سلام،خدا قوت
می دانیم که خشم حس بسیار نکوهیده ایست و در تعالیم اسلام فرو بردن خشم بسیار توصیه شده تا جایی که لقب یکی از امامان ما نیز کاظم است.ولی امروزه روانشناسان بر این باورند که فرو خوردن خشم می تواند به جسم و روح انسان ضربه بزند.آیا این چگونه با تعالیمی که همیشه موجب سلامتی روح و جسم است سازگار است؟و آیا این کار طریقه ی خاصی را میطلبد تا ضرری که آنها معتقدند به انسان وارد نشود؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
نخست به برخی آثار زیانبار خشم از نظر علمی اشاره میکنیم ، سپس به تحلیل و توضیح آن از نظر اسلام میپردازیم.
دکتر ژوزف مورفی معتقد است:
ترس و خشم و کینه غریبههایی هستند که سرزده وارد آشیانه (وجود آدمی) میشوند تا همه چیز را بربایند و زیر و زبر سازند. (1)از نظر این دکتر روانشناس خشم و عصبانیت و کینه، دزد ها و تبهکارانی هستند که عرصه سرقت و جرم آن ها ذهن انسان و اموال مسروقه عقل و خرد یا به تعبیری همه وجود آدمی است . از این رو نباید به این تبهکاران جانی فرصت و میدان تاخت و تاز داد . او می گوید :
فردی که دچار عارضه روانی شده، کسی است که به تبهکاران ذهنی خود (خشم و کینه و انتقامجویی ... نفرت و خصومت) امکان میدهد تا بر عقل و خرد او مسلط شوند . زمام آن را به دست گیرند. ما هرگز نباید کاری کنیم تا روحیه ستیزهجویی و هیجانات منفی و تخریبی ما را زیر نفوذ و سلطه خود در آورند. (2)
دکتر مارتین شفر ،استاد روانشناسی ، خشم و عصبانیت را یکی از هیجانات و واکنش اخطار درونی میداند . از قول یک پژوهشگر جوان در دانشگاه مکگیل مینویسد:
واکنش اخطار از نظر فیزیولوژی پاسخ پیچیده ای است که از عامل فشار (مثل خشم و غضب و سایر هیجانات درونی) منشا میگیرد . سبب ریختن آدرنالین در جریان خون و ازدیاد ضربان قلب میشود. ترشح آدرنالین - که از غده آدرنال که در فوق کلیهها است- در خون سبب ضعیف شدن تنفس و متاثر ساختن مغز میشود. زمانی که مغز واکنش خطری را ثبت میکند، هیپوتالاموس (بخشی از مرکز مغز که احساساتی از قبیل ترس،خشم و غضب و ناامیدی را در کنترل دارد) اخطار الکترو شیمیایی را به غده هیپوفیز که در قاعده و مرکز جمجمه قرار دارد، میفرستد.
هیپوفیز، هورمونی به نام ACTH برای فعال کردن غده آدرنال ترشح میکند. این غدهها هم به نوبت مادهای به نام کورتیکوئید در جریان خون ترشح میکند که پیغامهائی را به سایر غُدَد و اعضا حمل میکند. برای مثال طحال برای عمل بسیج میشود . گلبولهای قرمز را در جریان خون وارد میکند. این گلبولهای قرمز اضافی، که اکسیژن و غذا را به سایر سلولهای بدن میرسانند، به هنگام حضور واکنش فشار و گام اخطار - که از خشم و عصبانیت و ترس سرچشمه میگیرد - برای کنترل اعمال اضافی بدن مورد نیاز هستند. به این ترتیب قدرت لختهشدن خون (و در نتیجه سکته مغزی) ازدیاد مییابد. (3)
بنابراین « غضب (یا خشم)، هیجان و اشتعال آتشی است که در وجود انسان به ودیعت نهاده شده. اشتعال این آتش خون قلب را به غلیان (و جوش) میآورد . آن را در رگ ها پراکنده میکند . همانطور که آتش به طرف بالا زبانه میکشد و آب جوشان در دیگ به طرف بالا میآید، این خون جوشان به طرف قسمتهای بالای بدن میرود . با شدت به رگ های صورت وارد میشود . پوست صورت به خاطر شفافیتی که دارد ،چون شیشه ای که رنگ محتویات خود را نشان می دهد ، رنگ خونی را که در رگ های صورت دویده، نشان میدهد و میبینیم که چشم و پوست صورت کاملا سرخ میشود.
البته ظهور کامل این حالت موقعی است که انسان بر زیردست خود غضب کند و بداند که بر او چيره است، ولی در صورتی که بر شخص بالاتر از خود غضب کند و از انتقام هم مایوس باشد، خون منقبض میشود . از اطراف بدن به داخل برمیگردد. به حزن ( غم و عقده ) تبدیل میشود و رنگ صورت به زردی میگراید . اگر بر کسی که هم شأن خود اوست، غضب کند و در قدرت خویش بر انتقام شک داشته باشد، خونش گاهی منقبض میشود و گاهی منبسط . به همین جهت رنگش گاه به زردی میگراید و گاه به سرخی و دچار اضطراب میشود. (4)
پرسشگر گرامی !
هدف از بیان دیدگاه دانشمندان و متخصصان درروان شناسی و اخلاق این بود که توضیح داده شود. خشم و غضب از نگاه دانش و دانشمندان اجمالا آثار منفی و تخریبی زیادی بر روی جسم و روح انسان میگذارد. از این رو نباید به این تبهکار ذهنی و درونی (به تعبیر دکتر شفر ) مجال و فرصت خود نمایی داد. بلکه باید آن را کنترل و مدیریت کرد ، تا شعله آتش آن عقل و خرد را به خاکستر تبدیل نکند .
اما لازم است از زاویه دین و نگاه اسلامی نیز موضوع خشم و غضب مورد بررسی اجمالی قرار گیرد تا روشن شود. کدام قسم از خشم و غضب نکوهیده است و باید کنترل و مدیریت شود و کدام قسم آن نیکو و پسندیده است ، و فرو بردن آن ناپسند و ضرر دارد .
از دیدگاه دین، خشم و غضب یکی از ویژگیهای ذاتی هر انسانی است.
همه انسانها از پیامبران و معصومین علیهم السلام تا انسانهای عادی همه از میل درونی خشم برخوردارند. از سویی دیگر میدانیم که خداوند حکیم است. هیچ چیزی را بیهوده نیافریده و هیچ میلی را بدون جهت و هدف در درون انسان قرار نداده است.
هر میلی و هر غریزه و فطرتی را که خداوند در درون انسان به ودیعت گذاشته است ،قطعا هم منافعی جهت رشد و کمال مادی و معنوی انسان دارد و هم وسیلهای جهت آزمون و امتحان انسان است. از این رو خشم و غضب نیز همانند سایر امیال و کششهای ذاتی هم جنبه مثبت و سازندگی دارد و هم جنبه منفی و تخریبی.
هر میل غریزی یا فطری که از حد اعتدال بگذرد، یا مسیر افراط را طی میکند یا تفریط را. افراط و تفریط در هر کاری مذموم و ناپسند است. تفریط در خشم آن است که کسی به طور کلی از این قوه بیبهره باشد یا غضبش به حدی ضعیف باشد که در موارد ضروری و لازم هم بروز نکند. یکی از آثار منفی این حالت تن دادن به ظلم و در برابر ستم و تجاوز ستمگران بیتفاوت بودن است، همچنین بیغیرتی در برابر گناهان و معصیت ها و تحمل ذلت و پستی و سکوت در برابر انواع منکرات است.
با این نگاه خشم نه تنها حس بسیار نکوهیده ( به تعبیر شما ) نیست. بلکه یکی از ابزارها و امیال ذاتی مقدس برای رسیدن به اهداف عالی است.
خشم افراطی آن است که قوه غضب چنان بر صاحبش مسلط شود که از اختیار عقل و شرع خارج گردد. در این حالت بینش و بصیرت از انسان سلب میشود . قدرت تفکر را از انسان میگیرد، اختیار نفس از کف انسان خارج میشود. در چنین حالتی نصیحت و موعظه در او بیاثر است. چشم عقلش از دیدن عبرتها کور میگردد. آثار ظاهری این حالت، تغییر رنگ چهره،لرزش اعضا، خروج افعال از ترتیب و نظام، اضطراب در حرکات و سخنان، باز شدن زبان به فحش و ناسزا و سخنان ناهموار، ظلم و ستم و کتککاری و حمله به دیگران و بروز سایر رفتارهای ناهنجار است. (5)
خشمی که در تعالیم اسلامی بسیار نکوهیده است و فروبردن آن فضیلت و ارزش شمرده شده، این نوع خشم است. آنچه را که دانش و دانشمندان از آن به عنوان غریبههایی یاد میکنند که سرزده وارد آشیانه وجود آدمی میشوند و یا از آن به عنوان یکی از عوامل واکنش اخطار یاد میکنند، خشم افراطی است.
امّا خشم مقدس و پسندیده ای که نشان دهنده اعتدال و سلامت روح و روان انسان است و فقدان آن در هر کسی علامت نقصان وی است ، خشمی است که نه تنها انسان های سالم از آن بر خوردارند. بلکه قرآن کریم این خشم مقدس را اولا - در هفده آیه به خداوند نسبت داده است. (6)
دوم - در آیاتی این خشم را به فرشتگان و نگهبانان جهنم که از عصمت عالی برخوردارند، نسبت داده است. (7)
سوم -در چندین آیه به پیامبران نسبت داده است (8) . پیامبر اسلام از طرف خدا مامور بود که با کفار مزاحم و محارب با خشم و غلظت برخورد کند. (9)
چهار - ائمه علیهم السلام و اصحاب آن ها دارای خشم مقدس بودند.
جهت اطلاع بیش تر افزون بر منابع معرفی شده در پاورقی، به کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام شهید مطهری و کتاب اخلاق در قرآن، ج 3 از آیت الله مکارم شیرازی رجوع شود.
پی نوشت ها:
1. دکتر ژوزف مورفی، تقویت و تمرکز فکر، ترجمه هوشیار - رزمآزما، چاپ فوشر، چاپ نهم، ص 58.
2. همان، ص 34.
3. فشار روانی، مارتین شفر، ترجمه پروین بلورچی، ص 2 و 20 ، چاپ اول، چاپ شرکت انتشاراتی پاژنگ.
4. سید عبدالله شبر، کتاب الاخلاق، ص 247، ترجمه محمدرضا جباران، انتشارات هجرت، چاپ چهارم.
5. همان، ص 248.
6. آیات 61 و 90 سوره بقره / 112 آل عمران / 93 نساء / 60 مائده / 16 انفال / 71 و 152 سوره اعراف / 160 نحل / 81 و 86 طه سه بار / آیه 9 نور / 16 شوری / 6 فتح / 14 مجادله / 13 ممتحنه و ...
7. تحریم(66) آیه 6.
8. انبیا(21) آیه 87 و اعراف(7) آیات 150 و 154.
9. توبه(9) آیات 73 و 123 و تحریم ،آیه 93.






