۱۴۰۵/۰۷/۳۰ ۲۱:۰۶ شناسه مطلب: 102071
پرسش:
چالشهای ملی، منطقهای و بینالمللی کنترل ایران بر تنگه هرمز چیست و چگونه میتوان این چالشها را مدیریت کرد؟
پاسخ:
جنگ رمضان نشان داد چگونه میتوان در نظم جدید جهانی، جغرافیا را به منبع قدرت تبدیل کرد. تنگۀ هرمز در این جنگ همچون سلاحی جهانی ظهور کرد؛ به گونهای که کنترل بر این آبراهه، معیار سنجش پیروزی یا شکست در جنگ شد؛ با این وجود، مدیریت دائمی ایران بر تنگه هرمز، نیازمند تثبیت راهبردی و تبدیلشدن به مؤلفه پایدار در دکترین قدرت ملی است. اما در صورت ضعف سیاستگذاری، تنگه هرمز میتواند به منبع آسیبپذیری تبدیل شود. مدیریت تنگۀ هرمز بهسادگی نیست و با چالشهای ملی، منطقهای و بینالمللی روبروست. پرسش این است که این چالشها چیست و چگونه میتوان بر آنها برتری یافت؟ در پاسخ بهاختصار میتوان گفت این چالشها حلشدنی است و نوشتار حاضر درصدد بیان راهحلهاست.
1. اهمیت تنگۀ هرمز
شاید برخی گمان کنند اگر عربستان نفت خود را از خط لوله شرق ـ غرب به دریای سرخ برساند یا امارات، تنگه را دور بزند یا ژاپن و کره از قزاقستان و آمریکا نفت خود را تأمین کنند، تنگۀ هرمز دیگر اهمیت نخواهد داشت؛ اما باید گفت هیچ جایگزینی در جهان برای تنگۀ هرمز وجود ندارد. ۳۵ درصد گوگرد دنیا، یعنی ماده اصلی تولید اسید سولفوریک، پرمصرفترین ماده شیمیایی تولیدی در جهان؛ ۴۶ درصد اوره جهان و یکسوم کودهای شیمیایی که حیاتیترین عامل کشاورزی جهانی است؛ نزدیک به نیمی از هلیوم مورد استفاده در دستگاه MRIکه تنها ۴۵ روز میتوان ذخیرهسازی کرد؛ سهم عمدۀ گازهای کمیاب نئون و آرگون که نقش حیاتی در ساخت تراشه دارند؛ و حدود بیست درصد گاز طبیعی جهان از این تنگه عبور میکند (1). رهبر انقلاب درباره تنگه هرمز میفرمایند: «در این روزها انواع اقشار جامعه با تفاوتهای آشکار، بر حفظ مواضع بهحقّ خود و از جمله حفظ تنگه پرخیروبرکت هرمز پای میفشارند» (2)؛ اما بهیقین کنترل تنگۀ هرمز از سوی ایران چالشهایی در سطح بینالمللی، منطقهای و ملی خواهد داشت که باید برطرف شوند.
2. چالشهای بینالمللی کنترل تنگه هرمز و راهحل آنها
دو چالش عمده در عرصه بینالمللی وجود دارد:
اول: موانع موجود در حقوق بینالملل عمومی؛ دوم: امکان ائتلافسازی نظامی علیه ایران برای رهاکردن کنترل تنگۀ هرمز.
در عرصه حقوق بینالملل، استناد دشمن به ماده 90 عهدنامه حقوق دریاها (3) میباشد که آزادی کشتیرانی در آبهای بینالمللی را تضمین میکند؛ درحالیکه در کنفرانس سوم حقوق دریاها در سال 1982، عرض دریای سرزمینی 12 مایل دریایی (22.2km) تعیین شد (4)؛ بنابراین تنگۀ هرمز که در باریکترین نقطه خود تنها 33 کیلومتر عرض دارد، کامل در آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار میگیرد. بر این اساس، کنترل ایران بر تنگۀ هرمز خلاف قوانین حقوقی نیست. افزون بر این، در شرایط جنگی، کشور دارای تنگۀ سرزمینی یا حتی در آبهای آزاد، حق ایجاد ترتیبات امنیتی ویژه دارد. البته ایران در کنفرانس سوم حقوق دریاها، حق عبور ترانزیتی را تنها برای کشورهایی به رسمیت شناخت که عضو عهدنامۀ حقوق دریاها باشند؛ درحالیکه آمریکا عضو آن نیست (5)؛ پس در بعد حقوقی مشکلی متوجه ایران نیست.
در بُعد چالش ائتلافسازی جهانی علیه ایران، میتوان دو راهبرد برای برطرفکردن آن در پیش گرفت:
1. ایجاد مشروعیت برای کنترل تنگۀ هرمز با استناد به کنوانسیون حقوق دریاها مبتنی بر حق کشور ساحلی تنگه برای حفظ امنیت خویش بهویژه در زمان جنگ و نیز ماده پنج تفاهمنامه اسلامآباد؛ به همین دلیل ایران، تفاهمنامه اسلامآباد بهویژه بند پنجم را رها نکرده است؛ زیرا نتیجۀ این امر، مشروعیت جهانی برای کنترل تنگۀ هرمز توسط ایران است و میتواند بهمثابۀ مانع حقوقی و سیاسی ائتلاف جهانی علیه ایران به کار گرفته شود.
2. افزون بر مشروعیت پیشگفته، مدیریت هوشمند تنگۀ هرمز امری ضروری است. تنگه نباید کامل مسدود شود و ایران باید محاسبات مدیریتی بر اساس آستانه تحمل جهانی داشته باشد. ایران باید به برخی از کشورها بهویژه متحدانی مانند روسیه و چین مطابق ضوابط از پیش تعیینشده اجازه عبور دهد تا مانع ایجاد ائتلاف جهانی ضد ایرانی شود.
3. چالش منطقهای
در منطقه نیز سه چالش عمده وجود دارد:
اول: ازدستدادن متحدان منطقهای: راهحل این مورد، معافیت تردد برای متحدان است؛ همچنانکه ایران این معافیت را برای کشور عراق اعمال کرده است.
دوم: موازیسازی برای تنگه توسط کشورهای منطقه: در این مورد ـ به معنای ایجاد خط لوله شرق به غرب برای دورزدن تنگۀ هرمزـ باید گفت تسلط ایران از طریق انصارالله بر باب المندب و دریای سرخ تا حدودی این چالش را رفع میکند. اما درمجموع همانگونه که بیان شد، در مقایسه با مواد و دیگر عناصر موجود در منطقه مانند (کودها، گازها و عناصر کمیاب) اهمیت نفت بسی کمتر است و تنگۀ هرمز هیچ جایگزینی نخواهد داشت.
سوم: ازدستدادن اعتماد ملتهای منطقه: باید با تبیین اهمیت تنگه برای ملتهای همسایه، این چالش را رفع کرد؛ چراکه علت اصلی وجود دولتهای غربی بهویژه آمریکا در منطقه، تسلط و چپاول ثروتهای عظیم نهفته در آن است؛ مانند کاری که آمریکا دربارۀ منابع عراق، لیبی و سوریه انجام میدهد. رهبر انقلاب نیز بر بیان این نکته اینگونه تأکید کردند: «قواعد حقوقی و اِعمال مدیریت جدید تنگۀ هرمز، آسایش و پیشرفت را به نفع همۀ ملتهای منطقه رقم خواهد زد» (6).
4. چالشهای ملی
چالش مهم کنترل تنگه هرمز در سطح ملی، شامل دو ساحت ادراک و رفتار است. در هر کدام از این دو ساحت، چالشهای متفاوتی وجود دارد. در سطح ادارک ما با دو نوع تفکر عمده مواجه هستیم که هر کدام به برخورد متفاوت نیاز دارند: ادراک عمومی و دیگری ادراک نخبگانی دربارۀ کنترل تنگه هرمز. در ادراک عمومی باید کنترل تنگه و فواید آن در اذهان مردم نهادینه شود تا گول روایتهای خلاف واقع دشمن را نخورند. همانگونه که مدیریت آن تلاش میدانی نیروهای مسلح را میطلبد؛ مدیریت افکار عمومی در مسیر کنترل تنگه هرمز نیز جهد و جهادِ تبیینگران عرصۀ روایت را می طلبد. برای نمونه بیان فوایدی همچون «اهرم خنثیکنندۀ تحریمهای غرب، جبرانکنندۀ خسارات و غرامتهای جنگ، عنصر تحریمکنندۀ کشورهای متخاصم و عامل بازدارنده برای اقدامات خصمانه آتی دشمن»، قابلیت روایتسازی و تبیین را دارند. رهبر انقلاب نیز بر این مطلب تأکید دارند و میفرمایند: «مواهب اقتصادی آن، دل ملت را شاد خواهد کرد» (7).
در سطح نخبگانی با دو گروه مواجه هستیم: الف) نخبگان غربزده که گاه مخالف کنترل ایران بر تنگه هرمز هستند؛ دربارۀ این گروه باید تبیین و در ادامه اگر تصلب فکری وجود داشت، تنبّه نیاز است. ب) نخبگان خواستار مدیریت غیرمنعطف بر تنگه هرمز: این گروه نیز به تبیین نیاز دارند تا بدانند مدیریت تنگۀ هرمز نیاز به ظرافتهای خاص دارد و در مدیریت آن نه باید افراط کرد تا ائتلافسازی علیه کشور رخ دهد و نه تفریط که دیگر عنان کار از دست ایران خارج شود. البته اکثریت قاطع جامعه نخبگانی کشور موافق مدیریت هوشمند و دائمی ایران بر تنگۀ هرمز هستند که تئوریزهکردن مدیریت تنگۀ هرمز و تبیین مبانی مدیریت آن بر عهده این گروه است.
اما در ساحت رفتار، افزون بر تلاش نیروهای مسلح، نیازمند سیاستگذاری، قانونگذاری و هماهنگی قوای سهگانه و تمام دستگاههای اجرایی و امنیتی ذیصلاح برای تثبیت مدیریت ایران هستیم. ایران باید اقدامات تاکتیکی موقت خود در تنگۀ هرمز را به مدیریت راهبردی دائمی تبدیل کند تا بتواند از تنگۀ هرمز پلی برای پیرزوی و پیشرفت بسازد؛ در غیر این حالت، تنگۀ هرمز میتواند به عاملی برای ضربهخوردن و شکست کشور در این جنگ تبدیل شود (8).
نتیجه:
کنترل جمهوری اسلامی ایران بر تنگۀ هرمز با چالشهای ملی، منطقهای و بینالمللی مواجه است. برخی از این چالشها در حوزۀ سیاسی و برخی نیز در بعد مدیریتی یا حقوقی جای میگیرد. بررسی این چالشها نشان میدهد مدیریت و عبور از این چالشها امکانپذیر است و راهحلهایی برای آنها وجود دارد.
پینوشتها:
1. داود حشمتی؛ «فراتر از نفت؛ تنگۀ هرمز و کالاهایی که جایگزین ندارند»؛ در:
http://www.imam-khomeini.ir/fa/n165506.
2. پیام رهبری به مناسبت هفته دفاع مقدس و سالگرد شهادت شهید سیدحسن نصرالله، ششم مهرماه 1405.
3. هوشنگ مقتدر؛ حقوق بینالملل عمومی؛ تهران: مرکز چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه، ۱۳۷۳ ش، ص ۲۱۰.
4. هوشنگ مقتدر؛ حقوق بینالملل عمومی؛ ص 223.
5. محمدرضا ضیائی بیگدلی؛ حقوق بینالملل عمومی؛ تهران: گنج دانش، ۱۳۸۸ ش، ص ۳۸۸ ـ ۳۹۹.
6. پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس، دهم اردیبهشت ۱۴۰۵.
7. پیام رهبر معظّم انقلاب به مناسبت روز ملی خلیج فارس، دهم اردیبهشت ۱۴۰۵.
8. علی ظاهری بیرگانی؛ «فراتر از میدان نبرد: اقتصاد سیاسی و ژئوپلیتیک جنگ رمضان در نظم در حال گذر جهانی»؛ انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر، اریبهشت 1405.






