سلام
من قبل از ازدواج دختر قوی و باروحیه خیلی خوب بودم اما پس از ازدواج با اینکه همسرم را بسیار دوست دارم و از زندگیم راضیم اما خیلی زود عصبانی میشوم و تحمل چیزی بر خلاف میلم را ندارم وبسیار جزیی بین شدم و غالبا ذهنم درگیر قضاوت کردن دیگران در مورد خودم و زندگیم است.سعی کردم ارتباطم را به هر نحوی با خدا و ائمه بیشتر کنم اما برای کوتاه مدت بهتر میشوم
لطفا کمکم کنید چون اصلا از وضعیت فعلیم راضی نیستم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
وقتي مي فرماييد: «غالباً ذهنم درگير قضاوت كردن ديگران در مورد خودم و زندگيم است.» طبيعي است كه از اين موضوع عصباني شويد و آرامش روحي و رواني تان به هم بخورد. نتيجه مقايسه زندگي خود با زندگي ديگران و توجه افراطي به حرف و حديث هايي كه ديگران درباره ما مي زنند و قضاوت هايي كه آنها در مورد زندگي ما دارند همه و همه منجر به اين مي شود كه ما از كوره در برويم و خونمان به جوش آيد و عصبي و آزرده گرديم.
مهم ترين كاري كه شما بايد انجام دهيد تا ريشه خشم و عصبانيت را بخشكانيد اين است كه فكر و ذهن تان را فقط به زندگي خود معطوف كنيد و كاري به حرف و حديث ها و قضاوت هاي ديگران نداشته باشيد. تا اين شيوه رفتاري تان را به كلي عوض نكنيد، توقع وقوع هيچ معجزه اي را در زندگي تان نداشته باشيد. وقتي شما همچنان به اين شيوه رفتاري عمل مي كنيد طبيعي است كه راهكارهاي ديگر مقطعي و موقتي خواهد بود و اثر ماندگار و هميشگي نخواهند داشت.
تا شما به حرف و حديث ها و قضاوت هاي ديگران در مورد زندگي خود با همسرتان توجه بكنيد نه تنها با اين شيوه بيشتر از همه خودتان را رنج مي دهيد. بلكه در ادامه باعث پيدايش خصومت، حسادت، عقده و ساير مشكلات عاطفي، روحي و رواني خواهيد شد. ضمن اين كه با اين شيوه رفتاري، همسرتان را از خود آزرده مي سازيد و باعث پيدايش خلل در روابط عاطفي خويش مي گرديد كه در نهايت پيدايش اختلافات زناشويي و خانوادگي دور از انتظار نخواهد بود.
اگر قرار باشد دائماً به حرف و حديث ها و قضاوت هاي ديگران در مورد زندگي خود توجه كنيد طبيعتاً با اين شيوه در يك سيكل معيوب مي افتيد و بيش از گذشته آزرده و عصبي مي شويد كه در نهايت، چيزي جز ابتلا به انواع بيماريهاي اعصاب و روان، اختلالات روحي و رواني از جمله پرخاشگري، وسواس فكري، بدبيني، حس انتقام جويي و... عايدتان نخواهد شد.
شما هر چقدر هم تلاش كنيد نمي توانيد نظر ديگران را نسبت به خود مثبت كنيد و باعث شويد كه همه شما را به خوبي ياد كنند و از زندگي تان تعريف و تمجيد نمايند. حتي اگر زندگي خوب و ايدهآلي داشته باشيد باز برخي افراد هستند كه به خاطر حسادت، كينه، دشمني و شيطنت، چشم ديدن زندگي خوب شما را نخواهند داشت به همين خاطر، به شكل هاي مختلف شروع مي كنند درباره آن به بدي ياد كنند و يا با برجسته كردن نقاط منفي آن را تضعيف و تخريب نمايند.
اگر شما فقط به زندگي خودتان اهميت دهيد و آن را به بهترين وجه ممكن اداره كنيد و روز به روز باعث رشد و تعالي آن گرديد و هرگز آن را با زندگي ديگران مقايسه نكنيد و اصلاً برايتان مهم نباشد كه ديگران در مورد شما و زندگي تان چه مي گويند، اگر دنيا هم مقابل شما قرار بگيرند و حتي اگر همه درباره زندگي شما بد بگويند، خواهيد گفت: «اهميتي ندارد.»
به هر حال، تا سبك فكري شما اصلاح نشود، تا روي افكار و ذهن خود كار نكنيد و افكار منفي را از فضاي ذهن تان بيرون نكنيد، توقع نداشته باشيد كه زندگي تان تغيير كند و آرامش به زندگي تان برگردد. در واقع آن چيزي كه شما در بيرون از زندگي خود دنبالش مي گرديد و مي خواهيد آن را از زبان ديگران بشنويد، در درون زندگي خود شماست؛ كافيست فكر و ذهن تان را فقط و فقط به زندگي خود معطوف كنيد تا آن را در درون زندگي خود حس كنيد. البته اگر مفاهيمي مثل: گذشت، ايثار، فداكاري، قناعت، سپاسگزاري، خوشخدمتي، وفاداري، صبر و بسياري از مفاهيم مثبت و خوب ديگر را در زندگي خود عملي سازيد به يقين زندگي تان روز به روز بهتر مي شود و شما يكي از خوشبخت ترين و شادترين زندگي را خواهيد داشت به گونه اي كه ديگران غبطه زندگي شما را بخورند و آرزو كنند كه اي كاش زندگي شان مثل زندگي شما گردد.
با اين توضيحات مشخص مي شود كه همه چيز به رفتار و عملكرد خود شما بستگي دارد و اين شما هستيد كه باعث خوشبختي و يا بدبختي زندگي تان مي گرديد. تا شما نخواهيد هيچ كس نه مي تواند خوشبختي را به شما پيشكش كند و نه مي تواند باعث بدبختي آن شود.
موفق باشید.