حديث شناسي

علماى اخلاق و سير و سلوك، روزه را، از نظر مراتب و از زاويه نقشى كه در تكامل انسان دارد، به سه دسته تقسيم مى کنند: روزه عوام، روزه خواص و روزه خواص خواص.
رمضان

روزه دار حقیقی و روزه کامل از دیدگاه روایات چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟

علماى اخلاق و سير و سلوك، روزه  را، از نظر مراتب و از زاويه نقشى كه در تكامل انسان دارد، به سه دسته تقسيم مى کنند: روزه عوام، روزه خواص و روزه خواص خواص (۱)

اینک به توضیح این مراتب و درجات می پردازیم:

دسته اول: روزه عوام

اين مرتبه از روزه، با پرهيز از مفطِرات و مبطلات روزه صورت مى پذيرد، شرح مبطلات و مفطرات روزه در کتب فقهی و رساله های مراجع عظام تقلید آمده است. اين مرتبه از روزه، آسان ترين و پايين ترين مرتبه روزه است. در روایتی از رسول خدا (ص) می خوانیم: «إنَّ أيسَرَ مَا افتَرَضَ اللّه ُ تَعالى عَلَى الصّائِمِ في صِيامِه، تَركُ الطَّعامِ وَالشَّرابِ» (۲)

«آسان ترين چيزى كه خداى متعال بر روزه دار در روزه دارى اش واجب ساخته است، نخوردن و نياشاميدن است.»

دسته دوم : روزه خواص

در اين مرتبه از روزه، روزه دار، تنها به پرهيز از مفطرات روزه، بسنده نمى كند؛ بلكه از همه حرام هاى الهى پرهيز مى نمايد. از اين رو، اجتناب از مفطرات، شرط صحت و درستىِ روزه است و اجتناب از سایر محرمات الهی، شرط قبولى روزه در درگاه الهی:

در روایتی از رسول خدا(ص) می خوانیم: «أربَعَةٌ تُفسِدُ الصَّومَ وأعمالَ الخَيرِ: الغيبَةُ، وَالكَذِبُ، وَالنَّميمَةُ، وَالنَّظَرُ إلَى الأَجنَبِيِّ» (۳)، «چهار چيز، روزه و كارهاى نيك را خراب مى كند: غيبت، دروغ، سخن چينى، و نگاه به نامحرم.»

در روایت دیگری می خوانیم که حضرت علی(ع) می فرماید که خداوند متعال در ضمن حدیث معراج خطاب به پیامبر (ص) فرمود: «يا أحمَدُ، لَيسَ شَيءٌ مِنَ العِبادَةِ أحَبَّ إلَيَّ مِنَ الصَّمتِ وَالصَّومِ؛ فَمَن صامَ ولَم يَحفَظ لِسانَهُ كانَ كَمَن قامَ ولَم يَقرَأ في صَلاتِهِ، فَاُعطيهِ أجرَ القِيامِ ولَم اُعطِهِ أجرَ العابِدينَ» (۴) «اى احمد! هيچ عبادتى نزد من، محبوب تر از سكوت و روزه نيست. پس، هر كه روزه بدارد، ولى زبانش را نگه ندارد، همچون كسى است كه به عبادت، ايستاده، امّا در نمازش قرائت ندارد. پس به او پاداش ايستادن به نماز را مى دهم؛ امّا پاداش عبادتگران را به او نمى دهم.»

دسته سوم: روزه خواص خواص

اين مرتبه از روزه، با باز داشتن قلب و نگهدارى آن از هر چيزى كه اشغال كننده دل (چه حلال و چه حرام) است بجز خدا، به دست مى آيد. روزه خواصّ خواص، روزه دل از همّت هاى دون و انديشه هاى دنيوى و باز داشتن كلى آن از غير خداوند است. شكستن اين مرتبه از روزه، با انديشه درباره غير خدا و قيامت، و فكر درباره دنيا تحقّق مى يابد ـ مگر دنيايى كه به خاطر دين خواسته شود، كه چنين دنياي، توشه آخرت است و دنيای مذموم نيست.

در روایتی از حضرت علی(ع) می خوانیم: «صَومُ القَلبِ خَيرٌ مِن صِيامِ اللِّسانِ وَ صِيامُ اللِّسانِ خَيرٌ مِن صِيامِ البَطنِ» (۵) «روزه دل، بهتر از روزه زبان است و روزه زبان، بهتر از روزه شكم.» اين مرتبه، رتبه پيامبران، صدّيقان و مقرّبان درگاه الهی است. هر يك از اين دو مرتبه اخير (روزه خواص و خواص خواص)، به نسبت تلاش روزه داران و آمادگى آنان، مراتب متعدد دیگری نیز دارد.

 علاوه بر اين، روزه از زاويه های دیگر نیز قابل بررسی و تقسیم بندی است. به عنوان نمونه از حیث انگيزه هاى روزه دار، دارای مراتب گوناگونی است. نقطه اوج اين مراتب، حال روزه دارى است كه انگيزه روزه دارى اش، نه بيم از كيفر و نه شوق به ثواب؛ بلكه تنها به خاطر فرمان بُردارى از فرمان الهى، علاقه مندى به تقرّب به خداى سبحان و كسب رضا و لقاى اوست. و پایین ترین مرتبه آن روزه داری است که به قصد خودنمایی یا به سبب عادت مسلمین روزه می گیرد. (۶)

پی نوشتها:

1. ر. ک: محمدی ری شهری، ماه خدا (ترجمه جواد محدثی)، قم، دارالحدیث، ۱۳۸۳ش، ج۱، ص ۱۵۷ تا ص ۱۶۰
2. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، سال ۱۴۰۹ هـ. ق، ج‌۱۰، ص ۱۶۴.
3. مشکینی اردبیلی، علی، تحریر المواعظ العددیه، قم، الهادی، ۱۳۸۲، ص ۳۳۱.
4. ديلمى، شيخ حسن، إرشاد القلوب إلى الصواب، قم، شريف رضي، ۱۴۱۲ق، ج‌۱، ص ۲۰۵.
5. تميمى آمدى، عبد الواحد بن محمد، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، قم، دفتر تبليغات، ۱۳۶۶ش، ص ۱۷۶.
6. برای مطالعه سایر مراتب و درجات ر. ک: ملكى تبريزى، میرزا جواد، المراقبات(ترجمه کریم فیضی)، قم، قائم آل محمد، ۱۳۸۸، ص ۲۶۵.

سائل الشیعه ج12 ص 231 - 256 باب جواز الكذب في الإصلاح دون الصدق في الفساد [ 16229 ] 1 ـ محمد بن علي بن الحسين بإسناده عن حماد بن عمرو وأنس بن محمد ، عن أبيه جميعا ، عن جعفر بن محمد ، عن آبائه ـ في وصية النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) لعلي ( عليه السلام ) ـ قال : يا علي ، إن الله أحب الكذب في الصلاح ، وأبغض الصدق في الفساد ـ إلى أن قال : ـ يا علي ، ثلاث يحسن فيهن الكذب : المكيدة في الحرب ، وعدتك زوجتك ، والإصلاح بين الناس . [ 16230 ] 2 ـ وفي ( الخصال ) عن أبيه ، عن سعد ، عن أحمد بن الحسين بن سعيد ، عن أبي الحسين بن الحضرمي ، عن موسى بن القاسم ، عن جميل بن دراج ، عن محمد بن سعيد ، عن المحاربي ، عن جعفر بن محمد ، عن آبائه ، عن النبي ( صلى الله عليه وآله وسلم ) قال : ثلاثة يحسن فيهن الكذب : المكيدة في الحرب ، وعدتك زوجتك ، والإصلاح بين الناس ، وثلاثة يقبح فيهن الصدق : النميمة ، وإخبارك الرجل عن أهله بما يكرهه ، وتكذيبك الرجل عن الخبر ، قال : وثلاثة مجالستهم تميت القلب : مجالسة الأنذال ، والحديث مع النساء ، ومجالسة الأغنياء . [ 16231 ] 3 ـ محمد بن يعقوب ، عن عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد بن خالد ، عن أبيه ، عن عبدالله بن المغيرة ، عن معاوية بن عمار ، آیا واقعا دروغ در چنین مواقعی جایز است و در مورد صحت و سقم سند حدیث هم توضیح بفرمایید. باتشکر.

پاسخ:
2احاديث به اين مضمون متعدد است . در کتب معتبر حديث آمده و فقيهان بدان استناد کرده و فتوا داده اند که نشانه معتبر بودن اين احاديث مي باشد. چند مورد از اين احاديث در کتاب کافي آمده که علامه مجلسي بعضي را مجهول و يکي را مرسل شمرده ، دو حديث را صحيح و "حسن کالصحيح" معرفي کرده(1) وقتي يک ويا چند حديث صحيح باشد، بقيه هم گر چه ضعيف باشند ، به اعتبار آن حديث هاي صحيح جبران ضعف سند شده و پشتوانه مي گردند.
مضمون اين احاديث هم دستورهاي معقول و پسنديده اي است که هيچ عاقلي آن ها را محکوم نمي کند. در اين احاديث دروغ در سه جا جايز بلکه پسنديده شمرده شده است :
1. در جنگ که دشمن براي ضربه زدن به مسلمانان و جامعه اسلامي هجوم آورده و مسلمانان براي مقابله قيام کرده اند، در اين جا اطلاعات غلط دادن به دشمن و با دروغ و مکر و حيله دشمن را منحرف کردن و به زمين زدن، جايز است . اين در عرف عموم مردم دنيا جا افتاده و ضرب المثل شده که: جنگ ميدان خدعه و نيرنگ است.
دو نفر که براي کشتن هم رو در رو ايستاده اند، به هر طريق سعي در پيروزي دارند . اسلام جنگ ابتدايي و هجومي را عليه کسي اجازه نمي دهد . در ميدان فردي و جمعي فقط دفاع را جايز مي شمارد . بنا بر اين اجازه نمي دهد بدون دليل قانع و جايز کننده بر فرد يا جمعي هجوم برند، ولي اگر جايي مورد هجوم دشمن واقع شدند، به آنان اجازه داده براي غلبه بر دشمن مکر و کيد و حيله کنند و دادن اطلاعات غلط يکي از موارد است.
2.سخن چيني از کارهايي است که باعث ايجاد و شعله ور شدن کينه ها مي گردد . افراد و گروه ها را به هم بدبين و باعث ايجاد شقاق و تفرقه مي شود. طبيعي است که افراد در اثر غفلت و بي توجهي يا لغزش، پشت سر برادر و خواهر مؤمن خود گاهي سخن ناروايي مي گويند به خصوص اگر بين آن ها دلخوري باشد. حالا اگر کسي سخن ناخوشايند که فرد در غياب برادر يا خواهر مؤمنش زده ، به فرد غايب برساند، دشمني را بين آنان ايجاد يا شعله ور مي سازد اما اگر نقل نکند يا به دروغ سخنان خوبي از فرد به فرد غايب و از او به اين منتقل کند، گر چه دروغ گفته، ولي باعث شده که بين دو برادر ديني رفع کدورت شده يا دوستي آن ها عميق تر و وثيق تر گردد . افشا شدن دروغ ها ، نه تنها باعث ناراحتي آن ها نمي شود بلکه دروغگو را به خاطر دروغ هاي فايده بخشش تمجيد مي کنند و از او متشکر هم خواهند بود.
3.وعده دروغ، كار خوب و پسنديده‏اى نيست . در هيچ جا نمى‏توان بدان توصيه كرد. كسى كه قصد انجام كارى را ندارد و انجام آن را صحيح يا مشروع يا در توان خود نمى‏بيند، نبايد ابتدائا و به دروغ وعده انجام آن را بدهد، در حالى كه همان لحظه انجام آن را صحيح يا ممكن ندانسته ، اصلاً در ذهنش در صدد انجام آن نمى‏باشد؛ ولى يك نوع وعده دادن است که گرچه راست نيست ، ولي براى تداوم زندگى، رفع كدورت و پيدايش علاقه به زندگى مؤثر است.
معمولاً افراد خانواده و به خصوص همسر تقاضاهاى فراوانى دارد كه بيش تر آن ها مشروع و به جا مى‏باشند. گاه هم خواسته‏اى به ذهنش خطور مى‏كند و برآورده شدن آن را مى‏طلبد و از اينكه همسرش بدان بى‏توجه است، ناراحت مى‏گردد. هنگام اظهار اين درخواست ها، چند نوع برخورد از طرف شوهر ممكن است صورت پذيرد:
ا. وعده قطعى انجام آن را بدهد، در حالى كه اصلاً تصميمى بر انجام آن ندارد.
ب. وعده انجام آن را بدهد، مثلاً بگويد به خواست خدا اين كار را خواهم كرد، در حالى كه واقعاً و صد در صد مصمم بر انجام آن نيست، بلكه حتى انجام آن را به مصلحت نمى‏داند.
ج. اصلاً به تقاضاى همسرش توجه نكند و با سكوت از آن بگذرد.
د. با قاطعيت انجام خواسته همسرش را نفى كند.
برخورد نوع چهارم قطعاً سبب ناراحتى و آزرده‏ خاطرى همسر مى‏گردد مگر اينكه خواسته وى خلاف شرع روشن يا خواسته غير ممكنى باشد و شوهر بتواند او را به صحيح نبودن خواسته‏اش قانع كند.
برخورد نوع سوم شايد به ناپسندى نوع چهارم نباشد، ولى قطعاً ناپسند است، زيرا به معناى بى‏توجهى به همسر و تقاضاهاى اوست كه آزردگى خاطر وى را در پى خواهد داشت.
برخورد نوع اوّل، تعهد قطعى در پى مى‏آورد . با عمل نكردن به آن، مرد گرفتار خُلف وعده مى‏شود كه هم اخلاقاً ناپسند است و هم اثرات بدى بر روح و روان اعضاى خانواده و زن مى‏گذارد.
پي نوشت:
1.مراه العقول،ج9،ص146و 148.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.

صفحه‌ها