۱۴۰۵/۰۵/۱۲ ۲۲:۲۴ شناسه مطلب: 101829
پرسش:
امام صادق علیه السلام چگونه با تبیین و ترویج یاد و پیام قیام عاشورا، نگاه و فرهنگ جامعه شیعه را نسبت به امام حسین علیه السلام و نهضت ایشان شکل داده و هدایت کرده است؟
پاسخ :
نهضت عاشورا پس از سال ۶۱ هجری، فراتر از یک حادثه تاریخی به شناسنامۀ هویت شیعه تبدیل شد؛ اما این تحول عمیق، مدیون روشنگریِ خاندان اهلبیت علیهم السلام بهویژه امام صادق علیه السلام است. ایشان در مواجهه با جامعهای رخوتزده که تحت تأثیر تبلیغات حاکم قرار داشت، اقدام به بازتعریف پیوند عاطفی، عقیدتی و سیاسی با قیام کربلا کردند. در این پاسخ، تحلیل خواهیم کرد که پیشوای ششم چگونه با طراحی راهبردهای منسجم، یاد و پیام سیدالشهدا علیه السلام را در لایههای فردی و اجتماعی شیعه هدایت فرمودند.
نکتۀ اول: بازسازی شخصیت امام حسین علیه السلام در جایگاه امام و محور نهضت شیعه
راهبرد نخست امام صادق علیه السلام برای اصلاح تصویر ذهنی جامعه و هدایت افکار عمومی، بازسازی شخصیت امام حسین علیه السلام در جایگاه امام و محور نهضت شیعه بود. حضرت برای تغییر نگرش جامعهای که تحت تأثیر تبلیغات امویان قرار داشت، با تبیین دقیق ابعاد مظلومیت، امامت و حقانیت سیدالشهدا علیه السلام، تصویر ایشان را در وجدان عمومی احیا کردند.
ایشان از یکسو با تصویرسازی هنرمندانه و روایی از حوادث جانسوز کربلا همچون تنهایی، غربت و شهادت در اوج تشنگی اباعبدالله علیه السلام، عواطف جامعه را بیدار کردند (1)؛ از سوی دیگر، با عباراتی عمیق آن حضرت را خون خدا و کشته خداوند معرفی مینمودند (2).
امام صادق علیه السلام در راستای اثبات حقانیت، سیدالشهدا را پاکترین پاکان توصیف کردند و دشمنان ایشان را فریبخوردگان دنیا معرفی نمودند که بهرۀ ابدی خود را به پستترین متاع دنیوی فروختند و علیه حجت خدا همپیمان شدند (3).
حضرت با تأکید بر شأن نورانی و قدسی امام حسین علیه السلام، ایشان را هدایتکننده به سوی رسولالله و حجت بالغه خداوند معرفی کردند (4) و با تثبیت مقام شفاعت برای ایشان، تمنای همراهی با آن حضرت در بهشت را در دل شیعیان نهادینه نمودند (5).
درنهایت، این تصویر مقدس با آموزش آداب زیارت تکمیل میشد؛ آدابی مانند غسلکردن و با بدنی پاکیزه به زیارترفتن؛ چراکه دیدار با طیب و طاهرترین فرد خواهد بود (6). این اقدامات موجب تبدیلشدن شخصیت امام حسین علیه السلام از یک کشته تاریخی، به محور حقانیت و قطب عالم امکان در ذهنیت شیعه شد.
نکتۀ دوم: تأسیس نهاد اجتماعی زیارت و تغییر نگرش عمومی به حائر حسینی
پس از بازسازی چهرۀ امام حسین علیه السلام در اذهان، دومین مؤلفه بنیادین در سیره فرهنگی امام صادق علیه السلام، تغییر نگرش عمومی دربارۀ زیارت و اجتماع بر مدار سیدالشهدا علیه السلام و تأسیس نهاد زیارت برای بازسازی روابط اجتماعی و هویتبخشی به جامعه شیعه بود.
امام صادق علیه السلام زیارت را از عملی فردی به شبکۀ ارتباطی منسجم و هویتبخشی ارتقا دادند. ایشان با استفاده از ظرفیتهای تشویقی بینظیر، پاداش زیارت اباعبدالله علیه السلام را معادل دهها حج و عمره مقبول عنوان کردند و آن را عامل اصلی رفع حزن، اندوه و گشایش در امور معرفی نمودند (7).
حضرت با نهادینهکردن زیارت در تقویم عبادی شیعه و تعیین زمانهای ویژهای چون روزهای عرفه، نیمه شعبان، اعیاد اسلامی و بهویژه روز عاشورا، اجتماعات ادواری و منظمی را بر مدار مزار سیدالشهدا علیه السلام پایهریزی کردند (8).
ایشان برای تعمیق این نگرش، قداست حائر حسینی (محدوده پیرامونیِ حرم امام حسین علیهالسلام) را در ادراک عمومی برجسته کردند و بیان فرمودند چهار هزار فرشته به فرماندهی فرشتهای به نام منصور که برای یاری امام آمده بودند؛ اینان پس از شهادت ایشان با حالتی غبارآلود در کنار قبر مطهر ماندگار شدهاند و پیوسته به استقبال زائران میروند، در بیماری عیادتشان میکنند و تا روز قیام حضرت حجت منتظر و خادم زائران خواهند بود (9).
افزون بر این، امام زیارت را بهمثابه یک تکلیف و وظیفه تشکیلاتی مطرح کردند و با لحنی توبیخی هشدار دادند که اگر فردی تمام عمر به حج برود، اما زیارت اباعبدالله علیه السلام را بهعمد ترک کند، حق خداوند و حق رسول او را ضایع کرده است (10). این سازوکار دوگانۀ تشویق و الزام، نهاد زیارت را از امری صرفاً مستحب، به شریان حیاتی جامعه شیعه تبدیل کرد.
نکتۀ سوم: اشاعه فرهنگ عزاداری و تثبیت گریه بهمثابۀ یک مناسک سیاسی
سومین راهبرد اساسی امام صادق علیه السلام، اشاعۀ فرهنگ عزاداری برای امام حسین علیه السلام در جامعه و تبدیل سوگواری به مناسکی سیاسی، اجتماعی و هویتساز بود. ایشان با توصیف گریه و سوگواری مداوم ارکان عالم هستی، ملائک، آسمانها و زمین و بزرگانی همچون حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و امام سجاد علیه السلام بر مصایب کربلا، عظمت این سوگ را در افکار عمومی ترسیم کردند (11). سیره عملی حضرت نیز الگوی مجسم این فرهنگ بود؛ از جمله راویان نقل کردهاند هرگاه در روزی نام اباعبدالله علیه السلام نزد ایشان برده میشد، تا پایان آن روز کسی تبسمی بر لبان مبارکشان نمیدید و حزن سراسر وجودشان را فرا میگرفت (12). امام با بازتولید مناسک عزاداری، تشویق شاعران به نوحهسرایی، مقتلخوانی و برپایی مجالس روضهخوانی خانگی و عمومی، این فرهنگ را در تاروپود زندگی شیعیان رسوخ دادند (13). حضرت همواره به شیعیان اهمیت و قداست اشک را یادآور میشدند و با دعوت صریح به سوگ و بکا، وعدۀ قطعی دادند که هر کسی حتی به اندازه بال مگسی در عزای امام حسین علیه السلام اشک بریزد، خداوند پاداشی جز بهشت برای او نخواهد پذیرفت (14).
مهمتر از همه، در فرهنگسازی امام ششم، یک تغییر نگرش فقهی و فرهنگی مهم نیز رخ داد؛ ایشان تصریح نمودند که هرچند جزع و بیتابی در مرگ افراد عادی مکروه و ناپسند است، اما این عمل در سوگ و عزای حسین بن علی علیه السلام استثناست و نهتنها کراهت ندارد، بلکه دارای پاداش و ثواب عظیم الهی است (15). این استثناگرایی، گریه را به سلاحی برای حفظ مکتب و اَبزاری برای اِبراز وفاداری به جریان حق و نفی جریان باطل تبدیل کرد.
نکتۀ چهارم: صورتبندی هویت شیعی از طریق دشمنشناسی
چهارمین مؤلفه در الگوی مدیریت تصویر از سوی امام صادق علیه السلام، دشمنشناسی و صورتبندی دقیق از جریان باطل بود. شیعه برای حفظ انسجام درونی خود نیازمند شناخت دقیق «دیگری» و مرزبندی با جبهه باطل بود. امام با واردکردن ادبیات لعن و برائت در متون زیارتی، چهره واقعی دشمنان را در چهار گروه مشخص دستهبندی کردند:
الف) مسببین و پایهگذاران ظلم؛ ب) قاتلان و عاملان میدانی؛ ج) ممهلین یا فراهمکنندگان زمینههای جنایت؛ د) راضین یعنی کسانی که در واقعه حضور نداشتند، اما از آن خشنود بودند. حضرت در تبیین گروه اخیر فرمودند: «...خداوند لعنت کند کسی را که وقتی خبر قتل تو به او رسید، راضی گشت» (16).
این تصویرسازی محدود به قاتلان سال ۶۱ هجری نماند؛ امام با معرفی دشمنان نوعی و پیونددادن جریان اموی به طاغوتهای هر عصر، به شیعیان آموختند که تقابل حق و باطل فراتاریخی است؛ بنابراین لعن تنها نثار امویان یا مردگانی نمیشود که طعمه حشرات شدهاند، بلکه هر حاکم جائری که حق اهلبیت علیهم السلام را غصب کرده باشد و ولایت الهی آنان را در جامعه انکار کند، در امتداد همان جبهه کفر قرار دارد (17). این صورتبندی دقیق از دشمن و تأکید بر تداوم خط نفاق و کفر، روحیۀ ظلمستیزی و مقاومت را در برابر حکومتهای جور اموی و عباسی زنده نگه داشت و هویت سیاسی شیعه را در قالب مکتبی مبارز تثبیت کرد.
نکتۀ پنجم: پیوندزدن نهضت عاشورا به قیام منجیِ موعود و تضمین تداوم مبارزه
پنجمین و غاییترین مؤلفۀ الگوی امام صادق علیه السلام، یگانگی، تداوم و تکامل قیام از امام حسین علیه السلام تا حضرت قائم عجلالله تعالی فرجه بود که بهمثابۀ عنصر بقا، امید و نیروی محرک جامعۀ شیعه عمل میکرد. امام با تأکید بر وعده تخلفناپذیر الهی مبنی بر پیروزی نهایی قیام عاشورا، پیوستگی جریان امامت را تبیین کردند و به جامعه آموختند که نهضت حسینی پایان نیافته است و تمامی ائمه در حال تکمیل آن هستند. ایشان دستور دادند که زائران در کنار مضجع شریف همه امامان، عبارت «خدایا این زیارت را آخرین عهد و زیارت من در برابر قبر پسر پیغمبرت قرار مده» (18) را قرائت کنند تا اتصال و یگانگی راه همه رهبران الهی بهروشنی درک شود.
این مسیر تکاملی و تاریخی با قیام منجیانه حضرت حجت عجلالله تعالی فرجه الشریف به نقطه کمال و پیروزی مطلق میرسد. امام در تفسیر آیه شریفۀ «آن کسی که مظلوم کشته شده برای ولیاش سلطه [حق قصاص] قرار دادیم...» (19) تصریح فرمودند که ولیّ دم و منتقم اصلی خون سیدالشهدا علیه السلام، حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه است که پس از ظهور، چنان با شمشیر عدالت به خونخواهی برمیخیزد و ریشههای ظلم را قطع میکند که اگر تمام حامیان و راضیان به آن ظلم را در روی زمین هلاک کند، هرگز اسراف در قتل نکرده است (20).
شیعه در این عرصۀ عظیم، نقش تماشاگر منفعل را ندارد؛ بلکه موظف است با اعلام نصرت و وفاداری، خود را برای یاری امام زمان خویش آماده کند و با الگوگیری از وفاداری، بصیرت و شجاعت یاران عاشورا که بدون کمترین سستی در پای عهد خویش جان دادند (21)، برای نبرد نهایی در رکاب حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه تربیت شود. این پیوند میان عاشورا و مهدویت، ضامن پویایی و حرکت مستمر جامعه شیعه در طول تاریخ گردید.
نتیجه:
امام صادق علیه السلام با مهندسی فرهنگی جامعی، نهضت عاشورا را به موتور محرک جامعه شیعه تبدیل فرمودند. ایشان با بازسازی جایگاه قدسی و امامت سیدالشهدا علیه السلام، تأسیس شبکۀ هویتبخش زیارت و ارتقای عزاداری به یک مناسک سیاسی و مستمر، پیوند عمیق شیعیان را با کانون حقانیت تضمین کردند. حضرت با تبیین دقیق خطوط دشمنشناسی و مرزبندی با جریان باطل، هویت مکتبی و ظلمستیز شیعه را تثبیت نمودند. درنهایت، با پیوندزدن خون مطهر امام حسین علیه السلام به قیام منتقم موعود حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه موجب نهادینهکردن پویایی، امید و تداوم مبارزه تا روز نصرت نهایی در کالبد جامعه شدند.
پینوشتها:
1. «... زِیَارَةُ جَدِّیَ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَإِنَّهُ غَرِیبٌ بِأَرْضِ غُرْبَهٍ» و «إِنَّ الْحُسَیْنَ ع قُتِلَ مَظْلُوماً مُضْطَهَداً نَفْسُهُ عَطْشَاناً هُوَ وَ أَهْلُ بَیْتِهِ وَ أَصْحَابُه» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ تصحیح: عبدالحسین امینی؛ نجف: دارالمرتضویه، ۱۳56 ش، ص 325 و 153).
2. «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا قَتِیلَ اللَّهِ وَ ابْنَ قَتِیلِهِ - السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِه ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 199).
3. «مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیَا وَ بَاعَ الْآخِرَةَ بِالثَّمَنِ الْأَوْکَسِ الْأَدْنَى ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 228).
4. «بَابُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَى مَنْ فِیهَا ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 317).
5. «اللَّهُمَّ یَا مَنْ خَصَّنَا بِالْکَرَامَةِ وَ وَعَدَنَا بِالشَّفَاعَة» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 137). «...فَإِذَا هَمَّ الرَّجُلُ بِزِیَارَتِهِ وَ اغْتَسَلَ نَادَى مُحَمَّدٌ ص یَا وَفْدَ اللَّهِ أَبْشِرُوا بِمُرَافَقَتِی فِی الْجَنَّة» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 116).
6. «فَإِذَا أَتَیْتَ الْفُرَاتَ فَاغْتَسِلْ وَ عَلِّقْ نَعْلَیْکَ وَ امْشِ حَافِیاً ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 133).
7. «أَیُّمَا مُؤْمِنٍ زَارَ الْحُسَیْنَ ع عَارِفاً بِحَقِّهِ ... کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِشْرِینَ حِجَّةً وَ عِشْرِینَ عُمْرَةً مَبْرُورَاتٍ مُتَقَبَّلَاتٍ ....» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 183) و «...حَقِیقٌ عَلَیَّ أَنْ لَا یَأْتِیَنِی مَکْرُوبٌ قَطُّ إِلَّا رَدَّهُ اللَّهُ وَ أَقْلَبَهُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُوراً ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 109).
8. برای نمونه ر.ک: (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ الباب السبعون ثواب زیارة الحسین یوم عرفه، ص 169 و الباب الثالث و السبعون ثواب من زار الحسین فی رجب، ص 182.
9. «قَدْ قُتِلَ الْحُسَیْنُ ع فَهُمْ عِنْدَ قَبْرِهِ شُعْثٌ غُبْرٌ یَبْکُونَهُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ رَئِیسُهُمْ مَلَکٌ یُقَالُ لَهُ مَنْصُور ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 192).
10. «لَوْ أَنَّ أَحَدَکُمْ حَجَّ دَهْرَهُ ثُمَّ لَمْ یَزُرِ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع لَکَانَ تَارِکاً حَقّاً مِنْ حُقُوقِ اللَّهِ وَ حُقُوقِ رَسُولِ اللَّه ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 122).
11. «إِنَّ السَّمَاءَ بَکَتْ عَلَى الْحُسَیْنِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِالدَّمِ وَ إِنَّ الْأَرْضَ بَکَت ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 81) و «إِنَّ فَاطِمَهَ ع لَتَبْکِیهِ وَ تَشْهَق ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 107) و «بَکَى عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَلَى أَبِیهِ حُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ص عِشْرِینَ سَنَةً أَوْ أَرْبَعِینَ سَنَة ...» جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 82).
12. «مَا ذُکِرَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ ع عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فِی یَوْمٍ قَطُّ فَرُئِیَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ مُتَبَسِّماً قَطُّ إِلَى اللَّیْلِ» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص ۱۰۱).
13. «.... مَنْ أَنْشَدَ فِی الْحُسَیْنِ شِعْراً فَبَکَى وَ أَبْکَى وَاحِداً کُتِبَتْ لَهُمَا الْجَنَّه» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 104).
14. «مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ وَ لَوْ مِثْلَ جَنَاحِ بَعُوضَهٍ [الذُّبَابِ] غُفِرَ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ کَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْر» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 103 ـ 104).
15. «إِنَّ الْبُکَاءَ وَ الْجَزَعَ مَکْرُوهٌ لِلْعَبْدِ فِی کُلِّ مَا جَزِعَ - مَا خَلَا الْبُکَاءَ وَ الْجَزَعَ عَلَى الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍ ع فَإِنَّهُ فِیهِ مَأْجُورٌ» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 100).
16. «... لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ شَرِکَ فِی دَمِکَ وَ مَنْ بَلَغَهُ ذَلِکَ فَرَضِیَ بِه» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 222).
17. «اللَّهُمَّ الْعَنِ الْجِبْتَ وَ الطَّاغُوتَ وَ الْعَنْ أَشْیَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُم ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 195).
18. «اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِیارَةِ قَبْرِ ابْنِ نَبِیکَ … کَذَلِکَ تَقُولُ عِنْدَ قُبُورِ کُلِّ الْأَئِمَّةِ عَلَیهِمُ السَّلَامُ» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 318).
19. «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا ...» (اسراء: 33).
20. «قَالَ ذَلِکَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ یَخْرُجُ فَیَقْتُلُ بِدَمِ الْحُسَیْنِ ع فَلَوْ قَتَلَ أَهْلَ الْأَرْضِ لَمْ یَکُنْ مُسْرِفاً ...» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص ص ۶۳).
21. «وَ قَلْبِی مُسَلِّمٌ لَکُمْ وَ أَنَا لَکُمْ تَابِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ - حَتَّى یَحْکُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمِین» (جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ ص 257).






