مشاوره

آیااین گونه تنوع طلبی جوان رابرای رسیدن به آن انتخاب بزرگ یاری می كند؟
مد و مدگرایی پدیده ای است كه در میان همه اقشار جامعه وجود دارد، اما جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به این پدیده اهمیت می دهند. امروزه با گسترش وسایل ارتباط...

برخی معتقدند: جوان تنوع طلب است و آنهایی كه مانع تنوع طلبی او می شوند جوان رادرك نمی كنند همین تنوع طلبی سبب می شودكه جوانان به دنبال مدبروند و كسانی كه بامدمخالفت می كنندتنوع طلبی جوان رادرك نمی كنند. استفاده ی جوان ازهرنوع مدلباس ومووهرنوع فیلم وموسیقی وداخل شدن درهرگروه اجتماعی چه خوب و چه بدخاصیت دوران جوانی است اگربگذاریم جوان جوانیش رابكند بعدازگذشت دوره ی نوجوانی خودش آرام میگیردوزندگی معمول وهمسان خودراازسرمی گیرد سوال: 1-آیااین گونه تنوع طلبی جوان رابرای رسیدن به آن انتخاب بزرگ یاری می كند؟ 2-آیاجوان توانایی آن رانداردكه هرنوع مدراباهدف اصلی زندگی خودمطابقت دهدوسپس استفاده كند؟ 3-آیااین عقیده به این معنانیست كه جوان هنوزبه قدرت تفكروتشخیص نرسیده وبیشترازاحساساتش تبعیت می كند؟ 4-آیاتنوع طلبی كه ریشه درروح بی نهایت طلب انسان دارد.وقتی دراین قبیل اموربه كاررود،انسان راازهدف های اصلی قافل می كند؟ 5-آیانمی توان درانتخاب مدمعیار ومیزانی تعیین كرد؟آن معیارومیزان كدام است ؟ 6-آیاپیش ازانتخاب بهترنیست منشا پیدایش آن راشناخت؟

مد و مدگرایی پدیده ای است كه در میان همه اقشار جامعه وجود دارد، اما جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به این پدیده اهمیت می دهند.  امروزه با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه ای، ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند . در نتیجه موقعیت آن ها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشكل تر شده است.  اگر از جوانی كه تحت تاثیر تبلیغات مذكور قرار گرفته و به نوعی مدگرایی را به صورت عادت در آورده است، بپرسید كه به چه علت این كار را می كند، یا مثلا فلان آرم یا كلمه روی لباس شما چه كاركردی دارد، در اكثر مواقع از او این كلمات را خواهید شنید: «خب، قشنگه!»، «برای این كه مده!»، «همه می كنند!» و ... .

این پاسخ ها گرچه سطحی به نظر می رسند، اما در یك تحلیل روان شناختی نشان دهنده‏ نوعی از «تعلّق گروهی»، «نوجویی»، «تنوّع طلبی» و گرایش جوانان به «امروزی شدن» است . كاملاً یك پدیده‏ طبیعی اما (به دلائل فرهنگی، دینی و اجتماعی)، نابهنجار در جهت ارضای این نیازها محسوب می شود.

 به نكات ذیل توجه فرمائید

1.تعریف مد:

 «مد»ها الگوهای فرهنگی ای هستند كه توسط بخشی از جامعه، پذیرفته می شوند . دارای یك دوره‏ زمانی نسبتا ًكوتاه اند و سپس فراموش می شوند. بنابراین، «مدگرایی» آن است كه فرد، سبك لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم كند . به محض آن كه الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن یكی پیروی نماید. گستره‏ مد به اندازه‏ گستره‏ي زندگی انسان است و تمامی شئون آن را در بر می گیرد. تغییرات مدگونه، در: علوم و فنون نظریه ها، گرایش به جنبه های مختلف علمی، الگوهای تربیتی، سبك منش و رفتار، پوشش، آرایش، محیط آرایی و ... قابل گسترش است.

2.عوامل و زمینه های مدگرایی:

در یك نگاه كلّی و جامع نگر، مدگرایی را می توان ناشی از عوامل و زیر ساخت های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی و روان شناختی دانست. ریشه های تاریخی مدگرایی به سال های بسیار دور بر می گردد. با نگاهی به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه كه پای ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه كه دوره‏ حسّاسی را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتی در مدگرایی ایرانیان گشوده شد. از آن زمان كه رضا شاه با سلطه‏ سیاسی بر كشور، نحوه و شكل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاكنون، مدهای مختلف در ایران (و به خصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است.

3.یكی از علل روانشناختی مدگرایی در جوانان تنوع طلبی و نوگرایی آنان است. جوانی، فصل تازه ای در زندگی و سرآغاز ورود انسان به جهان پرشور و رنگارنگ است كه غرایز طبیعی در شكل دهی آن، نقش اصلی را بر عهده دارند. استقلال طلبی، تنوّع دوستی، هیجان خواهی، نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است كه به شدّت، تمایل به امروزی شدن و نوگرایی به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد . گواه نیاز وی به شكستن قالب های موجود، فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز از كسانی كه پیش از او بوده اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانی كه نمود بیرونی به خود می گیرد و در رفتار جوان منعكس می شود، به صورت مدگرایی ظاهر می گردد.

4.مدگرایی، گرچه ریشه در نیازهای طبیعی جوانان دارد و برخاسته از روحیه‏ي نوگرایی جوانان است، اما به لحاظ آن كه مدها و مدل ها نمایانگر علایق و ارزش های مسلّط یك زمان و یك قشر خاص اند و افزون بر آن، می بینیم كه امروزه جوانان ما از مدهایی (چون: رپ، هوی متال، و ...) پیروی می كنند و ناخواسته به اموری رو می آورند كه چه بسا با فرهنگ و ارزش های اجتماعی ما در تضاد است، پس می توان گفت كه مدگرایی در جامعه‏ي ما تا حدود زیادی كاركرد منفی به خود گرفته است. پیامدهای آن، به شدّت، جوانان ما را تهدید و از هدف های اصلی زندگی غافل می كند.

5.متاسفانه منظور شما از رسیدن به انتخاب بزرگ در زندگی دقیقا مشخص نشده است؛ اما اگر به دنبال این سوال باشیم كه مدگرایی، تا چه اندازه می تواند آرمان ها و انتخاب های اساسی زندگی فرد را تحت تاثیر قرار دهد، باید گفت: در یك نگاه كلی، اسلام با همه نوع مد، مخالف نیست. اسلام، امروزی شدن و نوگرایی در سبك و شیوه‏ لباس پوشیدن را نیز به صورت كلّی پذیرفته است. آنچه اسلام با آن مخالف است، پشت پا زدن به ارزش ها (مثل: پوشش شرعی، پرهیز از اسراف، و ...)، رعایت نكردن اخلاق اجتماعی، آزادی مطلق در روابط دختر و پسر، و همانند سازی با بیگانگان است. حال اگر این پدیده های انحرافی در قالب مد به خود جوانان داده شوند و میل فطری «نوگرایی» و نیاز «امروز شدن» به لجنزار انحرافات سوق یابد، اسلام با آن مخالف است.

بنابراین می بینید كه در یك تقسیم بندی كلی، ما دو نوع مد داریم. مدهای خوب و مدهای بد. امروزی شدن نیز همین گونه است. گاه، امروزی شدن، رابطه‏ انسان را با گذشته اش (كه  سابقه‏ تاریخی و هویت فرهنگی اوست)، قطع می كند . گاه در امتداد دیروز و با حفظ تعلّقات انسان به سنّت ها و نوع ارزش های پیشین است. اسلام با این نوع تجدّد و امروزی شدن كه در راستای ارزش ها و با حفظ اصول و مبانی اعتقادی باشد، هیچ گاه مخالف نیست.

 جوان با روحیه خلاق و قدرت تفكر و تعقلش، به كمك آگاهی از منشا بروز انواع مد، می تواند مد را به گونه ای با اعتقاد خود هماهنگ كند كه با هدف اصلی زندگی او تداخل نداشته باشد.

6.معیار و میزان در انتخاب مد:

 فرهنگ، اصول و مبانی اعتقادی و ارزش های اجتماعی از اساسی ترین عناصر یك نظام اجتماعی هستند كه پایه‏ ارزیابی ما را از پدیده های اطرافمان تشكیل می دهند. رفتار ما را نسبت به آن ها تنظیم می كنند. بنابراین، در پذیرش یا عدم پذیرش الگوها و مدهایی كه در جامعه رواج می یابند، ابتدا باید رابطه‏ آن ها را با نظام ارزشی حاكم بر جامعه و اصول و مبانی مورد قبول آن مردم، مورد ارزیابی قرار داد . میزان همگرایی یا واگرایی آن ها را از یكدیگر سنجید.

 مدهای لباس، اگر در عین جذّابیت و امروزی بودن، برخاسته از فرهنگ خودی باشند و با اصول و مبانی اعتقادی و اخلاقی جامعه ما تعارض نداشته باشند، نشانه‏ خلاقیت و نوآوری جوانان ما بوده، هویت فرهنگی آنان را به نمایش می گذارند. بنابراین، باید تدابیری سنجیده شود تا مدها و مدل ها، هم نیاز به تنوع طلبی و نوجویی و میل به امروزی شدن جوانان را تأمین كنند ؛ هم جوانان ما از پیامدهای منفی مدگرایی، در امان بمانند.

لطفا یك راهی نشانم دهید
بعضي از عوامل كه موجب سستي و ترك نماز مي شوند، عبارتند از: ...

من همه ی احكام را رعایت می كنم بجز نماز.خیلی هم سعی می كنم. اما باز هم كاهل نمازم.لطفا یك راهی نشانم دهید

بعضي از عوامل كه موجب سستي و ترك نماز مي شوند، عبارتند از:

1ـ عدم آشنايي به فلسفه و  حقيقت نماز كه مهترين عامل سستي در نماز و ارتباط با خدا است.

آنچه كه موجب مي‏گردد برخي از نماز، رويگردان باشند و يا نسبت به آن تساهل كنند، ندانستن فلسفه نماز و يا دركي غلط از آن است. برخي چنين مي‏پندارند كه نماز انسان، نيازي را از خداوند برطرف مي‏كند كه البته خيالي واهي است. خداوند نيازي به هيچ مخلوقي ندارد.

2ـ تنبلي و سستي و تن پروري: عادت به سستي و از زير بار مسئوليت ها در رفتن باعث مي شود كه انسان براي خواندن نماز بي اهميت باشد.

3ـ مسامحه و سهل   انگاري كه در بعضي  از كارها دامنگير انسان  است، در مسئله اي مانند نماز و عبادت خدا نيز وجود دارد.

یك فرد مسلمان،  بايد اين روحيه وحالات را در تمام كارها از خود دور كند و به مسئوليت هاي اجتماعي و فردي خود اهميت دهد.

4ـ عدم شناخت آثار سبك شمردن نماز: اگر افراد به اهميت نماز آگاه شوند و بدانند نماز ستون دين و بازدارنده از فحشا و منكرات است و سستي در انجام نماز چه پيامدهايي دارد، قطعاً سستي نخواهند كرد.

پيامبر گرامي(ص) فرمود: «چيزي كه مسلمان را كافر مي كند، ترك عمدي نماز واجب است يا خوار و سبك شمردن و به جا نياوردن آن. فاصله اي بين ايمان و كفر وجود ندارد جز به ترك نماز». وسائل الشيعه، ج 3، ص 29.

كسي كه نماز را سبك شمرد، به تدريج آن را ترك خواهد كرد. ترك نماز دليلي جز سبك شمردن دين و مسخره كردن آيين ندارد. امام صادق(ع) هنگام وفاتش فرمود: «به شفاعت ما اهل بيت نمي رسد كسي كه نمازش را سبك شمرد». بحارالانوار، ج 79، ص 235

5- بیفایده دانستن نماز، كه باعث میشود انسان آن را به صورت یك وظیفه خشك بینگارد و طبیعی است این موضوع با شناخت نماز و آثار آن با مطالعه كتبی كه در مورد نماز نگاشته شده و خواندن روایات مربوط به نماز و داستانهای نماز معصومین و . . . به مقدار زیادی برطرف شود.

6- خیال عدم احتیاج و بینیاز انگاری، كه این موضوع با غفلت از احتیاجات و نیازهای انسانی  و غفلت از این كه مؤثر كامل در رفع احتیاجات ما خداوند است به وجود میآید و به نظر میرسد، تفكر در حقیقت وجود خود و توجه به احتیاجات و نیازهای انسان و فهم و دقت در این مطلب كه خداوند مؤثر اصلی در رفع این نیازهاست؛ و قرائت قرآن، تفكر در آن و مطالعه كتب سودمند و .... می تواند این مشكل را رفع نماید.

7-  ممكن است كسالت در نماز محصول سلب توفیق الهی باشد، كه (نعوذبالله) در اثر انجام گناهان ، و در مرحله بعد انجام مشتبهات و در مرحله بعد انجام مكروهات به وجود آید؛ كه در این مرحله نیز باید اسباب سلب توفیق را بر طرف نماید و با انجام صحیح واجبات، از خداوند در خواست ذائقهای بنماید كه حلاوت عبادت را درك نماید.

8- در دین مبین اسلام سفارش شده است كه زنان و دختران در ایام عادت ماهیانه و در اوقات مخصوص نمازهای یومیه بر سجاده خود نشسته و مقدار زمانی را كه به طور معمول صرف نماز خواندن می كنند، به جای ادای نماز به ذكرهای مستحبی مشغول شوند. شاید حكمت اصلی این كار كه مستحب هم شمرده می شود جلوگیری از تنبلی و كاهلی نسبت به نماز در ایام پاكی زنان است.

راه كارهای عملی:

1.  شناساندن پیامدهای سستی در نماز: يكي از عوامل و راهكار مهم توجه به نماز شناخت پيامدهاي منفي سستی در نماز است.

رسول خدا (ص) مي فرمايد: "كسي كه نماز خود را سبك گيرد و در به جا آوردنش سستي نمايد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مي كند؛ شش بلا در دنيا و سه تا در موقع مردنش و سه در قبر و سه در قيامت و هنگامي كه از قبر بيرون مي آيد.

اما شش بلاي دنيوي:

1ـ خداوند بركت را از عمرش كم مي كند.

2ـ بركت را از روزيش بر مي دارد.

3ـ از صورتش نشانة نيكوكاران را بر مي دارد.

4ـ هر كار خيري كند، پذيرفته نمي شود و براي آن اجري ندارد.

5ـ دعايش مستجاب نمي شود.

6ـ از دعاي نيكوكاران بهره اي ندارد". گناهان كبيره، ج 2، ص 187 ـ 188.

2.  شناساندن آثار نماز:

يكي از راه هاي تداوم نماز ، شناخت آثار معنوي، سياسي و اجتماعي نماز است. اگر انسان با فلسفه و علل تشريع نماز آشنايي داشته باشد، در ادای فریضه نماز كاهلی نمی كند.چه بسا بزرگان دين با شناخت آثار نماز، به عبادت پرداخته و قله هاي رفيع معنويت را فتح كرده اند.

3. برنامه ورزشی منظم: اگر در برنامه زندگی خود جای ورزش، خصوصا ورزش تخصصی را خالی یا كمرنگ می بیند هر چه سریعتر با ثبت نام در یك كلوپ ورزشی، خود را ملكف به ورزش منظم كنید. ورزش تأثیر عمیقی بر تقویت اراده افراد دارد. كسب روحیه نشاط و سرزندگی مانع بروز دلزدگی و موجب بالا رفتن راندمان كاری و تقویت بنیه مذهبی انسانهاست.

4. تلطیف جومكان و شرایط نماز گذار: اختصاص سجاده زیبا و گلدوزی شده، عطر خوشبو، چادر سفید، انگشتر عقیق، اتاق ساكت و روشن و مواردی از این دست به تلطیف روحیه نماز گذار كمك می كند.

5. كسی كه نماز خود را در اول وقت بخواند، به طور خودكار برنامه زندگی خود را با صدای اذان تنظیم می كند. این كار دو خصوصیت ویژه دارد. اولا مقید به انجام نماز اول وقت می شود؛ دوما تا نماز را ادا نكند، همواره احساس خواهد كرد كه گمشده ای دارد كه برای رسیدن به او لحظه شماری می كند. پس اول نماز بعد ناهار. اول نماز بعد تلوزیون. اول نماز بعد شام و ... !

جهت مطالعه بیشتر به كتابهای زیر مراجعه فرمایید.

1-      كتاب "هزارو یك نكته درباره نماز"اثر آقای حسین دیلمی

2-      كتاب"سیمای نماز در آثار علامه حسن­زاده آملی"

3-      كتاب "معرفت نفس" اثرعلامه حسن زاده آملی در این موضوع توصیه میشود.

4-      نماز عارفانه، جواد محدثی ، بوستان كتاب ، قم

5-      حضور قلب در نماز، علی اصغر عزیزی تهرانی ، بوستان كتاب ، قم

6-      نماز  زیباترین الگوی پرستش ، غلامعلی نعیم آبادی ، ستاد اقامه نماز

ممنون میشم راهنماییم کنید
بر خلاف ظاهر ساده مشكل اين فرد بايد گفت اهمال كاري ايشان در نماز يا همان به اصطلاح كاهل نمازي ريشه هاي عميق روان شناختي دارد.

سلام من شخصی را میشناسم که نمازش را به زور می خواند خودش رو به هر در و دیواری می زنه که از وقت نماز بگذره و نمازش نخونه قضا هم که اصلا فکرشم نمی کنه همش میگه درس تموم میشه کار تموم میشه همه چیز یه روزی تموم می شه، ولی نماز نه آخی آدم چقدر باید نماز بخونه می خواستم بدونم نماز خوندن چنین شخصی چه حکمی دارد آیا نمازهایش مقبول حق می باشد چه باید کرد تا درست شود و نمازش رو کامل بخونه و پایبند نماز باشه ممنون میشم راهنماییم کنید ضمنا مرجع تقلید من آقای خامنه ای است. ولی اصلا این چیزارو قبول نداره مقلد نداره؟

بر خلاف ظاهر ساده مشكل اين فرد بايد گفت اهمال كاري ايشان در نماز يا همان به اصطلاح كاهل نمازي ريشه هاي عميق روان شناختي دارد.

در درون مغز ايشان طرح واره هاي ذهني معيوب فراواني قرار دارد كه هر كدام سد مهمي در برابر رغبت ايشان به نماز به وجود مي آورد.

به احتمال زياد اين مساله از عهده شما بيرون است و در صورتي كه رابطه شما با اين فرد ضرورت ندارد. چه بهتر كه از اصرار بر اصلاح ايشان بپرهيزيد.

همان طور كه مي دانيد معاشرت با افراد افسرده، ما را نيز افسرده مي سازد و معاشرت با افرادي كه در ابتدائيات دين لنگ مي زنند تأثير مثبتي بر افزايش روحيه دينداري ما ندارند. درباره حكم نماز ايشان هم ما بندگان خدا نمي توانيم اظهار نظر كنيم ايشان مي داند و خداي خودش.

به عنوان يك روان شناس به شما دوست عزيز باز خاطر نشان مي سازم كه احتمالا ايشان بي نصيب از برخي اختلالات رواني نيست و درمان اختلالات رواني به جز از عهده روان شناس حاذق بر نمي ايد در صورتي كه اصرار بر حفظ رابطه با ايشان داريد توصيه مي شود به جاي موعظه درماني و نصيحت درماني به ايشان فرصت دهيد و صرفا در برخي بزنگاه ها به عرصه اصلاح اشان ورود نماييد.

ان چه در  عالم خلقت اهميت صدردصدي دارد خود شخص شماست و شما در وهله اول بايد به تقويت روحيه مذهبي خود بپردازيد و نبايد اشتغال ذهني به اصلاح ديگران شما از اصلاح روز افزون خود باز دارد. گاهي انسان ها به خود مي آيند و مي بينند كه سال هاي زيادي را بي دليل مصروف اصلاح ديگران نموده اند و از اصلاح خود بازمانده اند.

اشكالی نداره اگه رابطمو با دوستم ادامه بدم؟ ...
در اشتباه و غلط بودن رفتار دوست شما كه با پسرها حرف می زند و بدین شیوه با آنان ارتباط برقرار می كند، شكی نیست، چرا كه هم از منظر دین، صحبت با نامحرم در غیر ...

 من یه دوستی دارم كه با پسرها حرف می زنه می خواستم بدونم اشكالی نداره اگه رابطمو با دوستم بدون این كه تو كاراش دخالت كنم ادامه بدم یعنی مشكلی برام پیش نمیاد لطفا راهنماییم كنید.

در اشتباه و غلط بودن رفتار دوست شما كه با پسرها حرف می زند و بدین شیوه با آنان ارتباط برقرار می كند، شكی نیست، چرا كه هم از منظر دین، صحبت با نامحرم در غیر كارهای ضروری جایز نیست؛ هم از منظر روانشناختی، این گونه ارتباطات خالی از اشكال نیست و آسیب های فراوانی در آن نهفته است. همه آسیب ها به خاطر این است كه معمولاً این گونه ارتباطات در یك سطح باقی نمی ماند و به تدریج دایره ارتباطات گسترش می یابد. به دیدار حضوری، قرار ملاقات، گشت و گذار، ارتباطات پنهانی نامشروع و دیگر مسائل كشیده می شود. چه بسا ممكن است آبرو و تمام هستی فرد را به مخاطره بیندازد.

 كاری كه  ابتدائاً می توانید در قبال دوست تان انجام دهید، این است كه با دوست تان در یك فضای آرام و با آرامش با او گفتگو كنید. وی را از آسیب های روابط دختر و پسر آگاه گردانید. برای این منظور می توانید كتاب هايي در زمينه ارتباط دختر و پسر و آسیب های آن و دوستی های نامناسب تهيه كنید و در اختيارش قرار دهيد يا مثلاً به او بگوييد اين كتاب ها را مطالعه كردم، بسيار با ارزش و خوب و مفيد بود. اگر دوست داريد، شما هم مطالعه كنید. البته می توانید بخش هایی از آن ها را با او به مباحثه بپردازید. وی را عملاً وارد بحث كنید. غیر مستقیم او را با آسیب های این گونه روابط آشنا سازید.

به هر حال وظیفه شما نسبت به وی در ابتدای امر، آگاه كردن از آسیب های ارتباط دختر و پسر و پرهیز دادن از روابط دختر و پسر و امر به معروف و نهي از منكر است. امر به معروف و نهي از منكر مسئوليت بزرگي است كه بايد با ظرافت خاص انجام گيرد تا مؤثر واقع شود. طبيعي است كه اگر اين فريضه الهي به طور شايسته عملي گردانید و مراتب و آداب خاص آن در نظر بگیرید و راه های مختلف آن را امتحان كنید، مسلماً بی تأثیر نخواهد بود. چه بسا ممكن است دوست تان متوجه اشتباه خود گردد و از كار ناشایست و غیر شرعی و ارتباط با جنس مخالف دست بردارد و در مسیر درست زندگی قرار گیرد.

اما اگر در نهایت امر به معروف و نهي از منكر زبانی و عملی شما كارگر نیفتاد و  نتوانستید روی دوست تان تأثیر بگذارید و او را از رفتار نادرست بازبدارید، چاره ای جز ترك او و قطع رابطه دوستانه ندارید. باید از همنشنی با وی بپرهیزید. دیگر از مصادیق دوست ناباب‏ و همنشين بد تلقی می گردد كه قرآن كریم در سوره مدثر رفاقت با آنان را منع نموده است. رفاقت و همنشیني با انسان هاي فاسد از علل جهنمي شدن اهل دوزخ به شمار می آید. قرآن در سوره فرقان آیه28 از زبان افراد منحرف كه گرفتار عذاب دوزخ شده‏اند مي‏فرمايد: « يا وَيْلَتي‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً؛ واي بر من، اي كاش فلان فرد بدكار را رفيق نمي‏گرفتم، كه رفاقت او مرا از پيروي حق محروم ساخت و گمراه گردانيد. آري، شيطان براي انسان مايه سرافكندگي و خواري است. » بنابراین وقتي انسان با دوستاني نامناسب رابطه برقرار مي‏كند، ناخودآگاه بسان بيماري‏هاي واگيردار خصلت هاي آنان در او اثر مي‏كند. حضرت علي عليه السلام مي‏فرمايد:

«لا تصحب الشرير فان طبعك يسرق من طبعه شرا و انت لا تعلم؛

از مصاحبت با فرد فاسد و شرور بپرهيز كه ناخودآگاه طبع تو بدي را از طبع او مي‏دزدد. » در حقیقت، هر قدمي كه انسان در رفاقت با دوست ناباب بر مي دارد، قدمي است كه به طرف لجنزار فساد و منجلاب سقوط برمي دارد. در واقع، دوستان ناباب دشمن انسان هستند. آدمي هر قدر هم كه پاك باشد، هنگامي كه با ناپاكان، رفاقت و نشست و برخاست مي نماید، بیماري اخلاقی شخص فاسد بسان مرضي مُسري در او سرایت مي كند. قطعاً اثر و خطر رفیق بد در از بین بردن اخلاق انساني كم تر از میكروب در مریض كردن جسم نیست، بلكه به مراتب بیش تر و مهم تر است. «لرد آویبوري» مي گوید: باید در انتخاب دوستان دقت كرد. غالب مصیبت هاي ما در نتیجه معاشرت هاي بی جا و نامناسب پدید مي آید.

اگر در نهایت تلاش های تان مؤثر نیفتاد و دوست تان آگاه نگردیدد، پیمان دوستی شما دیگر اعتباری ندارد، به همین خاطر می بایست رفاقت خود را با او خاتمه بدهید. به جای او افراد صالح، مؤمن و شایسته دیگری را جایگزین كنید.  نمی توانید، مشكل به این بزرگی را در رابطه خود با دوست تان نادیده بگیرید و به دوستی خود با او بدون این كه دوست تان رفتار غلط خود را اصلاح كند، ادامه دهید.

فراموش كردنش خيلي سخته. چيكار كنم؟
دوست پسر شما از جمله معدود پسراني است كه حداقل برخي از حقائق اين روابط صددرصد آسيب زا و نافرجام را به سمع و نظر شما رسانده است. از نظر ما روان شناسان «خيلي ...

فراموش كردنش خيلي سخته. چيكار كنم؟

دوست پسر شما از جمله معدود پسراني است كه حداقل برخي از حقائق اين روابط صددرصد آسيب زا و نافرجام را به سمع و نظر شما رسانده است. از نظر ما روان شناسان «خيلي دوست داشتن» بيش از آن كه حكايت از يك امر مثبت داشته باشد حكايت از يك امر منفي و حتي مرضي دارد.

عشق و وابستگي عاطفي هر چند ظاهري رويايي و ماورايي دارند، ولي در واقع ريشه در برخي ناهنجاري هاي روحي احتمالي مانند اضطراب، افسردگي و وسواس فكري دارد. وقتي من مضطربم، بديهي است كه به دنبال يك آرامشگر دروني يا بيروني بگردم، حال اگر در اين شرايط با يك جنس مخالف رابطه برقرار كنم بعد از مدتي آن جنس مخالف به صورت كاذب و غيرواقعي از سطح اضطراب مي كاهد. اين آرامشگر كاذب بيروني بعد از مدتي دوري اش براي من دشوار مي گردد و فرد حتي با تصور دوري و فراق وي دچار اضطراب فزاينده مي گردد. جنس مخالف مانند آب شور است كه  هر چند در ابتدا كمي رفع عطش مي كند ولي در ادامه چندين برابر بر سطح عطش و تشنگي ما مي افزايد. اگر در خود دقت كرده باشد از وقتي كه با اين پسر دوست شده ايد ميزان اضطراب شما نه تنها كاهش نيافته، بلكه به انواع و انحاي مختلف فزوني يافته است.

دختران افسرده دل چه بسا با يك ابراز علاقه جنس مخالف به وي وابسته گردند و بعد از مدتي او را تنها معناي زندگي خود قلمداد كنند. به گونه اي كه زندگي بدون وي را ناشدني يا حداقل بسيار دشوار بدانند.

واقعيت اين است جنس مخالف در بهترين شرايط نمي تواند چيزي جز يك معناي موقت و گذرا به ما ارزاني دارد و  هر چه بيشتر در مسير رابطه با جنس مخالف گام بر مي داريم نه تنها از درجه افسردگي احتمالي ما كاسته نمي شود. بلكه به صورت روزافزون بر شدت آن افزوده مي گردد. ما بايد معنا زندگي را در درون خود جستجو نماييم وگرنه ديگران نمي توانند معناي ثابت و پايداري به زندگي ما ببخشند.

چرا فراموش كردن خاطرات هيجاني گذشته سخت و دشوار است؟ چون كه در برخي موارد اين خاطرات همچون افكار وسواسي به ذهن ما مي چسند و با هر حمله و هجمه اضطراب به ما، ذهن ما ناخودآگاه به نشخوار ذهني اين خاطرات براي كسب آرامش مي پردازد.

عشق مرضي در حقيقت چيزي جز يك فكر يا رفتار وسواسي نيست. فرد وسواسي خودش مي خواهد كه فكر يا رفتار وسواسي اش را كنار بگذارد، ولي عملا نمي تواند و مجبور مي شود بار ديگر به آن تن دهد.

اگر تا حدودي پذيراي مطالب بالا باشيم بهترين راه برون رفت از اين مخمصه هاي عاطفي كه ثمره اي جز فرسايش روحي رواني و اتلاف عمر ندارند، چيزي جز درمان تخصصي اين دو سه اختلال احتمالي نيست. وقتي ما از طريق مراجعه به روان شناس باليني همجنس خود به درمان اضطراب و ... مي پردازيم، به ناگاه متوجه مي شويم كه جدايي از معشوق زياد هم دردناك نيست، بلكه بسيار آرامش بخش و روح افزاست. خلاصه كلام اين كه با توجه به سن نسبتاً پايين تان حيف است از هم اكنون اين مسايل عاطفي را حل نشده باقي گذاريد و بهترين راه حل اين مسائل و مشكلات نه خوددرماني بي ثمر بلكه مشاوره با يك روانشناس يا مشاور خانم مي باشد.

نمی دانم بهش بگم یا نگم راستی تا حالا با هیچ دختری حتی هم كلام نشدم
متاسفانه پديده عشق و عاشقي يكي از مسائلي است كه به ويژه در دهه هاي اخير به دلايل مختلف از جمله تبليغات رسانه هاي جمعي مطبوعات فيلم ها ترانه ها رمان ها و ...

چوانی مذهبی هستم اهل نماز و روزه چند وقتی است عاشق یك دختر شده ام نمی دانم بهش بگم یا نگم راستی تا حالا با هیچ دختری هم حتی هم كلام هم نشدم

آن چه در پي مي آيد نگاهي آسيب شناسانه و نه همدلانه به نامه بسيار كوتاه شماست امید است كه شما را نه به تألم (دردمندی) بلكه به تأمل بيشتر فرا خواند.

متاسفانه پديده عشق و عاشقي يكي از مسائلي است كه به ويژه در دهه هاي اخير به دلايل مختلف از جمله تبليغات رسانه هاي جمعي مطبوعات فيلم ها  ترانه ها رمان ها و ... به يك پديده بسيار رايج در میان جوانان تبديل شده است. هر پسر یا دختري با يك نگاه چند ثانيه اي (ادامه دار) به ناگاه خود را عاشق سينه چاك ديگري مي يابد عشق از نظر ما روان شناسان زياد ماهيت بهنجار ندارد به ويژه آن كه باعث افت شديد عملكرد روزمره فرد گردد اين كاهش ميزان عملكرد اگر به مدت طولاني مثلا 6 ماه تداوم يابد قطعا نا بهنجار است و نبايد با تعابير احیاناً شاعرانه و رمانتيك به تفسير و تحليل ان پرداخت عشق كه به وابستگي عاطفي بينجامد نوعي فكر يا رفتار وسواسي است كه با اضطراب افسردگي و نوسانات هورمون هاي جنسي بيگانه نيست.

متاسفانه به هر دليلي عشق هاي با ماهيت مرضي دست مايه بسياري از ازدواج ها مي گردد و اگر شما سري به دادگاه هاي خانواده بزنيد زوجين خواهان طلاق بسياري خواهيد يافت كه روزي عاشق سينه چاك يكديگر بوده اند عشق چه پاك باشد چه نا پاك چه مرضي باشد چه سالم به هيچ وجه دستاويز خوبي براي انتخاب همسر نيست و فرد عاشق چاره اي جز ناديده گرفتن ملاك ها و معيار هاي انتخاب همسر ندارد. وقتي پسری دلش هوایي دختري شد آن دختر هر كه باشد و هر چه باشد بايد به عقد وي در بيايد پس نبايد عشقي كه در پي چند رد و بدل شدن نگاه خارج از چارچوب صورت مي پذيرد جدي گرفت و براي آن به زير و زبر كردن آسمان و زمين پرداخت كسي منكر مذهبي بودن شما نيست. ولي اصل اول مذهبي بودن رعايت همه جانبه احكام شرعي است شرعي كه يكي از مهمترين احكامش حفظ حریم نگاه است. بي شك هيچ فردی كه حريم نگاه را مراعات مي كند در دام پر آسيب عشق فرو نمی غلتد

هر گونه پيش روي شما در اين علاقمندي راه تنفس شما را خواهد بست و شما به اجبار با بسياري از امور مثبت زندگي براي هميشه خداحافظي خواهد كرد.

البته ما شرايط شما و نيازهاي به حق شما را كاملا درك مي كنيم ولي بحث ما بيشتر در عواقب بسيار خانمان سوز اين گونه عشق های به ظاهر بي آسيب و پاك مي باشد.

عشق در بسياري موارد پس از مدتي مانند پيچك در تمام سلولهاي فرد عاشق ريشه مي دواند و فرد از روال طبيعي خارج مي سازد معمولا اين عشق هاي شيرين در ادامه به تلخ ترین صحنه هاي زندگي انسان مبدل مي گردد و فرد راهي براي بازگشت و رهايي از آن نمي يابد.

نكته ديگر اين كه اين دختر معصوم از همه جا بي خبر چرا بايد ناخواسته از زندگي طبيعي اش خارج گردد و بدون هيچ دليل قانع كننده ای هم داستان شما در قصه پر غصه عشق گردد. آيا انصاف است كه من نا آرامي و تنش هاي دروني خود را به ديگري منتقل سازم. آيا اگر اين عشق به هزاران دليل به وصال منتهي نگردد. براي اين دختر بي گناه ازدواج موفق با پسر ديگر مقدور است. آيا دختر دست خورده عاطفي مي تواند مانند يك دختر طبيعي پا در زندگي مشترك با پسري غير از شما نهد قطعا شما با اين كار ايشان را از زندگي عادي و خداپسندانه اش خارج خواهيد ساخت و اثرات وضعي و پيامدهاي ماورايي و اين دنيايي ان تا پايان عمر گريبان گير شما خواهد بود فقط در يك صورت كه شما همينك واجد شرايط اوليه ازدواج مي باشد. (نه يك سال يا چند سال ديگر) مي توانید از طريق خانواده خود به خواستگاري رسمي ايشان اقدام نماييد در غير اين صورت هر گونه ورورد سر زده شما در حريم روانی ايشان (هر چند به بهانه ازدواج در سال هاي اينده باشد ) بسيار در تغيیر منفي سرنوشت شما موثر خواهد بود. چه اين دختر بهترين و مطلوبترين دختر عالم باشد يا نباشد. بايد به صورت روز افزون سعي در تعديل و نه تشديد اين علاقمندي نماييد.

اگر دختری با پسرهای زیادی دوست باشد و ازدواج كند چه میشود؟
اگر بیش تر در مورد دختر مورد نظرتان و خانواده او و دلایل وی برای رفتن به سوی دوستی های خارج از چهارچوب دینی و فرهنگی به ما گفته بودید، ...

اگر دختری در زمان مجردی با پسرهای زیادی دوست باشد و ازدواج كند چه می شود؟

اگر بیش تر در مورد دختر مورد نظرتان  و خانواده او و دلایل وی برای رفتن به سوی  دوستی های خارج از چهارچوب دینی و فرهنگی به ما گفته بودید ، راهنمایی ما می توانست صورت دقیق تری به خود بگیرد، اما بههر حال  باید بگوییمكه:

دوست  پسر داشتندر خوشبینانه ترینحالت به معنی قطع رابطه با دوست  پسر قبلی و دوست شدن  با پسری دیگر است . این امر می تواند نشانگر مشكلات شخصیتی خاص در دختر مورد نظر شما و نیز ناكامی هایی در دوستی ها به بن بست رسیده باشد. لازم است به خاطر موفقیت ایشان در زندگی مشترك آینده، مشكلات و كاستی ها، هر یك جداگانه كالبد شكافی شده و مورد بحث و بررسی قرار گیرد و سپس به اصلاح آن اقدام گردد.  این منوط به دادن اطلاعات تكمیلی در مورد روحیات وی و خانواده وی می باشد؛ ولی می توان احتمالات زیر را مطرح نمود:

1-   فرد در ایجاد یك رابطه نسبت به مبانی بسیار كم توجه است . بدون رسیدن به شناخت كافی و بر اساس احساسات دست به  انتخابی عجولانه  و نادرست می زند .بعد از آن كه می بیند انتخاب او درست نبوده ، پشیمان می شود و دنبال كس دیگری كه احتمال می دهد برخی از خصوصیات مورد نظرش را داشته باشد می رود.

 2-  با بروز برخی مسائل و مشكلات و مشاهده كوچك ترین ناملایمات، خیلی زود میدان را خالی كرده و حاضر به تحمل و یا حل كردن مشكلات نشده ؛ اگر این حالت ریشه های شخصیتی داشته باشد، می تواند زندگی مشترك آینده او را  تهدید كند.

 3-  فردی ماجراجو و تنوع  طلب و فاقد احساس  وفاداری لازم برای  یك رابطه متقابل است. مسلما هیچ كدام از این سه احتمال  برای فردی كه خواهان ورود به  امر ازدواج است، پسندیده نیست؛ چنین شخصی باید مورد كالبد شكافی روانی و روان درمانگری قرار گیرد.

  البته سوال  بیانگر دل مشغولی در باره آینده تان و اهمیت زیادی است كه برای ازدواج و زندگی مشترك قائلید. این نكته بسیار مثبتی محسوب می شود كه با تكیه بر آن می توان نسبت به برطرف ساختن نابهنجاری های رفتاری اقدام نمود. قطعا ازدواج موفق و تشكیل كانون خانواده ای گرم و پایدار خواسته ای است كه هر فرد سالمی به طور طبیعی آرزومند آن است.

 ایجاد روابط متعدد با جنس مخالف می تواند آسیب های جدی به این نیاز فطری وارد آورد. آینده ایشان را دستخوش تلاطمات روحی و روانی زیادی نماید. اگر چه ایجاد روابط متعدد با جنس مخالف تلاشی است برای رسیدن به احساس آرامش! اما متاسفانه این  گونه روابط تنها صورتی توهمی و خیالی از یك رابطه واقعا حمایتگر به دست می دهند؛ در حالی كه ازدواج قراردادی است كه بین دو فرد بالغ كه به طور آگاهانه یكدیگر را برای یك عمر زندگی بر اساس محبت و اعتماد و تعهد متقابل  انتخاب كرده اند ،منعقد می شود .

قرار گرفتن در این قرارداد مسئولیت های مختلفی را متوجه دو نفر می كند كه به سادگی نمی توان از انجام آن ها شانه خالی كرد. پس دختر مورد سوال شما، قبل از هر چیز باید متوجه اشتباهات خود در گذشته بشود . بداند كه ازدواج امری است كاملا متفاوت با روابطی كه تاكنون داشته،  این گونه روابط خارج از چهارچوب می تواند ضربات جبران ناپذیری به زندگی مشترك آینده او وارد آورد . در این جا به برخی از این موارد كه بیش تر گریبانگیر دختران می شود، اشاره  مینماییم:

1-      اولین مسئله ای كه گریبان گیر این اشخاص می شود ،هنگام انتخاب همسر است .كسی كه عادت كرده سریع با یك فرد رابطه ایجاد كند و با بروز مشكلی او را رها كرده و به سراغ فرد دیگری برود ،مهارت كافی را برای یك انتخاب صحیح و عاقلانه ندارد . باید با یادگیری مهارت های صحیح انتخاب همسر ،خود را از خطر انتخابی عجولانه و اشتباه نجات بدهد.

2-      وقتی دختر و پسری با هم ازدواج كردند، هركدام از طرفین كه قبل از ازدواج اهل برقراری رابطه با جنس مخالف بوده اند، به خاطر قیاس به نفسی كه می كنند، همیشه از این نگران هستند كه مبادا طرف شان اهل این گونه رابطه ها باشد . شكاكیت زندگی مشترك را به سوی آسیب و تلخ كامی سوق می دهد.

3-      بعد از ازدواج هر یك از طرفین نگران  این مسئله می شوند كه مبادا همسرشان  از روابط قبلی آن ها بویی ببرد، مخصوصا این  مسئله برای اكثر آقایان بسیار با اهمیت  است كه تنها مرد  زندگی همسرشان  باشند. اما حتی  اگر چنین نباشد ، زن نباید از دوستی  های خود و حتی  از خواستگاران سابقش  برای شوهرش گفتگو  كند،چرا كه باعث برانگیخته  شدن حسادت و  خشم در مردان می شود. این اصلا به نفع  زندگی مشترك آن ها نیست؛

ضمن آنكه صحبت با دیگری در باره گناهی كه مرتكب  شده ایم، گناهی چه بسا بزرگ تر است . مهم تر  این كه گناهان هر فرد  مسئله ای است بین  آن فرد و خداوند ؛ آن هم در صورتی  كه فرد توبه واقعی  كند و حقیقتا از كار خود پشیمان شده و با خود  برای عدم تكرار  آن عهد ببندد، خداوند ستار العیوب است و راز او را فاش نخواهد كرد.

4- تجربیات گذشته  ممكن است در ذهن  انسان زمینه ساز  شك و بدگمانی به طرف مقابل شود  كه مبادا او هم چنین روابطی داشته یا هنوز به آن مبتلا باشد. با دقت  بیش تر در هنگام  انتخاب و توكل به خداوند، بر اساس پاكدامنی و وفاداری خود، باید نسبت به همسرش خوش گمان باشد.

5-      اگر چنین دختری كه  از او یاد كردید، از كرده خود  پشیمان شود و با دقت انتخاب درستی بكند و همسرش نیز  از گذشته او با خبر  نشود، باز مشكلاتی در زندگی مشترك  او در صورت بی توجهی  ممكن است رخ دهد.

 وقتی  سرمایه محدودی داشته باشید و  آن را در جایی مثل  بانك ذخیره كنید،  با سرمایه گذاری بزرگ و به موقع و  هوشمندانه می توانید آن را چند برابر  كنید. اما اگر برای مصارف  یا سرمایه گذاری های كوتاه  مدت و بی بازده  به صورت پی در پی از آن برداشت كنید،  كم كم چیزی از سرمایه باقی نمی ماند.

  عشق و محبت هر فرد  سرمایه درونی ارزشمند  اوست . اگر در موقعیت سودبخشی مثل ازدواج سرمایه گذاری شود، سود و فایده  فراوان آن متوجه خود فرد می شود. اما  اگر هر از چند گاهی آدمی دل به شخصی بسپارد و عشق خود را ارزانی او كند و  بعد از قطع آن رابطه  و ایجاد رابطه  بعدی و ... به تدرج چیزی از سرزندگی و  عواطف اولیه باقی نمی ماند! پس  اگر فرد مورد نظر  از این مسئله آگاه نباشد ،ممكن است با خود فكر كند شور و هیجانی كه در اولین رابطه  ها با دوستانش داشت، چرا الآن وجود ندارد ؟ برای ایجاد عشق  و گرمی در رابطه  با همسرش به خاطر تصویر غلط  تلاشی نكند كه قطعا با آگاهی نسبت به  نقصان می توان این مشكل را برطرف  كرد.

6-      یكی دیگر از مشكلات محتمل  برای افرادی در این  موقعیت ،مقایسه دائمی  همسرشان با افراد  قبلی است. شكی نیست كه افراد با هم متفاوتند . هر كدام مجموعه ای از محاسن و معایبند  . نمی توان و  نباید دو نفر را با هم مقایسه كرد.  اما  این دامی است كه معمولا افراد در آن گرفتار می شوند . دائما همسر خود  را با دوستان سابق شان  مقایسه می كنند، مثلا وقتی به مشكلی با همسرشان برمی خورند،  با خود فكر می كنند فلانی این خوبی را داشت.  عیب های دیگر آن پسر و شرایط  خاص آن رابطه و خوبی های دیگر همسرشان را فراموش و مشكل را جدی تر می كنند. این در مورد دخترانی كه همسرشان اولین  عشق زندگی آن هاست و او را بهترین می دانند  و بدون پیش داوری شروع به شناخت او می كنند، كم تر اتفاق  می افتد .

مقایسه دائمی  یك فرد با دیگران رفته رفته ارزش های  آن فرد را در چشم  آدمی كاهش داده؛  از طرفی فرد مقابل  را هم دلزده كرده و او حس می كند مورد بی احترامی واقع شده است.

  اكثر مواردی كه گفته شد و  مشكلات دیگری كه طبعا در پی چنین مسائلی ممكن است پیش بیایند ، با مراقبت و یادگیری مهارت های مربوط به انتخاب همسر و همسر داری و دیگر مهارت های مرتبط تا حدودی قابل كنترل هستند . با امید به یاری خداوند و عزم راسخ برای ساختن یك زندگی سالم و رابطه ای بی آلایش می توان بر هر مشكلی چیره شد.

اگر از پسری خوشمان بیاید، چطوری به او ابراز علاقه کنیم؟
در خصوص روابطی كه اساس و پایه شرعی ندارد ، نمی توانیم به شما پاسخی بدهیم ،چون اساساً آن را برای سلامت روانی و سعادت بشری مخل می دانیم . بسیاری از آسیب های ...

اگر از پسری خوشمان بیاید، چطوری به او ابراز علاقه کنیم؟

در خصوص روابطی كه اساس و پایه شرعی ندارد ، نمی توانیم به شما پاسخی بدهیم ،چون اساساً آن را برای سلامت روانی و سعادت بشری مخل می دانیم . بسیاری از آسیب های روانی و اجتماعی نیز از آن سرچشمه می گیرد. اما در ادامه اگر منظور آن است كه با هدف ازدواج به یك پسر نشان دهیم كه به او علاقه داریم، در تمام جوامع مرسوم است كه جنس مذكر از جنس مونث خواستگاری نموده و به او ابراز علاقه می كند.

دلایل بسیاری نیز وجود دارد كه باعث می شود  به عنوان یك دختر خود را در معرض مخاطره قرار ندهیم. در موارد متعددی با این پدیده روبرو هستیم كه همسر خانم پس از ازدواج به زن خود كه ابراز علاقمندی كرده بوده است،

می گوید : خودت را بر من تحمیل كرده ای.

با این وجود ، منع شرعی برای این كار وجود ندارد . تنها به دلیل عرفی نبودن و نتایج و پیامدهای نامطلوب آن ، توصیه به ترك این كار را پیشنهاد می كنیم.

پيامدهاي منفي خواستگاري دختر

الف) درست است كه اقدام به خواستگاري از آشنايي هاي پيشين حكايت مي كند. اما هر آشنايي منجر به دل بستگي و محبت به يكديگر نمي شود . ممكن است به پيوندي خجسته  و تشكيل خانواده اي موفق نيانجامد ... دختر جوان، تشنه محبت عشق و در جستجوي تأمين نيازهاي عاطفي خويش است . گاه نمي تواند تشخيص دهد كه همه جوانان در اظهار علاقه و ابراز محبت صادق نيستند.(1)

ب) امكان پاسخ منفي از سوي پسر يا خانواده و وابستگان او نبايد مورد غفلت و بي توجهي واقع شود. بنابر اين بايد همانند پسري كه اقدام به خواستگاري مي كند و جواب رد مي شنود، او نيز خود را براي شنيدن پاسخ منفي آماده نمايد. چه بسا اتفاق مي افتد كه به رغم تمايل دختر و پسر به زندگي مشترك، وابستگان دو طرف از وصلت و پيوند جلوگيري مي كنند. از اين رو احتمال اين كه دختر از نظر رواني، روحي و عاطفي آسيب پذير شود، وجود دارد. اين در صورتي است كه دختر اذن پدر را جلب كرده باشد، اما در صورت اقدام خودسرانه و تصميمي عجولانه، بر دشواري امر افزوده مي شود؛ زيرا اجازه ندادن پدر به اين كار، يعني بر هم زدن تمام مقدمات و بستر هاي فراهم شده توسط دختر و پسر كه سخت، طاقت فرسا و دشوار است.

ج) بر فرض كه خواستگاري به سرانجام برسد و به ازدواج ختم شود، دختر جوان بايد خود را براي سركوفت ها و منت گذاري هاي احتمالي، برچسب ها و انگ ها از سوي پسر و خانواده او و حتي از سوي خانواده خود مهيا نمايد؛ چرا كه ممكن است با بروز هر مشكلي، در خانواده سيل تحقيرها و تهمت ها متوجه او شود.

از نظر عرفي، اقدام به اين كار به صورت مستقيم چندان مطلوب و پسنديده نيست . بهتر آن است كه وابستگان دختر در صورت وجود شرايط لازم، به صورت غير مستقيم در اين امر خدا پسندانه اقدام نمايند.

 در نتيجه:

1. الزام شرعي در خواستگاري مرد نبوده و خواستگاري زن حرام نمي باشد.

2. رسم خواستگاري مرد منحصر به ايران و جوامع اسلامي و زمان حاضر نبوده؛ بلكه از دير باز در اقوام و ملل مختلف رسوم بوده است.

3. خواستگاري مرد مطابق با راز خلقت انسان و هماهنگ با روحيات و نقش زن و مرد در زندگي است.

4. شكست و ناكامي در خواستگاري، براي مرد قابل تحمل است؛ اما در زن اثر روحي ـ رواني نامطلوب مي نهد.

5. خواستگاري، مرد ضامن حفظ تعادل نظام اجتماعي است . ايجاد توازن ميان قدرت جسماني مرد و ضعف جسماني زن است.

6. در مجموعه خواستگاري مرد نوعي احترام به شخصيت زن است.

7. زن با حفظ شرايطي مي تواند خواستگاري كند تا از آسيب هاي ياد شده مصون باشد (غير مستقيم . فرد مقابل داراي سجاياي والاي انساني باشد . كمك از واسطه امين، كار آمد و رازدار و ...)

اما در ادامه برای رخ دادن این امر نكات ظریفی دارد كه نباید از چشم دور بماند.

- خواستگاری با ایجاد ارتباط عاطفی فرق دارد. در فرهنگ ما خواستگاری یعنی به صورت رسمی خواستن خود را نسبت به همسر آینده چنان اعلام كنید كه در پی آن هر دو طرف در صورت مثبت بودن نظرشان ، مراسم ازدواج صورت گیرد.  پس اینكه یك طرفه به یكی اعلام كنیم دوستش داریم ، خواستگاری یا ازدواج نیست . صرفا اطلاع رسانی است.

اما به هر حال راه هایی وجود دارد تا دختر راه و مسیر را برای آن كه پسر به خواستگاری بیاید، باز كند. یكی از روش های معمول آن است كه فردی را واسطه نمایید تا بدون اظهار آن كه شما خواسته اید، درباره شما با پسر گفتگو كند. این روش باعث می شود تا پیشنهاد دهنده پسر باشد و نه شما و مسایل و مخاطرات پیش گفته نیز پیش نیاید

آيا اشكالي داره با يه دختر دوست باشم؟
دوستي هاي دختر و پسر، افزون بر مشكلاتي كه براي آنها ايجاد مي كند و سبب اختلال در نظام زندگي آينده آنها مي شود، اشكلات جدي ديگري نيز دارد: ...

من پسري 17 ساله هستم و ميخواستم بدونم آيا اشكالي داره با يه دختر دوست باشم؟

دوستي هاي دختر و پسر، افزون بر مشكلاتي كه براي آنها ايجاد مي كند و سبب اختلال در نظام زندگي آينده آنها مي شود، اشكلات جدي ديگري نيز دارد:

1. خطرهايي را به ويژه براي دختر پديد مي آورد. با توجه به اين كه دو جوان، سرشار از عواطفند و در اوج غرايز جنسي قرار دارند (به گونه اي كه وقتي كنار هم قرار مي گيرند، فعل و انفعالات هورموني در وجودشان شكل مي گيرد و كشش فراواني در آن ها ايجاد مي شود)، احتمال بسيار وجود دارد كه به هم نزديك شوند و گوهر عفت دختر در معرض خطر قرار گيرد.

دليل مخالفت قرآن، روايات ديني و فقه اسلامي با اين گونه دوستي ها همين است. خداوند در قرآن كريم، دخترا  پسران را از ملاقات هاي پنهاني نهي مي فرمايد:

ولكن لاتواعدوهن سرا (بقره، آيه 235)

ولامتخذي اخدان (مائده، آيه 5)

ولامتخذات اخدان (نساء، آيه 25)

همه اين ها به جهت ايجاد زمينه آبروريزي ها، ارتباطات گناه آلود و در نتيجه لطمه به كانون ارزشمند خانواده است.

2. موضع تهمت است؛ زيرا ديگران در صورت مشاهده دختر و پسر با هم ممكن است گمان وجود رابطه نامشروع داشته باشند  اين مطلب بر ازدواج آنان به ويژه دختر اثر منفي خواهد داشت.

3. اگر اين دوستي ها به ازدواج بينجامد، با توجه به ويژگي غيرت در مرد، ممكن است سوالاتي در ذهن او شكل گيرد كه چرا همسرم پيش از محرميت با من رابطه برقرار كرد و نكند مشابه اين رابطه را با ديگران نيز داشته است و اعتمادش از او سلب مي شود و هر قدر رابطه دوستي تنگاتنگ تر بوده باشد، ميزان اين سوالات و سلب اعتماد نيز افزون تر خواهد شد.

4. در صورتي كه اين دوستي ها به ازدواج منتهي نشود كه در موارد بسياري هم به دليل تغيير شرايط طرفين يا مخالفت خانواده ها چنين مي شود، آثار منفي بسياري به ويژه بر دختر خواهد داشت كه احساس سرخوردگي و شكست روحي، افسردگي، نفرت از جنس مخالف و ازدواج گريزي و در مورد دختران، از دست دادن خواستگاران، برخي از اين آثار است؛ پس توصيه مي شود براي دوري از اين مشكلات و پيامدهاي منفي، تا زماني كه زمينه ازدواجتان فراهم نشده، بر در قلب خود قفلي بزنيد و آن را تا زماني مناسب به روي كسي نگشاييد؛ همان گونه كه غرايز جنسي خود را كنترل مي كنيد و از راه مشروع يعني ازدواج به آن پاسخ مي دهيد.

بعد از مدتی دختره بهونه گیری می كرد و می گفت كه ما بدرد هم نمی خوریم
در نامه خود ماجراي رابطه عاطفي خود با دختري را بيان كرديد كه در نهايت با عهد شكني دختر پايان يافته است. عهد شكني در روابط براي طرف مقابل واقعا سخت و دردناك است

 بنده مدتی بود كه با دختری به قصد ازدواج آشنا شدم . رابطه ما بیشتر تلفنی بود. خانواده هامون هم از این رابطه مطلع بودند. ما هر 2 تامون آدمای مذهبی بودیم و مراقب رابطمون بودیم. حدود چند ماهی با همدیگه رابطه داشتیم. و خیلی بهم دیگر وابسته شده بودیم. و بهم دیگه قول ازدواج داده بودیم و عهد كردیم كه بغیر از هم دیگه با هیچ كس ازدواج نكنیم. همه می دونستن. ولی بعد از مدتی دختره بهونه گیری می كرد و می گفت كه ما بدرد هم نمی خوریم؛ درحالی كه مشكل خاصی بین ما نبود. تا اینكه از من جدا شد. بعد فهمیدم كه براش خواستگار اومده و ازدواج كرده. و من ضربه روحی خیلی شدیدی خردم. آیا بنظر شما این دختر كه به من قول داده بود ، و به قولش عمل نكرده مرتكب گناه شده؟یا اون حق انتخاب داشته چون ما رسما و قانونا هیچ تعهدی نداریم. فقط كلاماً به هم دیگه قول دادیم. آیا درجه این جور گناه ها چیه كه باعث شكستن دل یك آدم می شه؟ با تشكر از جوابتان.

 در نامه خود ماجراي رابطه عاطفي خود با دختري را بيان كرديد كه در نهايت با عهد شكني دختر پايان يافته است. عهد شكني در روابط براي طرف مقابل واقعا سخت و دردناك است؛ لذا تا حدودي طبيعي است كه دچار دلشكستگي شويد. اما با در نظر گرفتن برخي نكات ميتوانيد قلب شكسته خود را ترميم كرده و خود را مهياي حوادث آينده كنيد.

در ادامه سه نكته مهم ذكر ميكنيم كه توجه به آن ها مي تواند مفيد باشد:

الف) مناسب است ريشه اشتباهات خود را بازنگري كنيد تا در آينده دوباره دچار چنين مشكلاتي نشويد.

يكي از ريشه های اين اشتباه ايجاد رابطه عاطفي قبل از ازدواج با دختر است.

به نظر ما وجود اينگونه روابط قبل از ازدواج - كه به حد وابستگي عاطفي برسد - اصلا خوب نيست و ميتواند آثار بدي داشته باشد.

دوست گرامي ! با توجه به صحبت هاي شما و با در نظر گرفتن اينكه هر دو در سن جواني و بروز عواطف قرار داريد ، به نظر ميرسد كه ارتباط شما با دختر به وابستگي عاطفي رسيده بوده است.

رابطه اي كه بيشتر بر اساس عواطف شكل  گرفته و شناخت دقيقي و كاملي پشت آن نباشد، نميتواند براي هميشه مستحكم بماند. وابستگي عاطفي ممكن است نگذارد عيوب همديگر را ببينيد و در نتيجه تصميمات عجولانه بگيريد. به هر حال اين را مدنظر داشته باشيد كه بعد از فروكش كردن عواطف كم كم عيب ها ظاهر شده و باعث اختلاف ميگردد.

برادر گرامي !

درست است  كه دختر مورد نظر به شما قول داده بود؛ ولي يادتان باشد كه به احتمال زياد ايشان در شرايط عاطفي اين كار را انجام داده بوده به طوريكه بعد از فروكش كردن عواطف به هر دليلي شما را مناسب خودش نميداند و تصميم ميگيرد با فرد ديگري ازدواج كند.

ب) نكته ديگري كه لازم است متذكر شويم اين است كه: به هر حال خوب يا بد ، رابطه شما با دختر قطع شده است؛ خوب است به جاي فكر كردن به گذشته با استفاده از تجربه هايي كه كسب كرديد به فكر آينده باشيد. هر چه بيشتر به گذشته فكر كنيد بيشتر عذاب ميكشيد و روحيه افسرده اي پيدا ميكنيد. با روح افسرده نميتوانيد موفقيتهاي آينده را كسب كنيد از اين رو بهتر است از شكست قبلي به عنوان تجربه استفاده كرده و در انتخاب آينده خود بيشتر دقت كنيد.

با توجه به اين مسئله سعي كنيد از اين به بعد رابطه عاطفي با دختری قبل از عقد ايجاد نكنيد؛ بلكه اگر احيانا خواستيد با دختري ازدواج كنيد، براي بدست آوردن شناخت، بهتر است تحت نظر بزرگان و با مشورت آنان ملاقات هاي محدودي با دختر داشته و گفتگوهاي ضروري و مهم را - كه مربوط به زندگي مشترك است - مطرح كنيد تا شناخت كاملتري بدست آوريد.

ج) دوست گرامي با توجه به نامه ایی كه فرستادهايد، احساس ميشود فكر شما نسبت به اين قضيه درگير است، براي اينكه بتوانيد از اينگونه ناكاميها و وابستگي عاطفي، زودتر رها شويد، بهتر است به نكات و توصيههايي - كه در ادامه امده است - توجه فرماييد:

1. يكي از راه هاي خلاص شدن از اين گونه افكار اين است كه او را ببخشيد و از اين مسئله رد شويد و الا اگر بخواهيد روي آن تمركز داشته باشيد، افسردگي به شما روي خواهد آورد. در ضمن يادتان باشد كه بخشش از بزرگان است نه نشانه ضعف.

 2. به اين واقعيت توجه داشته باشد كه به هر حال موردي كه به آن اشاره كرديد، از شما روي گردانده و به ديگري علاقه پيدا كرده است ؛ بنا بر اين جا دارد اندكي به جاي انديشيدن به ايشان به اين مسئله فكر كنيد كه علاقه به او يا فكر كردن به نامردي او، چه سودي براي شما دارد؟ الا اين كه فرصتهاي عالي را از شما سلب كرده و بيش از پيش متضرر ميشويد.

3. به خود تلقين كنيد كه: «من نبايد علاقه و عواطف خود صرف كسي كنم كه با من ازدواج نكرد، من بايد اين علاقهها و عواطف را براي زندگي آينده خودم حفظ كنم» .

4. هر موقع احساس كرديد ذهنتان به فكر او مشغول شده است، با قاطعيت به خود بگوييد: « بسه ديگه ! » و مشت خود را به زمين يا ميز زده و تغيير حالت دهيد.

مواقعي كه فكر آن دختر شديداً شما را اذيت ميكند، سعي كنيد با انجام كارهايي عملي از قبيل تلفن كردن به آشنايان و صحبت با آن ها، نگاه كردن به فيلم جذاب و آموزنده، رفتن به بيرون و ملاقات با دوستان و ... حواس خود را پرت كنيد.

5. روابط دوستانه و اجتماعي خود را با افراد بانشاط و مذهبي بيشتر كنيد.

6. تا حد امكان از تنهايي و بيكاري دوري كنيد. و دز زندگي خود ورزش، تفريح و مسافرت را فراموش نكنيد.

7. توجه به نماز و امور عبادي - معنوي ( مخصوصا اموري كه زودتر لذت آن را احساس ميكنيد مثل: تفكر در نعمت هاي الهي، در دل كردن صميمانه با خدا، كمك به فقير با دست خود و ...) سعي كنيد تدريجا عشق حقيقي به خدا را وارد قلب خود كرده و عشق دختر مورد نظر را دل خود بيرون كنيد.

8. زوايه ديد خود را نسبت به اين مسئله مقداري تغيير دهيد.

شما فقط از اين زوايه نگاه نكنيد كه دختر نامردي كرده و با كس ديگر ازدواج كرده است؛ بلكه از سوي ديگر شما بايد خوشحال باشيد كه دختر عدم علاقه خود را قبل از عقد اعلام كرده است. اگر بر فرض با شما ازدواج ميكرد و قلبش در نزد مرد ديگري ميبود، آن موقع شرايط خيلي بدتر ميشد و امكان داشت دچار شكست هاي بزرگتری شويد. لذا بهتر است مقداري زوايه ديد خود را نسبت به اين مسئله تغيير دهيد.

 چه بسا ممكن چيزي را بد بدانيد؛ ولي در واقع خير باشد: «... كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسي‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ؛ چه بسا چيزي را خوش نداشته باشيد، حال آن كه خيرِ شما در آن است. و يا چيزي را دوست داشته باشيد، حال آن كه شرِّ شما در آن است. و خدا مي‏داند، و شما نمي‏دانيد» .

صفحه‌ها