لطفاً به دلیل مباحصه اعتقادی در دانشگاه با اساتید به پاسخ سوال نیاز مبرم داریم سوال سیر تکاملی انسان را از دیدگاه قرآن توسط استاد رد شده و به سیر تکاملی انسان از دیدگاه داروین و حتی قبل تر از آن که به 600 میلیون سال پیش بر می گردد معتقد می باشد. لطفا به سیر تکاملی از دیدگاه قرآن پاسخ صریح و روشنی بدهید. نیاز فوری تا سه شنبه شب 89/07/27

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
تئوري تكامل يا فرگشت به رغم همه دگرگوني هاي تئوريكي كه از زمان مطرح شدنش تا كنون پيدا كرده و به رغم مدعيان و طرفداران بسياري كه دارد ، همواره مخالفان و منكراني از طيف انديشمندان و زيست شناسان و فسيل شناسان داشته است . نمي توان به طور قطع به درستي آن اذعان نمود .
هنوز حلقه هاي واسطه بين انسان و موجودات قبل از او به درستي پيدا نشده ، در فرض صحت فرضيه تكامل لااقل صدها نمونه واسطه بين انسان و شام پانزه نياز است تا صحت اين فرضيه را منطقي و قابل قبول كند ؛ در سال گذشته فسيلي پيدا شد كه گفته شد. نمونه اي از موجود واسطه بين انسان و حيوانات قبلي است . آن قدر طرفداران فرگشت از اين كشف خوشحال شدند كه تا مدتي نقاشي اين فسيل به عنوان لوگوي سايت گوگل قرار داشت .
اين امر نشان مي دهد كه هنوز فرضيه فرگشت در حد يك ترم تئوريك است كه نياز شديدي به شواهد اثباتي دارد . هر آنچه در وضعيت موجود به عنوان دلايل اثبات اين فرضيه ارائه مي شود ، شواهد امكان و عدم استحاله اين فرضيه است، نه دلايل ثبوت و وقوع حتمي اين فرضيه و عدم امكان فرضيه هاي مشابه .
در هر صورت حتي اگر بنا را بر صحت صد در صد اين فرضيه بگذاريم ،باز از نگاه آموزه هاي اسلامي صحت اين فرضيه هيچ منافاتي با مباني كلي فكري و اعتقادي ما نخواهد داشت ؛ هر چند كليساي كاتوليك از گذشته تا حال به شدت با اين فرضيه به مقابله برخاست و پذيرش آن را عين مخالفت با انجيل و مباني خداشناسي دانست ، اما ما مسلمانان هيچ گاه چنين ديدگاهي نداشته و نداريم .
اين نظريه ممكن است از چند جهت با مباني فكري ما در چالش باشد مانند خدشه بر برهان نظم ، وجود خداوند و خالق و... اما يكي از مهم ترين چالش هاي اين فرضيه داستان خلقت انسان از حضرت آدم و حوا است كه تقريبا در همه اديان ابراهيمي به عنوان اصلي مسلم پذيرفته شده است . ما هم تنها به همين مساله مي پردازيم :
ادعا اين است كه اين نظريه با اعتقاد مشترك همه اديان آسماني مبني بر خلقت نسل بشر از حضرت آدم و حوا منافات دارد. زيرا بر اساس اين نظريه انسان ،نه فرزند آدم بلكه نوع تكامل يافته موجوداتي ديگر نظير انسان نئاندرتال است كه در نهايت به موجودات تك سلولي مي رسد . در نتيجه داستان خلقت آدم و حوا و رانده شده آن ها از بهشت و ... هيچ كدام واقعيت نخواهد داشت .
در حالي كه با اندكي تامل مي توان دريافت كه تكامل و پذيرش اجداد حيوانى براى انسان هيچ گونه مخالفتى با اينكه انسان‏هاى موجود همه داراى پدر و مادر واحدى به نام آدم و حوا باشند ندارد . هيچ اشكالي ندارد كه همه انسان هاي موجود، فرزندان دو انسان به نام آدم و حوا باشند و همه ما نسلي معين از انسان ها باشيم كه منشا آن مربوط به چند هزار سال قبل و والديني مشخص است .
البته در اين صورت اين سوال پديد مى‏آيد كه آدم و حوا چگونه خلق شده و آيا خلقت آن ها از گل بوده و از هيچ حيوان ديگري نبوده يا از حيواناتي انسان نما به وجود آمده اند؟
ظاهر آيات قرآن مويد نظريه اول است ، ولى در عين حال اين آيات نفى كلى نظريه ترانسفورميسم را در مورد انسان‏هاى قبل از اين نسل بشر (مانند انسان‏هاى نئاندرتال) نمى‏كند . ممكن است آيات قرآن در مورد آفرينش انسان از خاك چنين تفسير شود كه خاك پس از طي مراحل تكاملي بعد از ميليون ها سال به صورت خلقت كامل انسان در آمده است. همان گونه كه برخي نويسندگان آيات قرآن را با نظريه تكامل تطبيق داده اند.
براي توضيح اين مساله بايد به شكلي دقيق تر به بررسي آيات مربوط به خلقت انسان بپردازيم :
بحث آفرينش انسان در قرآن كريم به صورت هاي مختلفي بيان شده . برخي آيات بيانگر كيفيت و منشأ آفرينش حضرت آدم است.
دسته دوم، در مورد آفرينش نوع انساني بحث مي كند. دسته سوم: آفرينش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است. اما در خصوص كيفيت خلقت حضرت آدم عليه السلام بايد گفت : آياتي كه در مورد حضرت آدم بحث كرده، دو گونه است:
يك قسم به صراحت كيفيت خلقت حضرت آدم را توضيح داده است مثل:
"انّ مثل عيسي عندالله كمثل آدم خلقه من تراب؛(1) همانا مثال عيسي در نزد خدا همانند آدم است كه او را از خاك خلق نمود" .
در قسم ديگر، از سياق آيات مي­توان فهميد كه منشأ آفرينش آدم چه بوده است. نظير داستان شيطان(2) كه به خدا مي­گويد:
"آيا به كسي كه از خاك آفريدي، سجده كنم؟!"(3)
در سورة الرحمن مي فرمايد: "خلق الانسان من صلصالٍ كالفخار(4) ؛ انسان را از گل خشكيده اى كه همچون سفال بود آفريد".
البته واضح است كه اين آيه اختصاص به حضرت آدم دارد، زيرا ما انسان ها، اگر از خاك خلق شده باشيم، از "صلصال كالفخّار" خلق نشديم، چون مواد خاكي كه تبديل به غذا و سپس تبديل به نطفه مي شود، صلصال نبوده است، چون اگر چنان خشك باشد، هرگز گياه در آن نمي رويد. بنابراين آفرينش از صلصال كالفخار ويژه حضرت آدم است . اگر به ديگران نسبت داده مي شود، به اعتبار حضرت آدم است. (5)
در سوره سجده آيات 7 و 8 كيفيت و ماده اوليه آفرينش نخستين انسان را از ساير انسان ها بيان كرده :
"وبدأ خلق الانسان من طين ثمّ جعل نسله من سلالة من ماءٍ مهين؛
انسان اوليه يا آدم را از "طين" ولي نسل او را از "ماء مهين" يا نطفه آفريده است".
اگر حضرت آدم نيز از نطفه بود، ‌يعني از انسان تكامل نيافته اي مانند انسان هاي "نئاندرتال" يا ميمون خلق شده بود، ذكر كردن نسل بعد از خود انسان، وجهي نداشت. پس كاملاً روشن است كه آيه در مقام تفصيل است . بين خلق انسان اوليه و ديگر انسان ها تفاوت وجود دارد (6) ؛ در هر حال مسلم است و از آيات گوناگون قرآن به دست مي آيد كه حضرت آدم از نوعي خاك آفريده شده است.
تعابير آيات و روايات در خصوص خلقت ايشان متفاوت و مختلف است . جمع بندي آن ها قدري دشوار است ؛ اما در ميان آيات قرآن، آيه اي كه به روشني دلالت دارد حضرت آدم(ع) بدون واسطه و به طور مستقيم از خاك آفريده شده، آيه اي است كه برخي افراد جهت رد نظريه داروين و ترانسفورميسم به آن تمسك جسته اند، يعني آيه 59 از سوره آل عمران: "انّ مثل عيسي عندالله كمثل آدم خلقه من تراب".
اين آيه نشان مي دهد كه اگر حضرت آدم از چيزهايي آفريده شده كه منتهي به خاك مي شود، اين استدلال نمي تواند استدلال كاملي باشد، زيرا اگر بپذيريم آدم از نسل مياني و واسطه اي بين خاك و خود، مثلاً از انسان هاي نئاندرتال به وجود آمده، حضرت آدم از نطفة حيواني به وجود آمده است، بنابراين چگونه مي توان آفرينش بدون پدر عيسي را به آفرينش آدم تشبيه نمود؟! چه بسا اگر استدلال را تمام بدانيم، ناچار بايد بپذيريم كه حضرت آدم از نسل موجود ديگري به وجود نيامده است.
تئوري خلقت دفعي حضرت آدم از خاك بيش تر مورد تاييد و توافق آيات و روايات است. اما كيفيت اين تبديل و تغيير ماهيتي براي ما روشن نيست.
اما داستان فسيل هاي انساني كه قدمت آن ها در بعضي موارد به چند صد هزار سال مي رسد ، منافاتي با اين جريان ندارد ؛ زيرا يقينا نمي توان گفت اين فسيل ها فسيل هاي انساني است. بلكه فسيل هايي مربوط به موجوداتي انسان نماست كه همگوني كامل ساختاري با انسان كنوني ندارد ، بر همين اساس گفته مي شود اين ها مربوط به انسان هاي اوليه و نسل اجداد ماست .
در هر حال هيچ منعي وجود ندارد كه قبل از نسل كنوني بشر كه به حضرت آدم و حوا عليهما السلام منتهي مي گردد، نسل هايي از موجوداتي شبيه انسان هاي كنوني هم وجود داشته اند كه آثار به جاي مانده از آن ها هر از گاهي به دست مي آيد. اما نسل آن ها قبل از آغاز نسل كنوني بشر منقرض شده باشد ؛
آنچه مي توان به يقين گفت آن است كه نسل كنوني بشر ناشي از خلقت اعجازگونه يك زن و مرد و توالد وتناسل آن دو است ، اما قبل از اين نسل موجودات ديگري همچون انسان بر روي زمين مي زيستند كه از كيفيت خلقت و زندگي ان ها اطلاع چنداني نداريم . چه بسا خلقت آن ها نتيجه تطور انواع و تكامل و فرگشت موجودات باشد . در نتيجه با اين فرض هم مي توان نظريه فرگشت را درست دانست و هم خلقت دفعي آدم و حوا(فيكسيسم) را .
اتفاقا ممكن است از بعضى آيات قرآن هم استفاده كرد كه قبل از آفرينش حضرت آدم، ابوالبشر و نسل او، انسان‏هايى ديگر در زمين زندگى مى‏كرده‏اند؛ مانند آيه شريفه « و اذ قال ربك للملئكة انى جاعل فى الارض خليفة قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء... (7)؛
زمانى كه پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى‏خواهم در زمين جانشينى بگذارم، گفتند [باز] در زمين كسانى مى‏گذارى كه در آن فساد كنند و خون‏ها بريزند» .
كه از آن برمى‏آيد قبل از آفرينش بنى نوع آدم، دوره ديگرى بر انسانيت گذشته است كه فرشتگان از نتيجه اعمال و رفتار آن ها ناراحت بودند . همچنين در بعضى از روايات وارده از ائمه(ع) مطالبى آمده كه سابقه ادوار بسيارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مى‏كند.
از امام صادق(ع) روايتى شده كه به راوى فرمود : شايد گمان مى‏كنيد كه خدا غير از شما هيچ بشر ديگرى را نيافريده است. نه، چنين نيست؛ بلكه هزار هزار آدم آفريده كه شما از نسل آخرين آن ها هستيد.(8)
از امام باقر(ع) روايت شده : خدا از روزى كه زمين را آفريده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض كرده است) كه هيچ يك از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده‏اند . خدا همه آن ها را از پوسته روى زمين آفريد . نسلى را بعد از نسل ديگر ايجاد كرد . براى هر يك، عالمى بعد از عالم ديگر پديد آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بيافريد . ذريه‏اش را از او جدا ساخت.(9)
در فرض اثبات قطعي فرضيه تكامل باز اين فرضيه نمي تواند خلقت دفعي يك موجود مستقل و يك تيره خاص مانند انسان را خارج از اين چرخه انكار نمايد . تنها دليلي بر شكل گيري موجودات مختلفي است كه ارتباط و جهش و تكامل ژنتيكي آن ها از هم به قطعيت رسيده است .

پي نوشت ها :
1. آل عمران (3) آيه 59.
2. آيه 76 ص (48) و 12 اعراف (7) و 26 و 28 و 33 حجر(15).
3. اسراء(17) آيه‌.
4. الرحمن(55) آيه‌.
5. معارف قرآن، ج 3 - 1، محمد تقي مصباح يزدي.
6. همان، ص 237.
7. بقره(2) ،آيه 30 .
8 . صدوق ، توحيد ، ج 1، ص 277.
9. صدوق ، خصال، ج 2، ص 652، ح 54.