سلام من در بعضي از كتابها مثلا اصول كافي خواندم اگر كسي به سمت خدا بخواهد برود با مشكلات و گرفتاري هايي مواجه ميشود ميخواستم بدانم منظور چيست من ميدانم كه اين مشكلات ممكن است براي امتحان باشد ويا خدا ميگويد ما بهاندازه ظرفيت هركس او را امتحان ميكنيم ولي توضيحات دقيقتر ميخاهم اگر اين جور است پس چرا خدا ما را به خودش دعوت ميكند اين جور باشد خوب كسي به سمت خدا نميرود
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز.
يك سلسله از آيات و روايات، بيانگر اين حقيقت است كه مؤمنان، به دليل ايمان شان بيش تر در معرض آزمون هستند. حتي اموال و فرزندان آنان نيز به عنوان ابزاري براي آزمايش ايشان تلقي شده است. (1) امتحان مؤمنان، همچون زينتي دانسته شده كه فرد مؤمن بدان آراسته ميگردد. (2) مانند شير مادري تلقي گشته كه فرزند خردسال، با آن سدجوع ميكند؛(3) گويا:
هر كه در اين بزم مقربتر است جام بلا بيش ترش ميدهند
مؤمن به قدر ايمانش از طريق گوناگون و با شدت و ضعف، به وسيله ابتلاي الهي، محك ميخورد . اين خود موجب افزايش كمي و كيفي ايمانش ميگردد؛ زيرا در پرتو اين آزمون اركان اصلي ايمانش عمق بيش تري مييابد؛ يعني، هم معرفتش زياد ميشود و هم انقياد، تسليم و خضوع قلبياش افزايش مييابد. در واقع مؤمن، با اين آزمايشها قيمت و ارزش پيدا ميكند.
گندمي را زير خاك انداختند پس ز خاكش خوشهها بر ساختند
بار ديگر كوفتندش ز آسيا قيمتش افزود و نان شد جان فزا
باز نان را زير دندان كوفتند گشت عقل و جان و فهم هوشمند
باز آن جان چونكه محو عشق گشت يعجب الزراع آمد بعد كشت(4)
خداوند، آزمون الهي را به عنوان سنتي حكيمانه بر جهان جاري ساخته ، دنيا را با آرامش و اضطراب، سختي و راحتي و خوشي و ناراحتي در آميخته است تا انسانهاي وارسته را محك زده و مؤمنان را در طي صراط مستقيم و تداوم آن ياري بخشد. (5) اين مسأله به قدري اهميت دارد كه اگر فردي، خود را در معرض آزمون نديد، بايد بداند مبغوض درگاه الهي است. (6) پس بيجهت نيست كه عاشقان، كمال خود را در درد و بلا ميبينند.
بر چنين گلزار دامن ميكشيد جزو جزوش نعره زن «هل من مزيد»
گلشني كز بقل رويد يكدم است گلشني كز عقل رويد خرم است(7)
در مورد فلسفه شدائد بايد گفت :سختيها و دشواريها نقش مهم و نيرومندي در تربيت، تقويت اراده، شکوفايي استعدادهاي نهفته انسان و بيرون آوردن زندگي انسان از يکنواختي و تکرار دارند، ولي وقتي سخن از کارکرد سازنده دشواري و مصائب ميرود، منظور اين نيست که اين تأثير روي همه افراد يکسان است، بلکه روي برخي ممکن است نقش منفي داشته باشد، ولي مهم چگونگي برخورد و رويارويي با مشکلات است.
هر اندازه شخص داراي جهان بيني بهتري باشد و فلسفه رنجها و مصائب را بهتر بشناسد و از نظر روحي، خطرپذير و با اراده و مقاومتر باشد، از جنبههاي مثبت مشکلات بهره افزونتري ميگيرد. بر عکس هر اندازه شخص عافيت طلب، بدبين و خطر گريزتر باشد، از مشکلات آثار منفي بيش تري دريافت ميدارد.
سختيها و گرفتاريها مقدمه کمال و پيشرفت است. اين امور براي تکامل بشر ضرورت دارد. اگر سختيها و رنجها نباشد، بشر تباه ميگردد ؛ بنابراين انسان بايد مشقتها را تحمل کند و سختيها بکشد تا به کمال لايق خويش دست يابد. تضاد و کشمکش شلاق تکامل است و موجودات زنده با اين شلاق خود را به سوي کمال ميرسانند.(8)
نگاهي کوتاه به کشورها و ملت هائي که به پيشرفت رسيده اند نشان ميدهد که چگونه با سختيها و مشکلات مقابله نمودند .از تلاش و کوشش باز نايستاده اند تا به پيشرفت و تمدن دست يافته اند.
استاد مطهري ميگويد:
«به حکم قانون و ناموس خلقت، بسياري از کمالات است که جز در مواجهه با سختيها و شدايد، جز در نتيجه تصادمها و اصطکاکهاي سخت، جز در ميدان مبارزه و پنجه نرم کردن با حوادث، جز در رو به رو شدن با بلايا و مصايب حاصل نميشود، البته نه اين که اثر شدايد و سختيها تنها، ظاهر شدن و نمايان شدن گوهر واقعي باشد. (به اين معني هر کس يک گوهر واقعي دارد که رويش پوشيده است مانند يک معدني است در زير خاک و اثر شدايد فقط اين است که آن چه در زير خاک است، نمايان ميشود و اثر ديگر ندارد) نه اين طور نيست، بلکه بالاتر است. شدايد و سختيها و ابتلائات اثر تکميل کردن و تبديل کردن و عوض کردن دارد، کيميا است، فلزي را به فلز ديگر تبديل ميکند، سازنده است، از موجودي، موجودي ديگر ميسازد، از ضعيف و قوي و از پست، عالي و از خام، پخته به وجود ميآورد.(9) اين قاعده حتي در باره پرندگان درست است. در صور و بعضي از پرندگان مينويسند: براي آموزش پرواز، جوجه خود را در فضا رها ميسازند و با مشکلات رو به رو ميکنند تا بر پرواز چيره شوند. (10)
از اين جا ميتوان پي برد که چرا خداوند، بندگان صالح خود را با بلاهاي گوناگون ميآزمايد. آزمايشها نبود، مقامات معنوي نميرسيدند، از اين رو گفتهاند : هر که در اين بزم مقرب تر است، جام بلا بيش ترش ميدهند. هر آزمايش الهي براي بندگان مؤمن و موفق بيرون آمدن از آزمايش، اخذ اين کمال و مرتبه وجودي و دست يافتن به مقام قرب الهي است.
درمورد سختي معيشت و فقر انسانها اين نکته مهم را ياد آور ميشويم که بسياري از اين موارد، معلول عملکرد خود انسانها است، سعي و تلاش نکردن در زندگي و مبارزه نکردن براي به دست آوردن حق، يا تجاوز به حقوق ديگران، پايمال نمودن حق آن ها، ظلم، دزدي ،خيانت و موارد بسيارديگر از اين دست، مربوط به خود انسانها است . اين سنتها و قوانين براي همه انسانها (خواه مومن و مسلمان يا افراد غير مومن ) يکسان است.
پينوشتها:
1.انفال (8)، آيه 27 و 28؛ تغابن (64)، آيه 14 و 15.
2. ميزان الحكمة، ج 1، ص 487، ح 1928.
3. همان، ص 488، ح 1932.
4. مثنوي، دفتر 1، ابيات 3165 - 3168.
5.بقره (2)، آيه 214؛ آل عمران (3)، آيه 142؛ نساء (4)، آيه 95 و 96.
6.ميزان الحكمة، ج 1، ص 485 و 486.
7. مثنوي، دفتر 6، بيت 4648 و 4649.
8. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج 1، ص 176 به بعد.
9. استاد مطهري، بيست گفتار، ص 176.
10. همان، ص 182.






