باسلام وخسته نباشید .بنده مدت 3سال میباشد که باهمکار خود قصد ازدواج دارم ولی موضوعی که مرا دچار تردید کرده است اینه که نامزد من 10سال پیش عاشق دختر عمومی خود بوده که او ازدواج می کند ونامزد من دچار افسردگی می شود وقید ازدواج را می زند تا زمانیکه با من آشنا می شود اکنون مشکل من اینه که چند وقت پیش کاغذی دروسایل اودیدم که نام دختر عمویش رانوشته بود ونوشته که عشقش وزندگیش بارفتن اوتباه شد.من خیلی عکس العمل شدیدی از خودم نشان دادم واوگفت که قضیه مربوط به چند ماه پیش بوده که ماباهم اختلافی پیدا کرده بودیم وتوباعث شدی که چند روز درفکر اوباشم.وگفت این واقعیت راباید بپذیری ولی من الان فقط تورادارم وقول میدم دیگه به اون فکر مکنم.وحالا من دچار تردید هستم آیا هرمشکلی پیش بیاید میخواهد به اوفکر کند؟ آیا اورا بیشترازمن دوست داشته؟ وآیا ازدواج با چنین شرایطی صحیح است؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از اين كه مي فرماييد: نامزدتان قبلاً عاشق دختر عموي خود بوده كه وقتي او ازدواج مي كند وي دچار افسردگي مي شود و قيد ازدواج را مي زند مي توان فهميد كه نامزدتان در آن زمان دچار نوعي شكست عشقي شده است. از لحاظ روانشناختي يكي از علل ابتلا به افسردگي در جوانان، شكست هاي عشقي و عاطفي است كه در اين خصوص، بعضي از افراد در آن هنگام به ناارزنده سازيهايي دست مي زنند و تمام داشته هاي مثبت خود را قرباني اين رويداد مي نمايند و زندگي را بر خورد كاملاً تيره و تار مي سازند.
معمولاً شكست عشقي و عاطفي يكي از درد آورترين اتفاقاتي است كه ممكن است براي هر كسي رخ دهد به هيمن خاطر، معمولاً پيامدهاي اين گونه شكست ها ماندگار و طولاني تر بوده و تبعات آن تا مدت ها فرد را به خود مشغول مي كند و باعث آزار و رنجش وي مي گردد. البته برخورد افراد با موضوع عشق و عاشقي و شكست هاي احتمالي آن همواره يكسان نيست. بعضي با يك بار مواجه شدن با تجربه تلخ، مستأصل و درمانده مي شوند و در مقابل، عده اي بارها ناكامي ها را تجريه مي كنند. اما اميدوارانه به جنگ با مشكلات مي روند و پيروزي خودشان را در تسليم نشدن در مقابل مشكلات و سختي ها مي دانند. اين كه چرا بعضي خوشبختي را در اين مي دانند كه هيچ گاه با ناكامي مواجه نشوند و بعضي مواجه شدن با ناكامي را لازمهي زندگي طبيعي خودشان مي دانند؟ پاسخ به همهي اين چراها در اين سخن نهفته است كه انسانها هر كدام درك متفاوتي از زندگي دارند چه اين كه ممكن است دو نفري كه در يك شرايط همسان زندگي مي كنند. اما يكي از شرايط زندگي ناراضي، ناراحت و نگران است و دائماً با منفي بافي ها خود را در تلهي افسردگي گرفتار و ديگري در همان شرايط اما راضي، بدون نگراني و پذيراي واقعيت هاي زندگي و به فكر اصلاح و تغيير شرايط موجود مي باشد. اگر كمي دقت كنيد اين موضع گيري متفاوت و بعضاً متعارض ناشي از درك و شناخت افراد از واقعيت هاي زندگي است.
در مورد فراموش كردن موضوع عشقي كه فرد در گذشته با آن درگير بوده است بايد بگويم كه اين مسايل مانند شماره تلفن و برخي اطلاعات غير ضروري ديگر نيستند كه در كوتاه ترين زمان و يا در آينده با تغيير منزل و مانند آن از بين بروند. اين دسته از اطلاعات شامل محتواهاي به شدت احساسي و عاطفي هستند و معمولاً ماندگارترند. بنابراين توقع نداشته باشيد كه به اين زودي از حافظه نامزدتان محو شوند. اين گونه مسائل ممكن است علي رغم تلاش فرد تا پايان عمر در حافظه فرد باقي بماند و هرگز حذف نشود البته فرد مي تواند از توجه اختياري به آن خاطرات و دامن زدن به آن بپرهيزد.
به هر حال، اين واقعيتي است كه شما و نامزدتان با آن روبرو هستيد و بايد به نامزدتان حق بدهيد كه گاهي دلش براي عشق سابقش تنگ شود و به فكر آن بيفتد و خاطرات وي را در ذهن مرور كند البته ممكن است اين حالت اصلاً اختياري نباشد بلكه ناخواسته به ذهن او هجوم بياورد. توجه داشته باشيد وقتي مشكلات بر انسان هجوم بياورد و آرامش روحي و رواني وي را مختل سازد فرد را مجبور مي كند كه به ناچار دنبال آرامشگري بگردد تا از لحظ ذهني او را به آرامش برساند و از فشار مشكلات بكاهد. برخي از افراد به خيالبافي روي مي آورند و با ترسيم موقعيت هاي لذت بخش خيالي از لحاظ رواني و ذهني خود را تسكين مي دهند برخي ديگر، اتفاقات خوشايند واقعي گذشته را در ذهن مي پرورانند و بدين شيوه از فشار مشكلات زندگي مي كاهند.
به هر حال، خاطرات عشقي به مانند بسياري از خاطرات ريز و درشت زندگي به اين سادگي ها از ذهن محو نمي شود و ممكن است با اندك حادثه اي دوباره از قسمت ناخودآگاه ذهن به قسمت خودآگاه آورده شود. تلاش براي حذف كامل آن گاهي نتيجه معكوس مي دهد و باعث توجه بيش از حد به آن و ماندگاري آن مي گردد. اين مسئله به معناي اين نيست كه نامزدتان شما را دوست ندارد و يا كمتر از بقيه دوست دارد. مهم آنست كه شما بتوانيد با شگردهاي عشقي، خوشخدمتي و برقراري رابطه مؤثر با نامزدتان خاطرات جديد و بهتري را براي وي پديد بياوريد تا وقتي مشكلات زندگي به او فشار مي آورد و يا وي دچار اندوه و دلتنگي مي شود با مرور آن خاطرات از فشار مشكلات زندگي بكاهد و از رنجي كه با آن روبرست به سلامت بيرون بيايد. تنها در اين صورت، مي توان خاطرات عشق سابق نامزدتان را به ورطه فراموشي سپرد؛ بقيه راهكارها يا ناايمن هستند و يا موقتي عمل مي كنند.
با چنين شرايطي ازدواج شما با نامزدتان صحيح خواهد بود مشروط بر اين كه شما همسرتان را بر اساس معيارها و ملاك هاي اساسي ازدواج برگزيده باشيد و سلامت ازدواج تان نيز از همه لحاظ مورد تأييد واقع شود. اگر همسرتان هنوز از آشفتگي هاي روحي و رواني رنج ببرد و آن را به طور كامل درمان نكرده باشد. حتي اگر او خاطرات گذشته را به كلي فراموش كند باز در زندگي بدون مشكل نخواهيد بود. توصيه مي شود با مراجعه به مراكز مشاوره اي و خدمات روانشناختي معتبر و با انجام روانسنجي و اجراي برخي آزمون هاي رواني و گفتگو با مشاوران ازدواج از سلامت ازدواج تان مطمئن گرديد.
موفق باشید.