سلام
من نماز میخونما.اما همیشه نمیتونم،سخته،اذیت میشم.آخه نمیدونم چرا باید حتماً نماز خوند؟ به چه درد میخوره؟ توی آرشیو هرچی نوشتید خوندم. اما یه جواب کوتاه و متحول کننده میخوام!!حوصله ندارم.ببخشیدا.
بعدشم،مگه خدا نگفته نماز حق الله هست؟خدام که حق خودشو خیلی راحت میبخشه.پس صبر و تحملمُ صَرفِ سروکله زدن با آدما کنم و حق الناس ب گردنم نیاد.بجای اینکه خودمو خسته کنم نماز بخونم.برام سخته.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پي نوشت شماره 1 آيه ندارد

از اينكه در آغاز سن جواني، نسبت به پايبندي در دين خود احساس وظيفه كرده ايد و در براي دوري و ترك برخي از موارد آن، دچار عذاب وجدان شده و دنبال راه حل مي گرديد، بسيار جاي اميدواري است، و اين روحيه را حاكي از فطرتي پاك مي دانيم چه بسيار افرادي كه به دلائل واهي حلقه وصل رابطه خود با خدا را كاملاً ترك و در نهايت اساسي ترين نسخه حفظ تعادل فردي و آرامش روحي را كه به فرموده قران نتيجه ذكر الله است از دست داده اند بدون آنكه اساساً به چنين مسائلي فكركرده و بخواهند خود را اصلاح نمايند و حال آنكه شما حداقل درد را احساس و به فكر درمان آن هستيد.
لذا بر اين باوريم كه بيان چنين مسائلي از جانب شما و امثال شما، نه از روي لج بازي، بلكه به خاطر مشكلات و شبهاتي است كه در از طرق مختلف حاصل مي شود اين رويكرد فكري را به فال نيك مي گيريم.
در عين حال توجه داشته باشيد اسباب و زمينه هاي ايجاد تحول، طرفيني است كه برخي از آنها بيروني و برخي از آنها مربوط به خود انسان است. در مورد اهميت نماز، مطالب زيادي بيان و شما نيز بسياري از آنها را مورد مطالعه قرار داده ايد اما آنچه كه در اين مرحله ضروري به نظر مي رسد تفكر در پاسخ هاي قبلي و در صورت نياز برطرف كردن شبهات وارده بر همان پاسخ هاست چرا كه شايد پاسخ جديد، تكرار همان پاسخ ها و نيز خارج از حوصله باشد. لذا از شما تقاضا داريم همان پاسخ ها را دوباره با تامل بيشتر مطالعه كرده و در صورتي كه نقدي بر آن داريد ، بيان نمائيد تا اصلاح شود.
كه البته آنچه در اين بين به نظر مي رسد آن است كه با مطالعه مذكور، بسياري از مسائل و شبهات نماز براي شما حل شده است. اما در عين حال در مقام عمل دچار سستي شده ايد كه اين همان اراده باطني و غزم جدي در مقام عمل را طلب مي كند.
اما اينكه نماز را حق خداوند دانسته ايد امري قابل قبول است اما فرض " بخشيدن حق الله " به صورت مطلق امري پذيرفتني نيست خداوند در آيات متعدد براي تارك نماز عذاب هائي بيان داشته است آيا مي توان قبول كرد شخصي اين همه به امري تاكيد كرده و براي انجام آن اهميت قائل شده ، به راحتي از آن بگذرد؟ در اين صورت چه تضميني براي افراد نماز خوان وجود دارد؟ اين سخن مانند آن است كه فرزندي از حقوق پدر سوء استفاده كرده و بگويد حال كه حقوق ديگران در كار نيست، پدر مي بخشد.
بر اين اساس امكان بخشش از جانب خداوند امري ممكن است. اما در عين حال مطلق دانستن اين امر با وجود تاكيد فراوان كه در برخي از احاديث به عنوان ميزان قبولي سائر اعمال ياد شده، (1) امري غير منطقي است
به علاوه آنكه مطابق آنچه در پاسخ هاي قبلي بيان شد به اعتقاد ما، برخي از ثمرات نماز در همين دنيا ظاهر مي شود امروزه براي اصل نماز و وضو آثار متعدد پزشكي مانند بهداشت رواني و...ثابت شده است و در آخرت براي خصوص نماز گذاران مقام هاي مقرر شده كه براي ديگران مقرر نشده است در روايتي از رسول اكرم (ص) نقل شده است كه فرمود " در روز قيامت و محشر نماز بنده مؤمن تاجى است بر سرش، نورى است بر جبينش، پوششى است بر اندامش، حجابى است بين او و آتش، حجتى است بين او و پروردگار جلّ جلاله، نجات بخش بدن او از آتش، برگ عبور از صراط، كليد بهشت، مهريه هايى براى حورالعين و بهاى بهشت است."(2)
حال بر فرض شخص با عفو الهي از عذاب در امان بماند، از آثار دنيوي و آثار اخروي كه خداوند براي اين دسته از افراد قرار داده محروم مي شود.
پي نوشت ها:
1. محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، چ دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1388 ق، ج 3، ص 269.
2. شيخ صدوق، خصال، چ جامعه مدرسين، قم 1362ش،ج 2 ص 522

موفق باشید.