اینکه می گویند خداوند در همه جا حضور دارند برای من اثبات شده است. اما به چه کیفیتی؟ چطوری ممکن است همه جا باشد؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ سوال شما بايد گفت كه اولا؛ اين تعبير كه خدا در همه جا هست و حضور دارد، تعبير تسامحي و در واقع عاميانه است كه براي درك عمومي اين گونه تعابير درباره حضور خداوند در گستره هستي به كار برده ميشود و گرنه اين گونه تعبيرات نسبت به ساحت متعالي خدا دقيق و مناسب نيست. ثانيا؛ از اين سخن (خدا در همه جا حضور دارد) نبايد تصور ظرف و مظروف را داشت و گمان كرد كه خدا در داخل و يا كنارهمه اشياء و موجودات حضور دارد، چون اين گونه امور اختصاص به موجود مادي دارد كه اگر قرار شد در جاي باشد، در داخل و يا در كنار آن جا حضور فيزيكي دارد، در حالي خداوند از اين گونه امور منزه است. در نتيجه منظور از حضور خدا در همه جا همان معناي متعارف از نوع حضور فيزيكي و جسماني نيست. زيرا خدا ماده و جسم نيست كه بتوانيم برايش جا و مكان قائل شويم. بلكه منظور از حضور خدا، علم و آگاهي و احاطه خدا بر جهان هستي و تمام مخلوقات است به عبارت ديگر همه چيز نزد علم خدا حاضرند و هيچ چيز از احاطۀ او غايب نيست.
چنانچه در قرآن مي فرمايد: بدانيد خداوند از هر چيزي آگاه است؛(1) در آيه ديگر مي فرمايد: بگو: اگر آن چه در سينههاي شما است، پنهان داريد يا آشكار كنيد، خداوند آن را ميداند، و نيز از آن چه در آسمان و زمين است، آگاه است و خداوند بر هر چيزي توانا است.(2)
در نتيجه مراد از حضور خداوند علم و آگاهي و احاطه خداوند بر موجودات و حضور موجودات در نزد خداوند است و از آنجا كه خداوند موجودي مجرد از ماده و عوارض ماده مي باشد و علم خداوند نيز حضوري و بدون واسطه است سوال از كيفيت و نحوه حضور خداوند بي معناست. زيرا حضور خداوند كه همان علم و آگاهي خداوند است همانند ذات خداوند مجرد از ماده و عوارض ماده همچون كم و كيف و... مي باشد و محدوديت هاي حضور مادي كه هميشه ملازم با كميت و كيفيت و... است در مورد خداوند وجود ندارد.
تذكر اين نكته خالي از فايده نيست كه در نظر اهل عرفان مراد از حضور خدا در همه جا، به معناي "معيت قيوميه" يا همراهي هستي بخشانه است يعني خداوند قيوم و نگاه دارنده همه چيز است، قوام هستي همه چيز به اوست و از اوست. همه چيز فقير و نيازمند به او بلكه عين فقر و نياز به اوست. خداوند با همگان در مقام فعل معيت قيومي دارد و نه در مقام ذات كه برتر و منزه از اين گونه امور است.(3)
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:« وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ ؛ (4) هر كجا باشيد او با شما است». در روايات نيز در باب مفهوم اين معيت نكتههاي بسياري آمده از جمله: «مع كل شي لامقارنه و غير كل شي لابمزايله؛ (5) خداوند با همه چيز است، نه اين كه همنشين آنان باشد، و با همه چيز فرق دارد، نه اين كه از آنان جدا و بيگانه باشد». در حديث ديگر فرمود:«لم يحلل في الاشياء فيقال هو كائن و لم ينا عنها فيقال هو منها بائن؛(6) خداوند در چيزي قرار نگرفته تا بتوان گفت در آن جاست. دور از پديدهها نيست تا بتوان گفت از آنها جداست.»
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 231.
2. آل عمران(3) آيه 29.
3. محمدامين صادقي ارزگاني، آموزههاي عرفاني از منظر امام علي (ع)، بوستان كتاب، قم، 1384 ش، ص122.
4. حديد (57) آيه 4.
5. محمد دشتي، ترجمه نهج البلاغه، موسسه فرهنگي تحقيقاتي امير المومنين(ع)، خطبه 1.
6. همان، خطبه 65.
موفق باشید.