آیا جنگ ایران واعراب مورد تایید ائمه (ع) بوده است ؟
چرا اعراب با حمله به ایران آنها را به اسلام دعوت کردند؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قاطعانه نمي توان اظهار نظر نمود كه نظر اهل بيت (ع) در باره جنگ مسلمانان و ايرانيان چيست. اما در مجموع مي توان گفت اصل اين جنگ تا حدودي مورد تاييد اسلام مي باشد، البته كارهاي خلافي كه در اين جنگ صورت گرفته، مورد تاييد اسلام نمي باشد. در ضمن ناگفته نماند كه اين جنگ به منظور اجبار ايرانيان به پذيرش اسلام صورت نگرفت، زيرا در اسلام پذيرش دين اجباري نيست و از منظر اسلام انسان ها در انتخاب دين آزاد هستند. توضيح اينكه طبق بررسي تاريخ اسلام، توسل به قدرت نظامي در سه مورد مشاهده مي گردد:
1. محو آثار شرك و بت پرستي،
2. در برابر كساني كه نقشه نابودي و حمله به مسلمانان را مي كشيدند، اسلام دستور به جهاد دفاعي و توسل به قدرت نظامي داده است.
3. براي كسب آزادي و تبليغ دين حق، هر آئين بر حقي اجازه دارد به طور آزاد، عمدتا جنگ هاي اسلام در اين راستا بوده است از جمله جنگ با ايران.
ماجراي جنگ
اين جنگ از آنجا آغاز شد كه پس از وفات پيامبر (ص) گروهي از قبائل عرب كه به نفاق (هنگام حيات پيامبر)، اظهار مسلماني مي كردند،(بعد از وفات پيامبر و دو دستگي مقطعي در ميان مسلمانان در بحث خلافت) آشكارا از اسلام رو برتافتند و جنگهاي سختي را با مسلمانان آغاز كردند. اينان، قبائل گوناگوني بودند كه در حجاز و عراق و يمن و ديگر نواحي مي زيستند و در پيرامون، پيامبر نماياني دنياطلب و رياستخواه به نامهاي: طُليٌحَه و سَجاع و مُسَيلمه و أسود و عَنسي گرد آمدند و عده اي را كشتند و جنگهاي سختي را با مسلمانان اغاز كردند و شهر مدينه را كه كانون اسلام و پايگاه مهاجران و انصار بود، به خطر افكندند.
دراين هنگام خالدبن وليد از سوي خليفه ابوبكر ماموريت يافت تا قبايلي از اهل رده و آشوبگران و حاميان ايشان را برجاي خود نشاند. سرانجام اين گروهها به صورت قبايلي در سواد عراق و حيره پراكنده بودند روانه شد و با گروهي كارش به "جنگ" كشيد تا سواد عراق و حيره را به تصرف درآورد. (1)
دولت ساساني كه از زمان خسرو پرويز دشمني را با اسلام آغاز كرده بود از قبايل اشوبگر حمايت مي كرد و همين كار موجب شد تا سپاه عرب با دولت ساساني نيز درگير شود.
دفاع و حمايت دولت ساساني از قبائل آشوبگر، عاقبت سپاه اعراب را با دولت ساساني روبرو كرد و نبردهاي را در بين النهرين با ايرانيان پيش آورد و كار جنگ ميان اعراب و سپاه ايران ساساني گسترش يافت و سرانجام اين نبردها به داخل ايران كشيده شده و به سرنگوني دولت ساساني و فتح ايران انجاميد.
برخي از محققان معاصر نيز، درستي اين تعليل را به خوبي دريافته اند چنانكه حتي دكتر زرين كوب در كتاب تاريخ ايران بعد از اسلام در اين باره مي نويسد: «سبب آمدن خالد بن وليد به عراق چنانكه از تامّل در قــرائـن برمي ايد تنبيه اعـراب عراق و هم پــيمانان اهل ردّه بــوده است. لكن ناچار منتهي به تصادم با لشكريان ايران شده و جنگها و فتح هاي اسلام از آن ميان پديد آمده است.(2)
مردم ايران نيز از راه زور مسلمان نشدند.
چرا كه كافي است تنها به اين نكته توجه كنيد كه از نظر اسلام دين زرتشتي به عنوان دين آسماني شناخته مي شد و تعرض به زنان و كودكان آن ها در اسلام ممنوع بود، مسلمانان به پيروي از دين اسلام موظف بودند كه شهرهاي فتح شده از ايران را كه به دين زرتشتي بودند، در انتخاب دين اسلام، يا ماندن در دين زرتشتي و دادن ماليات (جزيه) به آنان اختيار بدهند
گسترش اسلام در ايران مبتني بر
1. حقانيت، جامعيت و دستورهاي حياتبخش اسلام و سيره پيامبر
2. آمادگي ايرانيان جهت پذيرش اسلام از سوي ديگر مي باشد كه موجب گرديد اسلام در اين كشور گسترش يابد.
3. نامه پيامبر به پادشاه ايران
نامه پيامبر به خسرو پرويز و فراخواني وي به اسلام، اين پرسش را به وجود آورد كه اسلام چيست و حضرت محمد كيست؟
بدين جهت ايرانيان جهت آشنايي با اسلام به تحقيق پرداخته و در جستجوي اسلام بر آمدند. مهمتر از همه اينكه ايرانيان از اديان حاكم در اين كشور خسته و ناراحت بودند، زيرا آن ها پاسخگوي نياز و خواسته هاي مردم نبودند، از اين رو است كه با مطرح شدن اسلام، ايرانيان به اسلام رو آورده و منتظر معرفي آن بودند. با مطرح شدن اسلام، طيف وسيعي از ايرانيان به اسلام گرويدند. اين گرايش بدون اجبار, اكراه و با ميل و رغبت آنان صورت گرفت. در اين ميان شخصيتهايي مانند سلمان فارسي و باذان بن ساسان نيز در گسترش اسلام مؤثر بودند، زيرا اين دو شخصيت از انسانهاي تأثيرگذار در فرايند تحولات ايران بوده و در ميان ايرانيان، موقعيت خاصي داشتند.
4. ضعف حكومت ساساني و موبدان زرتشتي
علت شكست نيروهاي نظامي حكومت ايران، ناتواني نظامي آنان و يا تنها روحيه قوي مسلمانان نبود، بلكه علت اصلي شكست نيروهاي جنگي ايران در برابر هجوم مسلمانان، ناراضي بودن مردم ايران از حكومت و آيين خود بود. آنان نخواستند بجنگند و حتي گاهي با مسلمانان همكاري مي‏كردند. (3)
مردم ايران، در زمان بعثت و حيات حضرت رسول به اسلام توجه كردند. به تدريج و با ميل و رغبت آن را پذيرفتند.
يكي از آثار مهم پيروزي مسلمانان نفوذ گسترش اسلام در ايران بود. هر گاه كشوري در جنگ پيروز گردد، فرهنگ و سنت و باورهاي ديني و سياسي فاتحان بر كشور مغلوب اثر مي‏گذارد. بعد از فتح ايران برخي از مسلمانان رفتار معقول و منطقي با ايرانيان داشتند و برخي ايرانيان تحت تأثير قرار گرفتند. رفتار مسلمانان و جاذبه‏هاي اسلامي از يك سو و زمينه‏هاي پذيرش اسلام توسط ايرانيان از جانب ديگر موجب شد كه برخي از ايرانيان اسلام بياورند.
نا گفته نماند اين روند آشنايي ايرانيان با اسلام و اسلام آوردن آنان تدريجي بوده و صدها سال پس از فتح ايران ادامه داشت. همان گونه كه در متون تاريخي به وجود بسياري از زرتشتيان در مناطقي مانند كرمان طبرستان فارس خوزستان و خراسان تا قرنهاي سوم وچهارم اشاره شده است.(4)
براين‏اساس بايد گفت: گرچه فتح ايران در زمان عمر توسط مجاهدان اسلامي، در مسلمان شدن ايرانيان موثر بود، ولي عواملي كه ذكر شد و رفتار مسلمانان موجب شد كه شجره طيبه اسلام در اين سرزمين بارور شود. با آمدن اسلام به ايرا ن اين كشور به سوي تمدن گام برداشت.
مناشه مي گويد:
ايرانيان بقاياي تمدن تلطيف شده و پرورده اي را به اسلام تحويل دادند كه بر اثر حياتي كه اين دين در آن دميد، جان تازه گرفت.(5) اين جمله مي رساند كه با آمدن اسلام به ايران تمدن ايران جان تازه گرفت و پيش از اسلام، اين تمدن مرده بود. اين سخن گروهي از خاورشناسان است با اينكه خاورشناسان نسبت به اسلام ديد خوشي ندارند ولي در برابر واقعيات تاريخي نمي توان كاري كرد.
آيت الله، شهيد مرتضي مطهري مي گويد:
اسلام به ايران حياتي تازه بخشيد و تمدن در حال انحطاط ايران به واسطه اسلام جان تازه گرفت و شكل تازه اي يافت. (6)
و آغاز تمدن ايران بعد از امدن اسلام بود نه بعد از سقوط امويان، البته در عصر عباسيان، اين تمدن خيزش زيادي پيدا كرد.
جهت آگاهي بيش تر از اين موضوع به كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران، استاد مطهري مراجعه فرماييد.
پي نوشت ها:
1. كتاب الفتوح، أبو محمد أحمد بن اعثم الكوفى (م 314)، تحقيق على شيرى، بيروت، دارالأضواء، ط الأولى، 1411/1991، ج‏1، ص 21؛ تاريخ طبرى، محمد بن جرير طبرى (م 310)، ترجمه ابو القاسم پاينده، تهران، اساطير، چ پنجم، 1375ش، ج‏4، ص 1479.
2. دكترعبد الحسين زرين كوب، تاريخ ايران بعد از اسلام، انتشارات اميركبير، ص295 .
3. خدمات متقابل ايران و اسلام، شهيد مطهري، ص 76 - 79، قم، دفتر انتشارات اسلامي 1362.
4. مقدسى، أبو عبد الله محمد بن أحمد، احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم، ناشر مكتبه مدبولى‏،القاهره‏،سال چاپ1411 ق‏، نوبت چاپ سوم‏،ص 323و394و414؛ المسعودي، التنبيه والإشراف، ناشر دار صعب - بيروت - لبنان، ص91و92.
5. خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 328، به نقل از تمدن ايراني، بقلم جمعي از خاورشناسان، ترجمه دكتر عيسي بهنام.
6. همان، ص 336.
موفق باشید.