شواهد ولادت امام زمان (عج).

غیبت امام زمان؛ ادامۀ منطقی امامت یا اعتقادی برای توجیه بن‌بست امامت؟
اعتقاد به امام غایب،فراتر از یک واکنش به شهادت امام عسکری(ع)ریشه در روایات درباره دوازده امام،ضرورت امنیتی برای حفظ جان امام و شواهد مستدل در میراث شیعه دارد.

پرسش:

 آیا «امام غایب» واقعاً ادامه منطقی اعتقاد به امامت است یا اعتقادی است که برای توجیه بن‌بست امامت پس از امام حسن عسکری علیه السلام شکل گرفته است؟

پاسخ:

شهادت امام حسن عسکری علیه ‌السلام نقطه‌ای حساس در تاریخ تشیع بود؛ زیرا با شهادت ایشان، مسئله تداوم و سرنوشت سلسله امامت بیش از هر زمان دیگری نیازمند تبیین شد. در چنین شرایطی، اعتقاد به تولد فرزندی برای ایشان و غیبت او، با پرسش‌ها و تردیدهای تاریخی و کلامی متعددی روبرو شد. بنابراین برای ارزیابی این دیدگاه تنها به گزارش‌های پس از آغاز غیبت نمی‌توان استناد کرد، بلکه باید بررسی شود که اندیشه امام غایب تا چه اندازه در آموزه‌ها و روایات پیش از این دوره سابقه داشته است و چه شواهد تاریخی درباره ولادت و وجود امام دوازدهم وجود دارد؛ همچنین باید شرایط سیاسی و اجتماعی عصر امام حسن عسکری علیه ‌السلام و چگونگی انتقال امامت به دوره غیبت را در نظر گرفت. بر این اساس، مسئله را می‌توان از دو منظر تاریخی و اعتقادی بررسی کرد. در ادامه در قالب نکاتی توضیح‌های بیشتر بیان می‌شود.

نکتۀ اول: ریشه‌های اعتقادی و روایی برای ادامه‌یافتن مسیر امامت

باور به «امام غایب» ایده‌ای ناگهانی برای فرار از بن‌بست اعتقادی و سیاسی پس از شهادت امام حسن عسکری علیه ‌السلام نبود، بلکه ادامه منطقی اصولی بود که از مدت‌ها قبل در منظومه اعتقادی شیعه ریشه دوانده بود:

نخست: باور عمیق به اینکه زمین هیچ‌گاه از راهنما و حجت الهی خالی نمی‌ماند (1). دوم: احادیث متواتر پیامبر اسلام صلی الله علیه و‌آله که جانشینان ایشان را دقیقاً «دوازده نفر» معرفی کرده‌اند. این روایات حتی در معتبرترین منابع اهل‌سنت نیز به‌روشنی بیان شده‌اند که تعداد این رهبران عددی ثابت است (2). سوم: «حدیث ثقلین» که پیامبر صلی الله علیه و‌آله فرمودند: «قرآن و اهل‌بیت علیهم السلام تا روز قیامت هرگز از یکدیگر جدا نمی‌شوند» (3).

با توجه به این سه پایه، پس از شهادت یازدهمین امام باید امام دوازدهمی وجود داشته باشد تا هم عدد وعده داده‌شده کامل شود و هم ارتباط میان قرآن و اهل‌بیت علیهم السلام تا قیامت قطع نگردد. بنابراین اعتقاد به وجود این امام پنهان، پاسخی به وعده‌های قطعی پیشین بود. به بیان دیگر، این مبانی اعتقادی مدت‌ها پیش از قرن سوم هجری در میان مسلمانان رواج داشت و نشان می‌دهد امامتِ فرد دوازدهم، حلقۀ آخرِ یک مسیر از پیش تعیین‌شده است (4).

نکتۀ دوم: پیش‌بینی ماجرای غیبت در احادیث و نوشته‌های کهن‌تر

ممکن است برخی ایدۀ امام غایب را راهکاری فوری برای توجیه نبودِ امام بدانند؛ اما تاریخ نشان می‌دهد این موضوع را پیامبر و امامان علیهم ‌السلام مطرح کرده بودند. دانشمندی مانند نعمانی می‌نویسد احادیثِ غیبت به اندازه‌ای زیاد و قطعی بود که اگر این اتفاق رخ نمی‌داد، مردم در ‌درستی احادیث و پایه‌های مذهب شک می‌کردند (5). نکتۀ مهم‌تر این است که پیش از تولد امام دوازدهم، یاران امامان گذشته کتاب‌هایی با نام «الغیبه» نوشته بودند؛ برای مثال فضل بن شاذان نیشابوری پیش از آغاز غیبت، کتابی در‌این‌باره نوشت (6). شیخ صدوق نیز یادآوری می‌کند که شیعیان جزئیات غیبت را از حدود دویست سال قبل در دفترچه‌های حدیثی خود که به آنها «اصول» می‌گفتند، ثبت کرده بودند (7). افزون بر این، شیخ مفید به شعری از سید‌حمیری استناد می‌کند که ۱۵۰ سال پیش از غیبت سروده شده بود و آشکارا به پنهان‌شدن امام اشاره دارد. او تأکید می‌کند که چنین پیش‌گویی دقیقی تنها از طریق شنیدن از امامان علیهم السلام ممکن است (8). این اسناد مکتوب نشان می‌دهند غیبت برنامه‌ای اعلام‌شده از پیش بوده است.

نکتۀ سوم: فضای امنیتی و خفقان شدید سیاسی دوران عباسیان

برای درک چراییِ پنهان‌بودن ولادت و غیبت امام دوازدهم، باید به شرایط خطرناک آن دوران توجه کرد. حکومت عباسی از احادیثی که خبر از آمدن «قائم» می‌دادند، آگاه بود و به‌شدت احساس خطر می‌کرد. انتقال اجباری امام هادی و امام عسکری علیهما ‌السلام به شهر نظامی سامرا، نشان‌دهنده همین ترس است. در زمان امام حسن عسکری علیه ‌السلام این فشارها به اوج رسید؛ خانه ایشان تحت‌نظر بود و خود امام بارها زندانی شدند (9). پس از شهادت امام عسکری علیه السلام، مأموران حکومت برای یافتن جانشین ایشان، خانه را تفتیش کردند و حتی یکی از کنیزان امام به نام «صیقل» را سال‌ها در قصر خلیفه زیر‌نظر گرفتند تا مطمئن شوند فرزندی به دنیا نمی‌آورد (10). عاقلانه‌ترین کار در چنین فضای پرالتهابی، مخفی نگه‌داشتن تولد منجی موعود بود. در‌واقع، غیبت روشی هوشمندانه برای حفظ جان امام بود. اتان کلبرگ - پژوهشگر تاریخ - اشاره می‌کند که آزار عباسیان تهدید مستقیمی بر جان امام دوازدهم بود؛ ازاین‌رو غیبت تنها راهکاری بود که هم جان ایشان را نجات داد و هم امید را در دل شیعیان زنده نگه داشت (11).

نکتۀ چهارم: گواهی‌ها و شواهد تاریخی بر ولادت امام مهدی عجل ‌الله تعالی فرجه الشریف

برخی ادعا می‌کنند امام یازدهم فرزندی نداشته است؛ اما اسناد تاریخی شیعه با حجم گسترده‌ای از شواهد، ولادت امام مهدی عجل‌ الله تعالی فرجه الشریف را تأیید می‌کنند. این شواهد در سه گروه دسته‌بندی می‌شوند:

گروه اول: بیانات امام حسن عسکری علیه‌ السلام که تولد فرزندشان را به یاران رازدار خود اطلاع دادند (12). گروه دوم: گواهی کسانی که شب تولد حضور داشته‌اند؛ به‌ویژه حکیمه خاتون - عمۀ بزرگوار امام - که جزئیات آن شب را با دقت روایت کرده است (13). گروه سوم: نمایندگان و یاران خاصی که کودک را در خردسالی از نزدیک دیده‌اند.

تعدد این راویانِ مورد اعتماد به حدی است که احتمال تبانی آنها برای دروغ‌پردازی منتفی است (14). جالب است که این موضوع در میان دانشمندان اهل‌سنت نیز بازتاب داشته است و اندیشمندانی چون سبط بن جوزی در تذکرة الخواص و ابن‌حجر هیتمی در الصواعق المحرقه، ولادت ایشان را پذیرفته و ثبت کرده‌اند (15)؛ این امر ادعای بی‌فرزندی امام را کاملاً مردود می‌کند (16).

نتیجه:

بررسی تاریخی و اعتقادی مسئله نشان می‌دهد که برای فهم پیدایش اعتقاد به امام غایب، نمی‌توان آن را تنها به شرایط پس از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام فروکاست. این اعتقاد در منظومۀ امامیه بر مبانی پیشین درباره ضرورت استمرار حجت الهی، تعداد امامان و مهدی موعود استوار بود و گزارش‌هایی درباره غیبت نیز پیش از آغاز آن در میراث روایی شیعه وجود داشت. از سوی دیگر، فشار و مراقبت حکومت عباسی بر امامان متأخر به‌ویژه امام حسن عسکری علیه السلام، واقعیتی تاریخی بود که می‌تواند چرایی پنهان‌ماندن ولادت و زندگی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه را توضیح دهد. البته بررسی تاریخی نشان می‌دهد که مسئله ولادت و وجود فرزند برای امام عسکری علیه السلام از همان ابتدا برای همه پیروان روشن و یکسان نبود و در میان امامیه نیز اختلاف‌هایی پدید آمد؛ با این حال، این اختلاف‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که اعتقاد به امام غایب برای حل یک بن‌بست ساخته شده است، بلکه باید آن را در پیوند با پیشینه روایی، مبانی اعتقادی و شرایط تاریخی آن دوره ارزیابی کرد.

پی‌نوشت‌ها:

1. «إِنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّة ...» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 1، ص 179).

2. «لَا یَزَالُ هَذَا الدِّینُ عَزِیزًا مَنِیعًا إِلَى اثْنَیْ عَشَرَ خَلِیفَةً ...» )مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری؛ صحیح مسلم؛ قاهره: دارالحدیث، ۱۴۱۲ ق، ج 3، ص 1453).

3. «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ: کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ عِتْرَتِی ...» (احمد بن محمد ابن‌حنبل؛ مسند احمد بن حنبل؛ بیروت: مؤسسه الرساله، ۱416 ق، ج 17، ص 211).

4. ر.ک: حسن بن موسی نوبختی؛ فرق الشیعه؛ بیروت: دارالاضواء، ۱۴04 ق، ص 108 – 112.

5. ر.ک: محمد بن ابراهیم نعمانی؛ الغیبه؛ تهران: مکتبه الصدوق، ۱۳۹۷ ق، ص 24.

6. اتان کلبرگ؛ «نخستین کاربردهای اصطلاح اثنی‌عشریه»؛ ترجمۀ محمدکاظم رحمتی؛ ماهنامه تخصصی ماه دین، ش 47 و 48، شهریور و مهر ۱۳۸۰ ش، ص ۶۷.

7. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ کمال‌ الدین و تمام النعمه؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳95 ق، ج ۱، ص 19.

8. محمد بن محمد مفید؛ الارشاد؛ تهران: اسلامیه، ۱۴۱۳ ق، ج ۲، ص 200.

9. حسن بن موسی نوبختی؛ فرق الشیعه؛ ص 108 – 112.

10. محمد بن احمد ذهبی؛ سیر اعلام النبلاء؛ بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۱4 ق، ج ۱۳، ص ۱۲۱.

11. اتان کلبرگ؛ «نخستین کاربردهای اصطلاح اثنی‌عشریه»؛ ص ۶۸.

12. «قُلْتُ لِأَبِی مُحَمَّدٍ ... یَا سَیِّدِی هَلْ لَکَ وَلَدٌ فَقَالَ نَعَم ...» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 1، ص 328).

13. «بَعَثَ إِلَیَّ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ع فَقَالَ یَا عَمَّةِ ... فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى سَیُظْهِرُ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ الْحُجَّةَ وَ هُوَ حُجَّتُهُ فِی أَرْضِه ...»؛ (محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ کمال‌ الدین و تمام النعمه؛ ج 2، ص 424).

14. برای مطالعه بیشتر، ر.ک: لطف‌الله صافی گلپایگانی؛ منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر؛ قم: دفتر تنظیم و نشر آثار آیت‌الله ‌العظمی صافی گلپایگانی، ۱۴39 ق، ج 2، باب‌های ۴، ۵ و ۶.

15. لطف‌الله صافی گلپایگانی؛ منتخب الاثر فی الامام الثانی عشر؛ ج 2، ص 359 و 361. در ضمن مؤلف در صفحات 359 تا 381 کتاب، نام 67 نفر از عالمان اهل‌سنت را ذکر می‌کند که به ولادت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف اذعان داشتند.

16. برای مطالعه بیشتر، ر.ک: مهدی آقاپور بی‌شک؛ «نقد انگارۀ جعلی‌بودن مذهب اثنی‌عشری در بستر ادعای غیبت»؛ فصلنامۀ مشرق موعود، ش 2، تابستان 1404 ش، ص 231 – 253.