پرسش:
بر اساس شواهد و قراین، مراد از کلمه «علی الاصول» در پیام رهبر انقلاب درباره تفاهمنامه اسلامآباد چیست؟
پاسخ :
پس از تجاوز آمریکا در نهم اسفند 1404 به ایران و شهادت رهبر معظم انقلاب، جمعی از فرماندهان و تعدادی از مردم، یک دوره نبرد نظامی سخت آغاز شد. آمریکا که در همان روزهای نخست به بنبست خورده بود و اهدافشان محقق نشد، جنگ را به عرصه رسانه و سیاسی و دیپلماتیک منتقل کرد تا بتواند برای خودش دستاوردسازی کند و در جایگاه پیروز جنگ، خودش را نجات دهد. بنا به گزارش مقامات رسمی ایران، آمریکا از روز دهم واسطههایی برای آتشبس فرستاد؛ اما ایران تا روز 36 جنگ بررسی نکرد و همچنان به انهدام پایگاهها و منافع آمریکا و رژیم ادامه داد؛ تا اینکه روز 36 جنگ، نامۀ ارسالی آمریکا از طریق پاکستان را بررسی کرد و با رد آن و محور قراردادن، نامهای دهبندی از طرف ایران و پذیرش آمریکا، سرانجام در روز چهلم جنگ، ایران آتشبس را پذیرفت. پس از آن روند مذاکرات اسلامآباد شروع شد. ثمره این گفتگوها، تفاهمنامهای چهاردهبندی بین ایران و آمریکا شد. پس از اعلان رسمی این سند تفاهم، رهبر جمهوری اسلامی ایران حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، پیامی دادند و فرمودند: «بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم و ...». این اصطلاح، موجب گمانهزنیها و اختلافنظرهایی شد. پرسش اساسی این است که بر اساس شواهد و قراین، مراد از «علی الاصول» در پیام رهبر انقلاب دربارۀ تفاهمنامه اسلامآباد چیست؟
در پاسخ باید چند نکته را مدنظر قرار داد:
1. اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران
سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوری اسلامی بر سه اصل «عزت، حکمت و مصحلت» استوار است و تمام اقدامات دیپلماتیک باید بر این بنیان محکم شکل گیرد. «عزت» به معنای نفی سلطهپذیری، نفی دیپلماسی التماسی و تعامل خارجی از موضع قدرت و اقتدار است. امام شهید تصریح میکنند «باید در همه مسائل جهانی در حرف، اقدام و مواجهه با اقدام دیگران، عزتمندانه و متکی بر اصول حرکت کنیم»؛ این اصل ریشۀ قرآنی و عقلانی دارد.
«حکمت» به معنای رفتار و گفتار «خردمندانه و محاسبهشده» است. به تعبیر امام شهید «هر حرکتی در سیاست خارجی باید عقلانی و فکرشده باشد و تصمیمات و اقدامات دفعی و بدون حساب در مقاطعی به کشور ضربه زده است». ایشان نداشتن اعتماد بیجا به طرف مقابل، گرهنزدن مسائل کشور به طرفهای دیگر و بهکارگیری ابزارهای متناسب را از لوازم حکمت برمیشمارد.
«مصحلت» نیز به معنای داشتن واقعبینی، توجه به شرایط متغیر و انعطاف لازم برای دورزدن موانع سخت و صخرهای و ادامهدادن مسیر است. رهبر شهید انقلاب تصریح میکند: «حفظ اصول منافاتی با مصلحت به معنای یادشده ندارد. البته چند سال قبل که مفهوم "نرمش قهرمانانه" مطرح شد، در خارج و برخی در داخل برداشت غلط کردند؛ چراکه مصلحت یعنی یافتن راهی برای گذشتن از کنار موانع دشوار و ادامهدادن راه برای رسیدن به هدف» (1).
2. زیادهخواهی آمریکا و عدم امکان دیپلماسی
آمریکا به تعبیر امام خمینی رحمة الله علیه، شیطان بزرگ است و اعتماد، خوشبینی و انتظار حل مسئلۀ ایران و آمریکا از طریق مذاکره و گفتگو، امری غیرواقعبینانه و خلاف اصول است؛ چراکه این دشمنی دیرینه با شیطنت و خباثت دائمی آمریکاییها و هزینهسازی در حوزه های مختلف امنیتی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، وضعیت وجودی پیدا کرده است. درواقع تقابل بین ایران و آمریکا که منجر به دو جنگ نظامی تجاوزکارانه از سوی آمریکا گردید، تبدیل به جنگ وجودی و پایانناپذیری شده است که آمریکا جز به تسلیم ایران رضایت نمیدهد؛ ازاینرو انتظار حل مسئله از طریق دیپلماسی و گفتگو غیرواقعبینانه است. این اصل راهبردی در بیان امامین انقلاب و رهبر فعلی کاملاً تصریح شده است.
3. نقش راهبردی قدرت در روابط بینالملل
قدرت در نظام بینالملل تعیینکننده است و کشوری که ضعیف باشد، محکوم به ذلت و نابودی است. بر اساس این نگرش، تنها راه درامانماندن از شر استعمارگران و متجاوزگرانی چون آمریکا، قویشدن است نه تسلیم. این مسئله، زیربنای حرکت جمهوری اسلامی و رهبران انقلاب بوده است و ثمرهاش این است که امروز از جمهوری اسلامی ایران در جایگاه چهارمین ابرقدرت دنیا یاد میشود.
4. تبیین مفهوم «علی الاصول» در پیام رهبر انقلاب
در مواردی مذاکره با آمریکا انجام شده و مسیر دیپلماسی پی گرفته شده است. آخرین مورد، بعد از ]ig روز جنگ نظامی با آمریکا و پیروزی ایران (جنگ تحمیلی سوم) با واسطهگری پاکستان اتفاق افتاد. ثمره این دوره مذاکراتی، تفاهمنامهای چهاردهبندی شد. رهبر معظم انقلاب پس از امضای این تفاهمنامه، در پیامی تصریح کردند که «بنده علی الاصول نظر دیگری داشتم». اصول همان اصول حاکم بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی و نکات ذکرشده است. برخی مراد از اصل را اصل مذاکره، برخی توقف آتش در دوران مذاکره، برخی تفاهمنامه یا برخی بندهای آن و برخی نیز فرایند و مسیر طیشده را مصداق این جمله برشمردهاند؛ اما شواهد و قراین نشاندهندۀ چیست؟
4-1. جنگ کنونی، جنگی ترکیبی و پیچیده است و دشمن از همۀ ابزارهای امنیتی، نظامی، اطلاعاتی، رسانهای، سیاسی و اقتصادی بهره میگیرد؛ در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز باید از همه ابزارها استفاده کند. در این راستا، مذاکره یک ابزار است که به صورت مطلق از سوی امامین انقلاب نفی نشده است، بلکه مذاکره از موضع ضعف، زیر سایه تهدید و تحمیل نفی شده است. رهبر شهید انقلاب مذاکره را در این موارد اجازه دادهاند: الف) زمانی که از موضع عزت، حکمت و مصحلت باشد؛ ب) برای دفع شر دشمن باشد؛ ج) برای تجربهآموزی و اتمام حجت باشد؛ د) برای انتقال منطق ایران به دنیا باشد؛ هـ) در شرایط برتری ایران باشد (2).
بررسی شرایط کنونی و ارزیابی جنگ ایران و آمریکا نشان میدهد که جمهوری اسلامی وارد دورۀ جدیدی از مذاکره شده است؛ دورهای که همه دلایل پیشین (دفع شر، مورد خاص، تجربهآموزی و اتمام حجت، انتقال منطق جمهوری اسلامی و اقتدار ناشی از پیروزی میدان) را دارد. همچنین مسئلۀ تازهای افزوده شده و امروز باید پیروزیهای میدان را به لحاظ سیاسی و حقوقی نیز تثبیت کند و این اهرم سیاسی را از دست آمریکا بستاند؛ بنابراین این مذاکره ناشی از قدرت ایران و استیصال آمریکاست (تصریح پیام). پس بعید به نظر میرسد مراد از «علی الاصول نظر دیگری داشتم»، نفی اصل مذاکره باشد.
4ـ2. با توجه به اینکه بر اصل مذاکره اجازه داده شده است و اجازه صادرشده نیز به معنای تغییر راهبردی و عدول از اصول نیست، باید جملۀ علی الاصول را با توجه به منطق امام شهید در موارد متعدد و مشابه، شرایط و وضعیت کشور و همچنین مجموعه عبارات قبل و بعد این جمله مدنظر قرار داد. این جمله را امام شهید نیز بارها با ادبیات مختلف بیان کردهاند و موارد نفی مذاکره از زبان ایشان با تصریح به اصول انجام میگرفت؛ چنانکه اجازه مذاکره نیز با توجه به شرایط خاص همراه با بیان حکمت آن انجام میگرفت؛ پس باید منطق و قاعده کلان را کشف کرد.
۴ـ۳. «نظر دیگر» به معنای نظرات موازی و متقابل در مجموعه شعام با رهبری نیست که این نظر به ایشان تحمیل شده باشد، بلکه به نظر میرسد رهبری نظر بالاتری داشتند؛ اما درنهایت با لحاظ مجموعه شرایط و نظرات کارشناسی شعام، اجازه این کار را مشروط به «تعهد به پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت»، «ایستادگی در مقابل زیادهخواهی آمریکا و «عدم پذیرش نظر دشمن در آینده» و «نظارت برای تحقق شروط» صادر کردند؛ یعنی مشروط به همان اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، اجازه مذاکره و امضای تفاهم صادر شده است و شعام و تیم مذاکرهکننده موظف به پیگیری تحقق مواد تفاهمنامه شدهاند. شاهد این مسئله، توصیف مسئولان به «دلسوزی، حسن نظر و تلاش زیاد» است.
5. حکمتهای راهبردی در پیام رهبر انقلاب
پیام ویژه مقام معظم رهبری درباره تفاهمنامه اسلامآباد دارای نکاتی است که مهمترین آنها عبارتاند از:
5ـ1. عبارت علی الاصول ضمن صیانت از راهبرد اصلی، از جایگزینی تاکتیک به جای راهبرد جلوگیری میکند؛ بدین معنا که راهبرد اصولی، «مقاومت عزتمندانه» و کوتاهنیامدن از حقوق ملت ایران» است و مذاکره و تفاهم، تاکتیکی برای تأمین این راهبرد است. اگر این جمله در متن نبود، ممکن بود امضای تفاهمنامه به معنای پذیرش کامل مسیر جدید تفسیر شود. از این منظر، جلوی تفسیرهای روشنفکرانه و ناقص از اجازه رهبری و مسیر پیشرو بسته شد و دست دلباختگان غرب را از «هر نوع توافقی بهتر از عدم توافق است» خالی کرد؛ چراکه اجازه مشروط به تحقق تعهد شروط و کوتاهنیامدن در مقابل زیادهخواهی آمریکا صادر شد.
5ـ2. به لحاظ خارجی نیز دست تیم مذاکرهکننده را پر میکند و قدرت چانهزنی آنها را بالا میبرد؛ چراکه «نظر دیگر» و «اجازه مشروط» و «انتظار تحقق شروط»، به دشمن هشدار میدهد که تخطی از تعهدات و زیادهخواهی، مساوی با عدم تفاهم است و رهبر ایران در جایگاه عالیترین مقام کشور، اقدام متناسب را انجام خواهد داد.
5ـ3. مشخصکردن مسئولیت این تفاهم و ارتقای آن از سطح دیپلماسی و وزارت خارجه به سطح رئیس جمهور و شعام، زمینه را برای اقدامات مهم بعدی فراهم میآورد و کسانی که مسئولیت این امر را قبول کردند، اگر اشتباه کنند، جبران نیز بر عهدۀ خودشان است. این مسئولیت نهادی، باز پشتوانه حمایتی دیگری برای مسئولان ایرانی در مقابل آمریکای جنایتکار است.
5ـ4. این بیان و اجازه مشروط، «راهبرد مقاومت» را بهمثابۀ عامل حرکت جمهوری اسلامی ایران تقویت میکند؛ بدین معنا که بدعهدی دشمن و وصولنشدن تعهدات، سبب میشود دوباره درستی «نسخه مقاومت» و مسیر حرکت جمهوری اسلامی بهروشنی اثبات گردد و بتوان برای ادامه حرکت، قدرت و امکان وسیعتری فراهم آورد؛ همچنین جلوی فریب جامعه با نسخههای تکراری را در آینده مسدود کرد.
5ـ5. شروع با عبارت «علی الاصول» و بیان خطوط قرمز در ادامه، موجب تقویت خطوط قرمز میشود و عرصه را بر کوتاهی یا غفلت میبندد. از منظر مدیریتی، این عبارت به تیم مذاکرهکننده مأموریت میدهد که میان «انعطاف تاکتیکی» و «عقبنشینی راهبردی» تفاوت قائل شود. مذاکرهکننده میتواند گفتگو کند؛ اما نمیتواند از اصول، حقوق ملت و خطوط تعیینشده عبور کند.
5ـ6. این نوع پیام و ادبیات و ناظر قراردادن مردم در کنار شخص رهبری، پیشتوانه دیگری برای تیم مذاکرهکننده و مانع از خطای محاسباتی آنهاست. درواقع این نوع مواجهه به دشمن میفهماند که تمام ایران در مقام تحقق شروط در مقابل شما ایستاده است و هرگونه تخلف با اقدام ملی مواجه خواهد شد.
5ـ7. به لحاظ مدیریت افکار عمومی این نوع مواجهه، مانع از سرخوردگی جامعه میشود. وقتی تصمیمی حساس گرفته میشود، اگر جامعه تصور کند نتیجه از پیش قطعی و مثبت است، با نخستین نشانههای بدعهدی یا تأخیر سرخورده خواهد شد. از سوی دیگر اگر فضای جامعه کاملاً منفی شود، امکان پیشبرد تصمیم هم از بین میرود. این جمله میکوشد میان امید، احتیاط و نظارت عمومی تعادل ایجاد کند (3).
درنهایت، مهم این است که این پیام برای تقویت جبهه ایران در شرایط و وضعیت خاصش برای جان تازه بخشیدن به تمام ملت و بسیجکردن یکپارچه جامعه برای مرحله بعدی نبرد است، نه اینکه موجب اختلاف و نزاع سیاسی و اجتماعی شود. این جمله که به طور کلی بیان شده است، چند مؤلفۀ روشن و قدر متقین دارد که نادیدهگرفتن آنها، زمینه نزاع سیاسی را فراهم میآورد.
نتیجه:
عبارت «علی الاصول» در پیام رهبری، نشاندهندۀ تأیید مشروط تفاهمنامۀ اسلامآباد و اعلام نظر متفاوت در مبناست؛ اما به معنای نفی اصل مذاکره نیست. این جمله، راهبرد مقاومت را صیانت میکند، مذاکره را تاکتیکی برای تثبیت پیروزی میدان میداند و با اجازۀ مشروط، ضمن تقویت قدرت چانهزنی تیم ایرانی، خطوط قرمز را محفوظ نگه میدارد. هدف اصلی این پیام، بسیج ملی و آمادهسازی جامعه برای مرحلهی بعدی نبرد با دشمن است، نه ایجاد اختلاف داخلی.
پینوشتها:
1. سیدمجتبی خامنهای رهبر معظم انقلاب؛ «پیام خطاب به ملت ایران درباره تفاهمنامه رئیسجمهوران ایران و آمریکا»؛ 28/03/1405؛ در:
2. دیدار مسئولان وزارت امور خارجه و سفیران جمهوری اسلامی ایران با رهبر انقلاب، 30/02/1402؛در:
بیانات امام شهید، 19/01/1392، 26/02/1386، 11/08/1392، 20/01/1393، 22/05/1397، 26/01/1404.
3. رضا قزی؛ «چرا رهبر معظم انقلاب از عبارت "علی الاصول" استفاده کردند؟»؛ 01/04/1405، کد خبر: 1398112؛ در:







