سلام خسته نباشید
من دختری 27 ساله هستم که تا به حال موقعیتی متناسب با شرایط خودم برای ازدواج نداشتم البته خودم هم مورد مناسبی دور و اطرافم سراغ نداشتم ولی زیاد دیدم که خونواده ی دختر وقتی مورد مناسبی رو پسند میکنن از طریق آشناها سعی میکنن شرایط آشنایی رو فراهم کنن و خیلیاش سر گرفته و با هم خوشبخت هم شدن.خود حضرت خدیجه هم به همین شیوه (غیر مستقیم)به حضرت محمد پیشنهاد دادن.
اخیرا دوست مادرم پسری رو معرفی کرد بهمون که خواستگاریم هم اومدن و انصافا از همه ی خواستگارام موقعیت مناسب تری داشت چند جلسه ای هم با هم حرف زدیم الان اونا موافق ازدواج ما هستن فقط مونده جواب من،ولی تو همین رفت و آمدا همون دوست مادرم از پسری حرف زد که فکر میکنم موقعیتش ،هم مناسب تره ،هم با من متناسب تره.البته دوست مادرم به نیت خاصی از اون پسره حرف نزد فقط حرف تو حرف اومد و راجع بهش گفت.
الان من میخوام به دوست مادرم بگم منو به اون پسره معرفی کنه.ولی نمیخوام به این خواستگاره جواب رد بدم تا ببینم آیا این مورد سر میگیره یا نه.آخه نمیخوام ازینجا رونده و از اونجا مونده بشم.
شاید فکر کنید ظلم میشه به این خواستگاری که الان دارم ولی اون که ضرر نمیکنه فوقش میره واستگاری کس دیگه ای ولی من که نمیتونم مثل پسرا آزاد و راحت انتخاب کنم.
میترسم اگه این کارو نکنم فردا تو زندگی با این خواستگارم اگه به مشکلی بخورم حسرت بخورم که چرا حاضر نشدم به دوست مادرم بگم منو با اون آقا آشنا کنه.
به نظر شما چیکار کنم؟
فقط وقت ندارم تورو خدا زودتر بهم جواب بدید.شما رو به خدا قسم میدم فکر کنید به دختر یا خواهر خودتون مشاوره میدید.خیلی برام موضوع جدیه

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ايده آل ترين شرايط امكان حسرت خوردن وجود دارد. مثلاً اين امكان وجود دارد كه اگر شما با خواستگار دومتان ازدواج كرديد بعداً حسرت بخوريد كه چرا طمع كرديد و به همان خواستگار اولتان بله نگفتيد. اين مسأله همچون مسأله مرغ و تخم مرغ همواره وجود خواهد داشت و شما بعدها احتمالاً از خود سوال مي كنيد آيا بهتر بود به اولي پاسخ مثبت مي دادم و به دومي جواب منفي يا برعكس.
اين نحوه مواجهه شما با خواستگاران بسيار آسيب زا به نظر مي رسد، چرا كه در بحران نبود خواستگار خداوند چنين خواستگاران نسبتاً مناسبي را نصيب شما ساخته است.
در برخي موارد اين شك و ترديدها بوي ناشكري مي دهد و كسي كه به ناشكري مي پردازد، چه بسا مقدرات مثبتش را به يكباره تغيير دهد. گل بي خار خداست و پسر دوم هم حتماً معايبي دارد كه پسر اول ندارد و بر عكس. به ياد داشته باشيد كه پسر دوم از شما خواستگاري نكرده و استدلال تراشي مبني بر سابقه خواستگاري خانواده دختر از خانواده پسر به هيچ وجه معقول به نظر نمي رسد. يقيناً تا شما مقدمات متقاعدسازي خانواده پسر دوم را فراهم آوريد پسر اول عطاي شما را به لقائتان خواهد بخشيد و شما به تعبير خودتان از اينجا مانده و از آن جا رانده خواهيد شد.
مطمئن باشيد با توجه به وفور دختران دم بخت پسر اول زياد منتظر بله شما نخواهد ماند و چه بسا در همين زمان كه در حال قرائت پاسخ نامه تان مي باشيد ايشان به خواستگاري بعدي اقدام كرده است.
استراتژي «به اميد هواي تازه تر» در بيشتر موارد به محروم ماندن فرد از همين هواي موجود مي انجامد و عاقلانه اين است كه با پايين آوردن سطح توقعات خود به پذيرش واقعيات بعضاً تلخ اجتماعي اقدام كرد.
در هر صورت ما از شرايط خاص شما و اين دو پسر هيچ اطلاعي نداريم، ولي اين به اصطلاح در آب نمك خواباندن خواستگار اول زياد به صلاح شما نيست.
البته اين طرز تفكر شما احتمالاً بسيار ريشه اي تر از آن است به صرف چند خط پاسخ ما تغيير نمايد و احتمالاً ريشه در اضطراب نسبتا بالا و كمال گرايي منفي شما دارد.
دختري كه از اضطراب در رنج نيست به راحتي تصميم مي گيرد و سعي مي كند به انتخاب دورانديشانه و همه جانبه نگر خود ملتزم باشد.
چه با اين پسر ازدواج كنيد چه با آن پسر در هر صورت اين شمائيد كه بايد زندگي تان را بسازيد. هر چقدر امكانات و ويژگي مثبت يك پسر افزايش يابد به همان ميزان سطح توقعش از شما بالاتر مي رود و شما بايد هزينه بيشتري براي زندگي با او پرداخت نماييد.
موفق باشید.