من زني هستم كه پسرعمويم زماني خواستگار بنده بوده است؛ ولي بنا به عللي آن ازدواج سرنمي‌گيرد. من نيز با فرد ديگري ازدواج كرده و پس از مدتي طلاق مي‌گيرم و تا هم اكنون مطلقه هستم. اينك اين پسرعمويم با خواهرم ازدواج كرده است و من نيز به حرمت ازدواج خودم با شوهر خواهرم واقفم. از قضا بنده منشي دفتر كار اين پسر عمو شده‌ام. از آن جايي كه من: 1. به دليل طلاق در زندگي مشترك و بي‌اعتمادي، ديگر اميدي به ازدواج با هيچ فردي را ندارم؛ و 2. از جهتي نياز به يك پشتوانه فكري دارم تا فشار روحي شديد ناشي از نداشتن همسر را از بين ببرد؛ در ذهن خود و در توهم خويش فرض نموده‌ام كه اين پسر عمو(شوهر خواهرم) همسر بنده نيز مي‌باشد و من در حال خدمت‌رساني به شوهرم هستم. با اين خيال و تصور، تمام غم‌هايم مرتفع مي‌شود. ضمنا اين خيال، هيچ‌گونه بروزي در عالم خارج ندارد. يعني هيچ گونه لمس و يا رابطه‌ي جنسي در خارج تحقق نمي‌يابد. حال نظر به مراتب فوق، مستدعي است: الف. حكم شرعي اين تصور و خيال را براي بنده بفرماييد. ب. چنان‌چه اين تصورم را به شوهر خواهرم گفته باشم، وظيفه او(شوهر خواهر) در اين‌باره چه مي‌باشد؟ ج. اين خيال از نظر روان‌شناسي چه آثاري دارد؟ از راهنمايي شما متشكرم.

با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
هر چند از نظر شرعی این تصور و خیال اشکالی ندارد. اما از آن جا که در دفتر ایشان کار می کنید و از طرفی قبلا او خواستگارتان بوده ،ممکن است از این مرحله عبور کند و به لمس و ارتباط کشیده شود .
خواهر گرامی !در این موضوع نباید به خود اعتماد داشته باشید. چون محل لغزشگاه است . خیلی از افراد در این وادی سقوط کرده اند .با خیال و تصور، کسی آرام نمی شود. خود را گول نزنید. بلکه واقع بین باشید . این که نوشته اید دیگر امیدی به ازدواج با هیچ فردی را ندارم اشتباه محض است . بسیاری از خانم های مطلقه ازدواج موفق داشته اند.خود را باور کنید . با خواب و خیال نمی توان زندگی کرد . برای زندگی آینده خود برنامه داشته باشید. ازدواج قبلی را فراموش کنید و شکست را پلی برای پیروزی قرار دهید.
ضمنا با مطالبی که بیان نمودید و با توجه به احساس شما نسبت به پسر عموی تان ، بهتر است از ایشان دوری کنید و حتی در دفتر ایشان نیز کار نکنید.