من یه دختر 16 سالم!
و چندیست که عاشق یکی از معلمام شدم!
البته یه معلم خانوم!
اما نمیشه گفت عشق!برام مثل خواهر بزرگترمه!
اوایل بهم توجه می کرد!
کلا اخلاقی نداره که به شاگردی اخم کنه!
اما از وقتی براش یه سری کار ها رو انجام دادم و فکر کردم خوشحال میشه رفتار اون عوض شده!
بد نگاهم می کنه!اخم میکنه و کلا منو نمی بینه!

واقعا خسته شدم!
در ضمن بگم که مشکل کمبود محبت ندارم و افت درسی که نداشتم هیچ،پیشرفت هم داشتم!مخصوصا در درس مربوطه!
و علاقم به اون دلیل داره!
چون شخصیت و قیافه و همه چیزش دقیقا همون چیزیه که از بچگی دوست داشتم بشم!مخصوصا اخلاق خوبش!خوش مشرب و مهربون اما جدی در درس!
فقط با من جدیدا بد رفتار می کنه....
می خوام یه طوری بفهمم که چرا ناراحته!
اما نمی تونم باهاش صحیت کنم،چون می ترسم رفتار بدی از خودش نشون بده که برام بد بشه جلوی بقیه!
واقعا دیگه آشفته شدم و دارم کم کم پسرفت تحصیلی رو توی خودم به وضوح می بینم!
توروخدا کمکم کنید!
بگید چه جوری بفهمم چرا ناراحته؟؟!؟ :-(

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر گرامي، لطفا به نكات ذيل توجه فرماييد
1. دوره جواني از حساسيت زيادي برخوردار است؛ عواطف و احساسات جوان در اين دوره، بروز و ظهور بيشتري دارد و در تعامل با ديگران، در پي تامين برخي نيازهاي عاطفي است. وجود اين نياز و گرايش به سوي تامين آن، امري طبيعي است؛ ولي آنچه مهم است، چگونگي پاسخ به آن است. اينجا است كه بايد چنين گرايشي به كنترل انديشه و عقل در آيد. گمان نشود اگر چنين گرايشي در فرد ايجاد شود، مرتكب خطايي شده؛ بلكه آن روش و چگونگي برخورد با آن است كه افراد را از يكديگر متمايز مي سازد. پس نگران چنين حالتي كه برخاسته از احساس نياز است، نباشيد و مطمئن باشيد به تدريج حل خواهد شد.
2. نداشتن كمبودهاي عاطفي، يك امتياز و ارزش واقعي است و همان طور كه در گذشته و تا كنون همين ويژگي، شما را از هر گونه انحراف فكري و اخلاقي حفظ كرده است؛ مطمئن باشيد پايبندي به اصول اخلاقي و تقويت روح اميد و توكل برخداوند متعال، بهتر و سريع تر شما را از اين مشكل بيرون برده و امكان كسب تجربه هاي بهتري را براي شما فراهم خواهد كرد. بنابراين توصيه مي شود توكل بر خداوند را در راس امور قرار دهيد و توسل به ائمه اطهار(ع) و بهره گرفتن از روح بلند آنان را هرگز فراموش نكنيد.
3. هر چند الگوگيري از استاد خوبي مانند ايشان براي شما فرصت كم نظيري ايجاد مي كند. اما بايد با در نظر گرفتن موقعيت سني و تحصيلي خود به اين نكته نيز توجه داشته باشيد فرصت جبران اين روزها كه زمان آمادگي براي پا گذاشتن در عرصه هاي علمي بالاتر است ممكن ديگر براي شما ايجاد نشود. پس خوب است با كم كردن تمركز فكري راجع ايشان بيشتر به درس و تحصيل خود بينديشيد.
4. هرگاه ذهنتان به وي مشغول شد، با مطرح كردن موضوع يا مسئله ديگري، از فكر كردن درباره وي دور شويد و آنچه را موجب مي شود، به ياد او بيفتيد (مثل جزوه يا يادگاري اي كه از او نزد شماست)، از بين ببريد و يا به يكي ديگر از دوستان بدهيد؛ به طوري كه در اتاق و خانه شما نباشد.
5. هرگاه احساس كرديد ناخودآگاه مشغول فكر كردن درباره وي شده ايد، بلافاصله با كوبيدن مشت خود روي زمين و گفتن (بس است)، از اين حالات رواني بيرون برويد و مشغول كاري عملي شويد تا از فكر كردن در اين باره رهايي يابيد.
6. با خود حديث نفس كنيد و بگوييد: عش و علاقه اي خوب و ارزشمند است كه دو طرفه باشد. اكنون وي هيچ توجهي به من ندارد. پس احساس علاقه من به وي، نه تنها راه گشا نيست؛ بلكه تخريب كننده نيز هست و با اشتغال تمام ذهنم، مانع از هرگونه تصميم گيري صحيح و حتي كار و تلاش شده است. در واقع او در حد يك معلم دلسوز براي من بوده و نه بيشتر و من هيچ توقعي بالاتر از اين نمي توانم از ايشان داشته باشم.
7. هرگز بيكار نباشيد و براي اوقات شبانه روز خود، برنامه اي تدوين كنيد. براي اوقات فراغت خود فعاليتي در نظر بگيريد (برنامه هاي ورزشي، هنري و ...) و از آنجا كه چنين افكاري معمولا در تنهايي به سراغتان مي آيد، براي مدت زيادي، به تنهايي در جايي قرار نگيريد و مطالعات خودتان را در حد ممكن، در سالن مطالعه كتابخانه و در جمع ديگران انجام دهيد.
8. ارتباطات اجتماعي و رفت و آمد و معاشرت با دوستان، اقوام و ... را بيشتر كنيد.
9. در فعاليت هاي دسته جمعي، حضور فعال تر و بيشتري داشته باشيد.
موفق باشید.