سلام علیکم!
دو سوال کلی در مورد فهم حدیث خدمتتان داشتم که هر کدام خودش به چند سوال ریزتر تقسیم می شود. لطفاً اولاً جواب کامل و جامع به همه بندهای سوال بدهید. ثانیاً جواب تخصصی و علمی بدهید و یک جواب اقناعی و عوامانه ندهید:
1- در مواجهه با متون حدیثی در بسیاری مواقع در ابواب و موضوعات مختلف حدیثی، به احادیثی برمی خوریم که هیچ فهمی از حدیث نداریم. یعنی هر چقدر در مورد حدیث فکر می کنیم و به قول معروف حدیث را بالا و پائین می کنیم؛ هیچ فهمی از حدیث برایمان حاصل نمی شود که منظور امام معصوم(ع) از این مطالب چیست. خود بنده در خیلی از موادر که به اینگونه احادیث برمی خورم با خودم می گویم اگر من زمان امام معصوم(ع) بودم یا امام معصوم(ع) الان بود و این مطالب را می فرمود؛ قطعاً می رفتم پیش امام(ع) تا خود ایشان برایم توضیح دهند که منظورشان از فلان مطلب چیست. چون من هیچ فهم و درکی از این مطالب پیدا نکردم.
حال سوالم این است که آیا رواة حدیث که این احادیث را از ائمه(ع) نقل کرده اند؛ خودشان فهمیده اند که مثلاً فلان حدیث یعنی چه یا نفهمیده اند؟!!! اگر نفهمیده اند جا داشت از خود امام معصوم(ع) منظور امام(ع) را بپرسند. اما اگر فهمیده اند چرا آنها آن زمان فهمیده اند اما الان ما نمی فهمیم؟!!! حتی برخی مواقع می شود که علمای بزرگ ما در شرح برخی احادیث می نویسند عقول در فهم این حدیث حیران می شود؛ یا مثلاً می نویسند این حدیث از اسرار اهل البیت(ع) است که باید علمش را به خودشان واگذار کنیم. خوب این فلان حدیث را نه تنها من نوعی بی سواد یا یک طلبه مبتدی نفهمیده ام؛ بلکه علمای بزرگ ما نیز نفهمیده اند. حال یعنی رواة حدیث حتی از علمای بزرگ ما نیز سوادشان بیشتر بوده؟!!! یعنی حدیثی را فرضاً ابان بن تغلب فهمیده یا أبوبصیر فهیمده یا زراره فهمیده اما علامه مجلسی(ره) نفهمیده یا مثلاً ملاصالح مازندرانی(ره) نفهمیده و قس علی هذا.
سوال بعد آنکه اصلاً چرا ائمه(ع) اینطور مطالب را فرموده اند؟!!! مطالبی که الان پس از 1400 سال حتی علما و بزرگان ما نیز از فهم آن عاجز هستند؛ به چه مناسبت باید بیان شود؟!!! آیا نعوذبالله بیان این مطالب که حتی بزرگان و علما پس از 1400 سال از فهم آن عاجز هستند؛ لغو و بیهوده نبوده؟!
سوال بعد که بی ارتباط به این سوال نیست نیز این است که در خیلی از احادیث می بینیم که راوی آمده سوالی را از امام معصوم(ع) پرسیده و امام نیز به او جواب داده اند. اما من نوعی که الان این جواب را می خوانم قانع نمی شوم. یعنی می گوئیم فرضاً اگر جواب این سوال این است پس فلان سوال چه می شود؟!!! پس فلان حالت چه می شود؟!!! پس اگر اینطور شد چه؟!!! یا حتی برخی اوقات این احساس به من دست می دهد که امام(ع) جواب فلان سوال را به شکل مغالطی یا به شکل جدلی داده اند و واقعاً جواب سوال نیست.
2- ما خیلی از اوقات در مورد احادیث یک حدیثی می خوانیم که یک سطر است یا دو سطر است یا فوقش یک پاراگراف است.
حال سوالی که من در این مورد داشتم این است که احتمالاً امام معصوم(ع) فقط همان یک سطر را نفرمودند. بلکه در یک فضائی بوده که ما نه قبل و بعد صحبت های امام(ع) را می دانیم چیست نه می دانیم در جائی که امام(ع) این سخنان را فرموده اند چه افرادی حضور داشته اند نه می دانیم افرادی آیا قبل از امام(ع) نیز حرفهائی زده اند یا خیر و سایر قرائن حالیه که ما را در فهم صحیح صحبت امام(ع) کمک می کند را در اختیار نداریم. که اگر در اختیار داشتیم چه بسا فهم ما از فلان روایت تغییر می کرد.
برای مثال ما که خودمان الان داریم زندگی می کنیم؛ اگر کمی در مسائل سیاسی ورود داشته باشیم؛ اگر یک سخنرانی مقام معظم رهبری بکند؛ سریع می فهمیم که بله فلان مطلبی که ایشان فرمودند در جواب به فلان مطلب مثلاً احمدی نژاد بود؛ فلان مطلب در مورد فلان اتفاق بود و قس علی هذا. اینجا ایشان اشاره صریح به این مطالب نکرده اند. اما ما چون خودمان الان در متن قضایا هستیم متوجه می شویم. اما اگر همین سخنرانی را فرضاً متن کاملش را 100 سال بعد 200 سال بعد 500 سال بعد بدهند دست کسی تا بخواند؛ متوجه این مسائل نمی شود. حال این درحالی است که متن کامل سخنرانی را به دست کسی بدهند. وای به حال موقعی که مثلاً از یکی دو ساعت سخنرانی یک سطر یا دو سطر یا یک پاراگراف را به کسی بدهند در چند صد سال بعد. اینجا دیگر قطعاً فهم متن به مراتب پائین تر می آید.
یا یک مثال دیگر فرضاً امروز رهبری یک سخنرانی کرده باشند. فردا که انسان برود سایتها و روزنامه ها را ببیند؛ می بیند هر کدام با توجه به گرایشات سیاسی خویش مثلاً از یکی دو ساعت سخنرانی ایشان یکی دو جمله را تیتر کرده اند. مثلاً یکی جمله ای که در حمایت از احمدی نژاد است را تیتر کرده. یکی دیگر بالعکس جمله ای که در انتقاد از احمدی نژاد است را تیتر کرده. یکی جمله ای که مثلاً در مورد سوریه است را تیتر کرده. یکی جمله ای که در مورد تحریم ها است را تیتر کرده و قس علی هذا. خب حال در مورد احادیث نیز این امکان وجود دارد که اگر راوی شخص دیگری بود؛ مثلاً از نیم ساعت یک ساعت مطالبی که امام(ع) فرموده اند جملات دیگری را گزینش می کرد و به ما می رساند.
حال سوال این است که با توجه به اینکه چون ما این قرائن را در اختیار نداریم و به همین دلیل ممکن است در فهم مقصود اصلی امام(ع) دچار اشتباه شویم و سخن ایشان را به درستی درک نکنیم؛ پس به چه دلیل و روی چه حسابی این فهمی که الان از فلان روایت را داریم را برای خودمان حجت می دانیم و طبق آن عمل می کنیم با توجه به اینکه احتمال دارد منظور امام(ع) چیز دیگری بوده.
پرسش: سوالاتي در باب فهم حديث
سلام عليكم!
دو سوال كلي در مورد فهم حديث خدمتتان داشتم كه هر كدام خودش به چند سوال ريزتر تقسيم مي شود. لطفاً اولاً جواب كامل و جامع به همه بندهاي سوال بدهيد. ثانياً جواب تخصصي و علمي بدهيد و يك جواب اقناعي و عوامانه ندهيد:
1- در مواجهه با متون حديثي در بسياري مواقع در ابواب و موضوعات مختلف حديثي، به احاديثي برمي خوريم كه هيچ فهمي از حديث نداريم. يعني هر چقدر در مورد حديث فكر مي كنيم و به قول معروف حديث را بالا و پائين مي كنيم؛ هيچ فهمي از حديث برايمان حاصل نمي شود كه منظور امام معصوم(ع) از اين مطالب چيست. خود بنده در خيلي از موادر كه به اينگونه احاديث برمي خورم با خودم مي گويم اگر من زمان امام معصوم(ع) بودم يا امام معصوم(ع) الان بود و اين مطالب را مي فرمود؛ قطعاً مي رفتم پيش امام(ع) تا خود ايشان برايم توضيح دهند كه منظورشان از فلان مطلب چيست. چون من هيچ فهم و دركي از اين مطالب پيدا نكردم.
حال سوالم اين است كه آيا رواة حديث كه اين احاديث را از ائمه(ع) نقل كرده اند؛ خودشان فهميده اند كه مثلاً فلان حديث يعني چه يا نفهميده اند؟!!! اگر نفهميده اند جا داشت از خود امام معصوم(ع) منظور امام(ع) را بپرسند. اما اگر فهميده اند چرا آنها آن زمان فهميده اند اما الان ما نمي فهميم؟!!! حتي برخي مواقع مي شود كه علماي بزرگ ما در شرح برخي احاديث مي نويسند عقول در فهم اين حديث حيران مي شود؛ يا مثلاً مي نويسند اين حديث از اسرار اهل البيت(ع) است كه بايد علمش را به خودشان واگذار كنيم. خوب اين فلان حديث را نه تنها من نوعي بي سواد يا يك طلبه مبتدي نفهميده ام؛ بلكه علمايابان از كساني بوده كه امام باقر دوست داشته او در مسجد مدينه بنشيند و براي مردم فتوا بدهد و جچنين مقام فقهي اي داشته است. بزرگ ما نيز نفهميده اند. حال يعني رواة حديث حتي از علماي بزرگ ما نيز سوادشان بيشتر بوده؟!!! يعني حديثي را فرضاً ابان بن تغلب فهميده يا أبوبصير فهيمده يا زراره فهميده اما علامه مجلسي(ره) نفهميده يا مثلاً ملاصالح مازندراني(ره) نفهميده و قس علي هذا.
سوال بعد آنكه اصلاً چرا ائمه(ع) اينطور مطالب را فرموده اند؟!!! مطالبي كه الان پس از 1400 سال حتي علما و بزرگان ما نيز از فهم آن عاجز هستند؛ به چه مناسبت بايد بيان شود؟!!! آيا نعوذبالله بيان اين مطالب كه حتي بزرگان و علما پس از 1400 سال از فهم آن عاجز هستند؛ لغو و بيهوده نبوده؟!
سوال بعد كه بي ارتباط به اين سوال نيست نيز اين است كه در خيلي از احاديث مي بينيم كه راوي آمده سوالي را از امام معصوم(ع) پرسيده و امام نيز به او جواب داده اند. اما من نوعي كه الان اين جواب را مي خوانم قانع نمي شوم. يعني مي گوئيم فرضاً اگر جواب اين سوال اين است پس فلان سوال چه مي شود؟!!! پس فلان حالت چه مي شود؟!!! پس اگر اينطور شد چه؟!!! يا حتي برخي اوقات اين احساس به من دست مي دهد كه امام(ع) جواب فلان سوال را به شكل مغالطي يا به شكل جدلي داده اند و واقعاً جواب سوال نيست.
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم
براي فهم بعضي از احاديث بايد بتوان خود را در ظرف صدور حديث قرار داد و وضعيت سؤال كننده و شرايط محيطي و اجتماعي او را درك كرد تا به معنا و مفهوم سخن امام برسي از اين رو ممكن است شما ابتدا حديثي را بخواني و متوجه معناي حديث نگردي و به قول خودت فهمي از آن نداشته باشي. عالمان حديث معمولا سعي داشته اند در شرح هاي خود بر احاديث اين قرائن و شرايط محيطي صدور حديث را براي آيندگان شرح دهند و حديث شناسان و فقيهان هم سعي دارند قبل از حكم به مضمون حديث، با بررسي قرائن و شرايط صدور حديث، به معناي واقعي حديث برسند و بعد با استناد به آن حكم دهند.
اين طبيعي است و براي يك فرد مبتدي انتظار فهم منظور همه احاديث با مراجعه به متن آنها و بدون تحقيق و بررسي و كنكاش عميق و طولاني، انتظاري نا بجا است.
حتي بعضي عالمان و فقيهان بر اين باورند كه بايد فتاواي امامان مذاهب اهل سنت كه معاصر امامان ما بوده اند و رواياتي كه مستند آنان بوده را ديد. زيرا بسياري از احاديث امامان ناظر به آن روايات و فتاوا است.
بله خيلي از مواقع راوي سخني از امام مي شنيده و معنايش را متوجه نمي شده و سؤال مي كرده و خيلي وقت ها هم سخني از امام مي شنيده و معنايي از آن برداشت مي كرده و آن حديث را نقل مي كرده و عالمان بعد معناي دقيق تر يا صحيح تري از روايت متوجه مي شده اند از اين رو روايت داريم:
رب حامل فقه إلى من هو أفقه منه(1)
چه بسيار كساني كه حامل فقه به سوي ديگراني هستند كه از خودشان فقيه ترند.
چه بسا راوي سخني از امام مي شنيد و معنايي از آن برداشت مي كرد و آن حديث را براي ديگري نقل مي كرد و او معناي ديگري برداشت مي كرد. مهم اين است كه راويان سعي داشتند كلام امام را بدون دخل و تصرف نقل كنند و فهم خود را در نقل حديث دخالت ندهند. چه بسيار كه راوي حديثي را با واسطه از امام مي شنيد و منظور امام را درك نمي كرد، ولي حديث را براي ديگران نقل مي كرد تا آنها شايد معنا را درك كنند.
بله رواياتي هست كه راوي با توجه به قرائن حالي و مقالي موجود منظور امام را فهميده، ولي بعد در نقل نتوانسته آن قرائن را به شنونده منتقل كند و حالا ما حديث را مي خوانيم، ولي منظور را متوجه نمي شويم و چون سند حديث معتبر است ضمن قبول روايت، مي گوييم علم آن در نزد خود امام است و ما منظور امام را نمي دانيم. روات حديث معمولا فقيهان زبده زمان امامان بوده اند مثلا ابان از كساني است كه امام باقر دوست داشته او در مسجد مدينه كرسي فتوا داشته باشد.
اما امامان غالبا در شرايط بسيار سختي بوده اند و نمي توانسته اند با آزادي كامل معارف و احكام را تبيين كنند و شرايط خفقاني به آنها اين اجازه را نمي داده است.
اصولا گاهي بيان يك حديث از جانب آنها بسيار مشكل بود و فقط امام باقر و امام صادق و امام رضا در دوران كوتاه ولايت عهدي امكان نشر معارف و احكام دين را داشتند.
با اين وجود امامان با دادن معيارهاي كلي توانستند شيعيان را نجات دهند و راه رسيدن به حاق دين را جلوي پايشان باز كنند.
در مورد جواب هاي مغالطي يا جدلي و ... اگر نمونه هايي بفرستيد، بهتر مي توان توضيح داد.
پي نوشت ها:
1. ابن ابي جمهور احسائي، عوالي الئالي، قم، سيد الشهداء ، 1405ق، ج4، ص66.
پرسش: سوالاتي در باب فهم حديث
2- ما خيلي از اوقات در مورد احاديث يك حديثي مي خوانيم كه يك سطر است يا دو سطر است يا فوقش يك پاراگراف است.
حال سوالي كه من در اين مورد داشتم اين است كه احتمالاً امام معصوم(ع) فقط همان يك سطر را نفرمودند. بلكه در يك فضائي بوده كه ما نه قبل و بعد صحبت هاي امام(ع) را مي دانيم چيست نه مي دانيم در جائي كه امام(ع) اين سخنان را فرموده اند چه افرادي حضور داشته اند نه مي دانيم افرادي آيا قبل از امام(ع) نيز حرفهائي زده اند يا خير و ساير قرائن حاليه كه ما را در فهم صحيح صحبت امام(ع) كمك مي كند را در اختيار نداريم. كه اگر در اختيار داشتيم چه بسا فهم ما از فلان روايت تغيير مي كرد.
براي مثال ما كه خودمان الان داريم زندگي مي كنيم؛ اگر كمي در مسائل سياسي ورود داشته باشيم؛ اگر يك سخنراني مقام معظم رهبري بكند؛ سريع مي فهميم كه بله فلان مطلبي كه ايشان فرمودند در جواب به فلان مطلب مثلاً احمدي نژاد بود؛ فلان مطلب در مورد فلان اتفاق بود و قس علي هذا. اينجا ايشان اشاره صريح به اين مطالب نكرده اند. اما ما چون خودمان الان در متن قضايا هستيم متوجه مي شويم. اما اگر همين سخنراني را فرضاً متن كاملش را 100 سال بعد 200 سال بعد 500 سال بعد بدهند دست كسي تا بخواند؛ متوجه اين مسائل نمي شود. حال اين درحالي است كه متن كامل سخنراني را به دست كسي بدهند. واي به حال موقعي كه مثلاً از يكي دو ساعت سخنراني يك سطر يا دو سطر يا يك پاراگراف را به كسي بدهند در چند صد سال بعد. اينجا ديگر قطعاً فهم متن به مراتب پائين تر مي آيد.
يا يك مثال ديگر فرضاً امروز رهبري يك سخنراني كرده باشند. فردا كه انسان برود سايتها و روزنامه ها را ببيند؛ مي بيند هر كدام با توجه به گرايشات سياسي خويش مثلاً از يكي دو ساعت سخنراني ايشان يكي دو جمله را تيتر كرده اند. مثلاً يكي جمله اي كه در حمايت از احمدي نژاد است را تيتر كرده. يكي ديگر بالعكس جمله اي كه در انتقاد از احمدي نژاد است را تيتر كرده. يكي جمله اي كه مثلاً در مورد سوريه است را تيتر كرده. يكي جمله اي كه در مورد تحريم ها است را تيتر كرده و قس علي هذا. خب حال در مورد احاديث نيز اين امكان وجود دارد كه اگر راوي شخص ديگري بود؛ مثلاً از نيم ساعت يك ساعت مطالبي كه امام(ع) فرموده اند جملات ديگري را گزينش مي كرد و به ما مي رساند.
حال سوال اين است كه با توجه به اينكه چون ما اين قرائن را در اختيار نداريم و به همين دليل ممكن است در فهم مقصود اصلي امام(ع) دچار اشتباه شويم و سخن ايشان را به درستي درك نكنيم؛ پس به چه دليل و روي چه حسابي اين فهمي كه الان از فلان روايت را داريم را براي خودمان حجت مي دانيم و طبق آن عمل مي كنيم با توجه به اينكه احتمال دارد منظور امام(ع) چيز ديگري بوده.
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر محترم كليت حرف شما "في الجمله" (نه همه جا) درست است يعني هم تقطيع در برخي روايات صورت گرفته است. مثلا امام در جلسه سخنراني كرده اند بعدها محدثين كه مي خواسته اند روايات را موضوع و باب بندي كنند هر جمله را در موضوع خودش قرار دادند كه اين كار باعث قطعه قطعه شدن برخي روايات شده است به همين خاطر بزرگان تلاش كرده اند با توجه به روايات ديگر و قرائن كلام امام را تفسير و فهم كنند.
و هم برخي موقع ها يك جمله وقتي در منظومه كلام نگاه شود، يك معنايي مي دهد و اگر همان جمله را جدا شده مورد توجه قرار دهيم، معناي ديگري از آن ظاهر مي شود.
اما:
1. اين مطلب في الجمله درست است ولي عموميت ندارد و بسياري مواقع جمله خودش معناي تمامي دارد و قرار گرفتن در منظومه، معنا را تغيير نمي دهد. مثلا" اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي..." يك معناي مشخص دارد و اگر مقدمه چيني قبلي و نتيجه گيري بعدي را هم نداشته باشيم، از اين جمله همان معناي مشخص را برداشت مي كنيم.
اين كه عالمان هم اين جمله ها را جدا از قبل و بعد نقل كرده اند به خاطر اين بوده كه قبل و بعد در معنا تاثير نداشته است و گرنه آنها با وسواسي كه در نقل صحيح سخن معصوم داشته اند، سخن را بريده و ناقص نقل نمي كردند.
2. معمولا عالمان بخصوص فقيهان به اين نكته كه شما گفته ايد توجه دقيق دارند از اين رو سعي مي كنند اين احاديث كوتاه را در همان منظومه اي كه صادر شده، مورد توجه قرار دهند و قبل و بعد اين كلام را ببينند تا شايد قرينه اي بر درك معناي صحيح حديث باشد و معمولا در كتب فقهي به اين نكته ها در صورت وجود اشاره شده است.
با توجه به دو نكته فوق اگر در كتب حديث جمله اي از امام نقل شده، آن جمله معناي كامل دارد و قبل و بعد در معنا تاثير نداشته و گر نه، ذكر مي كردند و صرف احتمال وجود قرينه اي در منظومه كلام كافي نيست تا ما از ظهور كلام دست برداريم. بله جستجو براي يافتن قرينه ها لازم است اما اگر بعد از جستجو چيزي نيافتيم نمي توانيم با استناد به اين احتمال هاي ضعيف معناي كلام را ناديده بگيريم.
موفق باشید.