با سلام ، مدتی است سئوالی ذهنم را مشغول خود نموده و با اینکه فردی معتقد به مبانی و اعتقادات اسلامی هستم پاسخ آن را نیافته ام . اینکه : در حال حاضر جمعیت کره زمین قریب به 7 میلیارد نفر است که از این رقم در حدود 1 میلیارد آن مسلمان است . اگر ما این اعداد را در یک بازه زمانی 100 ساله فرض کنیم ، جمعیت کل زمین 700 و مسلمانان آن 100 میلیارد می شود . که از ارقام یاد شده چیزی در حدود 5 میلیارد به تعداد شیعیان اختصاص می یابد . با عنایت به این فرضیات حال می خواستم بدانم خداوندی که در خصوص صفات جلاله اش بسیار بسیار سخن رفته و از عطوفت و مهربانی و گذشت و ... خدا قلم ها نا توان و زبان ها الکن است ، این چنین خداوندی ، آیا از این 700 میلیارد انسان فرضی که 100 میایارد آن مسلمان است و مابقی (600 میلیارد) غیر مسلمان ، مسلمانان را به بهشت می برد و غیر آن را به جهنم ؟ تازه به اعتقاد شیعه بسیاری از اهل سنت (همین 100 میلیارد مشترک بین سنی و شیعه )نیز عقاید ضاله داشته و بهشتی نمی شوند و فقط همان 5 میلیارد آن هم در صورت داشتن جمیع شرایط بهشتی هستند ؟! آیا خداوند رحمان و رحیم از 700 میلیارد انسان آفریده خود فقط 5 میلیارد ( آن هم جامع الشرایطین انها را)بهشتی میکند ؟ اگر خداوند غیر مسلمانان را بهشتی می کند ، پس آیه شریفه : ...و من یتبغ غیر الاسلام دینا ...چیست ؟و مسلمین چه فرقی با غیر مسلمین دارند ؟ اگر آنها بهشتی می شوند و سزای عمل نیکو را می بینند ، خوب ! پس ضرورت مسلمانی ما چیست ؟ ماهم یکتا پرست بی دین می شویم لیکن کار نیک انجام می دهیم و سزای نیکو می گیریم . اگر غیر مسلمانان و اهل کتابی که که کار نیک می کنن اما خیلی هاشان بی حجابند ، مشروب می خورند و ... سزای کار نیک می بینند و بهشتی می شوند ، در برابر، یک بچه شیعه که از نگاه سهوی به نامحرم احساس گناه می کند ، بهشتی است یا حداقل سزای کار نیکش را می بیند چه تفاوتی دارند ؟ اگر هردو بهشتی اند ! پس سخت گیری این بچه شیعه چیست ؟ و یا نه ، اگر خداوند صرفا به آنان پاداش می دهد و شیعیان مخلص و اهل کتاب واقعی را در این بازه 100 ساله بهشتی میکند ! ، پس خداوند 665 میلیار انسان را طعمه حریق خود می کند ؟!(نعوذبالالله)آیا آفرینش و تکامل و تمامی دیگر آفریده های خداوند که در این مدت در خدمت 665میلیارد انسان بوده اند بیهوده و عبس بوده ؟!آیا این با عدل خداوند سازگار است ؟!آیا خداوند آنها را در آتش قهر خود می سوزاند ؟!آیا فیلتر رسیدن به الطاف الهی اینقدر تنگ و شرایطش به این سختی است ؟! لطفا پاسخ آنها را در صورت امکان به تفصیل بیان فرمائید
با سپاس و تجدید احترام

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بر اساس آموزه هاي ديني سرنوشت و سعادت هر كس در گرو ايمان و عمل صالح و باور و پذيرش دين حق در زمان خود او است. (1) همه اديان الهي تا وقتي كه دين الهي بعدي نيامده، دين حق محسوب مي شوند. افرادي كه قبل از ظهور حضرت مسيح (ع) به دين حقيقي موسي (ع) باور داشته و به آموزه هاي وحياني آن عمل نموده اند، از نظر قرآن مؤمن محسوب مي شوند. همچنين مسيحياني كه قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) به دين عيسي مسيح (ع) باور داشته و طبق دستورات او عمل نموده اند، مؤمن اند و رستگار. تفاوتي از حيث درجه با مؤمنان ساير اديان در زمان حقانيت دين خودشان ندارند، بلكه ملاك و ميزان ايمان و تقوا و عمل صالح، و پيروي از دين حق مي باشد.
قرآن كريم هم به همين واقعيت تصريح دارد و مي فرمايد:
كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند، و كسانى كه به آئين يهود گرويدند و نصارا و صابئان [پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند، و عمل صالح انجام دهند، پاداش شان نزد پروردگارشان مسلم است. هيچ گونه ترس و اندوهى براى آن ها نيست. (هر كدام از پيروان اديان الهى، كه در عصر و زمان خود، طبق وظايف و فرمان دين عمل كرده‏اند، مأجور و رستگارند.) (2)
اين آيه اعلام مي كند كه هر كسى كه در عصر خود به پيامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خويش ايمان آورده و عمل صالح كرده ، اهل نجات است، و جاى هيچ گونه نگرانى نيست. بنا بر اين مسيحيان مؤمن قبل از ظهور پيامبر اسلام اهل نجات و بهشتند. (3)
وظيفه هر كس در هر زمان تحقيق و يافتن دين حق و باور عمل طبق آموزه هاي آن دين است. بر همين اساس ملاك بهشتي و جهنمي بودن افراد پيروي از دين حق و حقيقت جوئي و حق طلبي انسان ها و تسليم بودن در مقابل آن، و يا در مقابل انكار آن حقيقت است.
اما در مورد غير مسلماناني كه پس از ظهور اسلام زندگي كرده اند و اكنون زندگي مي كنند، بايد به اين نكته توجه كرد كه افرادي كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند، آن ها قطعا در قيامت در عذاب خواهند بود و حتي اگر اعمال صالحي هم در دنيا انجام داده باشند، چون بر اساس ايمان حقيقي و باورديني درست نبوده و در راستاي اهداف دنيائي و جلب نظر مردم و يا فريب بوده، براي آن ها مفيد نخواهد بود.
اما كساني كه در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند و يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشده، به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود كه مستحق عقوبتي باشند. شهيد مطهرى (ره) در اين باره مى‏گويد:
«اگر كسى در روايات دقت كند، مى‏يابد كه ائمه (ع) تكيه‏شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مى‏آيد، از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و يا لااقل در شرايطى باشد كه مى‏بايست تحقيق و جستجو كند نكند. اما افرادى كه ذاتاً و به واسطه قصور فهم و يا به علل ديگر در شرايطى به سر مى‏برند كه مصداق منكر و يا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در رديف منكران و مخالفان نيستند. ائمه اطهار بسيارى از مردم را از اين طبقه مى‏دانند. اين گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و اميد عفو الهى درباره آنان مى‏رود.»
وى از مرحوم علامه طباطبايى نقل مى‏كند: «همان طورى كه ممكن است منشأ استضعاف، عدم امكان تغيير محيط باشد، ممكن است اين جهت باشد كه ذهن انسان متوجه حقيقت نشده باشد و به اين سبب از حقيقت محروم مانده باشد.» (4)
اين گروه در فرهنگ دين به عنوان مستضعفان فكري و فرهنگي شناخته مي شوند. اگر واقعاً و حقيقتاً به دنبال حقيقت و دين حق بودند، اما به دلايلي بر آن دست نيافتند ،ولي بر اساس باورهاي فطري و عقلي و يا ديني كه داشتند، مؤمن بودند و انسان هاي درستكار بودند ،مورد عفو الهي اند.
در قرآن هم خداوند مي فرمايد: ما از هر كس بيش از اندازه وسع و توانش تكليف نمي خواهيم(5)، پس محاسبه اعمال آنان، و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آنها در بهشت بر پايه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت اعمال و كردار آنها طبق علم و باورهاي ديني آن ها صورت مي گيرد و جايگاه آنان در آخرت رقم مي خورد.
پى نوشت‏ها:
1. عصر (103) آيه 3.
2. بقره (2) آيه 62.
3. آيت الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلاميه، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ج‏1، ص 285.
4. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، نشر صدرا، تهران 1374 ش، ج 1، ص 320 به بعد.
5. بقره (2) آيه 282.
موفق باشید.