۱۴۰۵/۰۶/۱۷ ۰۰:۵۷ شناسه مطلب: 101957
پرسش:
در روایات بیان شده است که ذکر دو قسم است: «ذکر خالص» و «ذکر صارف و بازدارنده؛» منظور از این دو ذکر چیست؟
ذکر، با توجه به رویکردها و ملاکهای گوناگون، به اقسام متعددی تقسیم میشود. بهعنوان نمونه، در روایات، ذکر بهاعتبار ابزار و محل تحقق، به ذکر زبان، ذکر قلب، ذکر نفس، ذکر روح، ذکر عقل و مانند آن تقسیم شده است. همچنین از حیث موقعیت و شرایط تحقق، مصادیقی همچون یاد خدا هنگام انجام واجبات، هنگام ترک محرّمات، در مواجهه با مصائب و مشکلات زندگى، هنگام خشم، در زمان شادی و... تقسیم میشود. همچنین به اعتبار همراهى دل با زبان، به ذکر خالص و ذکر صارف تقسیم شده است. اکنون سؤال درباره چیستی ذکر خالص و صارف است. ازاینرو برای تبیین این مطلب ابتدا روایتی که چنین تقسیمی در آن ارائه شده، آورده میشود و سپس به شرح و توضیح آن پرداخته میشود.
الف. متن حدیث
ریشه تقسیمبندی ذکر به خالص و صارف از روایتی گرفته شده که در کتاب مصباح الشریعه آمده و به امام صادق علیهالسلام منسوب است. متن حدیث چنین است: «الذِّکْرُ ذِکْرَانِ ذِکْرٌ خَالِصٌ بِمُوَافَقَهِ الْقَلْبِ وَ ذِکْرٌ صَارِفٌ لَکَ بِنَفْیِ ذِکْرِ غَیْرِهِ؛ (1)
یاد کردن از خدا، دو گونه است: یکى یاد کردن خالص که با دل، سازگار و همراه است و دیگرى یاد کردن صارف که یادِ جز او را از دل میزداید.»
ب. تبیین معنای ذکر خالص و صارف
خالص در لغت یعنی چیزی که پاک و بیآلایش است. البته تفاوت آن با صافی این است که خالص، بعداز آنکه مواد زائد آن گرفته شده، خالص گردیده، اما صافی، از ابتدا هیچگونه ناخالصی نداشته است. (2) صارف در لغت به معنای رویبرگرداندن از چیزی است. (3)
با توجه به معنای لغوی واژه خالص و صارف و کاربرد آن در حدیث، بهترین تبیین برای معنای اصطلاحی ذکر خالص و صارف، شرح و توضیحی است که در ادامه این حدیث با کلامی از رسول خدا صلیاللهعلیهوآله ارائه شده که چنین است:
«کَمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله أَنَا لَا أُحْصِی ثَنَاءً عَلَیْکَ أَنْتَ کَمَا أَثْنَیْتَ عَلَى نَفْسِکَ فَرَسُولُ اللَّهِ صلیاللهعلیهوآله لَمْ یَجْعَلْ لِذِکْرِ اللَّهِ تَعَالَى مِقْدَاراً عِنْدَ عِلْمِهِ بِحَقِیقَهِ سَابِقَهِ ذِکْرِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَبْلِ ذِکْرِهِ لَهُ وَ مَنْ دُونَهُ أَوْلَى فَمَنْ أَرَادَ أَنْ یَذْکُرَ اللَّهَ تَعَالَى فَلْیَعْلَمْ أَنَّهُ مَا لَمْ یَذْکُرِ اللَّهُ الْعَبْدَ بِالتَّوْفِیقِ لِذِکْرِهِ لَا یَقْدِرُ الْعَبْدُ عَلَى ذِکْرِه؛ (4)
چنانکه پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرمودند: "من نمیتوانم تو را ثنا گویم آن طورى که تو خودت را ثنا گفتهای!" بنابراین حتّى پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله، براى یاد کردن از خداوند، حدّى تعیین نکرد؛ چون بهراستی میدانست که پیش از آنکه او به یاد خدا باشد، خداوند عز و جل به یاد او بوده و هست. پس دیگران بهطریقاولی نمیتوانند براى یاد کردن از خدا، حدّى تعیین کنند. پس هر که میخواهد خداى متعال را یاد کند، باید بداند که اگر خداوند توفیق یاد کردن از خود را به بنده ندهد، بنده، قادر به یاد کردن از او نیست.»
بر اساس روایت امام صادق علیهالسلام و ادامه آن، بهخوبی روشن شد که یاد کردن خالص خداوند که همراهی ذکر زبانی با قلب است، توفیقی است که خدای متعال به انسان عنایت مینماید و در ذکر صارف نیز که شخص، یاد غیر خدا را از دل بیرون میکند، جز با عنایت خداوند حاصل نمیشود.
بر اساس همین روایت، آیتالله ریشهری در کتاب نهج الذکر، ذکر خالص و صارف را اینگونه تعریف نمودهاند: «ذکر خالص یعنی قلب، همراه زبان ذاکر است و ذکر صارف، در آن، ذاکر، تنها یاد دیگران را نفى مینماید؛ امّا یاد خدا در عمق دل وى وارد نمیگردد.» (5)
بنابراین میتوانید بگویید ذکر خالص سه ویژگی دارد:
زبان، خدا را یاد میکند؛
قلب با این ذکر همراه است؛
عقل و ایمان نیز آن را تأیید میکنند.
پس ذکر خالص صرفاً این نیست که انسان هنگام گفتن «سبحانالله» در ذهنش متوجه خدا باشد؛ بلکه ذکر باید در رفتار و جهتگیری انسان نیز اثر بگذارد.
اما «صارف» الزاماً به معنای «ذکری که شخص خدا را یاد نمیکند» نیست؛ بلکه تأکید این تعبیر براثر بازدارندگی ذکر از توجه به غیر خدا است؛ بنابراین بر اساس این تفسیر، میتوان ذکر صارف را مرتبهای دانست که کارکرد اصلی آن زدودن توجه به غیر خداست، درحالیکه در ذکر خالص، علاوه بر نفی توجه به غیر خدا، قلب نیز با یاد خدا همراه و هماهنگ است.»
نتیجه:
با توجه به حدیث مورد بحث و شرحی که آیتالله ریشهری ارائه دادند، جمعبندی معنای ذکر خالص و ذکر صارف را میتوان چنین بیان کرد. ذکر خالص یعنی قلب، همراه زبان ذاکر است و ذکر صارف یعنی در آن، ذاکر، تنها یاد دیگران را نفى مینماید؛ امّا هنوز یاد خدا در عمق دل وى وارد نشده است. بر این اساس شاید بتوان گفت ذکر صارف، مقدمهای برای ذکر خالص است، یعنی ابتدا باید ذکر غیر خدا را از دل خارج کرد تا ذکر خدا در قلب جای گیرد و زبان با قلب هماهنگ شود. نکته دیگر اینکه منشأ همه اذکار، خدای متعال است یعنی تا خداوند توفیق یاد کردن از خود را به بنده ندهد، بنده، قادر به یاد کردن از او نیست. البته بدیهی است که توفیق الهی هم نیاز به مقدماتی دارد که باید خود شخص برای کسب آن تلاش کند.
پینوشتها:
1. منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیهالسلام، مصباح الشریعه، بیروت، اعلمى، چاپ اول، 1400 ق، ص 56.
2. «الْخَالِصُ کالصافی إلّا أنّ الخالص هو ما زال عنه شوبه بعد أن کان فیه و الصَّافِی قد یقال لما لا شوب فیه و یقال: خَلَّصْتُهُ فَخَلَص.» راغب اصفهانى، حسین بن محمد، مفردات ألفاظ القرآن، محقق / مصحح، داوودى، صفوان عدنان، بیروت، دار القلم- الدار الشامیه، چاپ اول، 1412 ق، ص 749.
3. «الصَّرْفُ: رَدُّ الشیء عن وجهه، صَرَفَه یَصْرِفُه صَرْفاً فانْصَرَفَ و صَارَفَ نفْسَه عن الشیء: صَرَفَها عنه.» ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، محقق / مصحح، میردامادی، جمالالدین، بیروت، دار الفکر للطباعه و النشر و التوزیع - دار صادر، چاپ سوم، 1414 ق، ج 9، ص 189.
4. منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیهالسلام، منسوب به جعفر بن محمد، امام ششم علیهالسلام، مصباح الشریعه، بیروت، اعلمى، چاپ اول، 1400 ق، ص 56.
5. ر.ک: محمدی ریشهری، محمد، افقی، رسول، نهج الذکر، ترجمه، حمیدرضا شیخی، قم، موسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر، چاپ اول، 1378، ص 123.






