با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از نظر شريعت اسلام مرتد دو قسم است:
مرتد فطرى: يعنى كسي كه از پدر و مادر مسلمان به دنيا آمده باشد و يا يكي از پدر و مادر او مسلمان باشند و خودش پس از گرايش به اسلام كافر شود.
مرتد ملّى: يعنى كافرزاده اى كه پس از گرايش به اسلام دوباره كافر شود.(1)
اما قبل از بيان حكم فقهي فرد مرتد لازم است توضيحي كلي در مورد مساله ارتداد در اسلام را بيان نماييم:
از نظر جهان بيني اسلامي همه انسان ها از آزادي، اختيار و قدرت بر تصميم گيري برخوردارند. خودشان سرنوشت خويش را رقم مي زنند. اسلام از راه هاي گوناگون مي كوشد انديشه بشر را از اسارت باطل برهاند. آدمي با ديد باز و وسعت نظر بينديشد و داوري كند و دين و آيين حق را برگزيند. قرآن در اين خصوص مي فرمايد:
« چون به ايشان گفته شود كه از آن چه از سوي خدا فرود آمده است، پيروي كنيد، گويند: نه، به همان راهي مي رويم كه پدران ما مي رفتند. حتي اگر پدران شان بي خرد و گمراه بوده اند!»(2)
خداوند در اين آيه انسان ها را توبيخ مي كند كه چگونه به راه پدران و تقليد از آنان رفتند، شايد پدران آن ها درك نمي كردند. پس تقليد در دين از نظر قرآن محكوم است. در روايات تصريح شده كه تقليد در دين، نه فقط از پدر و مادر مردود است، حتي تقليد در عقايد از شخصيت هاي بزرگ هم جايز نيست.(3)
البته اين بدان معنا نيست كه بايد ديني غير از دين پدران انتخاب نمود، بلكه چه بسا راه و دين پدران حق باشد، اما در هر صورت انتخاب دين بايد با استدلال و آگاهي و تحقيق باشد، پس اسلام خود سفارش به تحقيق و تامل و بررسي مي نمايد و از اين امر هيچ پرهيز و ابائي ندارد.
بالاتر از همه اين ها اسلام به صراحت هر نوع اجبار و اكراه در تحميل دين را رد كرده مي فرمايد:« لا اِكرَاهَ فِي الدِّينِ (4) در دين اكره و اجباري نيست»، زيرا اصولاً دين و اعتقاد به عنوان يك امر دروني، قابليت اجبار و تحميل كردن يا اجباري شدن ندارد؛ دين و اعتقاد مربوط به قلب و درون انسان است و حوزه درون و قلب و دل انسان اصلاً اجبار بردار نيست.
به همين خاطر دين حقيقي هر انساني همان چيزي است كه در اعماق قلب خود بدان پايبند است و آن را حق مي داند و با عقل و جان خود به حقانيت آن رسيده است. اسلام همه افراد را به ضرورت رسيدن به چنين ديني تشويق نموده است. از هر نوع تقليد كوركورانه در اصول و مباني معرفتي و ديني مذمت نموده است.
آنچه در مورد برخورد حكومت اسلامي با مسلماناني كه دين خود را تغيير مي دهند مطرح است مربوط به مساله ارتداد است، اما ارتداد اصلاً ارتباطي با حوزه اعتقاد فردي ندارد، بلكه حقيقتي اجتماعي است؛ به همين خاطر اولين شرط ارتداد، اظهار كردن ارتداد است. معناي دقيق تر آن موضع گيري در مقابل اسلام در جامعه است؛ بنابراين مساله ارتداد مربوط به جامعه مي شود و يك جرم اجتماعي و سياسي در جامعه اسلامي است.
در نتيجه هر فردي پس از رسيدن به بلوغ فكري و جسمي، به حكم عقل و البته به تصريح اسلام، موظف است كه دين حق را يافته و مباني فكري و اعتقادي خود را بر اساس استدلالات عقلي و برهاني پايه ريزي نمايد؛ البته اين بدان معنا نيست كه لازم باشد انسان تفكرات قبلي خود و باورهاي مبتني بر فطرت دروني خود را به كناري نهاده، آن ها را انكار نمايد، بلكه به مقتضاي رشد فكري و عقلي لازم است براي دفع شبهات و اشكالات عقلي، پايه هاي فكري خود را بر اساس تفكر و برهان و استدلال استوار نمايد.
شرط لازم در اين مسير بهره مندي از ابزار لازم براي شناخت حقيقت و برخورداري از راهكارهاي درك حقيقت و دور كردن ذهن و فكر از هر نوع پيش داوري و معيار قرار دادن انصاف و حقيقت جويي است؛ بر اين اساس اگر فردى در خانواده مسلمان تشخيص داد كه دين اسلام بر حق نيست، مىتواند -بلكه بايد- به حكم عقل و طبق ديدگاه اسلام، دين ديگري را انتخاب كند و در اين زمينه هيچ مشكلي براي او پيش نخواهد آمد.
اما در جامعهاى كه بر اساس اعتقادات و باورهاى دينى، قوانين، رفتارهاى اجتماعى و فردى، اميال و آرزوهاى انسانها و ارزشهاى اخلاقى شان شكل گرفته كه هر يك از اين موارد كاركردهاى بسيارى در زندگى فردى و اجتماعى دارد، حق ندارد در برابر دين و اعتقادات عمومي جامعه موضعگيرى نموده و درصدد تخريب آن ها باشد، زيرا آثار نامطلوب در زندگى فردى و ا جتماعى ايجاد خواهد كرد و باعث تزلزل اركان اجتماعى خواهد شد.
آري پذيرش دين به عنوان يك مسئله فردي امري انتخابي است . انسان در انتخاب آن آزاد است و با دليل يا بي دليل مي تواند براي خود ديني انتخاب نمايد، اين نكته اي است كه در قرآن نيز مورد تأييد و تأكيد قرار گرفته، اما انسان حق ندارد از آزادي سوء استفاده كند. به بهانه آزادي، اعتقادات جامعه را تهديد نمايد. امنيت فكري و فرهنگي اجتماع را متزلزل و مختل كند. حكم ارتداد براي چنين موردي است و اين سخن مورد پذيرش عقل و عرف است.
ضرورت اين مطلب آن گاه روشن تر مي شود كه بدانيم اعتقادات ديني در افراد گوناگون جامعه وضعيتي متفاوت دارد. بسياري ازافراد در همه جوامع اعتقادات خود را بر اساس باورهاي عمومي و فضاي اجتماعي و انطباق آن ها با دريافت هاي فطري خود بنا نموده اند. چندان قابليت و امكان بررسي و تحليل عميق عقلي و منطقي براي آنان فراهم نيست، در نتيجه اين گونه تخريب فكري و عقيدتي بيش ترين اثرمنفي را در آنان گذاشته، بدون آن كه زمينه رسيدن آنان به حقيقت را فراهم سازد. بنابراين ارتداد از اين جهت كه افكار عمومى و ايمان مردم را متزلزل مىكند، اظهار آن روا و شايسته نيست، به همين خاطر با وجود يك سرى شرايط اسلام با مرتد برخورد مىكند. اما اگر فرد باور خود را رواج نداده و به امنيت فكرى و فرهنگى جامعه آسيبى وارد نكرد، حكومت اسلامي به او كارى نداشته و حكم ارتداد هم بر او جاري نمي شود و عقيدهاش نزد خودش محترم است.
توجه به اين نكته هم سودمند است كه حكم ارتداد در اديان آسمانى ديگر (مسيحيت و يهود ) نيز وجود داشته، به صراحت در كتب مقدس آنان بيان شده، (5) زيرا طبيعى است كه هر دينى براى محافظت از كيان خود، راهكارهايى را براى وحدت پيروانش و جلوگيري از زمينه سازي براي ترديد و ابهام و تشكيك در آن انديشيده باشد.
اما در مورد حكم مرتد حقيقي بايد گفت اين حكم در برخي مواردِ خاص بسيار سخت بوده و اعدام است. (6) اما نه هر انكار و تشكيكي در دين اسلام ارتداد محسوب مي شود و نه هر فردي به صرف تغيير دين، خونش مباح شده، اعدام مي شود؛ بلكه حكم زنان مرتد و همچنين كساني كه ابتدا مسلمان نبوده و بعد مسلمان شده اند يعني همان مرتد ملي اعدام نيست.
در نتيجه از چهار قسم مرتد ملي و فطري (كساني كه مسلمان زاده اند) از زنان و مردان، تنها مرتد فطري مرد به اتفاق بسياري از فقها، آن هم در شرايط خاص و با حصول شرايط متعدد مستحق مرگ است. در خصوص ديگر گروه ها رفتار و برخوردهاي سبك تري اعمال مي شود. (7)
پىنوشتها:
1. امام خميني، تحرير الوسيله، مؤسسه دار العلم، قم، احكام مرتد، م1.
2. بقره (2) آيه 170؛ مائده(5) آيه 104.
3. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت - لبنان، 1404 ه ق، ج 23، ص 103.
4. بقره (2) آيه 256.
5. كتاب مقدس، تورات، سفر تثنيه، فصل 13؛ عهد جديد (انجيل)، نامهاي به مسيحيان عبراني، بند 10.
6. تحرير الوسيلة، همان، ج 1، ص 118.
7. عبد الكريم موسوي اردبيلي، فقه الحدود و التعزيرات، قم، دفتر تبليغات اسلامي، 1413 ق، ص 840.
موفق باشید.
۱۳۹۱/۱۱/۱۹ ۰۴:۴۵
شناسه مطلب: 85809