من دختر 22 ساله ای هستم که بدبختانه حدود 2ساله که توی فکرم به خدا حرفهای بدی میزنم هر کاری میکنم که از فکرم بیرون برود نمیتوانم من یک روز کنار تلوزیون نشسته بودم که یه مرد گفت خدا وجود نداره من هم چون خیلی بدبختی توی زندگی دارم شک وارد وجودم شد ودیگر این فکرههای خراب از ذهنم بیرون نمیرود نماز وقران میخوانم اما فایده نداره تورو خدا کمکم کنید حس میکنم که خدا اصلا دوستم نداره چون اگه دوستم داشت حتما کمکم میکرد من قبل از اینکه صدای اون مردرو بشنوم ایمانم با وجود تمام بدبختیهام خیلی قوی بود سلامتی ایمان اینده همه رو از دست داده ام روزی هزار بار ارزوی مرگ میکنم توروخدا بگید این گناه من که از گناه هم بالاتره بخشیده خواهد شد؟تورو خدا چه کار کنم که این فکرهها از ذهنم بیرون برود هیا امکان دارد که تمام بدبختی هایم تمام شود؟ازتون خواهش میکنم که سوال منرو توسایت نذارید لطفا جوابرو به ایمیلم ارسال کنید تنها امیدم بعد از خدا فقط به شماست

با سلام و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز
شما تنها فردی نیستید که از این گونه افکار مزاحم و تکراری رنج می‏برید، بلکه افراد زیادی هستند که دچار این گونه افکار یا مشابه آن هستند؛ در واقع پیدایش این حالات و این نوع پرسش‌ها در ذهن انسان (آن هم در دوران نوجوانی و جوانی) امری عادی و طبیعی است . مخصوص شما نیست.
در معارف اسلامی به این گونه جرقه‌ها که گاهی در ذهن و دل انسان وارد می‌ گردد ، «حدیث نفس» گفته می‌شود . امروزه روان شناسان آن را نوعی وسواس فکری می شمرند.
حدیث نفس یا وسواس فکرى، افکار بیهوده گاهی اوقات تصورات و تخیلات پوچ و بی پایه ای است که افراد مبتلا به آن در ذهن خود به وجود مى‏آورند . این افکار در چرخه‏اى بى پایان، مرتب تکرار مى‏شود.
بعضى از مبتلایان، مشکل خود را پنهان نگه مى‏دارند و گاهى دور از چشم دیگران چندین ساعت را صرف افکار خود مى‏نمایند ، اما خوشبختانه شما با ارسال نامه به طرح موضوع پرداخته‏اید . در واقع با شناخت درد و تصمیم به حل و درمان آن نصف راه را رفته اید ، پس راهکارهایى را که ارائه مى‏شود، با دقت مورد توجه قرار دهید.
در آغاز لازم است به سه نکته مهم توجه داشته باشید .
الف- بدانید که حدیث نفس نه گناه است و نه انسان را از دایره «دین» خارج می‌کند، و چون خودِ شخص این وضعیت را نمی خواهد، به عبادتش نیز اشکال وارد نمی کند .
مهم آن است که بر «عقیده و ایمان خود استوار و ثابت قدم» باشید . برای بستن راه‌های ورودی «حدیث نفس» و القای شبهات و اشکالات ذهن توسط شیطان و پاسخ‌گویی به آن ها به اقدام‌های «علمی» و «عملی» دست بزنید.
ب- چون شیطان با همفکری نفس امّاره پیوسته در صدد نقشه کشیدن و برنامه ریزی جهت دلسرد کردن و مأیوس ساختن انسان از خدا باوری و عبادت و نیایش است و تلاش می کند با القای شک و تردید انسان را از پیروی دین خدا و انبیا و ائمه علیهم السلام باز دارد و او را در یک حالت حیرت و سرگردانی قرار دهد، از این رو انسان باید همیشه در مسیر افزایش سطح اطلاعات و آگاهی دینی و شناخت و معرفت خود نسبت به خدا و نعمت‌ها و الطاف مادی و معنوی اش باشد تا از این رهگذر بتواند به تدریج به ایمان و عقیدۀ قوی و تقوای قلبی و قولی و عملی نایل گردد. با توبه و اصلاح و جبران کارهای نادرست خویش و تهذیب نفس و تزکیۀ روح سرانجام به مقام «بندگی خدا» و رتبۀ «مُخلََصین» برسد تا شیطان از به دام انداختنش مأیوس گردد.
ج- شرط اساسی کنترل و درمان این گونه افکار مزاحم، همکاری صمیمانه و نزدیک شماست؛ نباید گمان کرد که با اولین قدم و بدون پی‏گیری مستمر، می‏توان یک شبه، همه‏ آن افکار را از ذهن خود دور کرد.
برای پاسخ به ( تو رو خدا چه کار کنم که این فکرها از ذهنم بیرون برود) راهکارش این است:
1 - بازسازى شناختى:
درمان وسواس فکرى به تصمیم و همت شما بستگى دارد. در این جهت کسى جز خودتان نمى‏تواند به شما کمکى بنماید. امام على(ع) مى‏فرماید: «کسى که در اصلاح خود کمک نکند، دیگرى نه مانع بروز مشکلات او مى‏شود و نه او را به سوى رشد و خیر مى‏کشاند».(1)
باید کمر همت را ببندید و با اتکا به توانایى‏هاى خود وارد عمل شوید و نسبت به درمان بیمارى خویش امیدوار باشید.
2 - شفاف کردن افکار:
براى مقابله با افکار انحرافى باید اندیشه خود را پالایش کنید و ابهام زدایى نمایید. امام على(ع) مى‏فرماید:
«به دلیل شفافیت افکار ملائکه، آنان به وسواس فکرى مبتلا مى‏شوند».(2)
اگر شبهه و سؤالى در ذهن خود نسبت به خدا ،نماز،دعا،توکل،و یا توسل به اولیاى الهى دارید، بدون واهمه آن‏ها را مطرح نمایید . از راه اندیشیدن یا مطالعه کردن و یا مکاتبه نمودن با ما در پی یافتن پاسخی رضایت بخش جهت پرسش های خود باشید.
3 - متمرکز شدن بر افکار مطلوب:
براى رهایى از افکار ناخواسته، لازم است افکار خوشایند را جایگزین کنید. توجه به افکار معقول و تقویت و تمرکز آن به وسیله تکرار زبانى، شما را از افکار مخرّب و آزاردهنده باز مى‏دارد. پیامبر اکرم(ص) مى‏فرماید: «کسى که مبتلا به وسواس فکرى درباره خدا است، سه بار ایمان به خدا و رسول را به زبان تکرار کند، یعنی سه بار بگوید :ـ « آمنت بالله و رسوله» تا آن حالت وسواسى از بین ‏برود».(3)
4 - ذکر و دعا :
شخصى از امام صادق(ع) در مورد وسواس و شک سؤال کرد، حضرت فرمود:
«لا شى فیها، تقول لا اله الا الله؛ وسواس و شکی که در ذهن تان( در مورد خدا یا سایر مقدسات) به وجود می آید ، مشکلى ندارد ، یعنی گناهی برآن بار نیست . هر گاه به وسواس فکرى مبتلا شدى، بگو لا اله الا الله ». و «لا حولَ ولا قوّة إلاّ بالله»(4) با این ذکر و تغییر حالت دادن، از فکر تکرارى رهایى مى‏یابید.
- مردی خدمت امام باقر(ع) رسید و از سه چیز شکایت کرد:
یکی از وسوسۀ شیطان و حدیث نفس که برای او پیش می‌آید،
دوم- از فقر و تنگدستی،
سوم ـ از بدهکاری‌های زیادی که دارد.
حضرت فرمود: این دعا را مکرر بخوان . خداوند هر سه مشکل شما را برطرف می‌کند:
«توکّلت علی الحیّ الذی لا یموتُ و الحمد للّه الذی لم یتّخذ ولداً و لم یکن له شریکٌ فی المُلک و لم یکن له ولیُّ من الذلّ و کبّره تکبیراً».
پس از مدتی آن مرد خدمت امام رسید و گفت: به دستور شما عمل کردم، خداوند هر سه مشکل مرا برطرف ساخت.
در روایتی آمده است که برای رفع وسوسۀ شیطان و حدیث نفس و زمانی که در دل شکی نسبت به خدا ( یا یکی از مقدسات ) پیدا شد، بگوید: «هو الأوّل و الآخر و الظاهر و الباطن وهو بکلّ شیءٍ علیم».
امام صادق(ع) فرمود:‌«هر گاه شیطان در دل انسان وسوسه کرد و در او شک و تردید ایجاد کرد، سه مرتبه بر سینه و شکم خود دست بکشد و بگوید: «بسم الله و بالله، محمّدٌ رسول الله و لا حول ولا قوّة إلاّ بالله العلیّ العظیم، اللهمّ امْسَح عنّی ما أحذر».
5 - جلوگیری از ورود افکار منحرف:
ورود افکار منحرف را در اختیار خود بگیرید تا این افکار ناخواسته به ذهن شما وارد نشود. به این منظور براى فکر در این امور، ساعت خاصى تعیین کنید، یعنى با خود عهد ببندید که زمان فکر کردن درباره موضوع وسواس، ساعت خاصى باشد.
در طول روز هرگاه اوهام و افکار وارد ذهن تان شد، به خود بگویید: زمان فکر کردن فلان ساعت است. در زمان مقرر مدتى را به فکر کردن درباره آن موضوع اختصاص دهید، تا در طول روز ذهن تان مشغول آن نشود. البته زمان اختصاصى را به تدریج در طى (مثلاً سى روز) روزى یک دقیقه کم کنید تا به صفر برسد.
7 - هر روز به خود تلقین کنید : قادرم افکار ناخواسته را کنار بگذارم. تلقین یکى از راه‏هاى مبارزه با افکار منفى است.
نکته مهم و قابل توجه آن است که از افکار ناخواسته و مزاحم، احساس وحشت و نگرانى نکنید . بدانید که آن‏ها موجب کفرنمى شود و اصلاً گناه نیست، بلکه یک نوع بیمارى است که باید درمان شود.
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «از امت من هر چه که در ذهن شان خطور مى‏کند، عفو شده است، تا وقتى که آن را به زبان جارى نکرده و عملى انجام نداده باشند».(5) .
عزیز گرامی ! با ورود این افکار و شک و تردیدهایی که در درون وجودتان از آن ها بیزارید ، مرتکب هیچ گناهی نشده ای . این که نوشته ای « این گناه من که از گناه هم بالاتره ،بخشیده خواهد شد؟» پاسخش این است که اصلا گناهی را مرتکب نشده ای تا نیاز به بخشش داشته باشد .
با صبر و بردبارى و با یارى جستن از خدا و توسل به اهل بیت(ع) و انجام راهکارهاى ارائه شده، از افکار منفى رها خواهید شد.

پى‏نوشت‏ها:
1. دکتر شکوه نابى نژاد، رفتارهاى بهنجار و ناهنجار، ص 162.
1. نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 89.
2 . همان، خطبه 90.
3 . کنزالعمال، حدیث 1245.
4 . کافى، ج‏2، ص 424.
5 . بحار الانوار، ج‏66، ص 42.