسيدن به يك مكان ديدني سال ها در شوق و شور باشيم. اما پس از سفر به آن جا و توقفي چند روزه ديگر قلبا ميل به ماندن در آن جا را نداشته، بلكه ميل به بازگشت پيدا مي كنيم .
اين ها همه نشانه ناقص بودن زمينه هاي بهره مندي از لذائذ مادي است كه لازمه دنيا و ويژگي هاي مادي ماست. اما در بهشت اين نقص ها و كمبودها وجود ندارد ، در آن جا همه چيز لذت محض و بدون عوارض است. غذاي آن جا تنها لذت مي آفريند، نه اينكه نياز به آن باشد و حجم معده را پر نمايد و نياز به دفع اضافات در آن باشد .
همه لذت ها در آن جا از خلوص تمام برخوردار است .به علاوه ظرفيت ما در درك آن ها مانند دنيا نيست . در واقع همان احساس ميل به غذاي لذيذ كه پس از مدتي در همان انسان سير بي ميل به غذا دوباره شكل مي گيرد، در بهشتيان بدون فاصله محقق مي شود و اين تفاوت مهم بين نعمت ها و انسان هاي بهشتي و دنيايي است.
ً نعمت هاي بهشت همواره جسماني نيستند. بلكه در بسياري از موارد روحاني خالص يا مخلوطي از نعمت جسماني و روحاني اند كه در آن ها محدوديت هاي مادي و جسماني وجود ندارد ؛ آيا در عشق يك عالم بزرگ به مطالعه و تحقيق و لذت روحي كه از آن مي برد، تكرار و يكنواختي معنا پيدا مي كند ؟ مسلما نعمت هاي عظيم روحي بهشتيان هزاران بار از اين نمونه ها فراتر است .
حتي در مورد نعمات جسماني وحسي بهشت نيز همين اصل برقرار است. زيرا از آن جا كه ذات و صفات خدا بي نهايت است، بدون شك جلوه هاي او نيز بي پايان است. هر روز لطف و عنايت تازه اي و هر دم رحمت جديدي از آن خزانه غيب به بهشتيان مي رسد به گونه­اي كه اصلاً تكراري در آن نيست.
مگر بي نهايت ممكن است مكرر شود؟ چه مانعي دارد همان درختان بهشتي و نهرها و گل­ها و رنگ­ها و بوها و... هر روز و هر ساعت رنگ و بوي تازه­اي و شكل و عطر جديدي داشته باشد، به گونه اي كه يك غذا و يك منظر يك بار در تمام عمر بهشتيان ديده شود و مورد استفاده قرار گيرد؟ در همين جهان خداوند هر روز هزاران انسان و جاندار مي­آفريند كه هيچ يك مانند ديگري نيست.
امام صادق (ع)فرمود:«خداوند بهشتى آفريده كه هيچ چشمى نديده و هيچ مخلوقى از آن آگاه نيست. خداوند هرصبحگاه آن را مى گشايد و مى گويد: بوى خوشت را افزون كن و نسيمت را بيفزا».بنابراين براي بهشتيان هيچ گونه ملال و دلزدگي از بهشت و نعماتش معني و مفهوم ندارد. (1)
«براي اهل بهشت سفره هايي مي گسترانند که بر آن، آنچه مورد علاقه آن هاست ،قرار داده مي شود . طعام هايي که از آن لذيذتر و معطر تر نيست ».(2)
«هداياي ارزشمند و جالب از طرف خدا در اوقات نماز دنيا به آنان مي رسد و فرشتگان بر آنان سلام و درود مي فرستند».(3)
در بهشت تکامل وجود دارد ، در همه چيز حتي در خود بهشتيان . هر تكاملي جلوه جديدي از زيبايي هاي همان منظر واحد را به انسان مي نماياند، چه رسد به اينكه همان منظر نيز در حال تكامل است ؛
«سوگند به خدايي که قرآن را بر محمد نازل کرد ، اهل بهشت پيوسته بر جمال و زيبايي شان افزوده مي شود همچنان كه در دنيا بر پيري و فرتوتي آنان افزوده مي شد».(4)
بنا براين در بهشت يکنواختي و در جا زدن و خستگي و ملال نيست .البته اين حقيقت را نبايد از ياد برد كه واقعيت بهشت و نعمت هاي آن برتر از درک ما بوده ، مقايسه آن با دنياي مادي به اين اشکال ها منتهي مي شود ،در حالي که تفاوت آن ها را جز خدا نمي داند .

پي نوشت ها:
1.روح المعاني ،ج27،ص96.
2.بحار الانوار،ج8،ص199.
3.روح المعاني،ج16،ص103.
4.علم اليقين ،فيض کاشاني ،ص103.