از نظر شیعه , هم کفو بودن در ازدواج (با در نظر داشت شرایط امروزی و عصر فعلی) چگونه است؟ و منزلت و اهمیت زیبائی صورت در هم کفو بودن تا کدام اندازه است.خواهشمندم مفصلا و باذکر مدارک (آیات وروایات)جواب دهید, خصوصا در رابطه با موضوع زیبائی صورت. تشکر ازخدمات ارزشمند تان.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم كفو بودن در روايات معناي وسيعي دارد و در راستاي رد تفكر جاهلي است. در تفكر جاهلي عرب افراد اشراف كفو هم طبقه هاي خود بودند و كسي كه از طبقه پايين بود، كفو فرد اشرافي به حساب نمي آمد و اسلام و پيامبر با اين ملاك و معيارها مخالفت كردند و كفو بودن را به ايمان دانستند.
جويبر غلامي سياه آزاد شده اي بود كه ايمان آورده و در رديف ياران پيامبر در سايبان مسجد پيامبر زندگي مي كرد. اين غلام سياه آزاد شده به طور طبيعي زيبايي زيادي هم نداشت ولي از ايمان بالايي برخوردار بود و روزي پيامبر به او پيشنهاد ازدواج داد. او نااميدانه گفت: ممكن است زني به وصلت با من رغبت كند؟
رسول خدا(ص) تاكيد كرد كه اسلام زيرستان را به جهت ايمان بالا آورده و بالادستان را به جهت كفر پست شمرده است. بعد رسول خدا او را به سوي زياد بن لبيد بزرگ بني بياضه فرستاد تا دختر او را خواستگاري كند. زياد گفت ما فقط دخترانمان را به همرديفانمان از انصار مي دهيم. رسول خدا به زياد فرمود: مؤمن كفو و همرديف مؤمنه است. (1) يعني جويبر مؤمن است و دختر تو هم مؤمنه است، پس اينها هم كفو هستند.
بنا بر اين ازدواج يك مؤمن زيبا رو با يك مؤمن نازيبا ايراد و اشكالي ندارد و واجب يا حرام نيست، بلكه جايز است.
در اين موارد روايات راهنمايي مي كنند كه سعي شود زنان و مردان به نوعي همديگر را براي ازدواج انتخاب كنند، كه بيشترين استحكام در زندگي پيش آيد. اگر زن زيبا رويي حاضر باشد و به اين درجه از فهم و ايمان رسيده باشد كه درك كند مؤمن قوي الايمان و غير زيبارو براي زندگي و سعادت دنيا و آخرت او بهتر از مؤمن سست ايمان ولي زيبا رو است و به عكس، اقدام آنان به اين ازدواج ارزشمند است و روايات در صدد ايجاد چنين فهم و تربيتي هستند.
زيبا رويي يك ملاك در ازدواج است و طبيعي است كه مرد و زن زيبارو و خوش چهره براي ازدواج مناسب تر است. رسول خدا(ص) فرمود:
قال رسول الله (ص): أفضل نساء أمتي أصبحهن وجها وأقلهن مهرا (1)
بهترين زنان امت من زناني هستند زيبا رو و كم مهر و صداق.
البته اين بهتر بودن مطلق نيست و به شرطي است كه ملاك هاي ديگر را هم داشته باشد، ولي صرف اين ملاك كافي نيست.
مثلا زن زيبا رو باشد ولي دست لمس كنندگان را رد نكند؛ طبيعي است كه ملاك زيبايي در اين زن هست ولي ملاك هاي منفي هم دارد و در مجموع نمره اش براي ازدواج منفي مي باشد.
در روايت است كه مردي زني زيبا رو داشت كه به او عشق مي ورزيد ولي آن زن دست كسي را رد نمي كرد. مرد جريان را به اطلاع پيامبر رساند و حضرت فرمود: او را طلاق بده مرد گفت: او را دوست دارم و دوري اش را نمي توانم. پيامبر فرمود: اگر مي خواهي نگهش دار(2)(ولي بايد ذلت رفيق دار بودنش را بر خود هموار سازي)
در مقابل آن ؛زني هست كه زيبا رو نيست ولي عفيف، پاكدامن، با وفا و شوهر دوست است و حاضر است با كم و زياد شوهر بسازد، طبيعي است كه اين غير زيبا رو بر آن زيبارو ترجيح دارد و اگر دو نفر باشند كه هر دو عفيف پاكدامن، شوهر دوست و ... باشند و يكي زيبا رو هم باشد و ديگري زيبا رو نباشد، طبيعي است كه زيبا رو پسنديده تر است.
بنا بر اين زيبايي صورت يك عامل است و يك امتياز مي باشد و تنها ملاك نيست و بايد در مجموع و با محاسبه همه امتيازها تصميم گيري شود.
پي نوشت ها:
1. كليني، كافي، تهران، اسلاميه، 1363ش، ج5، ص324.
2. قاضي نعمان مغربي، دعائم الاسلام، قاهره، دار المعارف، ج2، ص200.
موفق باشید.