با سلام
گاهی اوقات که با حوانانی که منکر وجود خدا هستند با زبان نرم صحبت میکنیم و میخواهیم پاسخ اشتباهاتشون رو با زبان نرم بدیم و دلیلشون رو برای عقیدشون بخواهیم جواب میدن که"کسی حق نداره در زمینه عقیده دیگران دخالت کنه و اونو تحمیل کنه و عقیده هرکس برای خودش محترمه" و حاضر به صحبت نمیشن
چطور و با چه استدلالی میشه این افراد رو راغب کرد تا دلایل خودشون رو برای رد خدا بگن و ما هم با استدلال آنها رد کنیم؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پيش از هر چيز از تقدير و تشكر خود را دغدغه ارزشمندي كه در هدايت ديگران داريد به شما تقديم مي نماييم و براي شما در ايسن زمينه آرزوي موفقيت بيش از پيش مي كنيم.
يكي از مهمترين نكات در زمينه تصحيح روش و عقيده ديگران به سمت مسير صحيح همين نكته دقيق و صحيحي بود كه در عملكرد خود مطرح فرموديد يعني گفتگو با زبان نرم و بيان خوشايند؛ چنان كه خداوند پيامبران خود را كه به سمت جباران و طواغيتي چون فرعون مي فرستاد توصيه به بهره گيري از كلام و زبان نرم مي نمود. (1)
اما در عين حال نرمي گفتار شكل و قالب گفتگو است و در اين زمينه محتوا و مفاد بيان و استدلال انسان نيز نقش تعيين كننده اي دارد، بخصوص ارائه پاسخ صحيح و منطقي به شبهات و اشكالات مرح شده مانند آن چه منقل كرديد .
در اين زمينه هرچند رويكرد انسان در محيط هاي مختلف و در برابر افراد متفاوت مي تواند شكل هاي گوناگوني به خود بگيرد، اما در عين حال در مورد اشكال مطرح شده از جانب اين دوستان به چند نكته اشاره مي كنيم:
1- پيش از هر چيز بايد از اين دوستان خواست كه دليلي منطقي براي اين ادعا ارائه دهند كه" كسي حق نداره در زمينه عقيده ديگران دخالت كنه و اونو تحميل كنه و عقيده هركس براي خودش محترمه"؛ چون اگر تنها طرح ادعا بدون هيچ دليل براي درستي يك فكر كافي باشد، ما هم در مقابل مي گوييم "به نظر ما هر انساني حق دار در مورد عقايد و باورهاي ديگران دخالت كند و در مورد آن اظهار نظر و عكس العمل داشته باشد".
مهم آن است كه ببينيم آيا اين ادعا با دلايل منطقي و عقلائي پشتيباني مي شود يا خير، در نتيجه پيش از هر چيز اين دوساتان بايد پاسخگوي انكار ما در درستي اين ادعا باشند.
2- از نظر ما محترم بودن عقيده هر فرد ارتباطي با نوع عكس العمل ما در برابر اين عقيده ندارد؛ ما هم قبول داريم كه عقيده هر فرد براي خودش محترم است و اصولا اگر يك عقيده براي يك فرد مهم و ارزشمند و محترم نبود آن را به عنوان باور خود بر نمي گزيد؛ در واقع اين عبارت بيان يك امر بديهي است.
اما سخن آن است كه آيا عقايد يك فرد بايد براي ديگران هم محترم باشد؟
از نظر اسلام در مواردي احترام عقايد و باورهاي ديگران مورد توجه قرار گرفته و از بي احترامي به اين باورها نهي شده است:
« وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه...."(1) به( معبود ) كسانى كه غير خدا را مىخوانند دشنام ندهيد...» ؛ اسلام دين و عقيده افراد را مورد احترام مي داند و حق توهين و اهانت و رفتارهاي خلاف اخلاق در برابر آن ها را نمي دهد، حتي به پيامبر خود دستور مي دهد كه با تاكيد بر مشتركات بين اديان زمينه همدلي بين اديان مختلف را فراهم آورد. (2) اما روشن است كه اين همراهي و احترام مطلق نيست و اگر عقيده اي در حريم عقايد انحرافي و مخل امنيت اجتماعي باشد نمي تواند محترم تلقي شود.
در جوامع كاملا سكولار و پيرو دموكراسي امروزي نيز احترام با عقايد و باورهاي ديگران امري مطلق نيست و الا تمام گروه هاي تروريستي و به تعبير غربي ها بنيادگرا و حتي گروه هاي مافيايي و توليدكنندگان مواد مخدر و ... براي خود عقايد و باورهايي دارند كه بر مبناي همين باورها دست به اين قبيل اقدامات مجرمانه مي زنند و اگر بنا بر احترام به همه اين باورها بود مجالي براي تلاش هاي جهاني بر عليه اين گروه ها نبود.
3- در كنار همه اين مسائل محترم بودن يك عقيده و باور به معناي درستي آن نيست و از آنجا كه در برابر هر عقيده درست هزاران عقيده نادرست وجود دارد و هيچ گاه نمي توان تمام عقايد و باورهاي متقايب و متضاد را صحيح دانست؛ پس بسياري از افرادي كه عقايد مختلفي دارند دچار نوعي انحراف فكري و عقيدتي هستند كه اين انحراف به مراتب خطرناك تر از انحرافات رفتاري مانند اعتياد به مواد مخدر و مانند آن است.
در نتيجه اگر ارتباط انسان ها با يكديگر و ضرورت تعامل و هماهنگي بين آن ها و تلاش براي جلوگيري از انحرافات فردي كه مي تواند به انحرافات اجتماعي و صدمه ديدن ديگر افراد اين مجموعه شود را بپذيريم نمي توانيم در برابر خطراتي كه ديگران را تهديد مي كند بي تفاوت باشيم و همان گونه كه ما خود را در برابر بيماري مهلكي كه جسم فرد ديگري را درگير خود كرده حساس بوده و علي رغم ميل خود او براي رفع اين خطر تلاش مي كنيم، خود را در برابر بيماري و خطري كه متوجه فكر و انديشه اوست نيز مسئول مي بينيم.
به بيان روشن تر احترام به عقيده ديگران در حقيقت احترما به خود انساني است كه داراي اين عقيده است و احترام و تكريم به يك انسان هميشه در قالب پذيرش امسيري كه در زندگي در پيش گرفته نيست و ما خودمان را موظف مي بينيم كه در مواردي در برابر خطري كه يك انسان محترم را در بر گرفته بي تفاوت نباشيم.
4- در نهايت اگر در بحث رويكردي جدي از جانب اين دوستان در پيش گرفته شد كه در هيچ صورت حاضر به گفتگو نيستند، مي توان اين نكته را مطرح كرد كه باور من و شما بسيار متفاوت است و بنده به عنوان يك فرد جوياي حقيقت مي خواهم بدانم انديشه شما در مورد خدا و عالم چگونه است تا اگر خود در اشتباهم در مقام تصحيح باورهايم برآيم و... .
پي نوشت ها:
1. انعام (6)آيه 108.
2. آل عمران (3) آيه 64.
موفق باشید.