چرا خدا لبن بندههايش فرق ميذاره چراكسي تو يك خانواده مرفع به دنيا مياد و كسي تو خانواده اي كه هزار بدبختي دارند و اخه اين چه عدالتي است كه ان انسانها هم اين دنيا رو دارند هم اخرت رو ولي امثاله من نه اين دنيارو نه ان دنيارو به طور مثال كسي كه مرفع هست ميتونه به ديگران كمك كنه دروغ كمتر ميگه چون اكثر دورغها از نداري است بيشتر خداشو احساس ميكنه و دعاي ديگران رو هم داره و .... ولي ماها كمك مالي كه نميتونيم كنيم به صابخانه و ... دروغ بگيم و .... حتي حسادت هم بايد كنيم و ... مثل اين ميمنه كه انها با ماشين اخرين مدل با منه دوچرخه سوار كه چرخش هم پنچره مسابقه بدم . درسنه هر كي مسئول كارهاي خودش است . ولي منظورم عدالت خداست .{ خدايا من رو ببخش سوال كردم كفر نميگم }

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به پرسش شما پيش از هر چيز تذكر اين امر لازم است كه عدالت در مشهورترين معناي كلامي خود عطا كردن حق هر صاحب حقي به اوست (1) بر اين اساس گفته مي شود كه صدق واژه عدالت فرع وجود "حق" است، يعني اگر چيزي مستحق قرار گرفتن در مكان و جايگاهي باشد، لازم است كه در همان جايگاه قرار بگيرد و گرنه اگر حقي در ميان نباشد، عنوان عدالت و ظلم معنا ندارد.
فرض كنيد شما تصميم گرفتيد به چند نيازمند كمك كنيد و اتفاقا به يك فقير 2000 تومان و به ديگري 1000 تومان داديد؛ آيا فقير دومي مي تواند اعتراض كند كه چرا به او 2000 تومان دادي و به من هزار تومان ؟ مسلما خير، زيرا او و فرد اول هيچ حقي به گردن شما نداشتند و شما از روي ميل دروني و به اختيار خود خواستيد كمكي به آن ها بكنيد، حال با دليل يا بي دليل در كمك تفاوتي قايل شديد، اين امر هيچ ربطي به عدالت و يا ظلم بر نمي گردد. نه تنها در حق فرد دوم بلكه در حق كسي هم كه هيچ به او نداديد، ظلمي نكرديد، چون حقي در ميان نبود.
رابطه ما و همه موجودات با خداوند از همين قبيل است. هيچ حقي بر خداوند نداريم تا حق مطالبه آن را داشته باشيم و در نحوه اعطاي نعمت ها به خداوند گله كرده، از او ناراضي باشيم و عدالت او را زير سوال ببريم؛ البته اين امر مي تواند با حكمت خداوند در تعارض باشد كه لازم است خداوند اين نعمت ها را حكيمانه و منصفانه بين بندگان توزيع كند؛ بر اين اساس به پاسخ پرسش شما مي پردازيم:
يقينا بين فردي كه مثلا با سلامت جسمي و يا در خانواده اي مرفه به دنيا مي آيد، با فردي كه در حال بيماري و نقص جسمي و يا در خانواده اي فقير و دردمند متولد مي شود ، تفاوت هاي بسياري وجود دارد؛ اما منشأ اين گونه تفاوت ها چيست ؟ با تامل و دقت در اختلافات و تفاوت ها مي توان دريافت كه اصولا اين موارد جهات مختلفي دارد:
1- بعضي از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق ديگران است.
تفاوت‏ها ظالمانه و غير منطقي است. با از بين رفتن نظام طبقاتي و گسترش عدالت اجتماعي از ميان خواهد رفت. هيچ گاه اسلام و قرآن اين گونه تفاوت‏ها را تأييد نكرده است، زيرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آن‏ها را نمي‏توان به حساب دستگاه آفرينش گذارد. مشكلات مالي بسياري از خانواده ها ناشي از ظلمي است كه در گذشته بر آن ها يا پدران آن ها شده است . اگر ظلم ها نبود، وضع كنوني يك خانواده و خاندان حتي يك جامعه متفاوت بود.
خداوند نخواسته ظلم باشد و راهكار برطرف شدن آن ها را هم با ارسال پيامبران ارائه داده اما اين راهكار هيچ گاه به طور كامل به نتيجه نرسيده، زيرا خداوند نظام عالم را بر اساس سنت هاي معيني بنيان نهاده ، از علت و معلول در عالم سرپيچي نمي نمايد. بنا ندارد كه به طوري اعجاز گونه ظلم ها را از بين ببرد و عدالت را در همه جا حاكم نمايد، يا ظالمان را مجبور كند كه ظلم ننمايند و جلوي تلاش هاي انبيا را نگيرند؛ بلكه بشر بايد با همت و تلاش خود مانع ظلم ظالمان شوند و عدالت كامل را محقق سازند.
2. خداوند، عالم هستي را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار كرده است. هيچ پديده‏اي بدون علت به وجود نمي‏آيد. هر آنچه در عالم هستي محقق مي‏شود، ناشي از علت و سبب خاصي است. آتش علت سوزاندن است. پيدايش درخت ميوه، معلول قرار گرفتن نهال درون خاك با شرايط و كيفيت خاص و آب و هواي مناسب و غيره است، لازمه‏ نظام علت و معلولي حاكم بر جهان هستي، تحقق پديده‏ها به دنبال علت آن هاست.
يعني همان گونه كه قانون جاذبه زمين موجب آسايش انسان ها و ساختن بناهاي بلند و زندگي و حركت بر روي كره زمين است، همين قانون باعث مي‏شود كه اگر كسي از ارتفاع بپرد، با زمين برخورد كند و بميرد.
همان طور كه آتش علت سوزاندن است و براي انسان منافعي مانند روشن كردن كوره‏هاي ذوب آهن و يا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه يا بدن انسان برسد ، علت و سبب سوزاندن و صدمه ديدن آن ها مي‏شود و... ؛ كيفيت زندگي بسياري از افراد هم در بسياري از موارد تابع و نتيجه رفتارها و تصميم گيري هاي گذشته خود آن ها يا نسل هاي گذشته شان است ؛ مثلا اگر در مملكتي تلاش عمراني و به كار گيري روش هاي مدرن رفاهي و تهيه امكانات رفاهي و ... به هر دليلي حاصل نشود، نتيجه آن فقر و بدبختي و نكبت نسل هاي آتي خواهد بود .
البته در تحقق اين وضعيت عوامل گوناگوني مي توانند دخيل بوده نقش آفريني كنند، اما نمي توان توقع داشت كه علت ها به معلول طبيعي خود منتهي نشوند. مثلا اگر در اروپا چند نسل به تلاش و تحقيق و پژوهش و توسعه امكانات رفاهي و خدماتي دست بزنند و به هر راه و وسيله اي ثروت جمع نمايند، اما در نهايت رفاه و امكانات رفاهي و زندگي بهره مند براي نسل هاي بعد از خود به ارمغان نياورند .
به همين نسبت در مورد تمكن هاي مالي بي بهرگي مادي و رفاهي انسان‌ها هم در برخي موارد معلول كار و تلاش خودشان است. قانون خلقت بر آن نهاده شده كه هر كسي به اندازه سعي و تلاش خود بهره­مند شود . مطمئنا كسي كه به تنبلي خو كرده باشد، يا مقدمات صحيح موفقيت اقتصادي را فراهم ننموده باشد، نمي‌تواند مانند ديگران از نعمت‌هاي دنيوي بر خوردار شود. كسي كه كار و تلاش بيش تري مي‌كند، بهره بيش تري خواهد داشت، گرچه اهل معصيت و گناه باشد .
3- قسمتي ديگر از تفاوت‏ها، طبيعي و لازمه آفرينش انسان است، يعني هر قدر اصول عدالت در جامعه انساني رعايت شود، باز همه انسان‏ها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سليقه‏ها يكسان نخواهند بود. مسلما بهره مندي از نعمت هايي مانند مال و ثروت هم رابطه مستقيمي با استعداد و توان كار اقتصادي و مانند آن دارد كه اين امور در همه افراد يكسان نيست؛ اين همان حقيقتي است كه از آن به تقدير روزي خداوند نام برده مي شود .
استاد مطهري مي‏گويد: "معناي عدالت اين نيست كه همه مردم از هر نظر در يك حد و يك مرتبه و يك درجه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد و در اين جهت مثل پيكر است.
وقتي كه مقامات و درجات دارد، بايد تقسيم بندي و درجه بندي شود. راه منحصر، آزاد گذاشتن افراد و زمينه مسابقه را فراهم كردن است. همين كه پاي مسابقه به ميان آمد، خود به خود به موجب اين كه استعدادها در همه يكسان نيست و به موجب اين كه مقدار فعاليت‏ها و كوشش‏ها يكسان نيست، اختلاف و تفاوت به ميان مي‏آيد. يكي جلو مي‏افتد و يكي عقب مي‏ماند".(2)
اما آيا خداوند نمي توانست تساوي و همخواني مطلق را در عالم پديد آورد ؟ اگر مي توانست و نكرد، اختلافات از روي كدام حكمت و مصلحت بود ؟
در خصوص حكمت اين امر توجه به چند نكته ضروري است :
معمولاً بخشش‏هاي الهي و استعدادها چنان تقسيم شده‏اند كه هر كسي قسمتي از آن‏ها را دارد، يعني كم‏تر كسي پيدا مي‏شود كه همه نعمت‏ها را يك جا داشته باشد. اگر كسي از نعمت مال بهره مند است. اما شايد در نعمت سلامت يا فرزند مناسب بهره چنداني نداشته باشد . اگر كسي در فقر به سر مي برد. اما داراي نعمت هاي مشابه در زمينه اي ديگر است ، مثلا از اعتقادات پاك و سالم برخوردار است كه منزلت اجتماعي و شهرت نيك و اعتماد جامعه را به دنبال دارد .
در هر حال اختلاف و تفاوت در اين امور مادي و ظاهري باعث احتياج و نيازمندي انسان ها به يكديگر و تشكيل جامعه بشري داراي پيوندهاي عميق خواهد بود ، از اين رو قرآن مجيد مي‏فرمايد:
" معيشت آن‏ها را در حيات دنيا ميان آنان تقسيم كرديم . بعضي را بر بعضي برتري داديم، تا آن‏ها يكديگر را به كار گيرند و به يكديگر خدمت نمايند".(3)
قرآن مجيد به يكي از اسرار مهم تفاوت‏ها اشاره كرده و آن آزمايش الهي است. خداوند مي‏فرمايد:
"او كسي است كه شما را جانشينان در زمين قرار داد . بعضي را بر بعض ديگر درجاتي داد، تا شما را به آن چه در اختيارتان قرار داده بيازمايد".(4)
راز اصلي تفاوت ها را بايد در حقيقت عالم يعني آزمودن انسان دريافت ؛ در حقيقت تفاوت‏ها براي اين است كه معلوم شود انسان چگونه از امكانات خدادادي بهره برداري مي‏كند. اگر نابرابري‏ها نبود، زمينه امتحان در شكلي مهم و جدي از ميان مي‏رفت.
البته شكل آزمون ها داراي تفاوت هاي بسياري است، بعضي افراد با مال و نعمت و گروهي ديگر با تنگدستي و نقمت، گروهي با بيماري و درد جسمي و گروهي با سلامتي و تندستي آزمايش مي‏شوند؛ اما همه اختلافات به شكلي دقيق و عادلانه در نحوه تكاليف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قيامت مورد محاسبه قرار مي گيرد .
مطمئناً آنان كه در دنيا از نعمات بيش تري برخوردار بودند، بيش تر مورد سؤال و درخواست هستند. بايد بيش تر پاسخگو باشند . كساني كه آزمون هاي سخت فقر و بيماري و ... را گذراندند، وضع بسيار بهتر و آسان تري را پيش رو خواهند داشت. خدا را به خاطر اين تقدير شكر خواهند كرد كه در برابر سختي كوتاه دنيا سعادت ابدي را نصيب آن ها نموده است.
نكته مهم در سرتاسر اين موضوع آن است كه با وجود تفاوت ها عدالت در تكاليف و مسئوليت ها و آزمايشات و محاسبه اعمال اين افراد متناسب با داشته و توان مندي ها و امكانات موجود در زندگي شان ملاحظه شود كه يقينا اين گونه خواهد بود .
نگاه خود را به زندگي در اين جهان نبايد محدود كنيم. اين بخش از زندگي را بايد در پيوست با بخش عظيم‏تر از زندگي و حيات جاودانه و عالم برتر و حقيقي‏تر نگاه كنيم. اگر نگاه ما به زندگي محدود به دنيا بود، اشكال از تفاوت‏ها در دنيا به جا بود، در حالي كه هر چيزي در دنيا، آزمايشي براي انسان است كه در عالم ديگر نتيجه آن را خواهيم ديد . نبايد از وجود برخي تفاوت ها در دنياي كوتاه ناراحت بود .
در نهايت هم اين تفاوت ها و رنج هاي ظاهري به گونه اي جبران مي شود كه چه بسا فرد مرفه در زندگي دنيا در قيامت آرزو مي كند: اي كاش وضعيتي مشابه افراد گرفتار و مبتلا مي داشت تا اين فشارها زمينه سعادت ابدي وي را فراهم آورد ، نه آن كه به آزمون نعمت و رفاه و تمكن آزموده شود و مسئوليت خطير اين مقام بر عهده وي قرار داشته باشد.
چنان كه همين نكته در برخي روايات نقل شده كه كساني كه به حكم عوامل گوناگون اختياري يا غير اختياري رنج و بلاي بيش تري را در دنيا متحمل مي شوند ، فارغ از تاثيرات مستقيم بلايا و مصيبت ها در دوري از غفلت و دنيا طلبي و انحرافاتي از اين دست و زمينه هاي تربيتي كه مشكلات به دنبال دارد، در برابر سختي ها اجر و پاداشي بي حساب را دريافت مي كنند كه در قيامت مورد حسرت ديگران خواهد بود .
در روايات متعددي آمده :« در روز قيامت كسانى كه در دنيا با صحّت و عافيت به سر بردند، دوست دارند كه گوشت بدن آن ها را با قيچي در دنيا چيده بودند براى ثواب هايي كه مى‏بينند به اهل بلا مى‏دهند. » (5)
البته قبول داريم كه آزمون فقر و گرفتاي هاي دنيايي به دليل همين نتايج مثبت و پاداش هاي بي حساب در آخرت ، دشواري هاي خود را دارد و ممكن است فرد را در ورطه گناه و معصيت و حتي كفر بكشاند ، اما در عين حال نبايد فراموش كرد كه آزمون نعمت و رفاه هم بسيار خطرناك است و زمينه و بستر گناه و غفلت و دنيا خواهي و دوري از خدا در اين بستر بسيار بسيار بيش از بستر فقر فراهم است .
كم نيستند افرادي غني كه نه تنها اهل كمك و خيرات به نيازمندان نيستند اما به مرور زمان از انجام واجبات مالي و حتي عبادي خود نيز دريغ مي ورزند و چنان غرق در دنيا مي گردند كه بوئي از دين و خدا و باورمندي به قيامت از زندگي آن ها به مشام نمي رسد و در مقابل هم كم نيستند افراد نيازمند و فقيري كه در همان وضعيت سخت و دشوار زندگي خود از بندگي خدا و انجام تكاليف ديني و حتي كمك اندك - ولي بي منت و خالصانه و مقبول در نزد خدا - به نيازمندان دريغ نمي ورزند و اتفاقا زندگي شيرين و لذت بخشي را نيز تجربه مي كنند .

پي‌نوشت‌ها:
1. سيد محسن خرازى‏، بداية المعارف الإلهية في شرح عقائد الإمامية، مؤسسة النشر الإسلامي، قم ‏1417 ق‏، ج 1، ص 97.
2. شهيد مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1374ش ، ج 25 ( بيست گفتار ) ص 252.
3. زخرف (43) آيه 31.
4. انعام (6) آيه 165.
5. شيخ حسن ديلمى‏، إرشاد القلوب إلى الصواب‏، شريف رضى‏، قم‏، 1412 ق‏، ج 1، ص 42.
موفق باشید.