1-چرا سوره ی قدر در نماز خوانده می شود؟نکته اش چیست؟
2-طبق نظر اسلام چه کسی یا کسانی رو باید دعا کرد وچه کسانی رو نه؟ویژگی های کسانی رو که نباید دعا کنیم بگید؟

پرسش: دعا شرح : 1-چرا سوره قدر در نماز خوانده می شود؟نکته اش چیست؟
پاسخ:
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
خواندن سوره قدر در رکعت اول نماز های یومیه به فتوای اکثر علما مستحب است، نه واجب. یعنی خواندن این سوره در رکعت اول نماز فضیلت و ثواب بیش‏ترى دارد.
علت استحباب شاید روایاتی باشد که اهل بیت در آن ها تاکید کرده اند خواندن سوره قدر در رکعت اول نماز های یومیه دارای آثاری است . به عنوان مثال :
از امام صادق علیه السّلام روایت شده :
کسى که در نماز فریضه سوره قدر را بخواند، به وى ندا می رسد: ای بنده خدا! گناهان تو آمرزیده شد . اعمالت را از ابتدا شروع کن ( که نامه عملت از گناهان پاک شد ) (1).
البته روایات دیگری نیز در مورد استحباب تلاوت سوره قدر در نمازها ، وارد شده است. به خاطر روایات این سوره را در نمازهای یومیه تلاوت می کنیم. ولی علت اصلی را خود اهل بیت (ع) می دانند.
پی نوشت :
1. مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج‏15، ص 199.

پرسش: طبق نظر اسلام چه کسی یا کسانی رو باید دعا کرد و چه کسانی رو نه؟ ویژگی های کسانی رو که نباید دعا کنیم بگید.
پاسخ:
تولی و تبری از فروع دین و یکی از ضروریات آموزه های دینی است . تولی به معنی دوست داشتن خدا و رسول صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام و دوست داشتن دوستان آنان است .
تبری به معنای تنفر داشتن و اظهار دشمنی کردن با دشمنان خدا و دشمنان پیامبر و ائمه و دشمنان مؤمنان . بنا براین هر کسی در دایره تولی قرار گرفت، باید در حقش دعای خیر نمود . هر کسی در دایره تبری قرار گرفت، در موردش نفرین و لعن نمود .
توضیح :
1ـ اگر افرادی زمینه هدایت، و اصلاح شدن و برگشت به سوی توحید را دارا باشند، دعا کردن به صورت کلی مطلوب است، مثلاً گفته شود. خدایا! هر کس در هر لباس و شغلی به مؤمنان ظلم و خیانت می‌کند، اگر قابل هدایت است، هدایت‌شان فرما و گرنه نابودشان گردان و بر آنان لعنت نما.
2ـ هیچ گاه نمی‌توان افراد مؤمن و شیعیانی را که گاهی مرتکب گناهی می‌شوند، لعنت نمود، بلکه باید از خداوند برای آنان هدایت و آمرزش طلب کرد،‌ مگر کسانی که فقط مسلمان و شیعه ظاهری هستند. اما از دشمنی با اسلام یا اولیای دین، مؤمنان و یا هتک حرمت لفظی یا عملی قرآن و معصومان یا قوانین ضروری دین کوتاهی نمی‌کنند. چنین افرادی لعن و نفرین‌شان جایز است.
3ـ گاهی بر اثر زیادی گناه، قلب انسان ـ که جایگاه ایمان است ـ چنان قساوت پیدا می‌کند و ظلمت و تیرگی بر آن چیره می‌گردد که هیچ حرف حق و هیچ دعایی در آن تأثیر نمی‌گذارد ، چنان که قرآن می‌فرماید:
«سخن حق و وعده خداوند در مورد بیش ترشان بیان شده و تحقق یافته است. اما باز ایمان نیاوردند».(1)
در ادامه می‌فرماید:
«انذار و نصیحت‌شان بکنید یا نکنید، هیچ تفاوتی نمی‌کند. آنان هرگز ایمان نمی‌آورند و هدایت نمی‌یابند».
از این رو خداوند به پیامبر دستور داده است در مورد این گونه افراد، نه دعا کن و نه حرص و جوش بخور، که چرا هدایت نمی‌شوند، زیرا کاری کرده‌اند که چراغ‌های هدایت را کور و خاموش کرده‌اند. چشم دارند، ولی حقیقت را نمی‌بینند؛ گوش دارند، ولی صدای حق را نمی‌شنوند؛ قلب دارند. اما نمی‌توانند به وسیله آن حقیقت را درک کنند.(2)
خدا به پیامبر(ص) می‌فرماید:
«در مورد منافقان دعا نکن و از من (خدا)نخواه که آنان را بیامرزم، اگر در مورد این­ها هفتاد مرتبه هم از من بخواهی که آنان را بیامرزم، هرگز نمی‌آمرزم».(3) چون زمینه هدایت و اصلاح شدن را با گناهان بسیار کور کرده‌اند.
4ـ در مورد ستمگران، مستکبران، کفار و منافقان و کسانی که قابل هدایت نیستند، نمی‌توان سکوت کرد یا دعای خیر نمود، در حالی که قرآن با صدای بلند آنان را لعن نموده است: «اَلا لعنة الله علی الظالمین»(4) کلمه «اَلا» یعنی همه بدانند و آگاه باشند.
از سوی دیگر تولّی و تبرّی جزو اساسی‌ترین اصل از اصول دین است، در حدّی که امام صادق(ع) می‌فرماید: «هل الدین إلاّ الحبّ و البغض؛ مگر دین چیزی جز دوست داشتن (خدا و دوستان خدا به ویژه پیامبران و امامان و اولیای الهی) و دشمنی دشمنان خدا و دشمنان دوستان خدا) است؟!».
هر چیزی نشانه‌ای دارد، نشانه بغض نسبت به دشمنان خدا، پیروی نکردن از آنان، لعن و نفرین کردن‌شان و اظهار تنفر و دشمنی نسبت به آنان است.
پی‌نوشت‌ها:
1. یس (36) آیه 7 ـ 10.
2. اعراف (7) آیه 179 و 195.
3. توبه (9) آیه 80.
4. هود (11) آیه 18.