1. اگر مرجع تقلید دختر اجازه پدر را برای ازدواج شرط بداند ولی با گواهی فوت جعلی ادعای فوت پدر کند و با عدم اطلاع پسر از اصل ماجرا عقد خوانده شد بعد از اینکه پسر اطلاع پیدا کرد چه باید بکند؟
2. در آیه 15 نسا می فرماید زنی که فاحشه شد را تا ابد حبس خانگی کنید آیا این عدم توجه به حقوق زن در اسلام نیست؟
3. همان طور که خیلی از چیزهایی که می شنویم دروغ از آب در می آید از کجا معلوم حوادث ظهور و قیامت و وجود معاد راست باشد؟
4. آیا این عدالت است که کسی مثلا100سال گناه کند و تا ابد در عذاب باشد؟
پرسش: متفاوت
1. اگر مرجع تقليد دختر اجازه پدر را براي ازدواج شرط بداند ولي با گواهي فوت جعلي ادعاي فوت پدر كند و با عدم اطلاع پسر از اصل ماجرا عقد خوانده شد بعد از اينكه پسر اطلاع پيدا كرد چه بايد بكند؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پسر اگر مطئن شده بود كه دختر پدر و جد پدري ندارد گناهي نكرده است.
حال اگر دختر باكره نيست و بكارتش را ازدست داده ديگر اذن پدر لازم نيست و مي توانند بدون اذن پدر عقد كنند. البته اگر مدت عقد باقي باشد احتياطا پسر باقي مانده مدت را به دختر ببخشد و بعد عقد جديد را بخوانند.
و اگر باكره است و هنوز بكارتش را از دست نداده در صورتي كه مدت عقد تمام شده باشد چيزي بر پسر لازم نيست. و اگر از مدت عقد باقي است يا بايد از پدر دختر اذن بگيرند كه اگر اذن بدهد عقد قبلي صحيح مي شود و يا احتياطا بايد پسر باقي مانده عقد را به دختر ببخشد.(1)
پي نوشت:
1. آيت ا لله خامنه اي، پاسخ به سوال هاي مورد ابتلا، سوال 50.
پرسش: 2. در آيه 15 نسا مي فرمايد زني كه فاحشه شد را تا ابد حبس خانگي كنيد آيا اين عدم توجه به حقوق زن در اسلام نيست؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در غالب جامعه هايي كه اخلاق جاهلي حاكم است، نسبت به فحشاي زن به شدت برخورد مي شود و شوهر يا پدر و برادر زن به خود حق مي دهند زني را كه مرتكب فحشا شده است را بكشند و ... .
اسلام با اين رفتار غلط مخالفت كرد و در قدم اول دستور داد. اگر زن شوهر داري به يقين مرتكب فحشا شد، فقط حق داريد او را در خانه زناشويي يا در جايي كه حكومت معين مي كند، زنداني كنيد تا بميرد يا حكم بعدي خدا نازل شود و بعد آيات مربوط به مجازات زنان و مردان زنا كننده نازل شد و مرد و زن زاني هر دو به يك نوع تنبيه شدند. اگر زناي محصنه بود، به حكم رسول خدا سنگسار (كه شديدترين نوع كشتن است)[ يا اعدام به گونه اي كه حاكم شرع لازم بداند] و اگر غير محصنه بود، هر كدام به صد ضربه شلاق محكوم شدند. بنا بر اين آيه در صدد دفاع از زن نازل شد نه در جهت رعايت نكردن حقوق او و حكم حبس ابد حكمي موقت بود تا حكم نهايي نازل شود و از رفتارهاي افراطي مشركان جلوگيري شود . از اين رو در ادامه آيه مي فرماييد. ( يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبيلاً يا خدا راهى براى آنان قرار دهد)
پرسش: 3. همان طور كه خيلي از چيزهايي كه مي شنويم دروغ از آب در مي آيد از كجا معلوم حوادث ظهور و قيامت و وجود معاد راست باشد؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ابتداء بايد بين امور عقلي و غير عقلي تفكيك قائل شد. برخي امور عقلي محض بوده كه به هيچ عنوان نمي تواند باطل باشد مثلاً قوانين رياضي از امور عقلي است و نمي توان گفت حال كه خيلي اخبار دروغ از آب در آمد، شايد اين نيز باطل باشد معاد نيز از اموري است كه عقل پشتوانه آن بوده و وجود آن را لازم و ضروري مي بيند و در امور عقلي نمي توان احتمال خلاف داد.
اما در امور نقلي و ادعاء شده، فارغ از مساله معاد و... بواسطه شواهد و قرائن موجود، مي توان به حقانيت آن سخن پي برد.
در واقع ما با ادله قطعي و مسلم، قرآن را وحي دانسته و ائمه را معصوم مي دانيم كه به هيچ عنوان احتمال خطا و دروغ در سخنان آنها داده نمي شود و نمي توان حقانيت قرآن و سخنان ائمه را پذيرفت، ولي جزئيات عالم ديگر و مساله ظهور و... را نپذيرفت.
به علاوه آنكه فارغ از عصمت و خطا ناپذيري وحي و عصمت، معاد از اموري است كه هزاران نبي از وقوع آن خبر داده اند با اين بيان انسان چگونه احتمال مي دهد همه آنها دروغ گفته و يا ديگران به دروغ از آنها نقل كرده اند و يا در مورد ظهور، صدها خبر در متون روائي وارد شده و حتي اديان قبلي نيز اجمالاً به ظهور آن حضرت گواهي داده اند، با اين بيان آيا مي توان احتمال دروغ داد؟
البته هيچگاه در صدد آن نيستيم كه تمام اخبار وارده در باب پس از مرگ، يا زمان ظهور را صادق بدانيم، چرا كه شايد در اين بين برخي از امور به اشتباه و به عنوان خرافات و يا احياناً از جانب برخي به عنوان احاديث دروغين به پيامبران و يا ائمه نسبت داده شده باشد.
اما به هر حال آنچه مسلم است صحت در كليت حوادث ظهور يا وقايع پس از مرگ مانند حساب و كتاب و در نتيجه بهشت و جهنم است كه نه تنها پيامبر اسلام (ص) و ائمه (ع) بلكه تمام انبياء پيشين(ع) آن را تائيد كرده اند آن چنانكه قرآن درباره حضرت ابراهيم(ع) كه از جانب خداوند خواهان آرامش قلبي براي بازگشت انسانها به آخرت بود، مي فرمايد:
و (به خاطر بياور) هنگامى را كه ابراهيم گفت: «خدايا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده مىكنى؟» فرمود: «مگر ايمان نياوردهاى؟!» عرض كرد: «آرى، ولى مىخواهم قلبم آرامش يابد.» فرمود: «در اين صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب كن! و آنها را (پس از ذبح كردن،) قطعه قطعه كن (و در هم بياميز)! سپس بر هر كوهى، قسمتى از آن را قرار بده، بعد آنها را بخوان، به سرعت به سوى تو مىآيند! و بدان خداوند قادر و حكيم است (هم از ذرات بدن مردگان آگاه است، و هم توانايى بر جمع آنها دارد."(1)
بر اين اساس انساني كه در بسياري از امور به خبر دو و يا حداكثر چند نفر اطمينان پيدا كرده و افعال خود را با فرض صحت آن خبر انجام مي دهد، چگونه ممكن است در كليت امري كه نه تنها هزاران پيامبر به آن خبر داده اند. بلكه در بسياري از موارد عقل نيز آن را تائيد مي كند، دچار شك شود كه اگر اينگونه باشد شما بايد در بسياري از امور مانند وجود افرادي مثل سعدي، فردوسي، ابن سينا وبسياري از افراد ديگر دچار شك و ترديد شويد و حال آنكه به ظاهر در وجود هيچ يك از آنها شك نداريد.
چرا كه به هر حال به نقل قول ديگران اعتماد و با توجه به برخي از آثار به جا مانده از آنها به وجودشان يقين كرده ايد آيا به راستي نقل قول عده اي در وجود شخصي مثل سعدي و... از اعتبار بيشتري بر خوردار است يا نقل قول ميليونها انسان درباره معاد و ظهور و...
نتيجه آنكه گرچه ممكن است برخي اخبار يا به قول شما خيلي اخبار، دروغ از آب درآيد. اما پذيرش اين امر دليل بر نفي كل و دروغ دانستن همه آنها نيست.
پي نوشت:
1. بقره (2) آيه 260.
پرسش: 4. آيا اين عدالت است كه كسي مثلا100سال گناه كند و تا ابد در عذاب باشد؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
البته چنان كه مي دانيد بسياري از گنهكاران بعد از تحمل موقت عذاب در جهنم به بهشت مي روند، هرچند برخي از گنهكاران تا ابد در جهنم خواهند ماند، در مورد ابدي بودن عذاب اين افراد و تناسب اين ميزان عذاب در برابر گناه محدودشان بايد گفت؛ مجازات ها اصولا از سه قسم خارج نيست:
الف - مجازات قراردادي، همان كيفرها و مقرّرات جزيي است كه در جوامع بشري قانون گذاران الهي يا غير الهي وضع ميكنند، مثل حدّ شرابخوار، دزد، قاتل و ... .
در اين گونه مجازات همه گفتهاند بايد بين جرم و كيفر تناسب وجود داشته باشد.
چنان كه در اسلام چنين چيزي ملاحظه شده است. بين مجازات زناكاري كه زن دارد و كسي كه زن ندارد، تفاوت وجود دارد. بين كسي كه بار اول دزدي كرده يا چيزي را خارج از صندوق و انبار در بسته دزديده و كسي كه دزد حرفهاي است، يا با شكستن صندوق و انبار چيزي را دزديده است، تفاوت وجود دارد و... .
ب - مجازاتي كه با عمل، رابطه تكويني يا علت و معلولي دارد، مثلاً بين خوردن سمّ و مسموم شدن رابطه تكويني وجود دارد، چه شخص بداند و چه نداند، بچه باشد يا بزرگ، گناهكار باشد يا بي گناه،... فرقي نميكند هر كسي بخورد، مسموم ميشود. در اين جا تناسب وجود ندارد و احدي هم اعتراض نميكند كه اين چه ظلمي است در حق بچه يا بي گناه و....
ج - مجازاتي كه تجسم و عينيّت يافتن جرم و گناه است، در قرآن آمده است: آناني كه اموال يتيمان را از راه ظلم و غير شرعي ميخورند، آتش در شكم خود وارد ميكنند. (1) يعني مال يتيم به صورت آتش در ميآيد، ساير گناهان نيز چنين است.(2)
در اين نوع از مجازات هم تناسب بين جرم و كيفر لازم نيست، چون در حقيقت كيفري از طرف خداوند وضع نشده است، بلكه عمل شخص تجسم پيدا ميكند و به اين شكل در ميآيد.
مولوي در مثنوي ميگويد:
اي دريــده پوستيــن يوسـفــان گرگ بر خيزي از اين خواب گران
گشتـه گرگان يك به يك خوهاي تو مـيدرانند از غضب اعضــاي تـو
ز انچـه ميبافي، همـــه روزه بپـوش زانچه ميكاري، همه سالـه بپــوش
گـرز خاري خستـهاي، خود كشته اي ور حـرير و قز دري، خود رشته اي
چـون ز دستت زخم بر مظلوم رست آن درختي گشت و زآن زقوم رست
اين سخن هاي چــو مار و كژدمت مـار و كـژدم ميشود، گيـرد دمت
بنا به شهادت بسيارى از آيات و روايات, پاداش ها و كيفرهاى روز رستاخيز نـتـيـجـه اجتناب ناپذير اعمال و كردارهاى دنيوى ماست، يعني نتيجه و پيامد تكويني عمل گناه و كيفر آن عذاب دردناك است. در قرآن كريم فرمود:« وَ لا تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُون؛(3) جز اعمال خود شما جزايي براي شما نيست.» پس نتايج - خواه و ناخواه - دامنگير ما مى گردد. هـمـان طـور كـه اعـمـال بـشـر در جـهان لوازم اجتناب ناپذير دارد و از آن جدا نـمـى گـردد.
فرد مبتلا به مواد مخدر, بايد با رنج و درد و بيمارى دست به گريبان باشد. فرد ميگسار كه مدت ها با شراب و الكل سر و كارداشته, بايد باقي مانده عمر را با بـدن رنـجـور و كـبـد و قـلب بيمار به سر برد. كارهاى نيك و بد ما داراى آثار و لوازمى هـسـتند كه در روز واپسين آشكار مى گردند و خود را نشان مى دهند; بنابر اين قسمت مهمى از پـاداش ها و كيفرها زاييده اعمال ما و اثر مستقيم كردارهاى ماست. هيچ نوع حق گله و اعتراض نـداريم. اگر زندگى خود را با برنامه صحيح و عالى شرع تنظيم مى نموديم, هرگز دچار عـواقب بد و ناگوار نمى شديم و خلود در آتش نتيجه طبيعي و مستقيم رفتارهايي مانند شرك است.
به علاوه وعده و وعيد پاداش ها و كيفرهاى روز واپسين, ضامن اجراى دستورهاى آسمانى است و صد در صد جنبه تربيتى دارند. خداوند با وعده هاى قطعى و تخلف ناپذير خود بندگانش را به كارهاى نيك دعوت نموده و آنان را از اعمال زشت باز مى دارد. اين وعده در صورتى مى تواند نقش تشويقى و تهديدى را ايفا كند كه صد در صد قطعى و تخلف ناپذير و در عين حال جدي و غير قابل اغماض و مهم باشد. اگر در آن احتمال تخلف باشد يا تا حد زيادي قابل تحمل و چشم پوشي و... , اثر تربيتى خـود را از دست خواهد داد.
در نتيجه با عذاب هاي سطحي و كوتاه و مقطعي، ديگر دليل ندارد كه يك نفر زير بار سنگين وظايف و واجبات و اعمال نيك برود و يا از بسيارى هوس هاى سركش چشم بپوشد. پاداش ها و كيفرهاى الهى در صورتى مى توانند ضامن اجراى احكام و دستورهاى آسمانى گردند كه بـه صـورت وعـده قـطـعى و جدي و غير قابل اغماض و در مواردي دائمي و بي نهايت درآيند. بنابراين وجود عذاب هاي اخروي از جهتي رحمت است براي انسان ها تا براي در امان ماندن از آن ها به كارهاي نيك رو آورده و بهشت جاودان را نصيب خود كنند.
پس جهنمي شدن ابدي كساني كه آن قدر خود را از حقيقت انساني فاصله داده اند كه زمينه هر نوع حيات سعادتمندانه را از خود سلب كرده اند. بلكه مانع سعادت بسياري از همنوعان خود شده اند، عين عدالت خداوند، و عين شكوه و زيبايي ساختار عالم است كه هر چيزي در جاي خود و در موقعيت صحيح خود واقع مي گردد.
در نهايت بايد گفت در مورد عمل افراد مختلف قضاوت نهايي با خداوند است كه چگونه با آن ها برخورد نمايد، اما بايد توجه داشت كه نوع و ماهيت جرم ها بسيار با هم متفاوت است و خطاي برخي از اشتباهات قابل مقايسه با برخي گناهان فردي و شخصي و محدود نيست.
مثلا در برخي مواقع خسارت وارد شده از ناحيه فرد گناه كار اثري سرنوشت ساز در حيات ابدي يك نفر يا يك جامعه به جاي مي گذارد مانند كشتن يك امام معصوم كه درفرض حيات مي توانست جامعه بشري را به سعادت رهنمون گردد؛ در اين صورت عدالت الهي اقتضا مي كند متناسب با انحراف جاودانه اي كه چنين فردي ايجاد نموده و اثر جاودانه اي كه با عمل خود در سرنوشت ديگران بر جاي گذاشته در آخرت نيز عذابي جاودانه در انتظار او باشد.
پينوشتها:
1. نساء (4) آيه 10.
2. شهيد مطهري، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران 1374ش، ج 1، ص 225.
3. يس (36) آيه 54.
موفق باشید.