چرا خدا يكي را پولدار يكي را فقير ميافريند يا بعضي ها به بيماري ناعلاج مبتلا ميشوند يا كودكان ناقص الخلقه بوجود ميايد خدا كه ميداند اين كودك تا آخر عمر زجر ميكشد پس چرا او را ميافريند قضا وقدر اللهي چگونه است ايا اين جبر نميشود خدا ميگويد در برابر مصيبت هاي وارده صبر كنيم خوب بابا من مصيبت نميخوام چرا خدا به زور به آدم مصيبت ميده ما چرا بايد در اين دنيا زجر بكشيم كه در آن دنيا راحت باشيم اگر هم راحت باشيم ....
پس مهرباني خدا اينجا كجا قرار ميگيرد كه ميگويد اگر كسي بر مصيبتي كه بر او وارد ميشود صبر نكند به دنبال خدايي ديگر باشد مگه خدا با ما سرجنگ داره مگه ما چي ميخواهيم يه زندگي آرام اين زياده...
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
برای بررسی و پاسخ سوال شما باید نکاتی را متذکر شویم :
1-نظام عالم بر یک نظام علّی ، معلولی ، سبب ، مسببی است که هر چیزی تابع علت خود و سبب خود می باشد. در امری که در عالم اتفاق می افتد، تابع علت و سبب خود می باشد.(1)
خدای متعال عالم را بر این اساس خلق کرده است که هر معلولی که علت وجودی آن محقق شد، به وجود بیاید.
این یک قانون کلی و عمومی است و تخلف بردار نیست. اگر هم بخواهیم معلول یک علت را از بین ببریم ،باید علت از بین بردن آن را محقق کنیم تا آن معلول از بین برود و گرنه با خواست و تمنا از علت که شما نیا و یا بیا ، ولی معلولت را با خودت نیاور ، نمی توان از تحقق معلولی جلوگیری کرد.
شکسته شدن شیشه معلول علت خود ،یعنی خوردن چیزی سخت با یک سرعت و قدرت مناسب به شیشه است. حال اگر آن شیء سخت به شیشه با سرعت و قدرت مناسب بخورد و مانعی نیز بین آن شیء سخت مثل سنگ و شیشه وجود نداشته باشد ، شیشه خواهد شکست . یعنی معلول آن علت ( خوردن شیء سخت به شیشه با سرعت و انرژی مناسب ) محقق خواهد شد. حال هر کسی این شیء سخت را با آن شرائط که گفته شد، به آن سنگ بزند، این اتفاق رخ خواهد داد و هیچ وقت تخلف نخواهد پذیرفت.
تمام رخدادهای عالم تابع چنین قانونی کلی و عمومی هستند که به این قانون قانون علیت گفته می شود.
طبیعی است که علت هر چیزی مخصوص به خود آن و متفاوت است با علت چیزهای دیگر. معلول های مادی، علت مادی و معلول های غیر مادی ، علت غیر مادی دارند. نیز ممکن است چند موجود با هم و در کنار هم علت برای یک معلول باشند. مثلا در مثالی که گفتیم علت شکسته شدن شیشه مجموعه ای بود از شیء سخت ، سرعت مناسب ، انرژی مناسب ، نبودن مانع و...... که اگر یکی از این علت های جزئی و ناقص نباشند ،علت کامل و تامه هم نخواهد بود .بنابراین شیشه نخواهد شکست.
2-خدا قانون علیت ذکر شده را در این عالم برقرار کرده است . خود نیز در کارها و افعالش را بر اساس آن قرار داده است . خود او نیز از این قانون تخلف نمی کند. یعنی اگر علت یک چیز محقق شد ، خدای متعال جلوی تاثیر گذاری آن را نمی گیرد . مانع از این نمی شود که معلول نیز به وجود بیاید. مگر آنکه علت تغییر آن به وجود بیاید.
3- اگر خدای متعال در هر موردی دخالت کند و جلوی تاثیر گذاری علت را بگیرد، نظامی را که خود او بر این اساس خلق کرده است ، از بین خواهد رفت . این به معنی آن است که خدا به دست خود نظامی که خلق کرده، از بین برده و این نقض غرض است.
4-نقض غرض از حکیم محال است و خدا چون حکیم است ، نقض غرض نمی کند.(2)
همان گونه که در نکته اول عرض کردیم عالم بر اساس قانون علی و معلولی چیده شده است .بنابراین هر اتفاقی که می افتد، به این معنا است که علت خاص به آن محقق شده است . چون معلول همیشه با علت همراه است ، معلول آن علت نیز به وجود آمده است.
اگر فقر یا غنائی وجود دارد ، اگر سلامت یا بیماری وجود دارد ، اگر نوزاد کاملی به دنیا می آید و یا نوزاد ناقص الخلقه ای به دنیا می آید و..... از انواع خوبی ها و بدی ها ، زیبائی ها و زشتی ها ، همه تابع علت های خود هستند که محقق شده اند . ناچار این ها هم که معلول آن علت های می باشند، به وجود آمده و محقق شده اند.
البته علت این گونه معلول ها یک چیز نیست بلکه مجموعه ای از عوامل هستند که در کنار هم و دست در دست هم یکی از معلول ها را به وجود آورده اند مانند فقر . فقر یک انسان یا یک جامعه تابع عواملی است مانند تنبلی ، دون همتی ، نبودن منابع ، نرفتن راه درست و به تعبیر امروزی کارشناسی نشده و......
وجود هر یک از این عوامل و یا مجموع آن ها به فقر یک فرد یا یک جامعه می انجامد. البته خدای متعال در این میان نقش تاثیر گذاری را برای همه این ها دارد. یعنی خدا اگر به این گونه موارد تاثیر ندهد ، عوامل تاثیری نخواهند داشت ، ولی خدا به خاطر مقدمه سوم تاثیر را از آن ها نمی گیرد . جلوی تاثیر گذاری آن ها را سد نمی کند. مگر در برخی موارد خاص که آن هم البته به خاطر وجود علت دیگر در آن مورد خاص می باشد.
خدا معلول علت را زمانی که علتی باشد خلق می کند ، حال آن علت، علت ناخوشایندی برای ما باشد که طبعا معلولش نیز ناخوشایند خواهد بود. مثل فقر و یا علت خوشایندی باشد که معلول آن نیز خوشایند انسان باشد مثل ثروت.
اگر شرائط نزول باران به صورت طبیعی آماده باشد ، خدا باران را خواهد فرستاد و گرنه نخواهد فرستاد. چه برای مومن چه برای کافر. اگر شرائط پیشرفت و ترقی مالی و اقتصادی و علل و عوامل آن آماده شده باشد ، خدای متعال پیشرفت و ترقی را به آن فرد یا جامعه عنایت خواهد کرد و گرنه عنایت نخواهد کرد.
ممکن است بگوئید خدا بدون وجود شرائط باران هم باران فرستاده مثل جائی که هیچ نشانه ای از ابر نبوده ، ولی با دعای یک مومن یا یک عالم یا یک امام یا یک پیامبر باران را فرستاده . بلی قطعا صحیح است ، ولی این جا هم اگر دقت کنید، یکی دیگر از شرائط و عوامل تاثیر گذار در عالم توسط آن مومن یا عالم یا امام یا پیامبر محقق شده
و آن علت و عامل دعا است.
چرا که اگر شرائط مادی نزول باران نبود و شرائط و عوامل معنوی آن هم اگر نبود، باز باران نازل می شد ؟
این نشان دهنده آن است که علل و عوامل منحصر در علل و عوامل مادی نیستند. بلکه امور معنوی نیز می توانند در بعضی موارد تاثیر گذار باشند.
بر این اساس وجه خلقت کودک ناقص الخلقه روشن می شود. کودک ناقص الخلقه به دنیا می آید. چرا که پدر و مادر و دیگران شرائط خلقت کامل کودک را آماده نکرده اند و یا به خاطر مسائلی مانعی بر سر راه وجود کودک کامل به وجود آمده که سلامت کودک را به خطر انداخته است.
راه مبتلا نشدن به این گونه مسائل این نیست که خدا را به محاکمه بکشیم و شکایت او را پیش این و آن مطرح کنیم. بلکه راهش این است که دستورات بهداشتی و پزشکی و دینی را رعایت کنیم تا از نعمت کودکی سالم برخوردار باشیم . اگر رعایت نکردیم، کسی جز خودمان و یا جامعه را که ما نیز فردی از آن هستیم ،ملامت نکنیم.
مهربانی و رحمت خدا را چه کنیم ؟
خدا مهربان است و رحیم . براساس رحمت و مهر بر بندگانش با آن ها رفتار می کند . به خاطر همین هم دستورات دینی که برنامه زندگی دنیوی و اخروی است ،برای آدمي فرستاده است تا با عمل به آن خود را از مصیبت های خود ساخته رهائی بخشد . به نعمت و آسایش برسد ، ولی مهر و رحمت خدا هیچ وقت جلوی حکمت خدا را نمی گیرد . خدای متعال به خاطر مهر و رحمت ، حکمت خود را کنار نمی گذارد.
اگر خدا از روی مهربانی و لطف در هر موردی که بنده ای خطا کرد ،وارد عمل شود و جلوی ضرر خود ساخته بنده را بگیرد ، نظم احسن و نیکوی عالم را که ساخته خود او است، با دست خود از بین می برد و این یعنی تعطیلی حکمت خدا در مقابل رحمت خدا و خدا هرگز چنین نمی کند.
خدا بر اساس رحمتش به آدم فرمود از میوه این درخت نخور که دچار عواقب بد آن می شوی ، گوش نکرد، خورد، عاقبتش را دید. حال آیا آدم علیه السلام می تواند به خدا عرض کند که نفهمیدم و حرف تو را گوش نکردم ، چرا نتیجه سوء خوردن میوه درخت ممنوع را بر آن بار کردی یا باید توبه کند و در صدد جبران اشتباه آن برآید؟ پاسخ با شما.
پی نوشت ها:
1.مراجعه کنید به کتب فلسفی ، بحث علت و معلول.
2.کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد ، علامه حلی ، مقصد سوم ، بحث از صفات الهی ، بحث حکمت الهی.






