با عرض سلام 22 ساله ام و از ازدواج فراری اگر کسی در موردش با من حرف بزنه عصبانی میشوم دست و پاهام یخ میزنه میلرزم و در عرق گم میشم. میدونم لازمه ازدواج کردن ولی اولا بدم میاد مخصوصا وقتی درس تنظیم خانواده را در دانشگاه گذراندم و دوم فکر اینکه برام خواستگار بیاد و بشینم با یک آقا حرف بزنم عذاب آوره چون از آقایون فراریم و تحصیل در دانشگاه هم برام عذاب آور بودوخواستگارهایی که زنگ میزدن یا مادرم بدون پرسش از من رد میکردندیا من خودم وقتی بهم میگفتن رد میکردم.مادرو پدرم فکر میکنن هنوز برام زوده ونمیشینن دراین مورد با من حرف بزنن من خجالت میکشم این حرفها را با کسی مطرح کنم. لطفا راهنمایی بفرمایید. با تشکر.

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
گريز از ازدواج معمولاً به دلايل گوناگوني رخ مي‌دهد. گاهي افراد و به ويژه دختراني كه معمولاً داراي حجب و حياي خاصي هستند و وجدان سخت‌گيري دارند، نسبت به اين قبيل مسايل حساس مي‌شوند . نمي توانند تصور آن را هم بكنند كه خودشان وارد ازدواج شوند و تمام آنچه كه براي شان شرم‌ انگيز است ، درباره آن ها به اجرا در آيد.
برخی از دختران بنا به دلایل روانشناختی نمی‌توانند از ارتباط با جنس مخالف خشنود باشند و فوراً به یک احساس انزجار و خشم می‌رسند. البته عدم درك درست از ازدواج و رابطه زناشويي و به وجود آمدن تصاوير اشتباه از رابطه زناشويي كه در كتاب خوانده ايد، شما را به اين برداشت رسانده كه ازدواج فقط يك رابطه جنسي زن و مرد است، در حالي بسياري از نيازهاي عاطفي و روحي و غريزي شما در كنار يك همدم و هم صحبت بر آورده مي شود و به سطح آرامش بالايي كه تا كنون تجربه آن را نداشته ايد مي رسيد .
در بعضي از مواقع اتفاقات احتمالي كه براي شما يا براي آشنايان از طرف يك جنس مخالف نامحرم افتاده ، ممكن است در شما بدبيني ايجاد كرده باشد. همچنين در بعضي از موارد ديدن روابط زناشويي والدين باعث احساس تنفر در بعضي از دخترها مي شود. به هر حال در تمام موارد این افراد در حالت اضطرابی قرار می‌گیرند . همان گونه كه در نامه تان نوشته ايد ، دست و پاي شما يخ مي‌زند، مي‌لرزيد . بدن شما را عرق فرا مي گيرد. اين قبيل نشانه‌ها جزء نشانه‌هاي بدني اضطراب هستند . همراه با برخي نشانه‌های دیگر به عنوان نشانه‌هاي بدنی، اختلال اضطراب هستند. متأسفانه گاهی این افراد بیش از آن که تحت تأثیر یک عامل خارجی قرار داشته باشند، به صورت خود-انگیخته تحریک شده و یا به تحریک خود می‌پردازند. اما باید یادآور شد که باز همان عوامل اضطرابی در جريان هستند و نمي‌گذارند كه به احساس خوشايند دست يابيد.
اما چنانچه احساس مي‌كنيد فراتر از حدَ يك فرد اضطرابي با افكار وسواسي نيز روبرو هستيد، حتما نياز به مراجعه به روانپزشك داريد . به همين دليل توصيه مي‌كنيم كه اگر در زندگي تان احساس اضطراب بيش از اندازه داريد، با مراجعه به درمان خودتان كمك نماييد.
در بررسي زندگي اين افراد گاهي با مشكلات خاص جنسي در دوران كودكي روبرو هستيم . اين مي‌تواند شامل آسيب‌هاي جنسي يا آگاهي‌هاي زودرس جنسي باشد. اما اين نيز صحت ندارد كه تمام موارد مشتمل بر وقوع يك آسيب يا پيش‌ آگاهي جنسي باشد. بنابراين در برخي موارد افرادي بالغ يافته ممكن است چنان اخلاق‌مدار باشند كه نتوانند به سادگي اين رفتار را كه به اصطلاح آنان حيواني است، انجام دهند.
همچنين در برخي موارد به ويژه با دختراني روبرو هستيم كه در افكار خود «ارتباط جنسي را پليد و مرد را موجودي ذاتاً شرور مي‌دانند كه زن را براي همين كارها مي‌خواهد!». اين دقيقاً عبارتي است كه اغلب هنگام دريافت مشاوره بيان مي‌كنند. اين افراد بلافاصله از ازدواج منصرف شده و نسبت به آن منزجر مي‌گردند. در تمام اين موارد عوامل روانشناختي نقش دارند . فرد به يك حال بد و سپس يك حال بدني ناخوشايند مي رسد . همان گونه كه بيان نموده ايد، عرق، لرزش؛ يخ زدگي انتهاي بدن بارزترين موارد است.
در چنين مواردي خانواده تان بايد از اين پس متوجه اين وضعيت در شما باشند كه با حال بد روبرو هستيد ، نه آن كه واقعاً از ازدواج بيزار باشيد؛ بدين معنا كه يادآوري برخي احساسات منزجر كننده با ازدواج چنين وضعيتي را براي شما به همراه دارد. در واقع، وجود افكار ناخوشايند مانع مي‌شود از جنبه هاي بدني نوازش لذت برده و بر آن تمركز يابيد.
در ابتدا لازم است روي افكار خودتان متمركز شويد . تمام افكار مرتبط با اين لحظات را ياد داشت نماييد. افكار معمولاً در قالب يك عبارت در ذهن ما در جريان هستند . شناسايي آن ها كمي ممكن است دشوار به نظر آْيد اما به تدريج مي‌توانيد آن ها را بنويسيد. گاهي افراد هنگام ارايه اين تكليف در صدد توصيف افكار خودشان هستند كه كاملاً غلط است و كارساز نيست. بنابراين به عنوان مثال نمي‌گوييم كه «دارم به ازدواج فكر مي كنم! »؛ بلكه بايد بگوييم كه«ازدواج كار غير اخلاقي است و من آن را دوست ندارم!» ؛ سپس بايد به هيجانات مرتبط با اين افكار توجه كنيد و آن ها را نيز به دست آوريد. در خصوص هيجانات نيز گاهي ممكن است با چندين احساس دروني روبرو باشيم كه بايد آن ها را نيز روي كاغذ بنويسيم. اكنون مي توانيم بررسي كنيم كه اين افكار معيوب هستند يا سالم. طريق شناسايي آن ها نيز ساده است.
جملات غير منطقي تماماً منفي و اغراق شده هستند و كارايي ندارند، يعني هيچ مشكلي را از ما حل نمي‌كنند، مثلاً مي‌گوييم كه «من آدم بد شانسي هستم!». كافي است كه دقت كنيم كه‌ آيا اين جمله حتي اگر درست هم باشد، چه اثري روي ما مي گذارد.
احتمال بسياري وجود دارد كه جملات شما مرتبط با مسايل جنسي و جنسيت خودتان باشد كه افكاري را براي ما به همراه داشته و احساسات نامناسبي را به شما القا مي كند. به هر حال پس از مدت دو هفته بررسي و نوشتن هر روز ده عبارت در باره اين موارد بايد اين جملات را به جملات منطقي و مثبت تبديل نماييد و آن ها را تكرار كنيد. در اين مرحله بايد توجه كنيد كه آيا با تغيير جملات به احساس بهتري نمي رسيد؟
احساس خوشايند در نتيجه حذف جملات غير منطقي است كه در آن ها واژه‌هاي بايد و نبايد و قيدهاي هميشه، هيچ وقت ، هرگز و ... گنجانده شده، مثلاً در عبارت رابطه جنسي هيچ ارزشي ندارد يا روابط جنسي زشت و پليد هستند، بايد براي آن دليل بياورم . اگر دليلي در كار نبود ،نمي‌توانيم به آن عمل كنيم . بايد آن را كنار بگذاريم.
تمام آنچه در نامه نوشته ايد كه از آقايون فراري هستم ، درس تنظيم خاوناده شرم آور و كثيف است و جملاتي مانند آن در اين فهرست قرار مي‌گيرند . بايد به آن ها رسيدگي كنيد. همچنين بررسي كنيد كه اگر يك فرد درباره ازدواج چه جملاتي را به كار بگيرد ، به بالاترين درجه خشم مي‌رسيد و كم ترين درجه آن چه خواهد بود . سپس آن را در يك ليست مرتب بنويسيد .براي حساسيت زدايي از كم ترين درجه آغاز كنيد . اجازه بدهيد تا آن ها را براي شما بازگو نمايند تا براي تان عادي شود.